چرا از غدیر تبليغ وتجليل نماییم ؟

عیدسعید غدیر خم برهمه رهروان ولایت و محبان خاندان عصمت(ع) مبارک باد 

ممکن است برای برخی این سؤال پیش بیاید که چه ضرورت دارد که بعد ازگذشتن قرن ها ازجریان غدیر و اعلام امامت امیرمؤمنان(ع)، دراین باره بحث شود وازآن بزرگداشت به عمل آید؟ درپاسخ باید گفت: به دلایل زیر تجلیل ازغدیر وسخن گفتن ازامامت، ضررت پیدا می کند:

1 ) مکلف بودن مسلمانان به رساندن پیام غدیر به آیندگان

 باتوجه به خطبة غدیر که ازسوی پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) درسرزمین جحفه ایراد گردید (که دریکی ازفرازهای آن فرمود:«فَلْيُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ‏ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، بايد حاضران به غايبان وپدران به فرزندان خود تاقيامت اين پيام را برسانند[1]».) همة مسلمانان وظيفه دارند که این پیام را تاروزقیامت به نسل های آینده برسانند و در این زمینه کوتاهی روانیست.

نکته شايان دقت دراين فراز ازخطبة غدير این است که رسول خدا(ص) رساندن پیام غدیر را حتی مغیّا به ظهورمهدی موعود(عج)- که درآن زمان اسلام جهانی وشعار«حی علی خیرالعمل» و«علی ولی الله» درسراسرکرة زمین طنين اندازخواهد شد- ، نکرده است، بلکه تاروزقیامت بایستی این پیام ابلاغ شود وازغدیرتجلیل وبزرگداشت به عمل آید.

2 ) تقويت مهدي باوري

يکي ازدلايل که تجليل ازغدير را لازم مي کند، ضرورت ترويج مهدي باوري است که يکي ازشاخصه هاي مهم اعتقاد به امامت محسوب مي شود، بلکه مي توان گفت: غديرشالودة تفکرمهدویت وانتظار و ظهور را تشکیل می دهد؛ چون اگرغدیر نباشد مسأله مهدویت و انتظار وظهور، کم رنگ مي شود، بنابراین تجليل ازغديرنوعي ترويج وتقويت مهدي باوري به شمار مي رود؛ زیرا غدیرتنها اعلام ولایت وامامت امیرالمؤمنین علي علیه السلام نیست و نبود، بلکه علاوه براثبات امامت آن حضرت، ولايت وامامت فرزندان معصومش يعني از امام حسن علیه السلام گرفته تامهدی موعود (عج) را نيز اثبات مي کند .

اگررسول خدا (ص) آن روزدست علی علیه السلام را بلند نموده فرمود: «من کنت مولاه فهذاعلی مولاه»، به این جهت بود که مصداق امام و ولیّ امر مردم درآن روز علی علیه السلام بود و اگر نه درحقیقت گویا رسول خدا(ص) فرموده است:«من کنت مولاه فحسن مولاه، فحسین مولاه و...». امروز هم فریاد ملکوتی رسول خدا صلی الله علیه وآله طنین اندازاست که:« من کنت مولاه فمهدی مولاه».

لذا می بینیم که درحدیث غدیر به صراحت از مهدي موعود(ع) سخن به ميان آمده و با القاب مختلف از آن حضرت ياد شده است مانند:« خاتم الأئمة ، قائم ، مهدي، منتقم ، فاتح ، الناصر لدين الله عز و جل، خيرة الله ، وارث كل علم‌، المحيط بكل فهم، المخبر عن ربه عز و جل، الرشيد السديد، الباقي حجة ، ولي الله في أرضه ، و...[2]». 

اين مطلب بيان گر اين نكتة مهم است که غدير تأسيس اصل نظام  ولايي بامحوريت اهلبيت پيامبراکرم (صلي الله عليه وآله وسلم) می باشد واعتقاد به مهدويت، علاوه برقرآن کریم ريشه درغديردارد و غدیر باوری زمینه سازمهدی باوری می شود.

3 ) نصرت امیرالمؤمنین وجلب ياري خداوند 

بعد از آن كه رسول خدا(ص) به دستور الهي اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) را به عنوان وليّ وسرپرست امت اسلامي منصوب كرد و حديث متواتر  :«من کنت مولاه فهذا علي مولاه» را ايراد نمود ، چنين دعا كرد: « اللهم ... وانصرمن نصره واخذل من خذله [3]»، چنانکه مشاهده می شود دراين دعا ازخداي سبحان طلب نصرت شده است براي کسي که علي را ياري نمايد.

 شکي نيست که يکي ازمصاديق نصرت امام علي (ع) تجليل ازغدير وبيان فضايل ومعارف علوي مي باشد، تا ازيکسو زمينة هرچه بيشتر و بهترشناخت آن حضرت فراهم گردد وازسوي ديگر، صراط مستقيم ومحورحق و حقيقت شناسانده شود، چنانکه رسول خدا (ص) فرمود:« عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُ‏ مَعَ‏ عَلِيٍ‏ يَدُورُ مَعَهُ حَيْثُمَا دَارَ ، علي باحق است وحق باعلي وهرجا علي باشد حق آنجا دورمي زند[4]». ازسوي سوم، باعث نزول نصرت الهي مي شود؛ زيرا طبق درخواست پيامبراکرم(ص) ازخداوند، هرکس علي(ع) را ياري نمايد خودش نيز مورد نصرت وياري خداوند قرارمي گيرد.

4 ) عبرت گیری

خدای سبحان درقرآن کریم داستان های گذشتگان را زیاد بیان فرموده اعم ازسرگذشت انسان های خوب وبد، حتی داستان شیطان را درچندین سوره وآیه به مناسبت های مختلف یاد آورشده است. یکی ازعمده ترین اهداف نقل این داستان ها وتاریخ گذشتگان عبرت گیری ازسرگذشت آن ها است، چنانکه قرآن می فرماید لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ ...، در سرگذشت آنها درس عبرتى براى صاحبان انديشه است[5]».

 بدون شک غدیر یک حادثه نیست بلکه یک تاریخ درس آموز وعبرت انگيز، و یک مکتب پويا است؛ لذا سخن گفتن ازغدیر وتجلیل سالانه ازآن، زمینة عبرت گیری ودرس آموزی ازغدیررا فراهم می کند. عبرت گیری ازکسانی که ازدانشگاه غدیررفوزه شدند ودرس آموزی والگوگیری ازکسانی که باتمام وجود ازغدیر و پیام های نجات بخش و حیات آفرین آن دفاع و حمايت کردند تا ديگر وارث غدير وعليّي زمان يعني مهدي موعود (عج) تنها نماند ومظلوميت جدش اميرالمؤمنين(ع) تکرارنشود .

5 ) تعيين مرجع ديني

يکي ازاهداف مهم بحث ازغدير، تعيين مرجع ديني ومبيّن احکام است؛ زيرا بحث از مسألة امامت دو جنبه دارد: يكى جنبة تاريخى و ديگرى جنبة دينى و عملي . بر فرض كه از لحاظ جنبة تاريخى وقت و زمان آن گذشته باشد، اما از لحاظ جنبة دينى، اثرآن تاكنون باقى است و تا روز قيامت نيز باقى خواهد ماند ؛ زيرا اگر از امامت و ولايت بحث مى‏كنيم، يك جهت مهمّش اين است كه مرجع دينی ما كيست و دين را از چه كسى بايد اخذ كنيم؟ سنت واقعى پيامبرخدا (ص) نزد چه كسانى است؟ قول چه کساني بعد از آن حضرت حجت است؟.  خوشبختانه حديث متواترثقلين که فريقين آن را نقل کرده اند[6]، مقام مرجعيت علمي اهلبيت عصمت(عليهم السلام) را ثابت مي کند؛ زيرا پيامبرخدا (ص) فرموده است: به قرآن و اهلبيت من مراجعه وتمسک کنيد.

بنابراين تعیین مرجع دینی يک مسأله مبتلابه وکاربردي است و به درد امروز ما مي خورد، يعني ما بايد درياد گرفتن احکام ببينيم عترت چه گفته است[7]، ومعرفت ديني ودستورات زندگي را ازمکتب غدير و امامت فرابگيريم، نه ازمکتب صحابه و خلافت که درمقابل مکتب غدير بازگشاي شد.

6 ) تقویت وتثبیت قلوب

خدای سبحان، وقتی به پیامبرش ازسرگذشت وتاریخ گذشتگان خبرمی دهد، علتش را چنین بیان می کند:« وَ كُلاًّ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ ...، ما از هر يك از سرگذشتهاى انبيا براى تو بازگو كرديم، تا به وسيله آن، قلبت را آرامش بخشيم؛ و اراده‏ات قوّى گردد[8]».

بنابراين یکی ديگر ازاهداف طرح بحث غدیر این است که قلوب پیروان غدیرتقویت شود ودرشداید وسختیها صابر و با استقامت باشند، ودرعقیده ای که دارند محکم واستوار بمانند ودستخوش تندباد های شبهات دشمن نشوند و بدانند که عقاید واحکام خودشان را ازمنبعی گرفته اند که رسول خدا(ص)آن را معرفی نموده و اطاعت از قرآن كريم و عترت طاهره را كه منتخب غدير سر سلسلة آنها به شمار مي رود ، يگانه راه نجات ورستگاري بيان داشته است .

به طورخلاصه می توان گفت اثرات بسیارمثبت وسازندة که تجلیل ازغدیربه جا می گذارد قرارذیل است:

«اولًا منطق مستدل شيعه را روشن مى‏كند، و ثابت مى‏كند كه گرايش در حدود[چند] صد ميليون مسلمان به تشيع- برخلاف تبليغات زهرآگين عده‏اى- مولود جريانهاى سياسى يا نژادى و غيره نبوده است، بلكه يك منطق قوى متكى به قرآن و سنت موجب اين گرايش شده است.

ثانياً ثابت مى‏كند كه پاره‏اى اتهامات به شيعه- كه سبب فاصله گرفتن مسلمانان ديگر از شيعه شده است- از قبيل اينكه شيعه غيرمسلمان را بر مسلمانِ غيرشيعه ترجيح مى‏دهد و از شكست مسلمانان غير شيعه از غير مسلمان شادمان مى‏گردد، و از قبيل اينكه شيعه به‏جاى حج به زيارت ائمه مى‏رود، و...، بى‏اساس و دروغ است.

 ثالثاً شخص شخيص اميرالمؤمنين على عليه السلام را كه مظلوم ترين و مجهول‏القدرترين شخصيت بزرگ اسلامى است و مى‏تواند مقتداى عموم مسلمين واقع شود، و همچنين ذرّيّه اطهارش را به جهان اسلام معرفى مى‏كند[9]».

 

 



[1] - طبرسي ، احمدبن علي ،  الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) ؛ ج‏1 ؛ ص62.

[2] بحرانى، سيد هاشم بن سليمان، البرهان في تفسير القرآن ، ج 2 ، ص 236 . فيض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى، تفسير الصافي ، ج 2 ، ص 63 .   

[3] ابن طاووس، على بن موسى، إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج 1 ، ص 456. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ، ج 3 ، ص 254 .    

[4] - شيخ مفيد، محمد بن محمد، الفصول المختارة ، ص 224 .

[5] - یوسف / 111 .

[6]  - القشيري النيسابوري ، مسلم بن الحجاج ، صحيح مسلم ، كتاب فضايل صحابه ، ص 1008 . ابن حجرالهيتمي المكي ، احمد ، الصواعق المحرقه ، ص 230  . القندوزي الحنفي ، سليمان بن ابراهيم ، ينابيع الموده ، ج 1 ، ص 99 – 106 .

[7] - مجموعه آثار شهيد مطهري، ج 21 ، ص 125 .

[8] - هود / 120 .

[9] - مجموعه آثارشهید مطهری، ج 25 ، ص33 . 

امام هادی (ع) بزرگ مبلغ و مدافع امامت و غدیر

بسم الله الرحمن الرحیم

قطرة از دریای معجزات امام علی النقی الهادی(ع) بزرگ مبلغ غدیر که زیارت غدیریه اش گنجینة بی نظیر و دانشگاه علی(ع) شناسی است(درپایان این نوشته توضیح مختصری دراین باره ذکرخواهد شد)

در ایام خلافت متوکل عباسی زنی ادعا کرد که من زینب دختر فاطمة زهرا(س) می باشم ، متوکل گفت از زمان زینب تابه حال سالها گذشته وتوجوانی[چطور امکان دارد ؟] اوپاسخ داد رسول خدا(ص) دست برسرمن کشید ودعا کرد که درهرچهل سال جوانی من عود کند ، متوکل مشایخ وبزرگان آل ابوطالب واولاد عباس وقریش را طلبید[ وجریان را به اطلاع آنها رساند] همه گفتند این زن دروغ می گوید ، حضرت زینب(س) در فلان سال ازدنیا رفته. او گفت اینها دروغ می گویند من از مردم پنهان بودم کسی از حال من مطلع نبود تا الحال که ظاهر شدم، متوکل قسم خورد که باید از روی حجت ودلیل ادعای اورا باطل کرد.

ایشان گفتند بفرست ابن الرضا[امام هادی(ع)] را حاضر کنند شاید او از روی حجت ودلیل کلام این زن را باطل کند ، متوکل آن حضرت را طلبید و ادعای زن را با وی درمیان گذاشت ، حضرت فرمود او دروغ می گوید حضرت زینب(س) درفلان سال وفات کرد. متوکل گفت حجتی بربطلان قول او بیان کن، حضرت هادی(ع) فرمود: حجت بربطلان قول او این است که گوشت فرزندان فاطمه (س) بردرندگان حرام است ، اورا بفرست نزد شیران اگر راست می گوید شیران اورا نمی خورند .

متوکل به آن زن گفت چه می گویی؟ پاسخ داد می خواهد مرا به این سبب بکشد ، حضرت فرمود: اینجا جماعتی از اولاد فاطمه می باشند هرکدام را که خواهی بفرست تا این مطلب معلوم شود.

راوی گفت صورت های جمیع در این وقت تغییر یافت بعضی گفتند چرا به دیگری حواله می دهد وخودش نمی رود ، متوکل گفت یا اباالحسن(ع) چرا خود به نزد شیران نمی روی ؟ حضرت فرمود: اگرمیل توست من به نزد آنها می روم ، متوکل این مطلب را غنیمت شمرده گفت خود شمانزد شیران بروید.

سپس نردبانی نهادند وحضرت در مکان شیران داخل شد و درآنجا نشست ، شیران خدمت آن حضرت آمدند واز روی خضوع سرخودرا در جلو آن حضرت برزمین می نهادند ، امام هادی(ع) دست برسر سرآنها می مالید، سپس امرکرد که کنار بروند همه از آن حضرت اطاعت نموده کنار رفتند.

وزیر متوکل گفت این کاراز روی صواب نیست اورا زود بطلب تامردم این مطلب را از او مشاهده نکنند، آن حضرت را طلبیدند ، همینکه حضرت پابرنردبان نهاد شیران دور وی جمع شدند وخود را برجامة آن حضرت می مالیدند ، امام هادی(ع) اشاره کرد که برگردند همه برگشتند.

وقتی بالا آمد فرمود هرکس گمان می کند که اولاد فاطمه زهرا(س) است دراین مکان بنشیند. در اینجابود که آن زن گفت : من ادعای باطل کردم ومن دختر فلانی هستم ، فقر مرا وا داشت تا این گونه ادعا نمایم. متوکل دستور داد اورا نزد شیران بیفکنید تا شیران اورا بدرند ، مادر متوکل اورا شفاعت کرد لذا متوکل هم بخشید. شیخ عباس قمی ، منتهی الآمال ، ص 1034 . به نقل از قطب راوندی .

باتوجه به این که در آستانة بزرگترین عید مسلمانان یعنی عید غدیرقرارداریم مناسب است که به این نکته اشاره کنم که :

امام هادی(ع) در دفاع وتبلیغ امامت و ولایت امامان معصوم بخصوص امیرمؤمنان علی(ع) بسیار تلاش کردند و یادگار های بزرگ وجاویدی از خود به جا گذاشته اند که زیارت جامعة کبیره در تبیین عظمت وجایگاه اهل بیت عصمت(ع) وزیارت غدیریه در معرفی عظمت امام علی(ع) به صورت استدلالی و بااستناد به آیات وروایات رسول خدا(ص) ازآن جمله است که هرکدام از نظر محتوا گنجینه های بی نظیر و دانشگاه امام شناسی است ؛ لذا امام هادی(ع) بزرگترین مبلغ ومدافع امامت و ولایت و غدیراست .

به دوستداران اهل بیت عصمت (ع) توصیه می شود که این دو زیارت را با دقت به ترجمة آنها در هروقت که حال وحوصله دارند مخصوصا دراین ایام که مصادف باعید غدیراست بخوانند.

درسایة ولایت اهل بیت عصمت(ع) دست حق به همراه تان .

التماس دعا