درس آموزی از گردش روز گار

بسم الله الرحمن الرحیم 

روزى مردى با زن خود مشغول غذا خوردن بود و غذا مرغ بریان بود، سائلى بر درب خانه اظهار حاجت ( ودر خواست طعام ) کرد، آن مرد او را محروم کرد و چیزى نداد، بعد از مدّتى روزگار بر او برگشت و ثروت و دارایى اش از بین رفت و زن را نیز طلاق داد.

زن با مرد دیگرى ازدواج نمود.

از اتفاقات عجیب آن که، روزى آن زن با شوهر دوّم مشغول غذا خوردن و از جمله مرغ بریان بود که فقیرى بر درب خانه خوراک خواست.

مرد گفت:

مقدارى غذا و مرغ براى او ببر. وقتى زن غذا را به دست فقیر مى داد، دید گویا او را دیده است، دقّت کرد، سبحان الله، چه مى بینم! همان شوهر اوّلش بود که به این روز افتاده بود.

گریه اش گرفت و برگشت. شوهر سبب گریه را پرسید پاسخ داد:

شوهر اوّل من بود، یک روز با او غذا مى خوردم گدایى آمد و او آن گدا را محروم کرد.

مرد گفت:

خدا گواه است که آن سائل من بودم و چون تلخى ناامیدى را دیده ام نمى خواهم کسى از در خانه ام محروم برود.۱

امیرالمؤمنین(علیه السلام)مى فرماید:

اذا وصلت الیکم اطرافُ النعم، فلا تُنْفروا اقصاها بقلّه الشکر; هنگامى که رسیدن نعمت ها به شما شروع شد، با کمىِ شکرگزارى، کارى نکنید که به آخر نرسد و از شما سلب گردد.

امیرالمومنین (علیه السلام ) فرمود : " الدهر یومان یوم لک و یوم علیک... " روزگار دو روز است روزی به نفع تو و روز دیگر به ضرر تو ، پس هنگامی که روز گار به نفع توست طغیان وسرکشی و ظلم نکن ، اما زمانی که به ضرر تو بود ، محزون مباش ( و صبر و استقامت داشته باش) که با هردو آزمایش می شوی .

 

جایگاه ، باید ها ونباید های انتخابات

بسم الله الرحمن الرحی

مقدمه

برکسی پوشیده نیست که امروزه در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان از جمله درکشور عزیزمان افغانستان ، انتقال قدرت و تعیین رییس جمهور ، نمایندگان  مجلس ، نمایندگان شوراهای ولایتی و نمایندگان شوراهای ولسوالی ، از طریق انتخابات صورت می گیرد ، از این رو انتخابات اهمیت فوق العاده پیدا می کند. باتوجه به نقش آفرینی ، ماهیت رقابتی و اصطکاک های منافعی و هدفی که انتخابات دارد ، ضرورت  ایجاب می کند که بایدها ونباید های در آن لحاظ گردد ، تا هم کاندیدها وهم رأی دهندگان ، از آن آگاهی پیدا نماید و با رعایت آن بایدها ونبایدها ، وارد عرصه ی رقابت و حمایت شوند. در غیر این صورت ، ممکن است با توجه به حساسیت های که در زمان انتخابات به وجود می آید ، برخی از مشکلات اجتماعی ، جانی ، مالی و عِرضی ظهور و بروز پیدا کند که غیر قابل جبران باشد. لذا مقاله ی که در پی می آید برآن است که انتخابات را به طور مطلق و بدون در نظر داشت انتخابات خاص ، مورد واکاوی قرار داده و به تبیین مختصر اهمیت انتخابات ، چیستی وچرایی آن ، معیار های کاندید اصلح و باید ها ونباید های انتخاباتی بپردازد ، تا نقشه ی راهی باشد در همه ی انتخابات های که در آینده برگزار می شود ، اعم از ریاست جمهوری  ، پارلمانی ، شوراهای ولایتی وشوراهای ولسوالی ؛ تا با رعایت این گزینه ها جلو بد اخلاقی وهنجارشکنی های احتمالی زمان انتخابات ، گرفته شود . 

1 ) کلیات

1 1 ) چیستی انتخابات

انتخابات برگرفته از واژه ی «انتخاب» به معنای گزینش ، برگزیدن و ترجیح دادن فرد یا افرادی از بین یک مجموعه ، یاچیزی را از بین اشیاء ، می باشد.

 معادل « انتخاب»  در زبان عربی ، کلمه ی « اصطفاء» و « اجتباء »است که در قرآن کریم در موارد متعدد و مختلف به آن اشاره شده است.

انتخابات در اصطلاح حقوقی ، به فرایندی اطلاق می شود که در آن ، افراد جامعه به طور رسمی شخص یا اشخاصی را برای اداره ی امور عمومی خود در سطح ملی یا ساحوی ، از طریق آرای عمومی ، برای مدت معین انتخاب می کنند و اختیار تعیین سرنوشت سیاسی کشور ویا یک منطقه و ساحه را ، به دست افراد منتخب ، می سپارند.

1 2 ) فلسفه ی انتخابات 

مهم ترین فلسفه انتخابات :« حاکمیت مردم برسرنوشت سیاسی واجتماعی خود از طریق گزینش فرد یا افرادی متعهد ، متخصص ، توانمند وامانتدار برای انجام کارهای عمومی خود » می باشد.  تا از این طریق ، شخص یا اشخاص منتخب را موظف نمایند که در راستای منافع ملی و کسب اقتدار همه جانبه ، تمام سعی و تلاش خویش را به کار بگیرند وضمن تأمین امنیت سرتاسری ، زمینه ی رشد وشکوفایی جامعه در عرصه های مختلف را ، فراهم ساخته و پاسخگوی نیازمندی های معیشتی ، علمی ، فرهنگی ، معنوی ، بهداشت ودرمانی ، آموزشی ، تفریحی ... مردم باشند. و برای ساخت وساز های زیربنایی و انکشاف متوازن و خدمات رسانی عادلانه ، تلاش شبانه روزی نمایند.

1 3  ) اهمیت و جایگاه  انتخابات

اهمیت فوق العاده ی انتخابات به طور کلی (اعم از ریاست جمهوری یاپارلمانی) از آنجا روشن می شود که امروزه ، تعیین سرنوشت سیاسی ومدیریت اجتماعی مردم ، با انتخابات صورت می گیرد و از این طریق ، رتق و فتق امورات سیاسی و مدیریتی ، به مدت چندسال  به شخص یا اشخاصی واگذار می گردد . همچنین  انتخابات در کشور های مدعی دموکراسی و متمدن ، یگانه وسیله ی انتقال قدرت و جابجایی مسئولین بلند رتبه ی کشوری است ، که به تبع آن جابجایی مدیران کلان لشکری ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، امنیتی ... نیز، صورت می گیرد .

 در اهمیت انتخابات همین بس که آن وسیله ای است ، برای اظهار نظر و شرکت محرومان جامعه در تعیین سرنوشت سیاسی واجتماعی خویش و ازاین طریق ، به مبارزه برخواستن با سیاست های غلط و ظالمانه و استبداد حاکمان و مدیران فاشیستیی که همه چیز را ، برای خود واطرافیان و همفکران خود ، می خواهند.

 بنا براین ، کوتاهی در امر انتخابات به هردلیلی ، علاوه براین که یک نوع وظیفه نشناسی و بی تفاوتی در قبال سرنوشت خود وجامعه به شمار می رود ، یک نوع بی غیرتی و کم همتی در قبال مسایل دینی ومذهبی نیز ، محسوب می شود ؛ زیرا حاشیه نشینی و حضور فعال و نقش آفرین نداشتن در انتخابات ، ممکن است باعث روی کار آمدن افراد ناشایست ، سکولار و دین ستیز شده و افزون بر بی کفایتی آنها در مسایل سیاسی ، تأثیر منفی بر انجام مسایل دینی ومذهبی و امورات معنوی ، بگذارد و متدیّنینی که ورود به مسایل سیاسی را ، در تضاد با مسایل دینی ومعنوی می دانند نیز ،  نمی توانند آن طوری که باید،  به امور معنوی و مسایل دینی و مذهبی خود ، بپردازند.

خلاصه این که اگر بگوییم انسان در گرو انتخاب هایی است که در زندگی(فردی واجتماعی- سیاسی) خود انجام می دهد ، سخن گزافی نیست ، یعنی سعادت و خوشبختی و پیشرفت انسان در عرصه های مختلف مرهون انتخاب درست و عاقلانه اوست چنانکه بدبختی و عقب ماندگی او در زمینه های مختلف ، معلول  انتخاب های نادرست او بوده وخواهد بود .  

بنابر این ، لازم است که انتخابات را ، به مثابه ی یک تکلیف مهم ملی وسیاسی تلقی نموده و حضور حداکثری و پرشور در پای صندوق های رأی ، داشته باشیم. 

2  ) باید ها ونباید های انتخاباتی                               

انتخابات که یگانه راه رسیدن به دموکراسی و همچنین وسیله ی انتقال قدرت و جابجایی مدیران کلان سیاسی  به شمار می رود ، شایسته است که باید ها ونباید های در آن ، هم از سوی رأی دهندگان و هم از سوی کاندیدها، رعایت شود تا آن هدف وفلسفه ی که از انتخابات توقع می رود ، محقق گردد ، و رقابت انتخاباتی زمینه ساز عداوت ودشمنی نشود. مهم ترین باید های انتخاباتی را می توان موارد ذیل دانست:

2 1 ) ) باید های انتخاباتی

الف )  شایسته سالاری

در نظر گرفتن لیاقت وشایستگی کاندید ها در زمان انتخابات و رأی دادن ، یکی از مهم ترین باید های انتخاباتی است که بایستی رعایت شود. در صورت رعایت نشدن این مسأله علاوه براین که عقلاء و خرد جمعی آن را تقبیح و مذمت می کنند ؛ چون  ترجیح مرجوح بر راجح  لازم می آید ، شرع مقدس و آموزه های دینی نیز ، این کار را به شدت مذمت نموده و آن را به دین و دنیای مردم مضر می داند. چنانکه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) نقل شده است که فرمود: «اَيُّماَ رَجَلٍ اِستَعمَلَ رَجُلاً عَلَي عَشَرَةَ اَنفُس عَلِمَ اَنَّ فِي العَشَرَةِ اَفضَلُ مِمَّن اِستَعمَلَ فَقَد غَشَّ اللَهَ وَ غَشَّ رَسُولَهُ وَ غَشَّ جَمَاعةَ المُسلِمِينَ،  هركس شخصی را برده نفر رياست دهد وبداند كه درميان آنها كسي هست كه ازاو برتر است ، باخدا و رسولش وگروه مسلمانان فريب كاري وتقلب كرده است [1]» . برکسی مخفی نیست که انتخابات ، ریاست دادن شخص یا اشخاص را ، بر میلیون ها نفر است ، از این رو شایان دقت است که درآن ، شایسته سالاری رعایت گردد.  

همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمود:« مَا وَلَّتْ أُمَّةٌ أَمْرَهَا رَجُلًا وَ فِيهِمْ‏ مَنْ‏ هُوَ أَعْلَمُ‏ مِنْهُ إِلَّا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إِلَى مَا تَرَكُو ، امتی که غیرمتخصصی را به کارخویش گمارد ، در حالی که درمیان آنان داناتراز وی باشد، پیوسته کارشان رو به تنزل وسقوط است ، تا وقتی که ازآن کار خود دست بکشند[2] ».

امیر مؤمنان علی علیه السلام نیز عدم رعایت شایسته محوری را ، یکی از عوامل عقب ماندگی و انحطاط حکومت وجامعه بیان می کند آنجا که می فرماید يُسْتَدَلُّ عَلَى إِدبَارِ الدُّوَلِ بِأَرْبَعٍ: تَضْيِيعِ‏ الْأُصُولِ‏، وَ التَّمَسُّكِ‏ بِالْفُرُوعِ، وَ تَقَدُّمِ(تَقدِیمِ) الْأَرَاذِلِ، وَ تَأْخِيرِ الْأَفَاضِلِ ، عامل عقب ماندگی و سقوط دولتها چهار چيز است: 1) ضايع گذاردن اصول (مسائل اساسى)؛ 2 ) چسبيدن به فروع (امور نامهم وتشریفاتی)؛ 3 ) پيش انداختن(و روی کارآوردن) اراذل (فرومايگان ونا شایستگان)؛ 4 ) كنار زدن افاضل (شایستگان و آگاهان) [3] ». 

بنابراین ، یکی از مهم ترین باید های انتخاباتی این است که در انتخاب فرد یا افراد ، لیاقت و شایستگی  معیار قرار بگیرد ، نه مسایل قومی ، نژادی ، زبانی ، سمتی ، حزبی و... .

همچنین کسی که خودش را برای ریاست و وکالت کاندید می کند نیز ، سزاوار است که شایسته سالاری و لیاقت محوری را رعایت نماید ، بدین معنا که اگر می داند کاندید های دیگر شایسته ترو با توانمندی بیشتر از او هستند ، خودش را اصلا کاندید نکند واگر بعد از کاندید شدن ، این موضوع برایش محرز شد ، با شهامت و جوانمردی ، انصراف داده و به نفع شایسته ترها ، کنار رود.

در غیر این صورت مشمول این فرمایش امام صادق (علیه السلام) قرار خواهد گرفت که فرمود مَنْ دَعَا النَّاسَ إِلَى نَفْسِهِ وَ فِيهِمْ‏ مَنْ‏ هُوَ أَعْلَمُ‏ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ ضَالٌّ  ، کسی که مردم را به خویش فراخواند ، درحالی که شخص بهتر وآگاه تر از او در میان باشد ، او بدعت گزار و گمراه است[4] ».

ب  ) رعایت اخلاق و ادب انسانی  

یکی دیگر از بایدهای انتخاباتی ، اخلاق محوری و رعایت ادب است ، هرچند رفتار وموضع گیری های اخلاق محور و مؤدبانه در زندگی فردی و اجتماعی ، یکی از ضروریات و بایسته های رفتاری ، به شمار می رود و رعایت اخلاق و ادب ، در هر زمان و مکانی شایسته و بیانگر شخصیت انسان است ؛ ولی در زمان و مکان انتخابات ، این مسأله اهمیت مضاعف پیدا می کند ، زیرا فضای انتخاباتی ، فضای رقابت و اصطکاک منافع و اهداف است و به طورطبیعی حساسیت برانگیز خواهد بود ؛ لذا اگر این مسأله رعایت نشود ، ممکن است فضایی رقابت سالم ، به فضای عداوت و دشمنی تبدیل گردد .

مراد از رعایت اخلاق وادب ، این است که در موضع گیری ها ، مناظرات و تبلیغات انتخاباتی ، نقد و نظرها و...، اخلاق اسلامی و ادب وعفت رفتاری و کلامی رعایت شود و با تیغ بُرّنده ی زبان ، کسی را مجروح و زخمی نسازد که این زخم بهبودی ندارد یا به سختی بهبود می یابد.

همچنین از مصادیق رعایت اخلاق و ادب این است که اگر کسی به کاندیدی رأی نداد ، دیگر او را تخریب و ترور شخصیت نکند و درمورد او به شایعه پراگنی دست نزند ،  همین طور در تبلیغات و موضع گیری ، برای رأی آوردن کاندید مورد نظر ، اخلاق وادب را رعایت نموده و مواظب باشد که دچار افراط وتفریط نگردد.

ج  ) حضور فعال و هوشمندانه در پای صندوق های رأی

حضور گسترده و هوشمندانه ی مردم در پای صندوق های رأی ، یکی دیگر از بایدهای انتخاباتی به شمار می رود ، تا هم مدنیت و بلوغ سیاسی خود را به اثبات برسانند و هم در تعیین سرنوشت سیاسی – اجتماعی خود سهم فعال بگیرند ؛ مخصوصا در کشوری مانند افغانستان که سالهای متمادی استبداد ودیکتاتوری حاکم بوده و اقلیت های قومی و مذهبی ، هیچ نقشی در تعیین سرنوشت سیاسی و مدیریت اجتماعی خود نداشتند. امروزه که الحمدلله این فرصت به وجود آمده ، همه مردم به ویژه اقلیت های قومی ، از این حق شهروندی وطبیعی خود استفاده نموده و برای انتخاب رییس یا وکیل و تعیین سرنوشت سیاسی چند ساله ی خود ، حضور فعال و هوشمندانه در پای صندوق های رأی داشته باشند.

2 2  )  نباید های انتخاباتی

الف )  دوری از ترتیب اثر دادن به شایعات و گمانه زنی

به طورطبیعی در فضای انتخابات ورقابت های انتخاباتی ، بازار شایعات وگمانه زنی و تحلیل های ناصواب داغ می شود. یکی از نباید های انتخاباتی ، ترتیب اثردادن به این شایعات وگمانه زنی ها است که ممکن است چالش های بزرگی را برای فرد و جامعه ، به وجود بیاورد.

بنابراین شایسته است که هم مردم وطرفداران کاندیدها و هم خود آنان ، ملاک موضع گیری ، انتخاب و قضاوت خود را ، شایعات کوچه و بازار و مطالب منتشر شده در فضای مجازی و تحلیل وبرداشت های نادرست افراد مغرض و ناآشنا بامسایل سیاسی و اجتماعی ، قرار ندهند.

ب ) اجتناب از ابراز حب و بغض های افراطی نسبت به کاندیدها

یکی دیگر از نباید های انتخاباتی این است که  از ابراز حب وبغض های افراطی در مورد اشخاص و مراکز بخصوص کاندیدها ، اجتناب شود. بدین معنا که در مدح ومذمت کاندیدها ، از جاده انصاف و عدالت خارج نشده و دست به شخصیت سازی یا شخصیت سوزی نزنیم ؛ و برای کاندیدی مورد علاقه مان ، به طور اغراق آمیز و افراطی ، شخصیت سازی و فضیلت تراشی نکنیم و توانمندی های نداشته را به او نسبت ندهیم .

 از سوی دیگر در باره ی کاندیدی که مورد حمایت مان نیست ، یا رقیب انتخاباتی ما به شمار می رود ، دچار شخصیت سوزی و سیاه نمایی نشویم ؛ به گونه ی که تمام خوبیها و نقاط قوت اورا نا دیده بگیریم و نقاط ضعف او را برجسته نموده و از کاه کوه بسازیم و تا سر حد ترورشخصیتی او ، پیش برویم .

هردوی این گونه موضع گیری ، از نباید های انتخاباتی و اشتباه است و علاوه بر اثرات منفی که در جامعه و روابط اجتماعی می گذارد ، گناه سنگین برای عامل این کار نیز خواهد بود ؛ زیرا دروغگویی که از بد ترین گناهان و رذایل اخلاقی است ، صورت گرفته و مصداق این فرمایش رسول خدا(ص) قرار می گیرد که فرمود:« شَرُّ النَّاسِ‏ مَنْ‏ بَاعَ‏ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيَا غَيْرِه ، بدترین مردم کسی است که آخرت( و اخلاق و وجدان وشرافت) خود را به دنیا بفروشد و بدتر از آن کسی است که آخرت خود را به دنیای دیگران بفروشد[5]».

موضع گیری انسانی و منصفانه این است که ، نقاط قوت وضعف هرکس را درکنار هم لحاظ نموده و مورد قضاوت و انتخاب قرار دهیم .

ج ) دوری از تعصبات بیجا ومذموم

 عصبيت وتعصب ( كه به معناي جانبداري شديد وحمايت كردن ازخويشاوندان و مطلق متعلقات است ، چه تعلق ديني ومذهبي ومسلكي باشد، يا تعلق وطني وآب وخاكي يا غير آن)، دو قسم است:

 1) عصبيّت ممدوح و بجا : وآن اينكه كسي مثلا با درك وشناخت درست از دين ومذهب ، نسبت به آن دو وآب وخاك خودش، عصبيت وحميّت نشان دهد وهمچنين براساس شايستگي و واقع نگري ، ازخويشاوندان وبستگان ويا سايرمتعلقات خود حمايت نمايد.

2) عصبيّت مذموم وبيجا:  وآن اينكه کسی مثلا بدترين فرد قبيله ی خود را ، بهترازخوبان قبيله ی ديگر بداند وهمچنين هرچيزي بدي متعلق به خود را ، از خوب ديگران بهتر بداند و از آن حمايت متعصبانه وظالمانه نمايد.

 به اين دو قسم تعصب امام سجاد(ع) اشاره نموده و چنين مي فرمايد:« الْعَصَبِيَّةُ الَّتِي يَأْثَمُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا أَنْ يَرَى الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ لَيْسَ‏ مِنَ‏ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُحِبَّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ وَ لَكِنْ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُعِينَ قَوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ ، تعصبي كه دارنده اش براساس آن گناه مي كند اين است كه شخصي بدترين قبيله ی خودش را ، بهتر ازخوبان قبيله ی ديگر ببيند ، ولي تعصب اين نيست كه مردي قبيله اش را دوست داشته باشد ، بلكه تعصب اين است كه او قبيله اش را درستم كردن ياري رساند[6]».      

یکی دیگر از نباید های انتخاباتی ، اِعمال  تعصبات مذموم و ظالمانه است که بایستی از آن دوری کرد ، اعم از تعصب قومی ، لسانی ، حزبی ، نژادی ، سمتی و... ؛ زیرا وقتی پای تعصب در میان آمد ، بسیاری از حقایق و واقعیت ها برای انسان نامعلوم می ماند ، زیرا عینک عصبیت وتعصب ، مانع دیدن و شنیدن و پذیرفتن حقایق می شود. از این رو در آموزه های دینی عصبیت وتعصب ، به شدت مذمت و از آن نهی شده است[7].

از درون زنگ تعصب بزدای                 برخرد راه تأمل بگشای

گر تو لاف از عقل از لُب می زنی           پس چرا دم در تعصب می زنی

3  ) معیار های کاندید شایسته واصلح 

چنانکه اشاره شد ، انتخابات از اهمیت بسیار بالا برخوردار است و رشد و پیشرفت همه جانبه کشور یا انحطاط و تنزل آن در عرصه های مختلف ، تاحدود زیادی در گرو انتخابات است که اگر به صورت سالم و شفاف برگزار شود و مردم در انتخاب خود معیار های کاندید بر تر واصلح را ملاک قرارداده و فرد یا افراد شایسته و با کفایت را انتخاب نمایند ، برای آبادانی کشور وتأمین آرامش و آسایش خود یک قدم بلند برداشته اند ، اما اگر این معیار ها ، ملاک انتخاب قرار نگیرد ، مردم به دست خود جلو رشد وپیشرفت جامعه را گرفته اند. اینک مهم ترین این معیار ها را یاد آور می شویم :

3 - 1 ) داشتن صلاحیت علمی و توانمندی عملی

 یعنی کاندیدی مستحق وشایسته ی رأی دادن است که از دانش و بینش مدیریت و سیاست برخوردار باشد ، واین توانمندی را داشته باشد که اوضاع جاری کشور وجامعه را مورد تحلیل و ارزیابی قرارداده و واکنش مقتضی و به موقع نشان دهد. وهمچنین بتواند توطئه های مخالفین داخلی و خارجی را تشخیص داده و برای خنثی سازی آنها ، از راهکارهای معقول  و منطقی ، بهره گیرد. 

 این شاخصه در قرآن عظیم الشأن نیز ، به عنوان ملاک انتخاب  قرار گرفته است، آنجا که « طالوت » به عنوان فرمانده برای جنگ با « جالوت » انتخاب گردید ، وقتی بنی اسرائیل به این انتخاب معترض شدند ، پیامبرشان  شاخصه ی علم وآگاهی و توانایی و قدرت جسمی اورا ، ملاک انتخاب او بیان نمود [8].

3 2  )  مردمی بودن و درد مردم را درک کردن

 یکی دیگر از معیار های کاندید اصلح و برتر این است که او برخواسته ازمیان مردم ، وفادار به مردم وعمل کننده براساس اراده ی مردم باشد ، نه ممثل اراده ی دسته های سیاسی و حلقات سود جو و انحصارطلب.

3 3  ) داشتن امانتداری و تعهد اخلاقی

 به این معنا که بداند مردم اورا به عنوان امین خود انتخاب نموده اند ، تا همان طور که برای منافع خود تلاش می کند ، برای منافع ملی و موکلین خود تلاش کرده و از حقوق آنها دفاع نماید. در غیر این صورت مشمول  این فرمایش رسول خدا(صلی الله علیه وآله قرار می گیرد که فرمود:« هر مسئولی كه بخشي ازكار امت مرا به دست گيرد ودر كارآنها مانند كارهاي خصوصي خود دلسوزي وكوشش نكند، روزقيامت خداوند اورا به صورت در دوزخ خواهد انداخت [9]».

همچنین کاندیدی شایسته ی رأی دادن است که اهل وفای به عهد و پیمان باشد و بعد از تکیه زدن به کرسی ریاست یا وکالت ، تعهدات اخلاقی خود در زمان تبلیغات انتخاباتی را ، فراموش نکند و از مردم وآراء آنها نردبانی برای رسیدن به منافع شخصی خود نسازد و با سرنوشت مردم وارد معامله نشود .

3 -  4 ) برخوردار بودن از وسعت نظر و اندیشه ملی

 یکی دیگر از معیارهای کاندید برتر و اصلح این است که دارای وسعت نظر ، اندیشه ملی و همت عالی باشد و در طرح وبرنامه های انکشافی ، ساخت وسازهای زیربنایی ، خدمات رسانی و... ملی بیندیشد ، ملی تصمیم بگیرد و ملی عمل کند.

3 5 ) داشتن حسن سابقه

 یعنی کاندیدی شایسته ی رأی دادن است که هم دارای حسن سابقه عملی وکاری باشد و هم از حسن سابقه ای اخلاقی برخوردار باشد و به فساد مالی و سیاسی ، و جرم وجنایت ضد انسانی و فساد اخلاقی ، آلوده نباشد.

3 - 6 ) داشتن استقلال فکری و عدم وابستگی  به جریان های فاسد و افراطی

 یکی دیگر از معیار های کاندید اصلح این است که دارای استقلال فکری باشد ؛ زیرا کاندیدی که با جریان های افراطی وفاسد در ارتباط باشد و از آنها خط وبرنامه بگیرد ، به هیچ عنوان نمی تواند ممثل اراده ی مردم باشد و به منافع ملی بیندیشد ؛ چون از خود اراده وبرنامه ندارد ، بلکه منادی و مجری برنامه های همان جریان های فاسد افراطی،  خواهد بود. 

7 ) برخوردار بودن از شجاعت و جسارت لازم

داشتن جرئت و شجاعت ، از لازمه ی یک کاندید اصلح و باکفایت است ، تا بتواند به عنوان وکیل و صدای مردم ، از حقوق آنها حفاظت و دفاع نموده و( در صورت که نماینده پارلمان باشد)، برعمل کرد های حکومت نظارت و باز خواست نماید.

8 ) قانون مداری

 یکی دیگر از معیارهای کاندید برتر واصلح این است که قانون مدار باشد و آن را به عنوان فصل الخطاب تلقی نموده ، اولاً ، ضمن احترام گذاشتن به قانون ، تابع آن باشد و تخطی نکند ، ثانیاً ، قانون را برای همه اعم از ضعیف وقوی ، رییس ومرئوس و صاحبان زرو و زور و افراد عادی ، قانون بداند.

9 )  رواداری و احترام گذاشتن به حقوق شهروندی وبرابری  

 کاندیدی شایسته ی رأی دادن است که اهل رواداری باشد ، یعنی برای اقوام ، احزاب و مناطق دیگر ، همان چیزی را بخواهد که برای قوم ، حزب و منطقه ی خود می خواهد و به این سخن جاویدانه و حکیمانه ی امیرمؤمنان علی( علیه السلام) پای بند باشد که فرمود:« هرچه برای خود دوست می داری برای دیگران هم دوست بدار وهرچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند ». نهج البلاغه ، نامه 31 . همچنین باورمند به رعایت حقوق شهروندی ، برابری ، انکشاف متوازن وعدالت اجتماعی باشد.

10 ) داشتن روحیه ی اتحاد و همگرایی

  یکی دیگر از معیارهای کاندید اصلح و شایسته این است که ، در راستای  تقویت وتحکیم اتحاد وهمگرایی ملت ، تلاش و برنامه ریزی ، و از ایجاد تنش و تفرقه افگنی دوری نماید ؛ زیرا اقتدار وشوکت ، در اتحاد همگرایی نهفته است و تفرقه و نزاع ، مهم ترین عامل سستی و از بین برنده ی قدرت و هیمنه ای مسلمانان بیان شده است ، چنانکه قرآن کریم می فرماید:« وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُم‏ ... ، نزاع مكنيد كه سست خواهيد شد و شوكت و آبروى شما خواهد رفت [10]».

سر انجام اینکه ، هرکاندیدی که از این معیار ها بیشتر برخوردار باشد ، صلاحیت وشایستگی بیشتر ، برای انتخاب شدن و تصدی پست ریاست یا وکالت را دارد . وشایسته بلکه بایسته است که در انتخاب خود ، این معیا هارا ملاک قرار داده وکاندید های اصلح و برتررا انتخاب نماییم .

4 ) گستردگی و تداوم انتخابات در سراسر زندگی

شایان دقت است که انتخابات ریاست جمهوری ، یا نمایندگان پارلمان وشوراهای ولایتی ، در یک روز پایان می یابد ، ولی توجه داشته باشیم که انتخابات زندگی و چگونه زیستن ، چگونه بودن وچگونه شدن انسان در طول عمرش ، همیشه بوده و ادامه دارد.

هرچند انتخابات امروزه در عرف بین المللی بیشتر برانتخابات مدیران سیاسی و اجتماعی اطلاق می شود و در اذهان توده ی مردم نیز همین معنا و مفهوم متبادر است ، ولی حقیقت مطلب این است که سراسر زندگی بشراعم از زندگی فردی ، خانوادگی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و... پر از انتخاب و گزینش است ، از انتخاب همسر گرفته تا انتخاب شغل و محل زندگی و نام فرزند و از انتخاب دوست و رفیق گرفته تا انتخاب حتی نوع خوراک و پوشاک و نوع سخن گفتن و... .

بنابراین انتخابات به معنای اعم کلمه ، از لحاظ گستردگی ، تمام ساحات زندگی انسانهارا فرا می گیرد ، چقدر شایسته بلکه بایسته است که همان دقت ، تحقیق و َسُبک سنگینی که در انتخابات مسئولین سیاسی و اجتماعی داریم و در صدد شناخت و انتخاب افراد اصلح و برتر هستیم ، در انتخابات زندگی فردی وخصوصی خود نیز ، این دقت وگزینش برترین هارا داشته باشیم ؛

بناءً هرکسی را به عنوان دوست وهمنشین انتخاب نکنیم ! بلکه به سراغ برترین ها برویم ؛ زیرا نقش دوست ورفیق در چگونه شدن و چگونه زیستن و حتی در چگونه مردن انسان ، تأثیر فوق العاده دارد ، این سخن رسول خدا(صلی الله علیه وآله )است که فرمود:« اَلْمَرْءُ عَلَى‏ دِينِ‏ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ ، انسان پيرو دين و آئين دوست و همنشين خود مى‏باشد [11]».

تو اول بگو باکیان زیستی            من آنگه بگویم که تو کیستی ؟

 هرسخنی را برای گفتن ونوشتن انتخاب نکنیم ! بلکه بهترین هارا انتخاب نماییم(هم خوب سخن بگوییم و هم سخن خوب بگوییم) ؛ زیرا بنا به فرمایش امیرمؤمنان علی(علیه السلام):« سخن در بند انسان است تا وقتی نگفته باشد اما وقتی گفت ، انسان در بند سخنش قرار می گیرد [12]». پس در انتخاب سخن دقت کنیم ، تا گرفتار زبان و قلم خود نشویم .

 هرجایی را برای رفتن انتخاب نکنیم ! زیرا امام صادق(علیه السلام فرمود:« مَنْ دَخَلَ مَوْضِعاً مِنْ مَوَاضِعِ التُّهَمَةِ فَاتُّهِمَ لَا يَلُومَنَ‏ إِلَّا نَفْسَهُ‏ ، هرکس در جایی وارد شود که نباید برود ، اگر مورد اتهام قرار گرفت ، ملامت نکند جز خودش را [13] ». چون با انتخاب خود رفته است.

و...

بطورکلی ، ملاک ومعیار در کیفیت انتخاب این است که قبل از انتخاب و تصمیم بر هرکاری ، آینده اش را باید سنجید و پیامد های احتمالی آن را درنظر گرفت ، بعد اقدام کرد. چنانکه رسول خدا(صلی الله علیه وآله ) فرمود:« هرگاه برای انتخاب وانجام کاری تصمیم گرفتی ، آینده اش را ببین ، اگر خیر است و رشد و سعات ، اقدام کن و اگر شر است و گمراهی  ، آن را واگذار [14]».

 خلاصه این که لحظه لحظه زندگی خصوصی و اجتماعی ما ، عرصه ای انتخابات است ، پس در انتخاب های مان دقت کنیم ؛ زیرا انسان در گرو انتخاب هایی است که در زندگی خود انجام می دهد.

نتیجه گیری

انتخابات که فلسفه ی برگزاری آن حاکمیت مردم برسرنوشت زندگی سیاسی و اجتماعی خودشان است ، از اهمیت بسیار بالا برخوردار است ، به گونه ی که رشد و شکوفایی یک جامعه را می توان معلول  مدیریت و سیاست گزاری های حاکمان و مسئولان باکفایت وشایسته ، دانست که از طریق انتخابات سالم ، شفاف و دموکراتیک روی کار آمده اند ، همان طور که در عدم انتخابات یا انتخابات همراه با تقلب ، قضیه بر عکس خواهد بود.  

بدون شک انتخابات یک فرایندی است که بدون اعمال باید ها ونبایدهای در آن ، فلسفه وچرایی انتخابات محقق نمی شود ، از این رو ، لازم است که درجریان انتخابات ، باید های مانند شایسته سالاری و لیاقت محوری ، رعایت اخلاق وادب اسلامی وانسانی ، حضور پرشور گسترده در پای صندوق های رأی و استفاده از این حق طبیعی وانجام مسئولیت ملی ، انجام بگیرد و از نباید های مانند: ترتیب اثر دادن به شایعات و گمانه زنی ها وتحلیل های مغرضانه ، به خرج دادن تعصبات مذموم و گرفتار شدن در حصار تنگ نظری های کشنده ، ابراز حب وبغض های افراطی و شخصیت سازی های اغراق آمیز و همچنین سیاه نمایی های ظالمانه و... دوری شود .

بی تردید در انتخابات ، شناخت معیار کاندید های اصلح وبرتر و انتخاب افراد با ملاک قرار دادن این معیارها، از ارکان انتخابات مفید و ثمر بخش در عرصه های مختلف زندگی مردم به شمار می رود وهدف از برگزاری انتخابات را ، محقق می سازد .

این نکته ی مهم در جریان انتخابات قابل دقت است که در انتخابات زندگی خصوصی خود نیز، همانند انتخابات مسئولین سیاسی توجه داشته باشیم و دنبال انتخاب اصلح وبرترین ها باشیم.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم .
  2. ابن بابويه ، محمد بن علي ، الأمالي(للصدوق)، تهران، كتابچي، 1376 ش.
  3. ابن بابويه ، محمد بن علي ، من لایحضره الفقیه ، تحقیق: علی اکبرغفاری،قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ،1413 ه ق.
  4. ابن شعبه حرّاني ، حسن بن علي ، تحف العقول عن آل‌‌‌‌‌‌ الرسول(عليهم السلام)، ترجمة: احمدجنتي، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، 1387.
  5.  تميمى آمدى ، عبد الواحد بن محمد ، غرر الحكم و درر الكلم‏ ، تحقیق وتصحیح سیدمهدی رجایی، قم ، دارالکتاب الاسلامی، 1410ق .‏
  6. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالي(للطوسی)، تحقیق وتصحیح: مؤسسه البعثه ، قم، دار الثقافة ، 1414ق .
  7. غررالفصاحه(سخن پيامبراعظم(ص))،ترجمة مهدي انصاري قمي، مؤسسة انتشاراتي امام عصر(عج)، 1388.
  8. كليني ، محمدبن يعقوب ، الكافي ، تهران ، انتشارات اسلاميه، 1362ش .
  9. نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتي، قم انتشارات پارسيان، 1383 .

10.نهج الفصاحه، سخنان پيامبراكرم(ص)،ترجمه علی اکبرمیرزایی، قم، انتشارات چاف، 1385 .



[1] - نهج الفصاحه(سخنان رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) ، ص 362 .

[2] - محمد بن الحسن طوسى ، الأمالي (للطوسي)، ص 460 .  

[3] - عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى ، غرر الحكم و درر الكلم‏ ،  ص 800 .

[4] - حسن بن على ابن شعبه حرانى ، تحف العقول ، ص 375 .

[5] - محمد بن على ابن بابویه ، من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 353 .

[6]  - محمدبن يعقوب كليني ، الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص308- 309 .

[7] - همان ، ص 307 – 309 .  

 

[8] - بقره / 247 .

[9]  - غرر الفصاحه(سخنان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ) ، ص 222  ، حدیث 1911 .

[10] - انفال/ 46 .

[11] - محمد بن يعقوب كلينى ، الكافي (ط - الإسلامية) ، ج 2 ، ص 375 .

[12]  - نهج البلاغه ، حکمت 381 .

[13] - محمد بن على ابن بابويه ، الأمالي( للصدوق) ، ص 497 .  

[14] - محمدبن علی ابن بابویه ، من لایحضره الفقیه ، ج4 ، ص 410 – 411 .