قراردادن خدای سبحان  امامت را در نسل امام حسین علیه السلام نه در نسل امام حسن علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

✍️روز جمعه متعلق است به قلب عالم امکان حضرت صاحب العصر والزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
دسته گلی از جنس سلام تقدیم به محضر مبارک آن حضرت :

✅السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ بِلَادِهِ وَ حُجَّتَهُ عَلَى عِبَادِه‏
✅السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ الْمَعْبُودِ
✅السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا كَلِمَةَ الْمَحْمُود
✅السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خَاتَمَ الْأَوْصِيَاءِ وَ ابْنَ خَاتَمِ الْأَنْبِيَاءِ
✅السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مُعِزَّ الْأَوْلِيَاءِ وَ مُذِلَّ الْأَعْدَاء
✅السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلَايَ يَا صَاحِبَ الزَّمَانِ

🔷مولا جان دلم خوش است به سلامی که جوابش واجب است.

✍️مفضّل بن عمر می گويد:
از امام صادق عليه السّلام در مورد اين قول خداى سبحان که می فرماید :« وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ‏ فَأَتَمَّهُنَّ ، و[یاد کنید] هنگامی که ابراهیم را پروردگارش به اموری[دشوار و سخت ] آزمایش کرد ، پس او همه را به طور کامل به انجام رسانید» ( بقره / 124 ). پرسیدم كه اين چه كلماتى است؟
✅حضرت فرمودند : همان كلماتى است كه آدم آن را از پروردگارش دريافت كرد و بر زبان جارى نمود و خداوند توبه‏اش را پذيرفت و آن اين كلمات است كه گفت:
«أسألك بحقّ‏ محمّد و عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين إلّا تبت عليّ ».
✅ و خداوند توبه او را پذيرفت كه او توّاب و رحيم است.
✅گفتم: اى فرزند رسول خدا! منظور خداى تعالى از جمله «فأتمّهنّ» چه بوده است؟
✅فرمود: يعنى ائمّه دوازده‏گانه را به (حضرت) قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تمام مى‏كند كه نُه امام آنها از فرزندان حسين عليه السّلام خواهند بود.
✅مفضّل می گويد: گفتم: اى فرزند رسول خدا! مرا از معنى اين كلام خدای سبحان كه مى‏فرمايد:« وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ‏ ، و توحید و یکتا پرستی را در نسل های بعد از خود حقیقتی پایدار قرار داد» (زخرف/ 28 ). آگاه كنيد !
✅امام صادق علیه السلام فرمودند : مقصود از آن امامت است كه خداى تعالى آن را تا روز قيامت در دنباله و نسل (امام) حسين عليه السّلام قرار داد.
✅گفتم: اى فرزند رسول خدا ! چرا امامت اختصاص به فرزندان حسين عليه السّلام يافت نه فرزندان حسن عليه السّلام ، در حالى كه آنها هر دو فرزندان رسول خدا و دو سبط او و سيّد جوانان بهشت هستند؟
✅حضرت فرمودند : موسى و هارون دو پيامبر مرسل و دو برادر بودند و خداى تعالى پيامبرى را در سلاله هارون قرار داد نه در سلاله موسى، هيچ يك از آن دو پيامبر را نسزد كه بگويد: چرا خداوند چنين كرده است؟
✅ و امامت مأموريت از سوى حقّ تعالى در زمين است و هيچ كس را نسزد كه‏ بگويد: چرا آن را در سلاله (امام ) حسين(علیه السلام) قرار داده است نه (امام ) حسن ( علیه السلام )، زيرا خداى تعالى در جميع افعالش حكيم است « لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ‏ ، از كردارش پرسش نشود امّا از افعال آنها پرسش می شود »( انبیاء/ 23 ).
📚كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 358 – 359 .

سنت های از پیامبران الهی در امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

بسم الله الرحمن الرحیم

🔷مهدی موعود(عج) در سخنان سیدالشهدا علیه السلام

✍️دهه اول ماه محرم و در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی و روز جمعه متعلق به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ضمن عرض تسلیت به محضر مقدس آن حضرت و همه محبان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
با تقدیم سلام به محضر مقدس شان محبت و ارادت مان را ابراز می داریم

اَلسَّلَامُ‏ عَلَى‏ الْحُسَيْنِ‏
وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ
وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْن‏

اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي اَرْضِه‏
اَلسَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا صَاحِبَ‏ الْعَصْرِ وَ الزَّمَان
اَلسَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا خَلِيفَةَ الرَّحمَان
اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَرِيكَ‏ الْقُرْآن‏
آجَرَكَ‏ اللَّهُ‏ فِي مُصِیبَةِ جَدِّکَ الحُسَینِ عَلَیهِ السَّلام

✅از سیدالشهدا حسين بن على (علیهماالسلام) نقل شده كه فرمودند :
در قائم ما ( آل محمد ص ) سنت های از پیامبران وجود دارد : سنتى از نوح، و سنتى از ابراهيم، و سنتى از موسى، و سنتى از عيسى، و سنتى از ايوب، و سنتى از محمد صلى اللَّه علیه و آله .
✅اما سنتی از نوح پس آن طول عمر است،
✅ سنتی از ابراهيم پس خفاى ولادت و کناره گرفتن از مردم می باشد
✅سنتی از موسى ترس و غيبت اوست ،
✅سنتی از عيسى اختلاف مردم در باره ی اوست ،
✅سنتی از ايوب فرج بعد از محنت و شدت است ،
و سنتی از محمد (صلی الله علیه و آله) ظهور باشمشیر است.
📚كشف الغمة في معرفة الأئمة ، ج‏2، ص: 522 .

فرهنگ و منشور حسینی لغو هرگونه امتیاز قومی ، نژادی ، زبانی ، جنسیتی و... در کربلا

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا اَبا عَبدِاللهِ وَ عَلی الاَرواحِ اللَّتِی حَلَّت بِفِنائِک

🏴عاشورایی حسینی تسلیت باد

✅أعْظَمَ اللهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ جَعَلَنَا وَ إِیَّاکُمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِیِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ [عَلَیْهِ‏] السَّلامُ.

✍️سید و سالار شهیدان حسین بن علی علیهماالسلام
امروز منشور جهانی و جاویدانی محمدی ، علوی ، حسینی و مهدوی در زمینه زیست اجتماعی و تعاملات با دیگران را با خون پاک خود و یاران و جوانانش امضا و در عمل پیاده و اجرا نمودند
✅و آن اینکه :
در فرهنگ و منشور حسینی در برخورداری از کرامت انسانی و حقوق اسلامی فرقی بین سیاه و سفید ، قریشی و غیر قریشی ، عرب و عجم ، آقازاده و غلام ، زن و مرد ، کوچک و بزرگ ، و... وجود ندارد
✅ به همین جهت در روز عاشورای سال ۶۱ هجری در کربلا سیدالشهدا علیه السلام صورت مبارکش را هم به صورت غرق خون فرزندش علی اکبر علیه السلام گذاشت و هم به صورت واضح و اسلم دو غلام ترک نژاد نهاد و بوسید
✅یعنی در مکتب حسینی و حسینیان مرزبندی جغرافیای ، نژادی و ... ملغا و ضد فرهنگ حسینی است
✅ امام حسین علیه السلام هم در کنار ابدان مطهر و غرق خون حبیب ، انس کاهلی ، مسلم بن عوسجه و... پیرمردان و صحابه های جلیل القدر رسول خدا و امام علی صلوات الله علیهما در حق آنها دعا کردند و هم در کنار ابدان مطهر شهدای جوان و نوجوان برای آنها دعای خیر نمودند
✅یعنی کرامت انسانی و عزت مومن باید حفظ شود در هر سن و سالی که باشند.
✅زنانی که از خیام حرم اصحاب سیدالشهدا علیه السلام امروز برای جهاد و مبارزه با لشکریان عمر سعد خارج شده و به میدان جنگ رفته بودند امثال مادر وهب ، مادر عمرو بن جناده، کنیز مسلم بن عوسجه و... ، با عزت و احترام به خیمه گاه بر گردانده شدند
✅یعنی زنان نیز مانند مردان دارای کرامت انسانی هستند و باید حرمت و عزت آنها حفظ بشود
و...
✍️ولی امروزه بد رفتاری که با مهاجرین مظلوم افغانستانی در پروسه برگرداندن آنها به افغانستان صورت می گیرد با فرهنگ و منشور رفتار اجتماعی حسینی ارتباط و سنخیت ندارد چرا که نه تنها کرامت انسانی مهاجرین و عزت و حرمت مومن حفظ نمی شود بلکه در آنها ظلم می شود
✅و همچنین حفظ حرمت و حقوق زنان و اطفال که بیشتر مورد تاکید فرهنگ و منشور حسینی است رعایت نمی گردد .

در ایام ولادت پیامبراکرم (ص) و آغاز سال تحصیلی ، درد دلی با رسول مهربانیها ( قسمت دوم ) 

بسم الله الرحمن الرحیم


یا رسول الله ای بزرگ منادی عدالت و دانایی !
بسیاری از کسانی که دل پر خون و قلب شکسته از رفتار نا مناسب طالبان و برخی مسئولان ایرانی در عرصه های مختلف از جمله در محروم ساختن دانش آموزان از تعلم و تربیت ، و خواندن و نوشتن دارند ، به دین مقدس اسلام بد بین شده و از آن بد گویی می کنند ، همان دینی انسان سازی که بزرگترین دعوت کننده به علم آموزی و تربیت یابی است ، به گونه ای که اولین آیات کتاب آسمانی آن قرآن کریم ، از خواندن و نوشتن و تعلم و تعلیم سخن می گوید ؛
اما من یا رسول الله ای مهربان تر از پدر و مادر !
هیچ وقت به دین مقدس اسلام بد بین نشدم و از خدا می خواهم که یاریم نماید تا هیچگاه به این دین حیات بخش و انسان ساز ، بد بین نشوم ؛ زیرا می دانم که :
" اسلام به ذات خود ندارد عیبی
هر عیب که هست از مسلمانی ماست "
می دانم که آنچه طالبان و برخی از مسئولان ایرانی که مدعیان پیروی از سنت شما و اسلام ناب هستند ، از انواع تبعیض و تعصباتی که انجام می دهند ، از جمله طالبان دختران عاشق علم و دانش را ، از ادامه خواندن و نوشتن ممنوع و محروم می کنند و برخی از مسئولان و مدیران مدارس ابتدایی ، هفتم و دهم ایرانی که کلاس اولی ها ، هفتمی ها و دهمی ها را در حال محروم ساختن از شروع خواندن و نوشتن ، و دانستن و دانا شدن هستند ،
به هیچ عنوان همخوانی با آموزه های حیات آفرین و انسان ساز دین شما ندارد و آن را به پای اسلام طالبانی و برخی از مسئولان ایرانی می گذارم ، نه به پای اسلامی که شما آورده اید و با هزاران خون دل خوردن و شهید دادن ، آن را تبلیغ و ترویج نمودید ؛ چرا که اسلام واقعی و سیره شما ، نه تنها از چنین رفتار های نادرست ، مبرا و منزه است بلکه چنین رفتار ضد انسانی را به شدید ترین وجه محکوم و با آن مبارزه می کند

یا رسول الله ای بزرگ معلم بشریت !
شما که برای نشان دادن اهمیت و ارزش با سواد شدن و خواندن و نوشتن ، شرط آزادی آن عده از اسرای جنگ بدر را که سواد خواندن و نوشتن داشتند ، با سواد ساختن تعدادی از مسلمانان قرار دادید !
می بینید ، در کشوری که آن را کشور امام زمان (عج) و اسلام ناب محمدی می دانند ، برخی از مسئولان و مدیران مدارس ابتدایی ، هفتمی و دهمی دانش آموزان افغانستانی های که سالهای سال در این کشور زندگی کرده ، خون داده ، به اتهام هم مذهبی و همزبانی با این کشور ، هزینه های سنگین جانی ، مالی و عِرضی پرداخت کرده و پرداخت می کنند ، اما حالا فقط و فقط به جرم اتباع و غیر ایرانی بودن ، بچه های شان در حال محروم شدن از تعلیم و تربیت هستند !!
این در حالی است که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای ( دام ظله) توصیه همیشگی بر عدم محرومیت دانش آموزان اتباع از آموزش دارند .
یا رسول الله مددی !!

پیام تسلیت تشکل اجتماعی ، فرهنگی و ادبی قلم در پی حادثه ای تروریستی هرات

بسم الله الرحمن الرحیم
پیام تسلیت تشکل اجتماعی ، فرهنگی و ادبی قلم در پی حادثه ای تروریستی هرات

« وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فيها ... ، و كسى كه عمدا مؤمنى را بكشد كيفر او جهنّم است كه هميشه در آن خواهد بود »(نساء/93 ).
مدتی بود که خبر از ترور و کشتار هدفمند شیعیان هزاره در افغانستان کم تر شنیده می شد و امید این می رفت که به نسل کشی و قتل هدفمند شیعیان در افغانستان نقطه ای پایان گذاشته شود ؛ اما باکمال تأسف دیشب بار دیگر سریال غم انگیز و خونین کشتار هدفمند شیعیان هزاره در افغانستان این بار در مسجد امام زمان (عج) در شهرک محمدیه هرات تکرار شد ، و براساس گزارش های واصله چند نفر مسلح سوار بر موتورسیکلت نماز گزاران مسجد مذکور را بعد از نماز مغرب و عشا مستقیما به رگبار می بندند که در اثر این شلیک مستقیم ، شش نفر به شمول یک زن و کودک و امام جماعت مسجد شهید و یک نفر دیگر زخمی شده اند
بعد از به حکومت رسیدن طالبان در افغانستان این اولین بار نیست که شیعیان هزاره در شهر هرات و همچنین ولایت های مختلف کشور مورد حمله مهاجمین مسلح قرار گرفته و به خاک و خون می افتند ، بلکه چند ماه قبل نیز در هرات در چند حادثه جداگانه تعدادی از روحانیون و مردم بی گناه و بی پناه ، مورد حمله مسلحانه قرار گرفته و شهید و زخمی شدند ، ولی مسئولین امنیت طالبان هیچ گاه عاملان این جنایات ضد بشری را دستگیر و محاکمه نکردند .
بنابراین ، اگر نگوییم که طالبان در چنین حادثه های خونبار و تروریستی مستقیما دست دارند ، ولی بخاطر کم توجهی آنها در تأمین امنیت شیعیان در سراسر کشور بویژه هرات ، مورد پیگرد قرار ندادن عاملان جنایات تروریستی در گذشته و اجازه دادن به چاپ و منتشر ساختن کتابهای ضد شیعی در افغانستان ، شریک جرم بودن و سهم داشتن شان در وقوع چنین جنایات ضد بشری و حادثه های خونین تروریستی ، قابل انکار نیست .
تشکل اجتماعی ، فرهنگی و ادبی قلم ضمن محکومیت شدید این جنایت تروریستی و ابراز تنفر و انزجار از چنین حادثه های خونین و از عاملان و آمران آن ، شهادت این نماز گزاران گرامی بویژه جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای عبدالعظیم جاوید امام جماعت مسجد را به خانواده های شان تبریک و تسلیت عرض نموده و از خدای سبحان برای شهدای این حادثه غفران الهی و علوّ درجات ، برای بازماندگان شان صبرجمیل و اجر جزیل ، و برای مجروح یا مجروحین حادثه شفای عاجل و کامل مسئلت می نماید .

تشکل اجتماعی ، فرهنگی و ادبی قلم
11 / 2 / 1403

علف چر ها حریم قریه است و از منظر فقه جعفری و حنفی کسی حق تجاوز به حریم قریه را ندارد

علف چر ها حریم قریه است و از منظر فقه جعفری و حنفی کسی حق تجاوز به حریم قریه را ندارد 
--------------------- 
کوچی گری در افغانستان مخصوصا در هزارستان بسیار تاریخ غمبار ، پر تراژیدی و پر از ظلم و بیدادگری و تضییع حقوق انسانی و بشری دارد 
بهترین موضع گیری در برابر کوچی ها سخنی است که استاد اکبری در سال ۱۳۹۶ در دفتر کارش در مصاحبه ای نگارنده با ایشان در این زمینه گفتند و آن اینکه : 
ایشان گفتند : کوچی ها دو ادعا دارند یکی ادعای زمین های زرخرید و زراعتی و دیگر ادعای علف چر برای مواشی و رمه های شان ، ما تصمیم گرفته ایم که در باره ای ادعای اول کوچی ها با آنها کنار بیاییم و بگوئیم و هم گفته ایم که هرکس سند زمین دارد می تواند و حق دارد که با سند بیاید در باره ای زمین زراعتی خود هرنوع تصرف مالکانه انجام دهد از قبیل فروش ، اجاره دادن، گرو دادن ، کشت کردن و... هیچ مانعی وجود ندارد و مانند یک ده نشین دیگر بیاید در مورد زمینش تصرف انجام دهد 
اما در باره ای ادعای دوم کوچی ها که علف چر باشد ما سفت و سخت ایستاده ایم که اجازه ای رمه و شتر بردن و آوردن از لوگر و جلال آباد و میدان وردک تا آخرین نقطه ای هزارستان ندارند ، چرا که این کار کوچی ها کاملا بر خلاف دستورات دینی و مذهبی همه مذاهب اسلامی است زیرا هرچند کوچی ها  ادعای داشتن حکم از سوی شخصی بنام ملا یعقوب در باره علف چر ها را دارند اما این کار ملا یعقوب کاملا متعصبانه ، ظالمانه و مخالف حتی فقه حنفی می باشد به این دلیل که علف چر ها در هر منطقه، حریم آن منطقه و قریه گفته می شود و حریم قریه را حتی براساس فقه حنفی و سایر مذاهب اهل سنت هم کسی حق ندارد به کسانی دیگر ببخشد یا بفروشد یا به هر نحوی دیگر به کسانی غیر از اهالی قریه واگذار نماید ، و علف چر هزارستان هم حریم آن منطقه و قریه است و کسی حق واگذاری حریم قریه را به کسی دیگر ندارد  
بنا بر این از تک تک مردم غیرتمند و با عزت هزارستان مخصوصا بزرگان و متنفذان قوم جدًا و جدًا خواهش و تقاضا داریم که در این پیچ حساس تاریخی افغانستان دَین شان را نسبت به آیندگان ادا نموده و در قضیه ادعای کوچی ها نسبت به علف چرها به هیچ عنوان کوتاه نیایند و از حکومت محلی طالبان هم با جدیت و اتحاد بخواهند که بر کوچی ها جازه ای آوردن رمه و شتر در هزاردستان را ندهند که در غیر آن صورت آتش جنگ و ناامنی شعله ور خواهد شد و آن زمان ترو خشک باهم خواهند سوخت 
و همچنین از کسانی که به عنوان نمایندگان مردم ده نشین و هزارستان با کوچی ها می خواهند در این رابطه گفتگو داشته باشند و دنبال راه حل مسالمت آمیز باشند در خواست  می گردد که مواظب باشند با سر نوشت سیاسی ، اجتماعی ،فرهنگی و اقتصادی آینده مردم هزارستان معامله و بازی نکنند و خدای نا کرده سند و مدرکی در این زمینه به دست کوچی ها ندهند 
و جداً بدانند که اگر راه کوچی ها دوباره با رمه و شتر طرف هزارستان باز شود دیگر فاتحه ای مردم مظلوم هزارستان را باید خواند زیرا باز شدن راه کوچی ها طرف هزارستان مساوی است با انواع سرکوب هزارستان از سرکوب سیاسی گرفته تا اجتماعی ، فرهنگی ،امنیتی ، اقتصادی و... 

پس به هوش و بیدار و هشیار باشید ای صاحبان درد و درک و اندیشه و ای غیرتمندان قوم 

در پناه حق پیروزی و عزت روز افزون مردم مان را مسئلت دارم . 
و من الله التوفیق

ابراهیم پهلوان بر سر دوراهی شرکت یا عدم شرکت در مسابقه پهلوانی 

ابراهیم پهلوان بر سر دوراهی شرکت یا عدم شرکت در مسابقه پهلوانی 
-----------------
ابراهیم پهلوان خدری از خفقان و تبعیض مذهبی  وقومی زمانش رنجهایی زیادی را متحمل شد ، خودش در یک جلسه ای در بین مهاجرین حدودی ۲۵ سال پیش در اصفهان خاطراتش را برای جو انان مهاجر ، با درد و  افتخار بیان می کرد ، می گفت : در جریان یک مسابقه از طرفی یکی از مقامات متعصب حکومتی به شدت مورد توهین و تهدید قرار گرفتم و تصمیم گرفتم که در مسابقات پهلوانی شرکت نکنم ، از طرفی علاقه ای مفرط به پهلوانی و شرکت در مسابقات داشتم ، متحیر بودم چکار کنم؟ گفت برای کسب تکلیف رفتم خدمت مرحوم شهید علامه بلخی ، بلخی تازه از زندان آزاد شده بود موضوع ر با ایشان مطرح کردم گفت بلخی به من جرئت و انگیزه ای مضاعف دارد و گفت برو! هزاراره را سربلند کن ! تا بلخی زنده است کسی  نمی تواند به تو آسیبی برساند ،گفت من هم به حرف آقا از دل و جان گوش دادم ودر مسابقات شرکت کردم و مقام قهرمانی را بدست آوردم ، خدایش رحمت کند! فوق العاده ارادتمند و علاقه مندی به بلخی بود و می گفت تشویقهایی بلخی مرا به اینجا رساند ۰
کپی

برگی از تاریخ سیاه کوچی گری و حکم ظالمانه دادگاه وقت کابل

برگی از تاریخ سیاه کوچی گری و حکم ظالمانه دادگاه وقت کابل  
-------------- 
خوانندگان عزیز ، دلیر مردان مبارز و غیرتمندان قوم ! برای خاتمه دادن به قضیه کوچی گری و جلوگیری از تسلط ظالمانه دوباره ای کوچی ها در مناطق مرکزی و هزارستان از هیچ تلاش دریغ نکنیم و از داستان ذیل عبرت بگیریم که اگر خدای نا کرده دوباره در مناطق مرکزی مسلط شوند سرکوب همه جانبه ای هزاره ها صورت خواهد گرفت 
سید عسکر موسوی در کتابش بنام " هزاره های افغانستان" می نویسد :   
"طی دوران نخست وزیری شاه محمود( ۱۳۲۵ - ۱۳۳۰ش) یکی از عموهای ظاهر شاه ، در نزاعی که بین کوچی های افغان و هزاره ها رخ داد ، یک هزاره کشته شد پای یکی از شتران کوچی ها زخم برداشت . دادگاه کابل دیه ای مرد هزاره را ۶۰۰ افغانی و جبران خسارت پای شتر کوچی را [بیش از ]۶ برابر آن یعنی ۳۷۰۰ افغانی تعیین کرد. درحالی که دیه ای انسان بر اساس قانون ، معادل ۱۰۰ شتر یا ۱۰۰ مثقال (۱ مثقال = ۵ گرم ) طلا یا ۷۰۰۰ مثقال نقره بود " هزاره های افغانستان،  ص ۲۱۳. 
بر اساس شنیده ها و گزارشات محلی در مناطقی که کوچی ها رفته اند مثل سابق از حمایت و پشتیبانی حکومت بر خوردار اند به همین جهت نه تنها از حکومت ترس ندارند بلکه با کمال میل خواهان به حکومت کشاندن قضیه خود با مردم ده نشین به حکومت محلی طالبان هستند .

تاملی بر روز جهانی فرهنگ هزاره ها و تحلیل و تجلیل از آن

تاملی بر روز جهانی فرهنگ هزاره ها و تحلیل و تجلیل از آن 
------------------- 
روز نوزدهم ماه می میلادی و ۳۰ ثور/ اردیبهشت شمسی را به عنوان روز جهانی فرهنگ هزاره می گویند . در این روز و روز های بعد از آن در فضای مجازی تجلیل و تحلیل های از سوی کار بران این فضا صورت گرفت که قابل دقت و تامل است و آن اینکه :
در ارتباط با روز جهانی فرهنگ هزاره دو نکته حائز اهمیت بیشتر است 
۱ - اصل نامگذاری یک روز به عنوان روز جهانی فرهنگ هزاره،  این کار بسیار اقدام نیک و شایسته تقدیر است ؛ زیرا این روز ها بهانه ای می شود برای معرفی هر چه بهتر و بیشتر هزاره ها و فرهنگ اصیل و بالنده ای آنها 
۲ - معرفی و بیان فرهنگ هزاره ها  
در شناختن و شناساندن فرهنگ اصیل ، بالنده و انسان ساز هزاره ها با تاسف باید گفت بسیار ضعف و کاستی داریم و سعی کنیم این ضعف را بر طرف سازیم ، این که می گویم در این قسمت ضعف داریم به این دلیل است که آنچه نگارنده در این چند روز گشت و گذار هرچند اندک در فضای مجازی داشتم هرچه دیدم در تجلیل از روز جهانی فرهنگ هزاره ها فقط سخن از لباس های محلی، رقص و دمبوره، آهنگ و لهجه های هزارگی و برخی صنایع دستی هزاره ها بود و بسیار به ندرت به فرهنگ اصیل ، پویا، شکوفا و تمدن ساز هزاره ها اشاره شده بود 
در حالی که فرهنگ اصیل و تمدن ساز هزاره ها علم دوستی و دانش افزایی آنهاست و در این چند سال اخیر به خوبی این فرهنگ شان را نشان دادند و اثبات کردند که حتی با خطر جان هم دست از علم آموزی و دانش افزایی بر نمی دارند
 
فرهنگ اصیل و بالنده ای هزاره ها تعهد ، صداقت و امانتداری آنهاست که حتی در دوران پادشاهی سر دمداران حکومتی و صاحب منصبان برای پیشخدمتی در خانه های شان از این مردم استخدام می کردند
 
فرهنگ هزاره ها در ولایت مداری و محبت شان به قرآن و عترت علیهم السلام تبلور و ظهور پیدا می کند ، به همین جهت است که شیعیان افغانستان به طور عام و هزاره ها به طور خاص این افتخار را دارند که در دوران حکومت معاویه که او در سراسر مناطق مسلمان نشین سب و ناسزا گفتن به امیرالمؤمنین علی علیه السلام را بخشنامه کرده بود و همه جا در خطبه های نماز جمعه این کار را می کردند ولی هزاره های افغانستان زیر بار ننگین این بخشنامه نرفتند و به مولای شان سب و ناسزا نگفتند، هرچند به جرم مخالفت با این دستور معاویه قتل عام شدند، همین طور چندین بار دیگر در طول حیات سیاسی مذهبی خود به خاطر این ولایت مداری قتل عام شدند
 
نمادی بارزی از فرهنگ هزاره ها صلح دوستی ، همدیگر پذیری و تمدن سازی آنها است لذا شاید در تاریخ هزاره ها عملیات های انتحاری و انفجاری برای به خاک و خون کشاندن افراد بی گناه وجود نداشته باشد و همچنین در طول تاریخ ، شاید هزاره ها دست به جنگ ابتدایی و تهاجمی نزده باشند جنگ های که داشته اند همه تحمیلی و دفاعی بوده است 

فرهنگ زنان هزاره گی حجاب و پوشش، و لباس های محلی بلند و زیبای است که به آنها از جهات مختلف مصونیت می بخشد( هرچند متاسفانه امروزه یک عده از زنان و دختران هزاره تحت تاثیر فرهنگ پوشش غربی قرار گرفته اند)  

همچنین از فرهنگ بالنده ای هزاره ها می توان به طور اختصار از مهمان نواز بودن ، سخت کوشی و پشتکار داشتن، امید و شادابی و نشاط داشتن ، و... آنها  نام برد 
اما برخی مواردی که بسیاری از کاربران فضای مجازی به آنها به عنوان فرهنگ هزاره گی اشاره کردند مانند : لباس های محلی، خامک دوزی ، بافندگی ، آهنگ و موسیقی محلی، و... اینها بخش کوچکی از فرهنگ هزاره ها به شمار می رود . 
ولی دمبوره ای که با بی حجابی چندتا دختر جوان در جلو چشمان بعضا مسموم و هرزه جوانان اجرا می شود را لطفا به عنوان فرهنگ هزارگی مطرح نکنید که توهین به این فرهنگ بالنده است .   

به امید رشد و بالندگی هرچه بهتر و بیشتر فرهنگ اصیل هزارگی و آبادانی و پیشرفت کشور عزیز مان افغانستان .

جایگاه ، باید ها ونباید های انتخابات(ریاست جمهوری وپارلمانی)

بسم الله الرحمن الرحی

علی جمعه حیدری

چکیده

در عصر دموکراسی و گفتمان پلورالیزم سیاسی ، انتخابات ، اهمیت فوق العاده پیدا می کند و مردم یک جامعه با انتخابات ، سرنوشت اجتماعی - سیاسی خود را تعیین می کنند. اساساً چگونه زیستن مردم از نظر سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی ، علمی ، آموزشی ...، و همچنین چگونه شدن وضعیت آنها در طول دوره ی تصدی فرد یا افراد منتخب ، ارتباط مستقیم با چگونه انتخاب کردن آنها دارد. از این رو ضرورت اقتضا می کند که مکانیزم و راهکارهای عملی ، جهت چگونه انتخاب کردن وانتخاب شدن ، ارائه گردد. مقاله ی که درپی می آید ضمن تبیین چیستی و چرایی انتخابات ، به اهمیت ونقش محوری انتخابات در تعیین سرنوشت سیاسی کشور اشاره کرده و برخی از گزینه های کلیدی ، جهت داشتن انتخابات سالم ، تحول آفرین و ثمربخش را ، با عنوان باید ها ونباید های انتخابات ، مورد بررسی قرارداده است. رعایت این بایدها ونبایدها ، هم وظیفه ی کاندیدها و حامیان آنها و هم و ظیفه ی مردم است. همچنین بعضی از معیار وشاخص های کاندید برتر را ، تبیین نموده است ، چرا که شناخت و رعایت این معیارها در هنگام رأی دادن ، نقش کلیدی در چگونه انتخاب کردن ، چگونه انتخاب شدن و نتایج حاصل از آن دارد.

واژگان کلیدی : انتخابات ، باید ها ونباید ها ، معیار ، کاندید ، مردم . 

مقدمه

برکسی پوشیده نیست که امروزه در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان از جمله درکشور عزیزمان افغانستان ، انتقال قدرت و تعیین رییس جمهور ، نمایندگان  مجلس ، نمایندگان شوراهای ولایتی و نمایندگان شوراهای ولسوالی ، از طریق انتخابات صورت می گیرد ، از این رو انتخابات اهمیت فوق العاده پیدا می کند. باتوجه به نقش آفرینی ، ماهیت رقابتی و اصطکاک های منافعی که انتخابات دارد ، ضرورت  ایجاب می کند که بایدها ونباید های در آن لحاظ گردد ، تا هم کاندیدها وهم رأی دهندگان ، از آن آگاهی پیدا نماید و با رعایت آن بایدها ونبایدها ، وارد عرصه ی رقابت و حمایت شوند. در غیر این صورت ، ممکن است با توجه به حساسیت های که در زمان انتخابات به وجود می آید ، برخی از مشکلات اجتماعی ، جانی ، مالی و عِرضی ظهور و بروز پیدا کند که غیر قابل جبران باشد.

 در این میان آنچه که ازهمه بیشتر اهمیت دارد ، این است که هم کاندیدها و حامیان آنها و هم مردم بدانند که زمانی انتخابات به زودی سپری می گردد و به طورطبیعی ، یک نفر (درانتخاب ریاست جمهوری ) یا تعدادی از افراد(در انتخابات پارلمانی) انتخاب می شوند و هرکسی دنبال کار و وظیفه خود می روند ، اما اگر در موضع گیری ها واظهارنظرات و حمایت های شان تندروی و بد اخلاقی و افراط گرایی نموده ، یا خدای نکرده شئونات اخلاقی وادب انسانی و اسلامی را رعایت نکرده باشند ، اثرات سوء این گونه رفتار در جامعه و اذهان می ماند و آسیب دیدن شخصیت و اعتبار و آبروی افراد ، به آسانی قابل درمان و ترمیم نیست.

بنابراین در زمان تبلیغات انتخاباتی و همچنین در انتخاب کردن های مان شایسته است که مواظب گفتار و رفتار و عمل کرد مان باشیم ، مخصوصا زبان مان را بایستی خیلی کنترل کنیم که نقش برجسته در چگونه شدن انسان دارد.

مقاله ی حاضر که انتخابات را به طور مطلق و بدون در نظر داشت انتخابات خاص ، واکاوی نموده ، از چهار گفتار تشکیل شده است : گفتار اول به تبیین کلیات بحث پرداخته ؛ گفتار دوم باید ها ونباید های انتخابات را به بررسی گرفته ، گفتار سوم برخی از معیارهای کاندید اصلح وبرتر را برشمرده و سرانجام گفتار چهارم  به گستردگی و فراگیری انتخابات اشاره دارد و آن را در تمام زوایای زندگی فردی و اجتماعی ساری وجاری دانسته و از این طریق بعضی از نکات اخلاقی را یاد آوری نموده است.    

گفتار اول : کلیات

1 1 ) چیستی انتخابات

انتخابات برگرفته از واژه ی «انتخاب» به معنای گزینش ، برگزیدن و ترجیح دادن فرد یا افرادی از بین یک مجموعه ، یاچیزی را از بین اشیاء ، می باشد.

 معادل « انتخاب» ، در زبان عربی کلمه ی « اصطفاء» و « اجتباء »است که در قرآن کریم در موارد متعدد و مختلف به آن اشاره شده است.

انتخابات در اصطلاح حقوقی ، به فرایند اطلاق می شود که در آن ، افراد جامعه به طور رسمی ، شخص یا اشخاصی را برای اداره ی امور عمومی خود در سطح ملی یا ساحوی ، از طریق آرای عمومی ، برای مدت معین انتخاب می کنند و اختیار تعیین سرنوشت سیاسی کشور ویا یک منطقه و ساحه را ، به دست افراد منتخب ، می سپارند.

1 2 ) فلسفه ی انتخابات 

مهم ترین فلسفه انتخابات :« حاکمیت مردم برسرنوشت سیاسی واجتماعی خود از طریق گزینش فرد یا افرادی متعهد ، متخصص ، توانمند وامانتدار برای انجام کارهای عمومی خود » می باشد.  تا از این طریق ، شخص یا اشخاص منتخب را موظف نمایند که در راستای منافع ملی و کسب اقتدار همه جانبه ، تمام سعی و تلاش خویش را به کار بگیرند و ضمن تأمین امنیت سرتاسری ، زمینه ی رشد وشکوفایی جامعه در عرصه های مختلف را ، فراهم ساخته و پاسخگوی نیازمندی های معیشتی ، علمی ، فرهنگی ، معنوی ، بهداشت ودرمانی ، آموزشی ، تفریحی ... مردم باشند. و برای ساخت وساز های زیربنایی و انکشاف متوازن و خدمات رسانی عادلانه ، تلاش شبانه روزی نمایند.

1 3  ) اهمیت و جایگاه  انتخابات

اهمیت فوق العاده ی انتخابات به طور کلی (اعم از ریاست جمهوری یاپارلمانی) از آنجا روشن می شود که امروزه ، تعیین سرنوشت سیاسی ومدیریت اجتماعی مردم ، با انتخابات صورت می گیرد و از این طریق ، رتق و فتق امورات سیاسی و مدیریتی ، به مدت چندسال  به شخص یا اشخاصی واگذار می گردد . همچنین  انتخابات در کشور های مدعی دموکراسی و متمدن ، یگانه وسیله ی انتقال قدرت و جابجایی مسئولین بلند رتبه ی کشوری است ، که به تبع آن جابجایی مدیران کلان لشکری ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، امنیتی ... نیز، صورت می گیرد .

 در اهمیت انتخابات همین بس که آن وسیله ای است ، برای اظهار نظر و شرکت محرومان جامعه در تعیین سرنوشت سیاسی واجتماعی خویش و ازاین طریق ، به مبارزه برخواستن با سیاست های غلط و ظالمانه و استبداد حاکمان و مدیران فاشیستیی که همه چیز را ، برای خود واطرافیان و همفکران خود ، می خواهند.

 بنا براین ، کوتاهی در امر انتخابات به هردلیلی ، علاوه براین که یک نوع وظیفه نشناسی و بی تفاوتی در قبال سرنوشت خود وجامعه به شمار می رود ، یک نوع بی غیرتی و کم همتی در قبال مسایل دینی ومذهبی نیز ، محسوب می شود ؛ زیرا حاشیه نشینی و حضور فعال و نقش آفرین نداشتن در انتخابات ، ممکن است باعث روی کار آمدن افراد ناشایست ، سکولار و دین ستیز شده و افزون بر بی کفایتی آنها در مسایل سیاسی ، تأثیر منفی بر انجام مسایل دینی ومذهبی و امورات معنوی ، بگذارد و متدیّنینی که ورود به مسایل سیاسی را ، در تضاد با مسایل دینی ومعنوی می دانند نیز ،  نمی توانند آن طوری که باید،  به امور معنوی و مسایل دینی و مذهبی خود ، بپردازند.

خلاصه این که اگر بگوییم انسان در گرو انتخاب هایی است که در زندگی(فردی واجتماعی- سیاسی) خود انجام می دهد ، سخن گزافی نیست ، یعنی سعادت و خوشبختی و پیشرفت انسان در عرصه های مختلف مرهون انتخاب درست و عاقلانه اوست ، چنانکه بدبختی و عقب ماندگی او در زمینه های مختلف ، معلول  انتخاب های نادرست او بوده وخواهد بود .  

بنابر این ، لازم است که انتخابات را ، به مثابه ی یک تکلیف مهم ملی وسیاسی تلقی نموده و حضور حداکثری و پرشور در پای صندوق های رأی ، داشته باشیم. 

گفتار دوم :  باید ها ونباید های انتخاباتی                       

انتخابات که یگانه راه رسیدن به دموکراسی و همچنین وسیله ی انتقال قدرت و جابجایی مدیران کلان سیاسی  به شمار می رود ، شایسته است که باید ها ونباید های در آن ، هم از سوی رأی دهندگان و هم از سوی کاندیدها، رعایت شود تا آن هدف وفلسفه ی که از انتخابات توقع می رود ، محقَّق گردد ، و رقابت انتخاباتی زمینه ساز عداوت ودشمنی نشود. مهم ترین باید ها ونباید های انتخاباتی را می توان موارد ذیل دانست:

2 1 ) ) باید های انتخاباتی

الف )  شایسته سالاری

در نظر گرفتن لیاقت وشایستگی کاندید ها در زمان انتخابات و رأی دادن ، یکی از مهم ترین باید های انتخاباتی است که بایستی رعایت شود. در صورت رعایت نشدن این مسأله علاوه براین که عقلاء و خرد جمعی آن را تقبیح و مذمت می کنند ؛ چون  ترجیح مرجوح بر راجح  لازم می آید ، شرع مقدس و آموزه های دینی نیز ، این کار را به شدت مذمت نموده و آن را به دین و دنیای مردم مضر می داند. چنانکه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) نقل شده است که فرمود: «اَيُّماَ رَجَلٍ اِستَعمَلَ رَجُلاً عَلَي عَشَرَةَ اَنفُس عَلِمَ اَنَّ فِي العَشَرَةِ اَفضَلُ مِمَّن اِستَعمَلَ فَقَد غَشَّ اللَهَ وَ غَشَّ رَسُولَهُ وَ غَشَّ جَمَاعةَ المُسلِمِينَ،  هركس شخصی را برده نفر رياست دهد وبداند كه درميان آنها كسي هست كه ازاو برتر است ، باخدا و رسولش وگروه مسلمانان فريب كاري وتقلب كرده است [1]» . برکسی مخفی نیست که انتخابات ، ریاست دادن شخص یا اشخاص را ، بر میلیون ها نفر است ، از این رو شایان دقت است که درآن ، شایسته سالاری رعایت گردد.  

همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمود:« مَا وَلَّتْ أُمَّةٌ أَمْرَهَا رَجُلًا وَ فِيهِمْ‏ مَنْ‏ هُوَ أَعْلَمُ‏ مِنْهُ إِلَّا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إِلَى مَا تَرَكُو ، امتی که غیرمتخصصی را به کارخویش گمارد ، در حالی که درمیان آنان داناتراز وی باشد، پیوسته کارشان رو به تنزل وسقوط است ، تا وقتی که ازآن کار خود دست بکشند[2] ».

امیر مؤمنان علی علیه السلام نیز عدم رعایت شایسته محوری را ، یکی از عوامل عقب ماندگی و انحطاط حکومت وجامعه بیان می کند آنجا که می فرماید يُسْتَدَلُّ عَلَى إِدبَارِ الدُّوَلِ بِأَرْبَعٍ: تَضْيِيعِ‏ الْأُصُولِ‏، وَ التَّمَسُّكِ‏ بِالْفُرُوعِ، وَ تَقَدُّمِ(تَقدِیمِ) الْأَرَاذِلِ، وَ تَأْخِيرِ الْأَفَاضِلِ ، عامل عقب ماندگی و سقوط دولتها چهار چيز است: 1) ضايع گذاردن اصول (مسائل اساسى)؛ 2 ) چسبيدن به فروع (امور نامهم وتشریفاتی)؛ 3 ) پيش انداختن(و روی کارآوردن) اراذل (فرومايگان ونا شایستگان)؛ 4 ) كنار زدن افاضل (شایستگان و آگاهان) [3] ». 

بنابراین ، یکی از مهم ترین باید های انتخاباتی این است که در انتخاب فرد یا افراد ، لیاقت و شایستگی  معیار قرار بگیرد ، نه مسایل قومی ، نژادی ، زبانی ، سمتی ، حزبی و... .

همچنین کسی که خودش را برای ریاست و وکالت کاندید می کند نیز ، سزاوار است که شایسته سالاری و لیاقت محوری را رعایت نماید ، بدین معنا که اگر می داند کاندید های دیگر شایسته ترو با توانمندی بیشتر از او هستند ، خودش را اصلا کاندید نکند واگر بعد از کاندید شدن ، این موضوع برایش محرز شد ، با شهامت و جوانمردی ، انصراف داده و به نفع شایسته ترها ، کنار رود.

در غیر این صورت مشمول این فرمایش امام صادق (علیه السلام) قرار خواهد گرفت که فرمود مَنْ دَعَا النَّاسَ إِلَى نَفْسِهِ وَ فِيهِمْ‏ مَنْ‏ هُوَ أَعْلَمُ‏ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ ضَالٌّ  ، کسی که مردم را به خویش فراخواند ، درحالی که شخص بهتر وآگاه تر از او در میان باشد ، او بدعت گزار و گمراه است[4] ».

ب  ) رعایت اخلاق و ادب انسانی  

یکی دیگر از بایدهای انتخاباتی ، اخلاق محوری و رعایت ادب است ، هرچند رفتار وموضع گیری های اخلاق محور و مؤدبانه در زندگی فردی و اجتماعی ، یکی از ضروریات و بایسته های رفتاری ، به شمار می رود و رعایت اخلاق و ادب ، در هر زمان و مکانی شایسته و بیانگر شخصیت انسان است ؛ ولی در زمان و مکان انتخابات ، این مسأله اهمیت مضاعف پیدا می کند ، زیرا فضای انتخاباتی ، فضای رقابت و اصطکاک منافع و اهداف است و به طورطبیعی حساسیت برانگیز خواهد بود ؛ لذا اگر این مسأله رعایت نشود ، ممکن است فضای رقابت سالم ، به فضای عداوت و دشمنی تبدیل گردد .

مراد از رعایت اخلاق وادب ، این است که در موضع گیری ها ، مناظرات و تبلیغات انتخاباتی ، نقد و نظرها و...، اخلاق اسلامی و ادب وعفت رفتاری و گفتاری ، رعایت شود و از به کار بردن الفاظ زشت و رکیک جداً پرهیز شود ؛ زیرا عدم رعایت عفت گفتاری وزبانی باعث پاشیدن بذر کینه ودشمنی خواهد شد. امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می فرماید:« إِيَّاكَ‏ وَ مُسْتَهْجَنَ‏ الْكَلَامِ‏ فَإِنَّهُ يُوغِرُ الْقُلُوبَ ،  از سخن زشت ورکیک دوری کن ؛ چرا که آن دلها را پر کینه می سازد [5] ». همچنین فرمود:« کسی که بد سخن باشد(و از الفاظ رکیک استفاده نماید) بهره اش از زندگی و معاشرت بد و ناراحت کننده خواهد بود [6]». و توجه داشته باشیم که با تیغ بُرّنده ی زبان ، کسی را مجروح و زخمی نسازیم که این زخم بهبودی ندارد. چنانکه ضرب المثل شده است که :

جراحات السنان لها التیام                         ولا یلتام ما جرح اللسان

همچنین از مصادیق رعایت اخلاق و ادب این است که اگر کسی به کاندیدی رأی نداد ، دیگر او را تخریب و ترور شخصیت نکند و درمورد او به شایعه پراگنی دست نزند ،  همین طور در تبلیغات و موضع گیری ، برای رأی آوردن کاندید مورد نظر ، اخلاق وادب را رعایت نموده و مواظب باشد که دچار افراط وتفریط نگردد.

ج  ) حضور فعال و هوشمندانه در پای صندوق های رأی

حضور گسترده و هوشمندانه ی مردم در پای صندوق های رأی ، یکی دیگر از بایدهای انتخاباتی به شمار می رود ، تا هم مدنیت و بلوغ سیاسی خود را به اثبات برسانند و هم در تعیین سرنوشت سیاسی – اجتماعی خود سهم فعال بگیرند ؛ مخصوصا در کشوری مانند افغانستان که سالهای متمادی استبداد ودیکتاتوری حاکم بوده و اقلیت های قومی و مذهبی ، هیچ نقشی در تعیین سرنوشت سیاسی و مدیریت اجتماعی خود نداشتند. امروزه که الحمدلله فرصت انتخاب کردن و انتخاب شدن به وجود آمده ، همه مردم به ویژه اقلیت های قومی ، از این حق شهروندی وطبیعی خود استفاده نموده و برای انتخاب رییس یا وکیل و تعیین سرنوشت سیاسی چند ساله ی خود ، حضور فعال و هوشمندانه در پای صندوق های رأی داشته باشند.

2 2  )  نباید های انتخاباتی

الف )  دوری از ترتیب اثر دادن به شایعات و گمانه زنی

به طورطبیعی در فضای انتخابات ورقابت های انتخاباتی ، بازار شایعات وگمانه زنی و تحلیل های ناصواب داغ می شود. یکی از نباید های انتخاباتی ، ترتیب اثردادن به این شایعات وگمانه زنی ها است که ممکن است چالش های بزرگی را برای فرد و جامعه ، به وجود بیاورد.

بنابراین شایسته است که هم مردم وطرفداران کاندیدها و هم خود آنان ، ملاک موضع گیری ، انتخاب و قضاوت خود را ، شایعات کوچه و بازار و مطالب منتشر شده در فضای مجازی و تحلیل وبرداشت های نادرست افراد مغرض و نا آشنا بامسایل سیاسی و اجتماعی ، قرار ندهند. تا در مورد یک قضیه به یقین یا حد اقل به حد اطمینان نرسیده اند ، موضع گیری و قضاوت نکنند و براساس احتمالات وگمان ، شخص یا اشخاصی را متهم نسازند ودر مسند قضاوت قرار نگیرند ؛ زیرا قرآن عظیم الشأن ، به شدت از پیروی از ظن وگمان نهی می کند وگوش و چشم ودل را مسئول می داند :« وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلا ، از آنچه به آن علم و آگاهی نداری ، پیروی مکن ، چرا که گوش و چشم و دل ، همه مسئولند ». (اسراء / 36 ). و می فرماید : گمان انسان را از حق بی نیاز نمی کند (یعنی به حقیقت نمی رساند):« وإِنَّ الظَّنَّ لا يُغْني‏ مِنَ الْحَقِّ شَيْئا»( یونس / 36 ). همچنین دستور می دهد که از ظن وگمان اجتناب کنید ؛ چرا که بعضی از گمان ها گناه است:« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم‏»( حجرات / 12 ).

ب ) اجتناب از ابراز حب و بغض های افراطی نسبت به کاندیدها

یکی دیگر از نباید های انتخاباتی این است که  از ابراز حب وبغض های افراطی در مورد اشخاص و مراکز بخصوص کاندیدها ، اجتناب شود. بدین معنا که در مدح ومذمت کاندیدها ، از جاده انصاف و عدالت خارج نشده و دست به شخصیت سازی یا شخصیت سوزی نزنیم ؛ و برای کاندیدی مورد علاقه مان ، به طور اغراق آمیز و افراطی ، شخصیت سازی و فضیلت تراشی نکنیم و توانمندی های نداشته را به او نسبت ندهیم ؛ چرا که از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل شده است که فرمود:« اُحْثُوا فِي‏ وُجُوهِ‏ الْمَدَّاحِينَ التُّرَابَ‏، به صورت مداحان و ثناگویان (افراطی) خاک بپاشید[7]  ». همچنین از آن حضرت نقل شده است که :« إِذَا مُدِحَ‏ الْفَاجِرُ اهْتَزَّ الْعَرْشُ وَ غَضِبَ الرَّبُّ ؛ هنگامی که شخص فاجر ستایش شود ، عرش خدا به لرزه در آید و خدای سبحان غضبناک گردد [8] ». پس مواظب موضع گیری ها و رقابت و حمایت های خود مان بایستی باشیم.

 از سوی دیگر در باره ی کاندیدی که مورد حمایت مان نیست ، یا رقیب انتخاباتی ما به شمار می رود ، دچار شخصیت سوزی و سیاه نمایی نشویم ؛ به گونه ی که تمام خوبیها و نقاط قوت اورا نا دیده بگیریم و نقاط ضعف او را برجسته نموده و از کاه کوه بسازیم و تا سر حد ترورشخصیتی او ، پیش برویم . این کار علاوه براین که گناه است موجب به وجود آمدن کینه و دشمنی نیز ، می شود و در جامعه و روابط اجتماعی ، اثرات منفی می گذارد. چنانکه امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرماید:« لَا تُكْثِرَنَ‏ الْعِتَابَ‏ فَإِنَّهُ يُورِثُ الضَّغِينَةَ وَ يَدْعُو إِلَى الْبَغْضَاءِ ، در سرزنش و نکوهش زیاده روی مکن ، چرا که این کار موجب کینه شده و وادار به دشمنی می کند[9] ».

هردوی این گونه موضع گیری ، از نباید های انتخاباتی و اشتباه است و چه بسا ممکن است ، باعث زیر پاگذاشتن انسانیت ودیانت واخلاق و وجدان شود و عاملین این کار، مصداق این فرمایش رسول خدا(ص) قرار بگیرد که فرمود:« شَرُّ النَّاسِ‏ مَنْ‏ بَاعَ‏ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيَا غَيْرِه ، بدترین مردم کسی است که آخرت( و اخلاق و وجدان وشرافت) خود را به دنیا بفروشد و بدتر از آن کسی است که آخرت خود را به دنیای دیگران بفروشد[10]».

موضع گیری انسانی و منصفانه این است که ، نقاط قوت وضعف هرکس را درکنار هم لحاظ نموده و مورد قضاوت و انتخاب قرار دهیم .

ج ) دوری از تعصبات بیجا ومذموم

 عصبيت وتعصب ( كه به معناي جانبداري شديد وحمايت كردن ازخويشاوندان و مطلق متعلقات است ، چه تعلق ديني ومذهبي ومسلكي باشد، يا تعلق وطني وآب وخاكي يا غير آن)، دو قسم است:

 1) عصبيّت ممدوح و بجا : وآن اينكه كسي مثلا با درك وشناخت درست از دين ومذهب ، نسبت به آن دو وآب وخاك خودش، عصبيت وحميّت نشان دهد وهمچنين براساس شايستگي و واقع نگري ، ازخويشاوندان وبستگان ويا سايرمتعلقات خود حمايت نمايد.

2) عصبيّت مذموم و بيجا:  وآن اينكه کسی مثلا بدترين فرد قبيله ی خود را ، بهترازخوبان قبيله ی ديگر بداند وهمچنين هرچيزي بدي متعلق به خود را ، از خوب ديگران بهتر بداند و از آن حمايت متعصبانه وظالمانه نمايد.

 به اين دو قسم تعصب امام سجاد(ع) اشاره نموده و چنين مي فرمايد:« الْعَصَبِيَّةُ الَّتِي يَأْثَمُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا أَنْ يَرَى الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ لَيْسَ‏ مِنَ‏ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُحِبَّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ وَ لَكِنْ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُعِينَ قَوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ ، تعصبي كه دارنده اش براساس آن گناه مي كند اين است كه شخصي بدترين قبيله ی خودش را ، بهتر ازخوبان قبيله ی ديگر ببيند ، ولي تعصب اين نيست كه مردي قبيله اش را دوست داشته باشد ، بلكه تعصب اين است كه او قبيله اش را درستم كردن ياري رساند[11]».      

یکی دیگر از نباید های انتخاباتی ، اِعمال  تعصبات مذموم و ظالمانه است که بایستی از آن دوری کرد ، اعم از تعصب قومی ، لسانی ، حزبی ، نژادی ، سمتی و... ؛ زیرا وقتی پای تعصب در میان آمد ، بسیاری از حقایق و واقعیت ها برای انسان نامعلوم می ماند ، زیرا عینک عصبیت وتعصب ، مانع دیدن و شنیدن و پذیرفتن حقایق می شود. از این رو در آموزه های دینی عصبیت وتعصب ، به شدت مذمت و از آن نهی شده است[12].

از درون زنگ تعصب بزدای                 برخرد راه تأمل بگشای

گر تو لاف از عقل از لُب می زنی           پس چرا دم در تعصب می زنی

 

3  ) معیار های کاندید شایسته واصلح 

چنانکه اشاره شد ، انتخابات از اهمیت بسیار بالا برخوردار است و رشد و پیشرفت همه جانبه کشور یا انحطاط و تنزل آن در عرصه های مختلف ، تاحدود زیادی در گرو انتخابات است که اگر به صورت سالم و شفاف برگزار شود و مردم در انتخاب خود معیار های کاندید بر تر واصلح را ملاک قرارداده و فرد یا افراد شایسته و با کفایت را انتخاب نمایند ، برای آبادانی کشور وتأمین آرامش و آسایش خود ، یک قدم بلند برداشته اند ، اما اگر این معیار ها ، ملاک انتخاب قرار نگیرد ، مردم به دست خود جلو رشد وپیشرفت جامعه را گرفته اند. اینک مهم ترین این معیار ها را یاد آور می شویم :

3 - 1 ) داشتن صلاحیت علمی و توانمندی عملی

 یعنی کاندیدی مستحق وشایسته ی رأی دادن است که از دانش و بینش مدیریت و سیاست برخوردار باشد ، واین توانمندی را داشته باشد که اوضاع جاری کشور وجامعه را مورد تحلیل و ارزیابی قرارداده و واکنش مقتضی و به موقع نشان دهد. وهمچنین بتواند توطئه های مخالفین داخلی و خارجی را تشخیص داده و برای خنثی سازی آنها ، از راهکارهای معقول  و منطقی ، بهره گیرد. 

 این شاخصه در قرآن عظیم الشأن نیز ، به عنوان ملاک انتخاب  قرار گرفته است، آنجا که « طالوت » به عنوان فرمانده برای جنگ با « جالوت » انتخاب گردید ، وقتی بنی اسرائیل به این انتخاب معترض شدند ، پیامبرشان  شاخصه ی علم وآگاهی و توانایی و قدرت جسمی اورا ، ملاک انتخاب او بیان نمود [13].

3 2  )  مردمی بودن و درد مردم را درک کردن

 یکی دیگر از معیار های کاندید اصلح و برتر این است که او برخواسته ازمیان مردم ، وفادار به مردم وعمل کننده براساس اراده ی مردم باشد و درد و مشکلات مردم را احساس و درک نماید ، تا بتواند در صدد درمان و حل آن برآید. معلوم است که تا کسی درد را احساس نکند دنبال درمان آن نخواهد رفت ؛ همان طور که اگر کسی احساس تشنگی نکند دنبال آب نمی رود.

نکته ی ز ارباب درد آموختم              درد بی دردی بلایی بوده است [14].

3 3  ) داشتن امانتداری و تعهد اخلاقی

امانتداری به این معنا است که شخصی که کاندید شده است ، بداند که مردم اورا به عنوان امین خود انتخاب نموده اند ، تا همان طور که برای منافع خود تلاش می کند ، برای منافع ملی و موکلین خود تلاش کرده و از حقوق آنها دفاع نماید. در غیر این صورت مشمول  این فرمایش رسول خدا(صلی الله علیه وآله قرار می گیرد که فرمود:« هر مسئولی كه بخشي ازكار امت مرا به دست گيرد ودر كارآنها مانند كارهاي خصوصي خود دلسوزي وكوشش نكند، روزقيامت خداوند اورا به صورت در دوزخ خواهد انداخت [15]».

همچنین کاندیدی شایسته ی رأی دادن است که اهل وفای به عهد و پیمان باشد و بعد از تکیه زدن به کرسی ریاست یا وکالت ، تعهدات اخلاقی خود در زمان تبلیغات انتخاباتی را ، فراموش نکند و از مردم وآراء آنها نردبانی برای رسیدن به منافع شخصی خود ، نسازد و با سرنوشت مردم وارد معامله نشود .

3 -  4 ) برخوردار بودن از وسعت نظر و اندیشه ملی

 یکی دیگر از معیارهای کاندید برتر و اصلح این است که دارای وسعت نظر ، اندیشه ملی و همت عالی باشد و در طرح وبرنامه های انکشافی ، ساخت وسازهای زیربنایی ، خدمات رسانی و... ملی بیندیشد ، ملی تصمیم بگیرد و ملی عمل کند.

3 5 ) داشتن حسن سابقه

 یعنی کاندیدی شایسته ی رأی دادن است که هم دارای حسن سابقه عملی وکاری باشد و هم از حسن سابقه ای اخلاقی برخوردار باشد و به فساد مالی و سیاسی ، و جرم وجنایت ضد انسانی و فساد اخلاقی ، آلوده نباشد.

3 - 6 ) داشتن استقلال فکری و عدم وابستگی  به جریان های فاسد و افراطی

 یکی دیگر از معیار های کاندید اصلح این است که دارای استقلال فکری باشد ؛ زیرا کاندیدی که با جریان های افراطی وفاسد در ارتباط باشد و از آنها خط وبرنامه بگیرد ، به هیچ عنوان نمی تواند ممثل اراده ی مردم باشد و به منافع ملی بیندیشد ؛ چون از خود اراده وبرنامه ندارد ، بلکه منادی و مجری برنامه های همان جریان های فاسد افراطی،  خواهد بود. 

7 ) برخوردار بودن از شجاعت و جسارت لازم

داشتن جرئت و شجاعت ، از لازمه ی یک کاندید اصلح و باکفایت است ، تا بتواند به عنوان وکیل و صدای مردم ، از حقوق آنها حفاظت و دفاع نموده و( در صورت که نماینده پارلمان باشد)، برعمل کرد های حکومت نظارت و باز خواست نماید. و در جایی که اقتضا کند که برای دفاع از حقوق مردم و حمایت از منافع ملی باید موضع گیری نماید ، این جرئت و شجاعت را داشته باشد که بتواند شجاعانه ، نظرات و انتقادات خود را بیان نماید. 

8 ) قانون مداری

 یکی دیگر از معیارهای کاندید برتر واصلح این است که قانون مدار باشد و آن را به عنوان فصل الخطاب تلقی نموده ، اولاً ، ضمن احترام گذاشتن به قانون ، تابع آن باشد و تخطی نکند ، ثانیاً ، قانون را برای همه اعم از ضعیف وقوی ، رییس ومرئوس و صاحبان زرو و زور و افراد عادی ، قانون بداند.

9 )  رواداری و احترام گذاشتن به حقوق شهروندی وبرابری  

 کاندیدی شایسته ی رأی دادن است که اهل رواداری باشد ، یعنی برای اقوام ، احزاب و مناطق دیگر ، همان چیزی را بخواهد که برای قوم ، حزب و منطقه ی خود می خواهد و به این سخن جاویدانه و حکیمانه ی امیرمؤمنان علی( علیه السلام) پای بند باشد که فرمود:« هرچه برای خود دوست می داری برای دیگران هم دوست بدار وهرچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند [16]». همچنین باورمند به رعایت حقوق شهروندی ، برابری ، انکشاف متوازن وعدالت اجتماعی باشد.

10 ) داشتن روحیه ی اتحاد و همگرایی

  یکی دیگر از معیارهای کاندید اصلح و شایسته این است که ، در راستای  تقویت وتحکیم اتحاد وهمگرایی ملت ، تلاش و برنامه ریزی ، و از ایجاد تنش و تفرقه افگنی دوری نماید ؛ زیرا اقتدار وشوکت ، در اتحاد همگرایی نهفته است و تفرقه و نزاع ، مهم ترین عامل سستی و از بین برنده ی قدرت و هیمنه ای مسلمانان بیان شده است ، چنانکه قرآن کریم می فرماید:« وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُم‏ ... ، نزاع مكنيد كه سست خواهيد شد و شوكت و آبروى شما خواهد رفت [17]».

سر انجام اینکه ، هرکاندیدی که از این معیار ها بیشتر برخوردار باشد ، صلاحیت وشایستگی بیشتر ، برای انتخاب شدن و تصدی پست ریاست یا وکالت را دارد . وشایسته بلکه بایسته است که در انتخاب خود ، این معیا هارا ملاک قرار داده وکاندید های اصلح و برتررا انتخاب نماییم .

گفتار چهارم: گستردگی و تداوم انتخابات در سراسر زندگی

شایان دقت است که انتخابات ریاست جمهوری ، یا پارلمانی و شوراهای ولایتی ، در یک روز پایان می یابد ، ولی توجه داشته باشیم که انتخابات زندگی و چگونه زیستن ، چگونه بودن وچگونه شدن انسان در طول عمرش ، همیشه بوده و ادامه دارد.

هرچند انتخابات امروزه در عرف بین المللی بیشتر برانتخابات مدیران سیاسی و اجتماعی اطلاق می شود و در اذهان توده ی مردم نیز ، همین معنا و مفهوم متبادر است ، ولی حقیقت مطلب این است که سراسر زندگی بشراعم از زندگی فردی ، خانوادگی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و... پر از انتخاب و گزینش است ، از انتخاب همسر گرفته تا انتخاب شغل و محل زندگی و نام فرزند و از انتخاب دوست و رفیق گرفته تا انتخاب حتی نوع خوراک و پوشاک و نوع سخن گفتن و... .

بنابراین انتخابات به معنای اعم کلمه ، از لحاظ گستردگی ، تمام ساحات زندگی انسانهارا فرا می گیرد ، چقدر شایسته بلکه بایسته است که همان دقت ، تحقیق و َسُبک سنگینی که در انتخابات مسئولین سیاسی و اجتماعی داریم و در صدد شناخت و انتخاب افراد اصلح و برتر هستیم ، در انتخابات زندگی فردی وخصوصی خود نیز ، این دقت وگزینش برترین هارا داشته باشیم ؛

بناءً هرکسی را به عنوان دوست وهمنشین انتخاب نکنیم ! بلکه به سراغ برترین ها برویم ؛ زیرا نقش دوست ورفیق در چگونه شدن و چگونه زیستن و حتی در چگونه مردن انسان ، تأثیر فوق العاده دارد ، این سخن رسول خدا(صلی الله علیه وآله )است که فرمود:« اَلْمَرْءُ عَلَى‏ دِينِ‏ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ ، انسان پيرو دين و آئين دوست و همنشين خود مى‏باشد [18]».

تو اول بگو باکیان زیستی            من آنگه بگویم که تو کیستی ؟

 هرسخنی را برای گفتن ونوشتن انتخاب نکنیم ! بلکه بهترین هارا انتخاب نماییم(هم خوب سخن بگوییم و هم سخن خوب بگوییم) ؛ زیرا بنا به فرمایش امیرمؤمنان علی(علیه السلام):« سخن در بند انسان است تا وقتی نگفته باشد اما وقتی گفت ، انسان در بند سخنش قرار می گیرد [19]». پس در انتخاب سخن دقت کنیم ، تا گرفتار زبان و قلم خود نشویم .

 هرجایی را برای رفتن انتخاب نکنیم ! زیرا امام صادق(علیه السلام فرمود:« مَنْ دَخَلَ مَوْضِعاً مِنْ مَوَاضِعِ التُّهَمَةِ فَاتُّهِمَ لَا يَلُومَنَ‏ إِلَّا نَفْسَهُ‏ ، هرکس در جایی وارد شود که نباید برود ، اگر مورد اتهام قرار گرفت ، ملامت نکند جز خودش را [20] ». چون با انتخاب خود رفته است.

و...

بطورکلی ، ملاک ومعیار در کیفیت انتخاب این است که قبل از انتخاب و تصمیم بر هرکاری ، آینده اش را باید سنجید و پیامد های احتمالی آن را درنظر گرفت ، بعد اقدام کرد. چنانکه رسول خدا(صلی الله علیه وآله ) فرمود:« هرگاه برای انتخاب وانجام کاری تصمیم گرفتی ، آینده اش را ببین ، اگر خیر است و رشد و سعات ، اقدام کن و اگر شر است و گمراهی  ، آن را واگذار [21]».

 خلاصه این که لحظه لحظه زندگی خصوصی و اجتماعی ما ، عرصه ای انتخابات است ، پس در انتخاب های مان دقت کنیم ؛ زیرا انسان در گرو انتخاب هایی است که در زندگی خود انجام می دهد.

نتیجه گیری

انتخابات که فلسفه ی برگزاری آن حاکمیت مردم برسرنوشت زندگی سیاسی و اجتماعی خودشان است ، از اهمیت بسیار بالا برخوردار است ، به گونه ی که رشد و شکوفایی یک جامعه را می توان معلول  مدیریت و سیاست گزاری های حاکمان و مسئولان باکفایت وشایسته ، دانست که از طریق انتخابات سالم ، شفاف و دموکراتیک روی کار آمده اند ، همان طور که در عدم انتخابات یا انتخابات همراه با تقلب ، قضیه بر عکس خواهد بود.  

بدون شک انتخابات یک فرایندی است که بدون اعمال باید ها ونبایدهای در آن ، فلسفه وچرایی انتخابات محقق نمی شود ، از این رو ، لازم است که درجریان انتخابات ، باید های مانند شایسته سالاری و لیاقت محوری ، رعایت اخلاق وادب اسلامی وانسانی ، حضور پرشور گسترده در پای صندوق های رأی و استفاده از این حق طبیعی وانجام مسئولیت ملی ، انجام بگیرد و از نباید های مانند: ترتیب اثر دادن به شایعات و گمانه زنی ها وتحلیل های مغرضانه ، به خرج دادن تعصبات مذموم و گرفتار شدن در حصار تنگ نظری های کشنده ، ابراز حب وبغض های افراطی و شخصیت سازی های اغراق آمیز و همچنین سیاه نمایی های ظالمانه و... دوری شود .

بی تردید در انتخابات ، شناخت معیار کاندید های اصلح وبرتر و انتخاب افراد با ملاک قرار دادن این معیارها، از ارکان انتخابات مفید و ثمر بخش در عرصه های مختلف زندگی مردم به شمار می رود وهدف از برگزاری انتخابات را ، محقق می سازد .

این نکته ی مهم در جریان انتخابات قابل دقت است که در انتخابات زندگی خصوصی خود نیز، همانند انتخابات مسئولین سیاسی توجه داشته باشیم و دنبال انتخاب اصلح وبرترین ها باشیم.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم .
  2. ابن بابويه ، محمد بن علي ، الأمالي(للصدوق)، تهران، كتابچي، 1376 ش.
  3. ابن بابويه ، محمد بن علي ، من لایحضره الفقیه ، تحقیق: علی اکبرغفاری،قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ،1413 ه ق.
  4. ابن شعبه حرّاني ، حسن بن علي ، تحف العقول عن آل‌‌‌‌‌‌ الرسول(عليهم السلام)، ترجمة: احمدجنتي، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، 1387.
  5.  تميمى آمدى ، عبد الواحد بن محمد ، غرر الحكم و درر الكلم‏ ، تحقیق وتصحیح سیدمهدی رجایی، قم ، دارالکتاب الاسلامی، 1410ق .‏
  6. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالي(للطوسی)، تحقیق وتصحیح: مؤسسه البعثه ، قم، دار الثقافة ، 1414ق .
  7. غررالفصاحه(سخن پيامبراعظم(ص))،ترجمة مهدي انصاري قمي، مؤسسة انتشاراتي امام عصر(عج)، 1388.
  8. كليني ، محمدبن يعقوب ، الكافي ، تهران ، انتشارات اسلاميه، 1362ش .
  9. نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتي، قم انتشارات پارسيان، 1383 .
  10. نهج الفصاحه، سخنان پيامبراكرم(ص)،ترجمه علی اکبرمیرزایی، قم، انتشارات چاف، 1385 .
  11. ليثى واسطى، على بن محمد، عيون الحكم و المواعظ ، تحقيق و تصحيح : حسين حسني بيرجندي ، قم ، دار الحديث‏ ، 1376ش .

12.مؤسسه فرهنگي اميد، ديوان علامه بلخي ، (بي جا)، مؤسسه فرهنگي اميد، 1388ش.

  1.  


[1] - نهج الفصاحه(سخنان رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) ، ص 362 .

[2] - محمد بن الحسن طوسى ، الأمالي (للطوسي)، ص 460 . 

[3] - عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى ، غرر الحكم و درر الكلم‏ ،  ص 800 .

[4] - حسن بن على ابن شعبه حرانى ، تحف العقول ، ص 375 .

[5] - على بن محمد ليثى واسطى ، عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ، ص 97 .

[6] - عبد الواحد بن محمد غررالحکم ، تميمى آمدى  ص 666 .

[7] - محمد بن على ابن بابويه ، من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 11 .

[8] - حسن بن على ابن شعبه حرانى ، تحف العقول ، ص 46 . 

[9] - على بن محمد ليثى واسطى ، عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ، ص 519 .

[10] - محمد بن على ابن بابویه ، من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 353 .

[11]  - محمدبن يعقوب كليني ، الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص308- 309 .

[12] - همان ، ص 307 – 309 .  

 

[13] - بقره / 247 .

[14] - سیداسماعیل بلخی ، دیوان بلخی ، ص 140 . 

[15]  - غرر الفصاحه(سخنان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ) ، ص 222  ، حدیث 1911 .

[16] - نهج البلاغه ، نامه 31 .

[17] - انفال/ 46 .

[18] - محمد بن يعقوب كلينى ، الكافي (ط - الإسلامية) ، ج 2 ، ص 375 .

[19]  - نهج البلاغه ، حکمت 381 .

[20] - محمد بن على ابن بابويه ، الأمالي( للصدوق) ، ص 497 . 

[21] - محمدبن علی ابن بابویه ، من لایحضره الفقیه ، ج4 ، ص 410 – 411 .

گستردگی وفراگیری انتخابات

بسم الله الرحمن الرحیم 

انتخابات نمایندگان پارلمان امروز پایان یافت ولی توجه داشته باشیم که انتخابات چگونه زیستن ، چگونه بودن وچگونه شدن خود انسان در طول عمرش ، همیشه بوده و ادامه دارد

هرچند انتخابات امروزه در عرف بین المللی ، بیشتر برانتخابات مدیران سیاسی و اجتماعی اطلاق می شود و در اذهان توده ی مردم نیز همین معنا و مفهوم متبادر است ، ولی حقیقت مطلب این است که سراسر زندگی بشراعم از زندگی فردی ، خانوادگی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و... عرصه ی انتخابات و گزینش است ، از انتخاب همسر گرفته تا انتخاب شغل و محل زندگی و نام فرزند و از انتخاب دوست و رفیق گرفته تا انتخاب حتی نوع خوراک و پوشاک و سخن گفتن و... .

بنابراین انتخابات به معنای اعم کلمه ، از لحاظ گستردگی ، تمام ساحات زندگی انسانهارا فرا می گیرد ، چقدر شایسته بلکه بایسته است که همان دقت ، تحقیق ، َسُبک سنگینی... که در انتخابات ریاست جمهوری یا نمایندگان پارلمان و شوراهای ولایتی داریم ، در انتخابات زندگی فردی وخصوصی خود نیز داشته باشیم ؛

بناءً هرکسی را به عنوان دوست و همنشین انتخاب نکنیم ! زیرا نقش دوست و رفیق در چگونه شدن و چگونه زیستن و حتی در چگونه مردن انسان ، تأثیر فوق العاده دارد ، این سخن رسول خدا(صلی الله علیه وآله )است که فرمود:« اَلْمَرْءُ عَلَى‏ دِينِ‏ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ ، انسان پيرو دين و آئين دوست و همنشين خود مى‏باشد [1]». محمد بن يعقوب كلينى ، الكافي (ط - الإسلامية) ، ج 2 ، ص 375 .

تو اول بگو باکیان زیستی            من آنگه بگویم که تو کیستی ؟

 هرسخنی را برای گفتن ونوشتن انتخاب نکنیم ! زیرا بنا به فرمایش امیرمؤمنان علی(علیه السلام):« سخن در بند انسان است تا وقتی نگفته باشد اما وقتی گفت ، انسان در بند سخنش قرار می گیرد». نهج البلاغه ، حکمت 381 .  پس در انتخاب سخن دقت کنیم تا گرفتار زبان و قلم خود نشویم .

 هرجایی را برای رفتن انتخاب نکنیم ! زیرا امام صادق(علیه السلام فرمود:« مَنْ دَخَلَ مَوْضِعاً مِنْ مَوَاضِعِ التُّهَمَةِ فَاتُّهِمَ لَا يَلُومَنَ‏ إِلَّا نَفْسَهُ‏ ، هرکس در جایی وارد شود که نباید برود ، اگر مورد اتهام قرار گرفت ، ملامت نکند جز خودش را [2] ». محمد بن على ابن بابويه ، الأمالي( للصدوق) ، ص 497 . چون با انتخاب خود رفته است.

و...

قاعده کلی در کیفیت انتخاب این است که ، قبل از انتخاب هرکاری ، آینده اش را باید سنجید و پیامد های احتمالی آن را درنظر گرفت ، بعد اقدام کرد. چنانکه رسول خدا(صلی الله علیه وآله ) فرمود:« هرگاه خواستی  برای انتخاب وانجام کاری تصمیم بگیری ، آینده اش را ببین ، اگر خیر است و رشد و سعات ، اقدام کن و اگر شر است و گمراهی، آن را واگذار». محمدبن علی ابن بابویه ، من لایحضره الفقیه ، ج4 ، ص 410 – 411 .

 خلاصه این که لحظه لحظه ی زندگی خصوصی و اجتماعی ما ، عرصه ای انتخابات است ، پس در انتخاب های مان دقت کنیم ؛ زیرا انسان در گرو انتخاب هایی است که در زندگی خود انجام می دهد ، یعنی سعادت و پیشرفت انسان در عرصه های مختلف مرهون انتخاب درست و عاقلانه اوست ، همان طور که ضلالت و عقب ماندگی انسان در زمینه های مختلف ، معلول  انتخاب های نادرست و جاهلانه ی است که انجام می دهد.

انتخاب های تان زیبا و پربار

ومن الله التوفیق وعلیه التکلان   

 



[1] - محمد بن يعقوب كلينى ، الكافي (ط - الإسلامية) ، ج 2 ، ص 375 .

[2] - محمد بن على ابن بابويه ، الأمالي( للصدوق) ، ص 497 .  

جایگاه ، باید ها ونباید های انتخابات

بسم الله الرحمن الرحی

مقدمه

برکسی پوشیده نیست که امروزه در اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان از جمله درکشور عزیزمان افغانستان ، انتقال قدرت و تعیین رییس جمهور ، نمایندگان  مجلس ، نمایندگان شوراهای ولایتی و نمایندگان شوراهای ولسوالی ، از طریق انتخابات صورت می گیرد ، از این رو انتخابات اهمیت فوق العاده پیدا می کند. باتوجه به نقش آفرینی ، ماهیت رقابتی و اصطکاک های منافعی و هدفی که انتخابات دارد ، ضرورت  ایجاب می کند که بایدها ونباید های در آن لحاظ گردد ، تا هم کاندیدها وهم رأی دهندگان ، از آن آگاهی پیدا نماید و با رعایت آن بایدها ونبایدها ، وارد عرصه ی رقابت و حمایت شوند. در غیر این صورت ، ممکن است با توجه به حساسیت های که در زمان انتخابات به وجود می آید ، برخی از مشکلات اجتماعی ، جانی ، مالی و عِرضی ظهور و بروز پیدا کند که غیر قابل جبران باشد. لذا مقاله ی که در پی می آید برآن است که انتخابات را به طور مطلق و بدون در نظر داشت انتخابات خاص ، مورد واکاوی قرار داده و به تبیین مختصر اهمیت انتخابات ، چیستی وچرایی آن ، معیار های کاندید اصلح و باید ها ونباید های انتخاباتی بپردازد ، تا نقشه ی راهی باشد در همه ی انتخابات های که در آینده برگزار می شود ، اعم از ریاست جمهوری  ، پارلمانی ، شوراهای ولایتی وشوراهای ولسوالی ؛ تا با رعایت این گزینه ها جلو بد اخلاقی وهنجارشکنی های احتمالی زمان انتخابات ، گرفته شود . 

1 ) کلیات

1 1 ) چیستی انتخابات

انتخابات برگرفته از واژه ی «انتخاب» به معنای گزینش ، برگزیدن و ترجیح دادن فرد یا افرادی از بین یک مجموعه ، یاچیزی را از بین اشیاء ، می باشد.

 معادل « انتخاب»  در زبان عربی ، کلمه ی « اصطفاء» و « اجتباء »است که در قرآن کریم در موارد متعدد و مختلف به آن اشاره شده است.

انتخابات در اصطلاح حقوقی ، به فرایندی اطلاق می شود که در آن ، افراد جامعه به طور رسمی شخص یا اشخاصی را برای اداره ی امور عمومی خود در سطح ملی یا ساحوی ، از طریق آرای عمومی ، برای مدت معین انتخاب می کنند و اختیار تعیین سرنوشت سیاسی کشور ویا یک منطقه و ساحه را ، به دست افراد منتخب ، می سپارند.

1 2 ) فلسفه ی انتخابات 

مهم ترین فلسفه انتخابات :« حاکمیت مردم برسرنوشت سیاسی واجتماعی خود از طریق گزینش فرد یا افرادی متعهد ، متخصص ، توانمند وامانتدار برای انجام کارهای عمومی خود » می باشد.  تا از این طریق ، شخص یا اشخاص منتخب را موظف نمایند که در راستای منافع ملی و کسب اقتدار همه جانبه ، تمام سعی و تلاش خویش را به کار بگیرند وضمن تأمین امنیت سرتاسری ، زمینه ی رشد وشکوفایی جامعه در عرصه های مختلف را ، فراهم ساخته و پاسخگوی نیازمندی های معیشتی ، علمی ، فرهنگی ، معنوی ، بهداشت ودرمانی ، آموزشی ، تفریحی ... مردم باشند. و برای ساخت وساز های زیربنایی و انکشاف متوازن و خدمات رسانی عادلانه ، تلاش شبانه روزی نمایند.

1 3  ) اهمیت و جایگاه  انتخابات

اهمیت فوق العاده ی انتخابات به طور کلی (اعم از ریاست جمهوری یاپارلمانی) از آنجا روشن می شود که امروزه ، تعیین سرنوشت سیاسی ومدیریت اجتماعی مردم ، با انتخابات صورت می گیرد و از این طریق ، رتق و فتق امورات سیاسی و مدیریتی ، به مدت چندسال  به شخص یا اشخاصی واگذار می گردد . همچنین  انتخابات در کشور های مدعی دموکراسی و متمدن ، یگانه وسیله ی انتقال قدرت و جابجایی مسئولین بلند رتبه ی کشوری است ، که به تبع آن جابجایی مدیران کلان لشکری ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، امنیتی ... نیز، صورت می گیرد .

 در اهمیت انتخابات همین بس که آن وسیله ای است ، برای اظهار نظر و شرکت محرومان جامعه در تعیین سرنوشت سیاسی واجتماعی خویش و ازاین طریق ، به مبارزه برخواستن با سیاست های غلط و ظالمانه و استبداد حاکمان و مدیران فاشیستیی که همه چیز را ، برای خود واطرافیان و همفکران خود ، می خواهند.

 بنا براین ، کوتاهی در امر انتخابات به هردلیلی ، علاوه براین که یک نوع وظیفه نشناسی و بی تفاوتی در قبال سرنوشت خود وجامعه به شمار می رود ، یک نوع بی غیرتی و کم همتی در قبال مسایل دینی ومذهبی نیز ، محسوب می شود ؛ زیرا حاشیه نشینی و حضور فعال و نقش آفرین نداشتن در انتخابات ، ممکن است باعث روی کار آمدن افراد ناشایست ، سکولار و دین ستیز شده و افزون بر بی کفایتی آنها در مسایل سیاسی ، تأثیر منفی بر انجام مسایل دینی ومذهبی و امورات معنوی ، بگذارد و متدیّنینی که ورود به مسایل سیاسی را ، در تضاد با مسایل دینی ومعنوی می دانند نیز ،  نمی توانند آن طوری که باید،  به امور معنوی و مسایل دینی و مذهبی خود ، بپردازند.

خلاصه این که اگر بگوییم انسان در گرو انتخاب هایی است که در زندگی(فردی واجتماعی- سیاسی) خود انجام می دهد ، سخن گزافی نیست ، یعنی سعادت و خوشبختی و پیشرفت انسان در عرصه های مختلف مرهون انتخاب درست و عاقلانه اوست چنانکه بدبختی و عقب ماندگی او در زمینه های مختلف ، معلول  انتخاب های نادرست او بوده وخواهد بود .  

بنابر این ، لازم است که انتخابات را ، به مثابه ی یک تکلیف مهم ملی وسیاسی تلقی نموده و حضور حداکثری و پرشور در پای صندوق های رأی ، داشته باشیم. 

2  ) باید ها ونباید های انتخاباتی                               

انتخابات که یگانه راه رسیدن به دموکراسی و همچنین وسیله ی انتقال قدرت و جابجایی مدیران کلان سیاسی  به شمار می رود ، شایسته است که باید ها ونباید های در آن ، هم از سوی رأی دهندگان و هم از سوی کاندیدها، رعایت شود تا آن هدف وفلسفه ی که از انتخابات توقع می رود ، محقق گردد ، و رقابت انتخاباتی زمینه ساز عداوت ودشمنی نشود. مهم ترین باید های انتخاباتی را می توان موارد ذیل دانست:

2 1 ) ) باید های انتخاباتی

الف )  شایسته سالاری

در نظر گرفتن لیاقت وشایستگی کاندید ها در زمان انتخابات و رأی دادن ، یکی از مهم ترین باید های انتخاباتی است که بایستی رعایت شود. در صورت رعایت نشدن این مسأله علاوه براین که عقلاء و خرد جمعی آن را تقبیح و مذمت می کنند ؛ چون  ترجیح مرجوح بر راجح  لازم می آید ، شرع مقدس و آموزه های دینی نیز ، این کار را به شدت مذمت نموده و آن را به دین و دنیای مردم مضر می داند. چنانکه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) نقل شده است که فرمود: «اَيُّماَ رَجَلٍ اِستَعمَلَ رَجُلاً عَلَي عَشَرَةَ اَنفُس عَلِمَ اَنَّ فِي العَشَرَةِ اَفضَلُ مِمَّن اِستَعمَلَ فَقَد غَشَّ اللَهَ وَ غَشَّ رَسُولَهُ وَ غَشَّ جَمَاعةَ المُسلِمِينَ،  هركس شخصی را برده نفر رياست دهد وبداند كه درميان آنها كسي هست كه ازاو برتر است ، باخدا و رسولش وگروه مسلمانان فريب كاري وتقلب كرده است [1]» . برکسی مخفی نیست که انتخابات ، ریاست دادن شخص یا اشخاص را ، بر میلیون ها نفر است ، از این رو شایان دقت است که درآن ، شایسته سالاری رعایت گردد.  

همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمود:« مَا وَلَّتْ أُمَّةٌ أَمْرَهَا رَجُلًا وَ فِيهِمْ‏ مَنْ‏ هُوَ أَعْلَمُ‏ مِنْهُ إِلَّا لَمْ يَزَلْ أَمْرُهُمْ يَذْهَبُ سَفَالًا حَتَّى يَرْجِعُوا إِلَى مَا تَرَكُو ، امتی که غیرمتخصصی را به کارخویش گمارد ، در حالی که درمیان آنان داناتراز وی باشد، پیوسته کارشان رو به تنزل وسقوط است ، تا وقتی که ازآن کار خود دست بکشند[2] ».

امیر مؤمنان علی علیه السلام نیز عدم رعایت شایسته محوری را ، یکی از عوامل عقب ماندگی و انحطاط حکومت وجامعه بیان می کند آنجا که می فرماید يُسْتَدَلُّ عَلَى إِدبَارِ الدُّوَلِ بِأَرْبَعٍ: تَضْيِيعِ‏ الْأُصُولِ‏، وَ التَّمَسُّكِ‏ بِالْفُرُوعِ، وَ تَقَدُّمِ(تَقدِیمِ) الْأَرَاذِلِ، وَ تَأْخِيرِ الْأَفَاضِلِ ، عامل عقب ماندگی و سقوط دولتها چهار چيز است: 1) ضايع گذاردن اصول (مسائل اساسى)؛ 2 ) چسبيدن به فروع (امور نامهم وتشریفاتی)؛ 3 ) پيش انداختن(و روی کارآوردن) اراذل (فرومايگان ونا شایستگان)؛ 4 ) كنار زدن افاضل (شایستگان و آگاهان) [3] ». 

بنابراین ، یکی از مهم ترین باید های انتخاباتی این است که در انتخاب فرد یا افراد ، لیاقت و شایستگی  معیار قرار بگیرد ، نه مسایل قومی ، نژادی ، زبانی ، سمتی ، حزبی و... .

همچنین کسی که خودش را برای ریاست و وکالت کاندید می کند نیز ، سزاوار است که شایسته سالاری و لیاقت محوری را رعایت نماید ، بدین معنا که اگر می داند کاندید های دیگر شایسته ترو با توانمندی بیشتر از او هستند ، خودش را اصلا کاندید نکند واگر بعد از کاندید شدن ، این موضوع برایش محرز شد ، با شهامت و جوانمردی ، انصراف داده و به نفع شایسته ترها ، کنار رود.

در غیر این صورت مشمول این فرمایش امام صادق (علیه السلام) قرار خواهد گرفت که فرمود مَنْ دَعَا النَّاسَ إِلَى نَفْسِهِ وَ فِيهِمْ‏ مَنْ‏ هُوَ أَعْلَمُ‏ مِنْهُ فَهُوَ مُبْتَدِعٌ ضَالٌّ  ، کسی که مردم را به خویش فراخواند ، درحالی که شخص بهتر وآگاه تر از او در میان باشد ، او بدعت گزار و گمراه است[4] ».

ب  ) رعایت اخلاق و ادب انسانی  

یکی دیگر از بایدهای انتخاباتی ، اخلاق محوری و رعایت ادب است ، هرچند رفتار وموضع گیری های اخلاق محور و مؤدبانه در زندگی فردی و اجتماعی ، یکی از ضروریات و بایسته های رفتاری ، به شمار می رود و رعایت اخلاق و ادب ، در هر زمان و مکانی شایسته و بیانگر شخصیت انسان است ؛ ولی در زمان و مکان انتخابات ، این مسأله اهمیت مضاعف پیدا می کند ، زیرا فضای انتخاباتی ، فضای رقابت و اصطکاک منافع و اهداف است و به طورطبیعی حساسیت برانگیز خواهد بود ؛ لذا اگر این مسأله رعایت نشود ، ممکن است فضایی رقابت سالم ، به فضای عداوت و دشمنی تبدیل گردد .

مراد از رعایت اخلاق وادب ، این است که در موضع گیری ها ، مناظرات و تبلیغات انتخاباتی ، نقد و نظرها و...، اخلاق اسلامی و ادب وعفت رفتاری و کلامی رعایت شود و با تیغ بُرّنده ی زبان ، کسی را مجروح و زخمی نسازد که این زخم بهبودی ندارد یا به سختی بهبود می یابد.

همچنین از مصادیق رعایت اخلاق و ادب این است که اگر کسی به کاندیدی رأی نداد ، دیگر او را تخریب و ترور شخصیت نکند و درمورد او به شایعه پراگنی دست نزند ،  همین طور در تبلیغات و موضع گیری ، برای رأی آوردن کاندید مورد نظر ، اخلاق وادب را رعایت نموده و مواظب باشد که دچار افراط وتفریط نگردد.

ج  ) حضور فعال و هوشمندانه در پای صندوق های رأی

حضور گسترده و هوشمندانه ی مردم در پای صندوق های رأی ، یکی دیگر از بایدهای انتخاباتی به شمار می رود ، تا هم مدنیت و بلوغ سیاسی خود را به اثبات برسانند و هم در تعیین سرنوشت سیاسی – اجتماعی خود سهم فعال بگیرند ؛ مخصوصا در کشوری مانند افغانستان که سالهای متمادی استبداد ودیکتاتوری حاکم بوده و اقلیت های قومی و مذهبی ، هیچ نقشی در تعیین سرنوشت سیاسی و مدیریت اجتماعی خود نداشتند. امروزه که الحمدلله این فرصت به وجود آمده ، همه مردم به ویژه اقلیت های قومی ، از این حق شهروندی وطبیعی خود استفاده نموده و برای انتخاب رییس یا وکیل و تعیین سرنوشت سیاسی چند ساله ی خود ، حضور فعال و هوشمندانه در پای صندوق های رأی داشته باشند.

2 2  )  نباید های انتخاباتی

الف )  دوری از ترتیب اثر دادن به شایعات و گمانه زنی

به طورطبیعی در فضای انتخابات ورقابت های انتخاباتی ، بازار شایعات وگمانه زنی و تحلیل های ناصواب داغ می شود. یکی از نباید های انتخاباتی ، ترتیب اثردادن به این شایعات وگمانه زنی ها است که ممکن است چالش های بزرگی را برای فرد و جامعه ، به وجود بیاورد.

بنابراین شایسته است که هم مردم وطرفداران کاندیدها و هم خود آنان ، ملاک موضع گیری ، انتخاب و قضاوت خود را ، شایعات کوچه و بازار و مطالب منتشر شده در فضای مجازی و تحلیل وبرداشت های نادرست افراد مغرض و ناآشنا بامسایل سیاسی و اجتماعی ، قرار ندهند.

ب ) اجتناب از ابراز حب و بغض های افراطی نسبت به کاندیدها

یکی دیگر از نباید های انتخاباتی این است که  از ابراز حب وبغض های افراطی در مورد اشخاص و مراکز بخصوص کاندیدها ، اجتناب شود. بدین معنا که در مدح ومذمت کاندیدها ، از جاده انصاف و عدالت خارج نشده و دست به شخصیت سازی یا شخصیت سوزی نزنیم ؛ و برای کاندیدی مورد علاقه مان ، به طور اغراق آمیز و افراطی ، شخصیت سازی و فضیلت تراشی نکنیم و توانمندی های نداشته را به او نسبت ندهیم .

 از سوی دیگر در باره ی کاندیدی که مورد حمایت مان نیست ، یا رقیب انتخاباتی ما به شمار می رود ، دچار شخصیت سوزی و سیاه نمایی نشویم ؛ به گونه ی که تمام خوبیها و نقاط قوت اورا نا دیده بگیریم و نقاط ضعف او را برجسته نموده و از کاه کوه بسازیم و تا سر حد ترورشخصیتی او ، پیش برویم .

هردوی این گونه موضع گیری ، از نباید های انتخاباتی و اشتباه است و علاوه بر اثرات منفی که در جامعه و روابط اجتماعی می گذارد ، گناه سنگین برای عامل این کار نیز خواهد بود ؛ زیرا دروغگویی که از بد ترین گناهان و رذایل اخلاقی است ، صورت گرفته و مصداق این فرمایش رسول خدا(ص) قرار می گیرد که فرمود:« شَرُّ النَّاسِ‏ مَنْ‏ بَاعَ‏ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِكَ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْيَا غَيْرِه ، بدترین مردم کسی است که آخرت( و اخلاق و وجدان وشرافت) خود را به دنیا بفروشد و بدتر از آن کسی است که آخرت خود را به دنیای دیگران بفروشد[5]».

موضع گیری انسانی و منصفانه این است که ، نقاط قوت وضعف هرکس را درکنار هم لحاظ نموده و مورد قضاوت و انتخاب قرار دهیم .

ج ) دوری از تعصبات بیجا ومذموم

 عصبيت وتعصب ( كه به معناي جانبداري شديد وحمايت كردن ازخويشاوندان و مطلق متعلقات است ، چه تعلق ديني ومذهبي ومسلكي باشد، يا تعلق وطني وآب وخاكي يا غير آن)، دو قسم است:

 1) عصبيّت ممدوح و بجا : وآن اينكه كسي مثلا با درك وشناخت درست از دين ومذهب ، نسبت به آن دو وآب وخاك خودش، عصبيت وحميّت نشان دهد وهمچنين براساس شايستگي و واقع نگري ، ازخويشاوندان وبستگان ويا سايرمتعلقات خود حمايت نمايد.

2) عصبيّت مذموم وبيجا:  وآن اينكه کسی مثلا بدترين فرد قبيله ی خود را ، بهترازخوبان قبيله ی ديگر بداند وهمچنين هرچيزي بدي متعلق به خود را ، از خوب ديگران بهتر بداند و از آن حمايت متعصبانه وظالمانه نمايد.

 به اين دو قسم تعصب امام سجاد(ع) اشاره نموده و چنين مي فرمايد:« الْعَصَبِيَّةُ الَّتِي يَأْثَمُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا أَنْ يَرَى الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ لَيْسَ‏ مِنَ‏ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُحِبَّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ وَ لَكِنْ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُعِينَ قَوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ ، تعصبي كه دارنده اش براساس آن گناه مي كند اين است كه شخصي بدترين قبيله ی خودش را ، بهتر ازخوبان قبيله ی ديگر ببيند ، ولي تعصب اين نيست كه مردي قبيله اش را دوست داشته باشد ، بلكه تعصب اين است كه او قبيله اش را درستم كردن ياري رساند[6]».      

یکی دیگر از نباید های انتخاباتی ، اِعمال  تعصبات مذموم و ظالمانه است که بایستی از آن دوری کرد ، اعم از تعصب قومی ، لسانی ، حزبی ، نژادی ، سمتی و... ؛ زیرا وقتی پای تعصب در میان آمد ، بسیاری از حقایق و واقعیت ها برای انسان نامعلوم می ماند ، زیرا عینک عصبیت وتعصب ، مانع دیدن و شنیدن و پذیرفتن حقایق می شود. از این رو در آموزه های دینی عصبیت وتعصب ، به شدت مذمت و از آن نهی شده است[7].

از درون زنگ تعصب بزدای                 برخرد راه تأمل بگشای

گر تو لاف از عقل از لُب می زنی           پس چرا دم در تعصب می زنی

3  ) معیار های کاندید شایسته واصلح 

چنانکه اشاره شد ، انتخابات از اهمیت بسیار بالا برخوردار است و رشد و پیشرفت همه جانبه کشور یا انحطاط و تنزل آن در عرصه های مختلف ، تاحدود زیادی در گرو انتخابات است که اگر به صورت سالم و شفاف برگزار شود و مردم در انتخاب خود معیار های کاندید بر تر واصلح را ملاک قرارداده و فرد یا افراد شایسته و با کفایت را انتخاب نمایند ، برای آبادانی کشور وتأمین آرامش و آسایش خود یک قدم بلند برداشته اند ، اما اگر این معیار ها ، ملاک انتخاب قرار نگیرد ، مردم به دست خود جلو رشد وپیشرفت جامعه را گرفته اند. اینک مهم ترین این معیار ها را یاد آور می شویم :

3 - 1 ) داشتن صلاحیت علمی و توانمندی عملی

 یعنی کاندیدی مستحق وشایسته ی رأی دادن است که از دانش و بینش مدیریت و سیاست برخوردار باشد ، واین توانمندی را داشته باشد که اوضاع جاری کشور وجامعه را مورد تحلیل و ارزیابی قرارداده و واکنش مقتضی و به موقع نشان دهد. وهمچنین بتواند توطئه های مخالفین داخلی و خارجی را تشخیص داده و برای خنثی سازی آنها ، از راهکارهای معقول  و منطقی ، بهره گیرد. 

 این شاخصه در قرآن عظیم الشأن نیز ، به عنوان ملاک انتخاب  قرار گرفته است، آنجا که « طالوت » به عنوان فرمانده برای جنگ با « جالوت » انتخاب گردید ، وقتی بنی اسرائیل به این انتخاب معترض شدند ، پیامبرشان  شاخصه ی علم وآگاهی و توانایی و قدرت جسمی اورا ، ملاک انتخاب او بیان نمود [8].

3 2  )  مردمی بودن و درد مردم را درک کردن

 یکی دیگر از معیار های کاندید اصلح و برتر این است که او برخواسته ازمیان مردم ، وفادار به مردم وعمل کننده براساس اراده ی مردم باشد ، نه ممثل اراده ی دسته های سیاسی و حلقات سود جو و انحصارطلب.

3 3  ) داشتن امانتداری و تعهد اخلاقی

 به این معنا که بداند مردم اورا به عنوان امین خود انتخاب نموده اند ، تا همان طور که برای منافع خود تلاش می کند ، برای منافع ملی و موکلین خود تلاش کرده و از حقوق آنها دفاع نماید. در غیر این صورت مشمول  این فرمایش رسول خدا(صلی الله علیه وآله قرار می گیرد که فرمود:« هر مسئولی كه بخشي ازكار امت مرا به دست گيرد ودر كارآنها مانند كارهاي خصوصي خود دلسوزي وكوشش نكند، روزقيامت خداوند اورا به صورت در دوزخ خواهد انداخت [9]».

همچنین کاندیدی شایسته ی رأی دادن است که اهل وفای به عهد و پیمان باشد و بعد از تکیه زدن به کرسی ریاست یا وکالت ، تعهدات اخلاقی خود در زمان تبلیغات انتخاباتی را ، فراموش نکند و از مردم وآراء آنها نردبانی برای رسیدن به منافع شخصی خود نسازد و با سرنوشت مردم وارد معامله نشود .

3 -  4 ) برخوردار بودن از وسعت نظر و اندیشه ملی

 یکی دیگر از معیارهای کاندید برتر و اصلح این است که دارای وسعت نظر ، اندیشه ملی و همت عالی باشد و در طرح وبرنامه های انکشافی ، ساخت وسازهای زیربنایی ، خدمات رسانی و... ملی بیندیشد ، ملی تصمیم بگیرد و ملی عمل کند.

3 5 ) داشتن حسن سابقه

 یعنی کاندیدی شایسته ی رأی دادن است که هم دارای حسن سابقه عملی وکاری باشد و هم از حسن سابقه ای اخلاقی برخوردار باشد و به فساد مالی و سیاسی ، و جرم وجنایت ضد انسانی و فساد اخلاقی ، آلوده نباشد.

3 - 6 ) داشتن استقلال فکری و عدم وابستگی  به جریان های فاسد و افراطی

 یکی دیگر از معیار های کاندید اصلح این است که دارای استقلال فکری باشد ؛ زیرا کاندیدی که با جریان های افراطی وفاسد در ارتباط باشد و از آنها خط وبرنامه بگیرد ، به هیچ عنوان نمی تواند ممثل اراده ی مردم باشد و به منافع ملی بیندیشد ؛ چون از خود اراده وبرنامه ندارد ، بلکه منادی و مجری برنامه های همان جریان های فاسد افراطی،  خواهد بود. 

7 ) برخوردار بودن از شجاعت و جسارت لازم

داشتن جرئت و شجاعت ، از لازمه ی یک کاندید اصلح و باکفایت است ، تا بتواند به عنوان وکیل و صدای مردم ، از حقوق آنها حفاظت و دفاع نموده و( در صورت که نماینده پارلمان باشد)، برعمل کرد های حکومت نظارت و باز خواست نماید.

8 ) قانون مداری

 یکی دیگر از معیارهای کاندید برتر واصلح این است که قانون مدار باشد و آن را به عنوان فصل الخطاب تلقی نموده ، اولاً ، ضمن احترام گذاشتن به قانون ، تابع آن باشد و تخطی نکند ، ثانیاً ، قانون را برای همه اعم از ضعیف وقوی ، رییس ومرئوس و صاحبان زرو و زور و افراد عادی ، قانون بداند.

9 )  رواداری و احترام گذاشتن به حقوق شهروندی وبرابری  

 کاندیدی شایسته ی رأی دادن است که اهل رواداری باشد ، یعنی برای اقوام ، احزاب و مناطق دیگر ، همان چیزی را بخواهد که برای قوم ، حزب و منطقه ی خود می خواهد و به این سخن جاویدانه و حکیمانه ی امیرمؤمنان علی( علیه السلام) پای بند باشد که فرمود:« هرچه برای خود دوست می داری برای دیگران هم دوست بدار وهرچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند ». نهج البلاغه ، نامه 31 . همچنین باورمند به رعایت حقوق شهروندی ، برابری ، انکشاف متوازن وعدالت اجتماعی باشد.

10 ) داشتن روحیه ی اتحاد و همگرایی

  یکی دیگر از معیارهای کاندید اصلح و شایسته این است که ، در راستای  تقویت وتحکیم اتحاد وهمگرایی ملت ، تلاش و برنامه ریزی ، و از ایجاد تنش و تفرقه افگنی دوری نماید ؛ زیرا اقتدار وشوکت ، در اتحاد همگرایی نهفته است و تفرقه و نزاع ، مهم ترین عامل سستی و از بین برنده ی قدرت و هیمنه ای مسلمانان بیان شده است ، چنانکه قرآن کریم می فرماید:« وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُم‏ ... ، نزاع مكنيد كه سست خواهيد شد و شوكت و آبروى شما خواهد رفت [10]».

سر انجام اینکه ، هرکاندیدی که از این معیار ها بیشتر برخوردار باشد ، صلاحیت وشایستگی بیشتر ، برای انتخاب شدن و تصدی پست ریاست یا وکالت را دارد . وشایسته بلکه بایسته است که در انتخاب خود ، این معیا هارا ملاک قرار داده وکاندید های اصلح و برتررا انتخاب نماییم .

4 ) گستردگی و تداوم انتخابات در سراسر زندگی

شایان دقت است که انتخابات ریاست جمهوری ، یا نمایندگان پارلمان وشوراهای ولایتی ، در یک روز پایان می یابد ، ولی توجه داشته باشیم که انتخابات زندگی و چگونه زیستن ، چگونه بودن وچگونه شدن انسان در طول عمرش ، همیشه بوده و ادامه دارد.

هرچند انتخابات امروزه در عرف بین المللی بیشتر برانتخابات مدیران سیاسی و اجتماعی اطلاق می شود و در اذهان توده ی مردم نیز همین معنا و مفهوم متبادر است ، ولی حقیقت مطلب این است که سراسر زندگی بشراعم از زندگی فردی ، خانوادگی ، اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و... پر از انتخاب و گزینش است ، از انتخاب همسر گرفته تا انتخاب شغل و محل زندگی و نام فرزند و از انتخاب دوست و رفیق گرفته تا انتخاب حتی نوع خوراک و پوشاک و نوع سخن گفتن و... .

بنابراین انتخابات به معنای اعم کلمه ، از لحاظ گستردگی ، تمام ساحات زندگی انسانهارا فرا می گیرد ، چقدر شایسته بلکه بایسته است که همان دقت ، تحقیق و َسُبک سنگینی که در انتخابات مسئولین سیاسی و اجتماعی داریم و در صدد شناخت و انتخاب افراد اصلح و برتر هستیم ، در انتخابات زندگی فردی وخصوصی خود نیز ، این دقت وگزینش برترین هارا داشته باشیم ؛

بناءً هرکسی را به عنوان دوست وهمنشین انتخاب نکنیم ! بلکه به سراغ برترین ها برویم ؛ زیرا نقش دوست ورفیق در چگونه شدن و چگونه زیستن و حتی در چگونه مردن انسان ، تأثیر فوق العاده دارد ، این سخن رسول خدا(صلی الله علیه وآله )است که فرمود:« اَلْمَرْءُ عَلَى‏ دِينِ‏ خَلِيلِهِ وَ قَرِينِهِ ، انسان پيرو دين و آئين دوست و همنشين خود مى‏باشد [11]».

تو اول بگو باکیان زیستی            من آنگه بگویم که تو کیستی ؟

 هرسخنی را برای گفتن ونوشتن انتخاب نکنیم ! بلکه بهترین هارا انتخاب نماییم(هم خوب سخن بگوییم و هم سخن خوب بگوییم) ؛ زیرا بنا به فرمایش امیرمؤمنان علی(علیه السلام):« سخن در بند انسان است تا وقتی نگفته باشد اما وقتی گفت ، انسان در بند سخنش قرار می گیرد [12]». پس در انتخاب سخن دقت کنیم ، تا گرفتار زبان و قلم خود نشویم .

 هرجایی را برای رفتن انتخاب نکنیم ! زیرا امام صادق(علیه السلام فرمود:« مَنْ دَخَلَ مَوْضِعاً مِنْ مَوَاضِعِ التُّهَمَةِ فَاتُّهِمَ لَا يَلُومَنَ‏ إِلَّا نَفْسَهُ‏ ، هرکس در جایی وارد شود که نباید برود ، اگر مورد اتهام قرار گرفت ، ملامت نکند جز خودش را [13] ». چون با انتخاب خود رفته است.

و...

بطورکلی ، ملاک ومعیار در کیفیت انتخاب این است که قبل از انتخاب و تصمیم بر هرکاری ، آینده اش را باید سنجید و پیامد های احتمالی آن را درنظر گرفت ، بعد اقدام کرد. چنانکه رسول خدا(صلی الله علیه وآله ) فرمود:« هرگاه برای انتخاب وانجام کاری تصمیم گرفتی ، آینده اش را ببین ، اگر خیر است و رشد و سعات ، اقدام کن و اگر شر است و گمراهی  ، آن را واگذار [14]».

 خلاصه این که لحظه لحظه زندگی خصوصی و اجتماعی ما ، عرصه ای انتخابات است ، پس در انتخاب های مان دقت کنیم ؛ زیرا انسان در گرو انتخاب هایی است که در زندگی خود انجام می دهد.

نتیجه گیری

انتخابات که فلسفه ی برگزاری آن حاکمیت مردم برسرنوشت زندگی سیاسی و اجتماعی خودشان است ، از اهمیت بسیار بالا برخوردار است ، به گونه ی که رشد و شکوفایی یک جامعه را می توان معلول  مدیریت و سیاست گزاری های حاکمان و مسئولان باکفایت وشایسته ، دانست که از طریق انتخابات سالم ، شفاف و دموکراتیک روی کار آمده اند ، همان طور که در عدم انتخابات یا انتخابات همراه با تقلب ، قضیه بر عکس خواهد بود.  

بدون شک انتخابات یک فرایندی است که بدون اعمال باید ها ونبایدهای در آن ، فلسفه وچرایی انتخابات محقق نمی شود ، از این رو ، لازم است که درجریان انتخابات ، باید های مانند شایسته سالاری و لیاقت محوری ، رعایت اخلاق وادب اسلامی وانسانی ، حضور پرشور گسترده در پای صندوق های رأی و استفاده از این حق طبیعی وانجام مسئولیت ملی ، انجام بگیرد و از نباید های مانند: ترتیب اثر دادن به شایعات و گمانه زنی ها وتحلیل های مغرضانه ، به خرج دادن تعصبات مذموم و گرفتار شدن در حصار تنگ نظری های کشنده ، ابراز حب وبغض های افراطی و شخصیت سازی های اغراق آمیز و همچنین سیاه نمایی های ظالمانه و... دوری شود .

بی تردید در انتخابات ، شناخت معیار کاندید های اصلح وبرتر و انتخاب افراد با ملاک قرار دادن این معیارها، از ارکان انتخابات مفید و ثمر بخش در عرصه های مختلف زندگی مردم به شمار می رود وهدف از برگزاری انتخابات را ، محقق می سازد .

این نکته ی مهم در جریان انتخابات قابل دقت است که در انتخابات زندگی خصوصی خود نیز، همانند انتخابات مسئولین سیاسی توجه داشته باشیم و دنبال انتخاب اصلح وبرترین ها باشیم.

فهرست منابع

  1. قرآن کریم .
  2. ابن بابويه ، محمد بن علي ، الأمالي(للصدوق)، تهران، كتابچي، 1376 ش.
  3. ابن بابويه ، محمد بن علي ، من لایحضره الفقیه ، تحقیق: علی اکبرغفاری،قم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ،1413 ه ق.
  4. ابن شعبه حرّاني ، حسن بن علي ، تحف العقول عن آل‌‌‌‌‌‌ الرسول(عليهم السلام)، ترجمة: احمدجنتي، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، 1387.
  5.  تميمى آمدى ، عبد الواحد بن محمد ، غرر الحكم و درر الكلم‏ ، تحقیق وتصحیح سیدمهدی رجایی، قم ، دارالکتاب الاسلامی، 1410ق .‏
  6. طوسى، محمد بن الحسن‏، الأمالي(للطوسی)، تحقیق وتصحیح: مؤسسه البعثه ، قم، دار الثقافة ، 1414ق .
  7. غررالفصاحه(سخن پيامبراعظم(ص))،ترجمة مهدي انصاري قمي، مؤسسة انتشاراتي امام عصر(عج)، 1388.
  8. كليني ، محمدبن يعقوب ، الكافي ، تهران ، انتشارات اسلاميه، 1362ش .
  9. نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتي، قم انتشارات پارسيان، 1383 .

10.نهج الفصاحه، سخنان پيامبراكرم(ص)،ترجمه علی اکبرمیرزایی، قم، انتشارات چاف، 1385 .



[1] - نهج الفصاحه(سخنان رسول اکرم(صلی الله علیه وآله وسلم) ، ص 362 .

[2] - محمد بن الحسن طوسى ، الأمالي (للطوسي)، ص 460 .  

[3] - عبد الواحد بن محمد تميمى آمدى ، غرر الحكم و درر الكلم‏ ،  ص 800 .

[4] - حسن بن على ابن شعبه حرانى ، تحف العقول ، ص 375 .

[5] - محمد بن على ابن بابویه ، من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 353 .

[6]  - محمدبن يعقوب كليني ، الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏2 ؛ ص308- 309 .

[7] - همان ، ص 307 – 309 .  

 

[8] - بقره / 247 .

[9]  - غرر الفصاحه(سخنان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ) ، ص 222  ، حدیث 1911 .

[10] - انفال/ 46 .

[11] - محمد بن يعقوب كلينى ، الكافي (ط - الإسلامية) ، ج 2 ، ص 375 .

[12]  - نهج البلاغه ، حکمت 381 .

[13] - محمد بن على ابن بابويه ، الأمالي( للصدوق) ، ص 497 .  

[14] - محمدبن علی ابن بابویه ، من لایحضره الفقیه ، ج4 ، ص 410 – 411 .

عوامل عقب ماندگی دولت ها از منظرامام علی(ع) و راهکارهای مقابله با آن  ( با محوریت افغانستان )

بسم الله الرحمن الرحیم

علی جمعه حیدری

پیش درآمد

برکسی پوشیده نیست که به طورطبیعی در جهان ، قانون علل ومعالیل و اسباب ومسببات حاکم است ،‌ یعنی هیچ معلولی بدون علت موجود نمی شود وهیچ مسببی بدون سبب انجام نمی گیرد. (مگر بطور استثنا ونادر مانند معجزه که از بحث ما خارج است). چنانکه امام صادق(ع) فرمود:«خداوند هر چيز را جز از راه اسباب طبيعى آن عملى نمى‏سازد وبرای هرچیز ی سببی قرار داده است[1]». بنابراین هرچه در این عالم از پدیده های مثبت ومنفی و خوب و بد ، به وجود می آید ، یقینا دارای علت وسبب است . از جمله رشد و پیشرفت ، وامنیت وآسایشی که در برخی کشورهای جهان حاکم است دارای علت بوده و عقب ماندگی و ناامنی ،  وجنگ وخون ریزی که در برخی از کشورهای دیگر جهان وجود دارد نیز، دارای علل و عوامل است. به عنوان نمونه پدیده های شومی مانند:  عقب ماندگی ها ، نا امنی ها ، جنگ وخون ریزی ، و انفجار و انتحارهای که در کشورما افغانستان وجود دارند و هرروز وگاه وبیگاه ، از نیروهای امنیتی و مردم عادی اعم از زن ومرد ، و پیرو جوان حتی کودکان این کشور قربانی می گیرد وبرتعداد یتیمان وبی سرپرستان این کشور می افزاید ، همه اینها معلول های هستند که در پی تحقق یافتن علت شان به وجود می آیند.

پرواضح است که ریشه کن ساختن این پدیده های شوم از کشور و مبارزه باآنها ، امکان پذیر نیست مگر با نابود کردن علل و عوامل آنها ‌؛ زیرا تا علت از بین نرود هیچگاه معلول نابود نمی شود(مثلا تاآتش که علت است خاموش نشود ، هیچگاه حرارت ودود آن ، از بین نمی رود) ؛ ازاین رو،  شناخت این علل وعوامل به منظور ریشه کن ساختن آنها ، بسیار حائز اهمیت است. بدین جهت ، مقالة که درپی می آید برآن است که با تکیه برفرمایشی نورانی از امیرمؤمنان علی(ع) برخی از علت های عقب ماندگی ونابسامانی های دولت ها وحکومت هارا با محوریت افغانستان مورد بررسی قراردهد و در پایان راهکارهای را نیز، برای مقابله با عقب ماندگی و فراهم ساختن زمینة رشد وشکوفایی جامعه ، ارائه نماید.

1 ) نقش انسان درتحولات مثبت و منفی جهان   

قبل از پرداختن به تحلیل وتبیین عوامل عقب ماندگی دولت ها وراهکارهای آن ، شایسته است به نقش انسان در حوادث و پدیده های عالم هستی اشارة مختصر صورت بگیرد ، و آن این که : براساس آيات متعدد قرآن (که به برخی ازآنها اشاره خواهد شد)، انسان به عنوان موجود برتر[2]وجزئی ازنظام هستی، در این عالم دارای نقش برجسته است ورابطة في الجمله، بين اعمال انسان وحوادث نيک وبد جهان برقرار است؛ لذا خداوند بي جهت قومي را عزيز و مقتدر وقومي ديگررا ذليل وناتوان نمي سازد، بلکه انسان با رفتار و کردار، و مدیریت وانتخاب خود، دراين فرایند سهم به سزا دارد.

به عنوان نمونه، اگرمسلمانان درطول چند قرن داراي مجد وعظمت وپرچمداران علم ودانش بودند، اعمال شان نقش داشت واگرامروزبا مشکلات عديده دست به گريبان هستند نيز، بخش عمدة آن  به اعمال و رفتار شان برمی گردد. همین طور است اوج و فرود دیگرملت ها.

قرآن کریم هم از اصل ارتباط اعمال انسان با حوادث جهان سخن می گوید مانند این آیة مبارکه :« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ...[3]»، خداوند سرنوشت هيچ قوم [و ملّتى] را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند. مدلول مطابقی این آیه پیوند اعمال و روحيات انسان با حوادث جهان است ؛ زيرا سنّت خدا بر اين جريان يافته كه وضع هيچ قومى را دگرگون نسازد مگر آنكه خودشان حالات روحى خود را دگرگون سازند.

هم از رابطة اعمال نیک انسان با حوادث گوارا و مثبت خبرمی دهد مانند آیة مبارکة ذیل :« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ [4]، و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مى‏آوردند و تقوا پيشه مى‏كردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مى‏گشوديم. اين آيه نيز به وضوح از نقش انسان و اعمال نيك او دربهره مندی ازبرکات ونعمت های آسمانی وزمینی خبرمی دهد؛ زيرا نعمت و نيكبختى را در پرتو ايمان ورعایت تقوا بیان می کند.

 و هم بسیاری از مصایب وگرفتاری ها را ، معلول اعمال و رفتار ناشایست انسان می داند ، مانند این آیة مبارکه :«ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ ...[5]، فساد، در خشكى و دريا بخاطر كارهاى كه مردم انجام داده‏اند آشكار شده است».

روایاتی زیادی نیز، هم از تأثیر مستقیم اعمال خوب انسان بر سازندگی وآبادانی شهرها و جامعه سخن گفته اند . به عنوان نمونه ، امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: « زندگى مردمان را‌، عدالت سامان مى‏دهد[6]».  امام باقر(ع) فرمود:« صلة رحم ، موجب آبادی شهرها و زیادی عمرها می شود[7]». و هم از نقش تخریبی اعمال بد انسان برجامعه خبرمی دهند. مانند این فرمایش امام علی(ع):« ظلم وستم ، نعمت هارا سلب می کند و امتهارا هلاک می گرداند[8]». امام رضا(ع) می فرماید:« هرگاه بندگان‌ ، گناهانی تازة را که سابقه نداشته است ایجاد کنند، خداوند برای آنها بلاهایی را که سابقه نداشته ایجاد می کند [9]». خلاصه این که مردم با اعمال ورفتار خود در پیشرفت وشکوفایی یا عقب ماندگی و فرو افتادگی جامعه وزندگی سیاسی ، اقتصادی ، علمی ، اجتماعی و... ،  نقش اساسی دارند. 

با روشن شدن نقش انسان در تحولات جهان و سرنوشت خود و جامعه ، اینک به تحلیل وتبیین مهم ترین عوامل عقب ماندگی وبد بختی دولت ها و به تبع آنها جوامع ، ازمنظر امام علی(ع) می پردازیم.

2 ) عوامل عقب ماندگی دولت ها از دیدگاه امام علی(ع)

امیر مؤمنان علی(ع) فرمود:« يُسْتَدَلُّ عَلَى إِدبَارِ الدُّوَلِ بِأَرْبَعٍ: تَضْيِيعِ‏ الْأُصُولِ‏، وَ التَّمَسُّكِ‏ بِالْفُرُوعِ، وَ تَقَدُّمِ(تَقدِیمِ) الْأَرَاذِلِ، وَ تَأْخِيرِ الْأَفَاضِلِ ، عامل عقب ماندگی و سقوط دولتها چهار چيز است: 1) ضايع گذاردن اصول (مسائل اساسى)؛ 2 ) چسبيدن به فروع (امور نامهم وتشریفاتی)؛ 3 ) پيش انداختن(و روی کارآوردن) اراذل (فرومايگان)؛ 4 ) كنار زدن افاضل (پرمايگان و آگاهان) [10].  

2 - 1 ) اهمیت ندادن به کارهای اصولی   

اولین عامل بدبختی وعقب ماندگی دولت ها ،« تَضْيِيعِ‏ الْأُصُولِ‏ » است یعنی کارهای مهم ، اساسی و زیربنایی را ضایع وتعطیل گذاشتن و به آنها اهمیت ندادن . برکسی مخفی نیست که یکی از اصول و مهم ترین چیزها درزندگی فردی واجتماعی ، امنیت همه جانبه است، از امنیت جانی و مالی گرفته تا امنیت سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و... زیرا امنیت از ضروریات قطعی بوده و در همة شئونات حيات انسانى، تأثيری کلیدی و اساسی دارد، از تربيتهاى اوليّه بگيريد تا آخرين مراحل تكامل فردى و اجتماعى انسان ، و رشد وپیشرفت در زمینه های مختلف که در سایة امنیت قابل تحقق یافتن است.

از ضروری واساسی ترین امور دیگر در زندگی ، عدالت و مساوات است که شاه کلید بقاء و پیشرفت حکومت و آبادانی جامعه وشهرها، به شمار می آید، این سخن منسوب به پیامبراکرم(ص)  است که فرمود:« الملک یبقی مع الکفرولایبقی مع الظلم‌،  حکومت وپادشاهی باکفر قابل دوام وبقاست ولی با ظلم وبی عدالتی قابل دوام نیست» و این فرمایش امام علی(ع) است که :« شهرها با هيچ چيزی بهتر از عدالت ، آباد نمى‏شود [11]» و« با عدالت زندگی مردم ، سامان و قوام پیدا می کند[12]». 

برکسی مخفی نیست که در افغانستان به این دو امر اصولی و ضروری، آن طوری که باید ، اهمیت داده نمی شود و این کار های اصولی وزیر بنایی ، مورد تضییع وسهل انگاری قرار گرفته است ؛ یعنی نه موضوع امنیت ، به عنوان ضرورت قطعی زندگی ، آن طوری که بایسته وشایسته است مورد توجه و در اولویت قرار می گیرد ، و نه به موضوع عدالت به عنوان شاه کلید سامان بخشی به زندگی اجتماعی ، بهاء داده می شود. بدین جهت است که ضمن کمک کردن به عقب ماندگی و بد بختی جامعه ، از یک سو ، نا امنی بیداد می کند و ملت افغانستان و جهانیان شاهدند که تقریبا هرروز خبر جنگ وکشتار وانتحار وانفجار ، در این کشور ، از رسانه ها اعلام می شود، و امید زندگی در این کشور را از مردم سلب می کند و آنان را مجبور می سازد که راه کشور های دیگر را ، با تحمل هزاران زحمت وخطر درپیش بگیرند، و ازسوی دیگر بی عدالتی و فساد اداری دمار از روز گارمردم درآورده ، و پارتی بازی و رشوه خواری ، عدالت و انسانیت وقانون و مدنیت را ، زیرپا لِه ساخته است.

مهم ترین عامل این عقب ماندگی و بدبختی ها ، همان اهمیت ندادن به امور اساسی و اصولی ، مانند موضوع امنیت وعدالت است.  

2 - 2 ) پرداختن به امور فرعی وکم اهمیت

دومین عامل بدبختی وعقب ماندگی دولت ها که از سخن امیرمؤمنان علی(ع) استفاده می شود، « التَّمَسُّكِ‏ بِالْفُرُوعِ » است؛ یعنی به کار های فرعی وغیر ضروری پرداختن و از کار های اصلی وضروری غافل شدن. بدون شک ، اولویت بندی در اجرای کارها یکی از عوامل رشد و پیشرفت است ، اما تمسک به فروع وکارهای غیر ضروری ، نه تنها اولویت بندی نیست، بلکه دقیقا برعکس ، اولویت دادن موضوعات فرعی برموضوعات اصلی است ؛ لذا باعث عقب ماندگی حکومت وجامعه می شود.

 رفتار این چنینی(پرداختن به کارهای غیر مهم) در افغانستان به وضوح قابل مشاهده است ،  هم از مسئولین وبرنامه ریزان حکومتی و هم از مردم عادی وصاحبان رسانه های عمومی . مثلا مسئولین تأمین امنیت ومدیران وبرنامه ریزان کلان جامعه، به جای این که به موضوعات مهم وضروری مانند: تأمین امنیت وعدالت ، ایجاد کار و اشتغال ، تأمین امور رفاهی وبهداشتی ، تغذیة صحیح فکری و فرهنگی ، ارائة راهکاربرای ترویج وتقویت فرهنگ دیگر پذیری ، رواداری ، همگرایی  و... بپردازند و باتمام توان در این زمینه ها تلاش کنند ، به موضوعات فرعی ، کم اهمیت و فردی می پردازند و به فکر درآمدهای شخصی وحفظ سمت ومقام خودشان هستند، مثلا ، چندسال پیش نمایندگان پارلمان، درصدد تصویب قانونی بودند که آن دسته از نمایندگانی که در دوره های بعد پارلمان ، نمی توانند راه پیدا کنند ، به اندازه آخرین حقوقی که درزمان نمایندگی خود گرفته اند ، حقوق دریافت کنند ومحافظ داشته باشند و... ، درحالی که مردم بخاطر نبود کار وامنیت ، به نان شب شان محتاجند و... ، ولی این ها به فکر تأمین مالی واقتصادی شخصی خودشان مادام العمر هستند.
سرمایه داران ما نیز ، درافغانستان به جای تلاش برای کارهای اصولی مانند: رشد علمی و فکری و بالابردن فرهنگ تعاملات اجتماعی ، به فکردرآمد بیشتر و ترویج تجمل گرایی است. ازاین رو ، درپایتخت کشورمان کابل ، درهرچند کیلومتری ، ساختمان های بسیارمجلل وتمام شیشه ای سالن های عروسی وآرایشگری خودنمایی می کنند ، ولی باکمال تاسف درکل کابل به عنوان پای تخت کشور(سایرشهرهابماند)، ساختمان کتابخانه و مراکز فرهنگی به ندرت وجود دارد. 
درحالی که اگرعروسی ها، درسالنهای کذایی برگذار نشود، هیچ مشکلی پیش نمی آید ، ولی اگرکتابخانه و مراکزعلمی و فرهنگی نباشد ، نه تنها از رشد و شکوفایی فکری فرهنگی خبری نخواهد بود ، بلکه جهل ونادانی ، تحجر و کج فهمی ، تعصب و افراط گرایی رشد نموده و جامعه وکشور را به سراشیبی سقوط می رساند ، و از انسان های بی گناه وزن ومرد و کودک ، جوی خون جاری می سازد.

همین طور صاحبان رسانه ، کار های اصولی و مهم را کنار گذاشته و به کارهای فرعی وغیر ضروری می پردازند،  مثلا ؛ تلویزیون های دولتی و خصوصی بخش عمدة آنهارا ، پخش موسیقی و فیلم های اکثرا مبتذل و بدآموز هندی ، ترکی و... به خود اختصاص می دهد. درحالی که رسانه اعم از رسانه های دیداری ، شنیداری ، نوشتاری و... ، یکی از مهم و پرقدرت ترین وسیلة فرهنگ سازی در جامعه به شمار می آیند ، ومی توانند برای ایجاد اتحاد وهمبستگی ،‌ همدلی و دیگرپذیری ، مقابله با تحجرگرایی و افراطی گری ، کمرنگ ساختن تعصبات قومی ، مذهبی ، حزبی ، نژادی و... ، نقش اساسی ایفا نمایند، ولی چنانکه اشاره شد، به  این کار های اساسی واصولی کمتر اهمیت داده می شود ؛ لذا آثارشوم خود را ، به صورت عقب ماندگی همه جانبه و ناامنی های شکننده در کشور، نشان  می دهد و...

2 3  ) روی کار آمدن افراد نالایق و غیرمتخصص

سومین عامل بدبختی وعقب ماندگی یک حکومت وجامعه از منظر امام علی(ع) « تَقَدُّمِ(تَقدِیمِ) الْأَرَاذِلِ» است ، یعنی روی کار آمدن افراد پست ونالایق . به تعبیر دیگر سومین عامل عقب ماندگی یک حکومت و جامعه ، نبود شایسته سالاری وتخصص محوری است ، یعنی اگر درانتخاب افراد برای تصدی پست های مهم سیاسی ومدیریتی ‌،  لیاقت و تخصص آنان لحاظ نشود ، بلکه براساس روابط عزل و نصب ها صورت بگیرد نه ضوابط ، اینجاست که فقر و ویرانی ، و انحطاط و بدبختی یک جامعه آغاز می شود ؛ زیرا مدیران و برنامه ریزان نالایق ، نمی توانند درست مدیریت نمایند، شکی نیست که بد مدیریتی‌، هم آفت وآسیب به زندگی است(آفة المعاش سوء التدبیر[13])، هم کلید فقر وبدبختی است(سوء التدبیر مفتاح الفقر[14]) و هم سبب ویرانی وهلاکت جامعه می باشد(سوء التدبیر سبب التدمیر[15]).

این عامل عقب ماندگی نیز، در افغانستان به وضوح قابل مشاهده است ، زیرا انتخاب وگماشتن افراد در پست های کلیدی وحساس امنیتی ، دفاعی ، سیاسی ، مدیریتی ، اقتصادی ، علمی وفرهنگی و... ، بیشتر براساس قومیت و روابط صورت می گیرد تا ضوابط وشایسته سالاری . نتیجه شوم این کار در سال های متمادی ، دامن گیر این کشور شده است ؛ لذا از یک سو مردمش مهاجرو آواره در سراسر جهان شده اند، از سوی دیگر مواد مخدرش به سراسر جهان می رسد و ازسوی سوم ، ناامنی و خون ریزی در این کشور عرصه را برمردمش تنگ کرده است. شکی نیست که یکی از عمده ترین عامل این همه نابسامانی ، روی کار آمدن افراد نالایق و فاسد است.  

نبود شایسته سالاری و روی کارآمدن افراد پست ونالایق ، یعنی کج گذاشتن سنگ بنای حکومت و مدیریت کلان جامعه که ، در ادامه همه چیز درآن جامعه کج وناهمگون خواهد بود ؛ زیرا :

خشت اول گرنهد معمارکج                                  تا ثریا می رود دیوار کج

حالا چرا دیوارامنیت و آرامش ، کارواشتغال، سیاست ومدیریت، اقتصاد وفرهنگ و... درافغانستان کج است و مجامع بین المللی می خواهند راست ودرست کنند هم نمی شود؟
جواب این است که سنگ بنای آن کج نهاده شده و می شود ، یعنی درانتخاب مدیران سیاسی ، اجتماعی ، امنیتی ، اقتصادی ، علمی فرهنگی و... ، شایستگی ولیاقت افراد لحاظ نشده و نمی شود ، بلکه افراد پست ونالایق روی کار آمده اند .

مثلا درعرصه ای تعلیم وتربیت (آموزش وپرورش) وامنیت ، مطلب را کمی بازمی کنیم ؛

برکسی پوشیده نیست که اززیربنای ترین مرکز ایجاد تحول و تغییر درعرصه های مختلف جامعه(اعم ازمثبت ومنفی)، آموزش وپرورش است، ولی متاسفانه مدیران نالایق دراین زمینه بیداد می کنند ، از مدرک سازی های جعلی گرفته تا آمار دادن شاگردان خیالی واز این طریق سوء استفاده کردن های اقتصادی. درحالی که پیامد های منفی مدرک سازی های بی علم وتجربه و تعیین شدن صاحبان چنین مدارک جعلی ، به مقام معلمی ، برباد دادن سرمایه های ملی و ازبین بردن آینده سازان کشور و نیروی انسانی یک جامعه است ؛ زیرا معلمان ومتخصصان که با مدرک جعلی برکرسی تدریس وتعلیم و مدیریت و تدبیر تکیه می زنند ، معلوم است که چه آیندة تاریک وخطرناک وضرر های غیر قابل جبرانی ، در پی خواهد داشت. البته ناگفته نماند که مدیران ومعلمان لایق و شایسته و دلسوز وفداکار هم ، کم نداریم .

همین طور در زمینه ای امنیتی که ، از مهم ترین موضوعات به حساب می آید ، یکی از عوامل مهمی نا امنی و جنگ و خون ریزی ، بعضی از فرماندهان وقومندان های فاسد ونالایق اند که یا با گروه های تروریستی ارتباط دارند ، و یا با مافیای مواد مخدر که ، حاضرند برای رسیدن به اهداف شوم شان ، دهها نفر سرباز و مردم عادی و زن وکودک قربانی شوند. و یا بخاطر تعصبات قومی ، مذهبی ، نژادی ، حزبی و... ، برای آسیب رساندن و ضربه زدن به جناح مقابل ، با گروه های تکفیری وتروریستی همکاری نمایند. اگر اوضاع امنیتی کشورما بهبود پیدا نمی کند و مخصوصا قوم ومذهب خاص ، بیشتر مورد ترور وانفجار وانتحار قرار می گیرد ، تنها به خاطر خباثت گروه های تروریستی نیست ، بلکه به خاطر خیانت بعضی از سران نیروی های امنیتی نیز، هست که در این قضایا نقش دارند.

در سقوط بعضی مناطق به دست طالبان ، برخی فرماندهان نالایق و فاسد نیروهای امنیتی نقش به سزا دارند ، زیرا براساس گفته های بعضی افراد آگاه به مسایل امنیتی ،‌ فرماندهان وقوماندان های زیادی هستند که بامافیای موادمخدر وطالبان وگروه های تروریستی درارتباطند وگاهی سنگرها باتجهیزاتش باطالبان معامله می شود، و با عقب نشینی های صوری تجهیزات و ادوات نظامی دولتی را ، به دست طالبان می رسانند. 

معامله گری و فساد بعضی از مسئولین امنیتی ،  صدای برخی از مقامات بلند پایه حکومت را هم درآورده است ، مثلا داکتر عبدالله رییس اجرائیه حکومت وحدت ملی‌، در تابستان امسال (1396) در یکی از سخنرانی های خود درکابل به صراحت اعلام داشت که همزمان با درخواست کمک تسلیحاتی و تجهیزات نظامی از خط مقدم جبهه علیه گروه های تروریستی ، خبر معامله نیز ، از همانجا مخابره می شود.
خلاصه این که یکی از مهم ترین عوامل بدبختی و عقب ماندگی کشور ،‌ قرارداشتن افراد نالایق و فاسد در مدیریت های کلان سیاسی، امنیتی ،اقتصادی، علمی وفرهنگی و... کشور است .  
شاهد براین مدعا ، روایتی از فرمایشاتی گهربار رسول خدا( ص) می آوریم که فرمود:« قوم ( وجامعه ای) که افراد نالایق را به سرنوشت خود مسلط می سازند امور وکارهای آنها تا روزقیامت رو به انحطاط وعقب گردی می رود، مگر اینکه ازاین کارشان دست بردارند[16] ».

2 4 ) کنار زدن افراد لایق و شایسته

چهارمین عامل نابسامانی وعقب ماندگی یک حکومت و جامعه« تَأْخِيرِ الْأَفَاضِلِ » یعنی به حاشیه راندن وکنار زدن افراد فاضل ومتخصص است. براساس سخنان گهربار امیرمؤمنان علی(ع) در هرکشور ، جامعه و ملتی که شایستگان و متخصصین آن کنار زده شود و افراد ناشایست وفاسد روی کار بیایند ، نه تنها در آنجا رشد و شکوفایی و پیشرفت وبالندگی به وجود نمی آید ، بلکه برعکس ، مسیر انحطاط و عقب ماندگی را درپیش می گیرد.

نقش کلیدی رهبران ومدیران شایسته ، در ایجاد تحول مثبت در حوزة نفوذ و اختیارات خود‌، جای تردید نیست. تاریخ ، جوامع بسیاری را نشان می دهد که براثر مدیریت های صحیح مدیران باکفایت ، از هیچ به همه چیز رسیده اند وعکس آن را نیز ، تاریخ به نمایش می گذارد که با داشتن همه گونه ظرفیت و افتخارات گذشته ، دراثر روی کارآمدن رهبران و مدیران نالایق ، در گودال عقب ماندگی و نابسامانی سقوط کرده و عزت و استقلال خودرا از دست داده اند.

یکی از نمونه های جامعة که با داشتن هرگونه ظرفیت وفرصت های طبیعی ، جغرافیای ، ذخایر زیرزمینی ، افتخارات تاریخی و... ، ولی در اثر به حاشیه راندن بلکه از میان برداشتن افراد شایسته ، با عقب ماندگی همه جانبه ، فقراقتصادی ، چالش های سیاسی ، بحران امنیتی و... دست وپنجه نرم می کند ، کشورما افغانستان است که همیشه قوم خاص مدیریت و سیاست گذاری های آن را به دست گرفته بودند و افراد شایسته و کاردان از سایر اقوام را نه تنها به حاشیه می راندند بلکه اصلا حق حیات برای آنها قایل نبودند ، پیامد های شوم چنین رفتار های ظالمانه و به حاشیه راندن های افراد شایسته و کاردان ، امروزه دامن گیر ملت شریف و غیرتمند افغانستان شده است . 

3 ) راهکارهای پیشرفت جامعه و مقابله با عقب ماندگی آن  

3 1 ) ایجاد تغییر در تفکر و رفتار

باتوجه به این آیة مبارکه قرآن که می فرماید:« :« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ...[17]»، اگر مردم وملت افغانستان بخواهند ازوضعیت شکنندة کنونی نجات پیدا نمایند و شاهد تغییر وتحول مثبت وسازنده در کشور و زندگی خود باشند ، اولین راهکار آن ایجاد تغییر وتحول مثبت در خود شان و در عملکرد و رفتارشان است . این قانون الهی است که هرنوع تغییر از خود انسان ها شروع می شود. بنابراین ، هرآنچه را که می دانند باعث به وجود آمدن وضعیت کنونی شده است ، از آن دوری نموده وضد آن را در نفس ها و عملکردهای خود به وجود بیاورند.

مخفی نیست که  تعصبات کور قومی ، نژادی ، مذهبی ، روا نداری ، زیاده خواهی ،‌ برتری طلبی ، نادیده گرفتن حقوق اقلیت های قومی ومذهبی ، تحجر وافراطی گری و... ، هم درتفکر واندیشه وهم در عملکرد ورفتار مردم ما ریشه داشته ودارند و بسیاری از عقب ماندگی و نابسامانی های کشور ، معلول این گونه تفکر وعملکرد بوده وهست ، بنابراین، با ایجاد تغییر در بینش وروش خود در این زمینه ها، و تعدیل وتصحیح اندیشه و عملکردها ، خود بخود تغییر وتحول مثبت و سازنده در جامعه وکشور ، به وجود می آید. این است معنای « إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ...».

اگر می بینیم که علی رغم این که افغانستان مورد توجه مجامع بین المللی قرار گرفته و صدها بلکه هزارها میلیارد دلار در این کشور سرازیر شده ، و ارتش چندین کشور پیشرفته ای جهان ، برای تأمین امنیت و مبارزه با تروریستان و کشت مواد مخدر در این کشور آمدند و... ، ولی همچنان این کشور ، در آتش ناامنی از سوی تروریستان می سوزد و هرروز زن و مرد ، و کودک و جوان ، قربانی می دهد ، همچنان بزرگ ترین تولید کنندة مواد مخدر جهان است و همچنان عقب ماندگی در عرصه های مختلف زندگی خود نمایی می کند و... ، مهم ترین عامل این همه نابسامانی ها، این است که خود مردم از درون و در نفس و اندیشه و رفتارخود ، تغییر ایجاد نکرده اند ؛ هرچند از بیرون تمام دنیا بسیج شده اند که در افغانستان تغییر وتحول سازنده به وجود بیاورند، نمی توانند ؛ چون این سنت الهی است که بدون تغییر در درون خود انسان ها، تغییری در زندگی و بیرون آنها، بوجود نیاید.

3 2 ) توسعه علمی وفرهنگی

یکی دیگر از راهکارهای پیشرفت وترقی و مبارزه با عقب ماندگی ها ، توسعة علمی ودانش افزایی است. توسعة علمی هم بایستی درشاخه ها ورشته های مختلف صورت بگیرد ؛ زیرا بدون شک ، جامعة می تواند پویا وخود کفا ، و مستقل ومتمدن باشد که در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی ، نظامی ، علمی وفرهنگی ، صنعتی و تکنولوژی و... کارشناس ودانشمند داشته باشد و نیازمندی های   خود را به خوبی تأمین نماید.  هرچند الحمدلله در سالهای اخیر جهش علمی و حرکت های دانش افزایی درکشورما افغانستان  خوب بوده ، ولی بازهم با کاروان تمدن بشری و باپیشرفت های علمی جهانی ، فاصلة بسیار زیاد دارد.

بنابراین ضرورت ایجاب می کند که جهت رهایی ونجات افغانستان از وضعیت کنونی و رسیدن به کاروان رشد و تمدن بشری، در زمینة توسعة علمی (هم از نظر کمی وهم از نظرکیفی)، برنامه ریزی های دقیق تر وسعی و تلاش بیشتر و بیشتر،  صورت بگیرد ؛ زیرا همان طور که اشاره شد یکی از پایه های مهم رشد وپیشرفت در عرصه های گوناگون ، توسعة علمی در زمینه های مختلف است. در این باره امیرمؤمنان علی(ع) سخن بسیار نغز و حکیمانه دارد که شایسته است با آب طلا نوشته شود و بردرو دیوار مراکز علمی وآموزشی به صورت تابلو نصب گردد و همیشه نصب العین استاد وشاگر ومعلم و دانشجو باشد ، وآن این که فرمود:« العِلمُ سُلطَانٌ مَن وَجَدَهُ صَالَ بِه وَمَن لَم یَجِدهُ صِیلَ عَلَیهِ ، علم ودانش قدرت است ، هرکس به آن دست یابد ، غلبه پیدا می کند(وسلطه می یابد) و هرکس به آن دست نیابد زیر سلطه قرار می گیرد [18]».

اگر امروز جهان غرب واروپا ؛ سلطه ای علمی وتکنولوژی ، وهمچنین سلطة سیاسی ونظامی واقتصادی بر بسیاری از کشورهای جهان پیداکرده اند ، به واسطه ای رشد و توسعة علمی آنان است ، هرچند از نظر اخلاق ورفتار انسانی عقب گرد کرده و به صورت یک بام و دو هوا عمل می کنند و با ایجاد اختلاف بین مسلمانان و تأسیس و تقویت گروه های تروریستی وتکفیری ، هرروز جنایت می آفرینند و جوی خون جاری می کنند و ...

3 3 ) دراولویت قرار دادن کارهای ضروری واصولی  

همان طور که اهمیت ندادن به کارهای اصولی و مشغول شدن به کارهای فرعی ، از عوامل عقب ماندگی به شمار آمد ، عکس آن یعنی در اولویت قراردادن کارهای اصولی وزیر بنایی و مشغول نشدن به کارهای فرعی ، یکی از عوامل مهم پیشرفت و شکوفایی در عرصه های مختلف به شمار می آید؛ زیرا در اولویت قراردادن کارهای اصولی و سرو سامان یافتن آنها ، باعث می شود که بسیاری از کارهای فرعی خود به خود روی ریلی حرکت قرار گرفته و به حرکت وسرعت خود ادامه دهند. مثلا اگر امنیت به عنوان یکی از مهم ترین و اساسی ترین کارهای اصولی ، در افغانستان تأمین گردد و مردم این کشور به خاطر ناامنی مجبور به مهاجرت و بردن سرمایه ای شان به خارج ازکشور نشوند ، زمینه برای  بسیاری از کارهای مهم دیگرفراهم می گردد، مانند : سرمایه گذاری های داخلی وخارجی ، راه افتادن و به وجود آمدن کارخانه های مختلف ، افزایش یافتن امید به زندگی و آینده ، رونق یافتن فعالیت های اقتصادی ، علمی و فرهنگی و... . بدون تردید ، هرکدام از این گزینه ها ، یکی از عوامل رشد وپیشرفت به حساب می آید.

همچنین اگر مبارزه با فساد اداری و امنیتی ، با جدیت صورت بگیرد و این بلای خانمان سوز ریشه کن شود یاحد اقل کاهش چشم گیر پیدا کند ، بسیاری از پرونده های قضایی ، حقوقی ، کیفری و... مختومه می شود ، جلوبسیاری از سوء استفاده ها گرفته می شود ، همدلی وهمبستگی بیشتر بین مردم ، و مردم وحکومت به وجود می آید و...

3 - 4 ) شایسته سالاری و تخصص محوری

یکی دیگر از راهکارهای مبارزه با عقب ماندگی وزمینه سازی برای رشد وپیشرفت در عرصه های مختلف ، سپردن پست ها ومسئولیت های کلیدی ، به افراد شایسته و کاردان است، به عبارت دیگر شایسته سالاری وتخصص محوری ، از عوامل مهم پیشرفت وشکوفایی در جامعه است. یعنی معیار در انتخاب افراد برای پست های مدیریتی وسیاست گذاری های کلان جامعه، بایستی تخصص وتعهد افراد باشد . عملی ساختن این راهکار در رشد وپیشرفت جامعه نقش به سزا دارد ؛ زیرا مدیریت و برنامه ریزی درست و کارشناسی شده ، باعث رشد وبالندگی جامعه در زمینه های مختلف می شود ، بلکه مهم تراز آن ، اساسا مدیریت وسیاست گذاری های صحیح (که معمولا توسط افراد شایسته، متخصص و باکفایت صورت می گیرد)، مایة قوام و برپایی رعیت است . چنانکه امیرمؤمنان علی(ع)می فرماید :« حُسْنُ‏ السِّيَاسَةِ قِوَامُ الرَّعِيَّةِ [19] ». یعنی آن چه مایة قوام وسرپانگه داشتن مردم وجامعه می شود ، مدیریت و برنامه ریزی درست جامعه است. همچنین در بارة نقش کلیدی مدیریت صحیح ، در رشد و رونق اقتصادی و مدیریت بد درنابودی سرمایه ، می فرماید:« حُسنُ‏ التَّدبِيرِ يُنميِ قَليِلَ المَالِ، وَ سُوءُ التَّدبِيرِ يُفنيِ كَثيِرَه ، مدیریت و برنامه‏ريزى درست ، مال اندك را افزايش مى‏دهد، و برنامه‏ريزى نادرست مال فراوان را نابود مى‏كند[20]».

خلاصه این که نقش شایسته سالاری و تخصص وتعهد محوری ، در پیشرفت وشکوفایی جامعه بسیار برجسته است ؛ زیرا چنان که اشاره شد ، حسن تدبیر که مایة قوام جامعه و باعث رشد اقتصادی می شود ، توسط افراد کاردان و بالیاقت صورت می گیرد. 

3 - 5 ) تقویت روحیة خود باوری و خود کفایی  ‌    

یکی دیگراز راهکارهای مقابله با عقب ماندگی و نابسامانی ها در افغانستان ، ایجاد وتقویت روحیة خود باوری وخود کفایی است. خود باوری یعنی اینکه مردم ما استعداد ، توانمندی وظرفیت های خود را باور کنند و بااعتماد به نفس بیشتر این روحیه را همیشه به خود تزریق نمایند که ماهم می توانیم در عرصه های مختلف بدرخشیم ، و درعرصه های مختلف بهترین ها را داشته باشیم ، مثلا ،‌ اگر در نیروهای امنیتی کشور این باور تقویت ونهادینه شود که ما می توانیم امنیت کشورمان را تأمین کنیم ، مامی توانیم با دشمنان امنیت و انسانیت مقابله نماییم و... یقینا در تأمین امنیت و مبارزه با دهشت افگنان قوی تر عمل می کنند.

 تقویت این باور، به انسان روح امید وتلاش را می دمد و انسان را وادار می کند که برای توانستن و رسیدن به قله های رفیعی از پیشرفت وشکوفایی ، برنامه ریزی های دقیق تر و سعی و تلاش بیشتر نمایند. منظوراز خود کفایی این است که مردم ما بایستی جهت نجات یافتن از وضعیت موجود  و رشد وپیشرفت در عرصه های مختلف ، چشم به مؤسسات خیریه و انجوهای خارجی ندوزند و به این مطلب مهم بیندیشند که ماچرا نتوانیم که به دیگران کمک کنیم؟ ماچرا نتوانیم که ازنظر تولیدات داخلی به جاهای دیگر صادرات داشته باشیم ، به تعبیر دیگر، با همت بلند به این مطلب بیندیشند که ما چرا به عنوان یک کشور صادر کننده نباشیم که به عنوان وارد کننده ومصرف کنندة محض باشیم ؟!

بطور قطع ، تقویت این گونه روحیه ها در مردم  ومسئولین ، نقش اساسی در رشد و پیشرفت افغانستان دارد. دلیل براین سخن ، رشد وشکوفایی نسبی هزاره ها وشیعیان در این سالهای اخیر در زمینه های مختلف است که‌، از نظر نگارنده ، یکی از مهم ترین عواملی این جهش علمی و رشد و پیشرفت های نسبی هزاره ها ، به وجود آمدن روحیه اعتماد به نفس ،  خود باوری و خود کفایی در آنهاست. زیرا قبل از آن با توجه به شرایط حاکم در افغانستان‌، آن چنان این روحیه دروجود مردم هزاره ضعیف بلکه مرده  بود که‌، دست به هیچ کاراساسی نمی زدند؛ چون به این باور رسیده بودند که « هزاره ها نمی توانند » ،« هزاره ها نمی شوند» ، « هزاره ها هیچ وقت در رأس کارهای مهم حکومتی وسیاسی نبوده اند » و... ، نگارنده بارها و بارها این سخنان را از بعضی موسفیدان وپیرمردان شنیدم و واکنش هم نشان دادم که این قدر آیة یأس وناامیدی نخوانید ! ما چرا نتوانیم ؟! و ما چرا  نشویم ؟! و...

خلاصه این که ، تقویت ونهادینه ساختن روحیة اعتماد به نفس ، خودباوری و خود کفایی در بین مردم ومسئولین ، در پیشرفت جامعه در زمینه های مختلف و مقابله با عقب ماندگی ، نقش برجسته دارد.   

نتیجه گیری

از آنچه گفته شد می توان به نتایج ذیل دست پیداکرد:

1 ) تمام پدیده های که در عالم که تحقق پیدامی کند اعم از خوب و بد ، ومثبت ومنفی ، دارای علل و عواملی هستند که در پی تحقق یافتن آن عوامل این پدیده ها نیز ، به وجود می آیند. مثلا رشد وپیشرفت در جامعه ای یا عقب ماندگی ونا امنی درجامعه ای دیگر هرکدام دارای عواملی مختص به خود هستند. ریشه کن ساختن یک پدیدة شوم از جامعه ، با نابود ساختن علت وسبب آن پدیده امکان پذیر است نه مبارزه با خود آن پدیده .

2 ) با استناد به سخنی گهربار از امام علی(ع) عوامل عقب ماندگی وسقوط دولت ها وجوامع  ازجمله افغانستان ، چهار چیز است : ضایع گذاشتن کارهای اصولی واساسی ، چسپیدن و اهمیت دادن به کارهای فرعی و غیر ضروری ، روی کار آمدن افراد نالایق و پست و تصدی آنها پست های کلیدی ومدیریتی ر ا ، و کنار زدن افراد شایسته و لایق از پست های مدیریتی و تصمیم گیری .

3 ) برای مقابله با عقب ماندگی و نابسامانی های کشور و زمینه سازی برای رشد و پیشرفت ، می توان از راهکار های ذیل کمک گرفت : الف ) ایجاد تغییر وتحول مثب در اندیشه ورفتارهای اجتماعی تا زمینة تغییرسازنده در جامعه فراهم گردد؛ ب ) توسعة علمی و دانش افزایی در عرصه های گوناگون ، تا از این طریق نیازهای جامعه در زمینه های مختلف تأمین گردد و رشد وشکوفای در کشور پدیدار شود؛ ج ) اولویت بندی کارهای ضروری و اصولی و تلاش همه جانبه برای محقق ساختن آنها و مشغول نشدن به کارهای فرعی وغیراصولی و مصرف نکردن نیروی انسانی و مالی در این راستا ؛ د ) شایسته سالاری وتخصص محوری از دیگر راهکارهای است که برای مقابله با عقب ماندگی و ایجاد زمینة رشد وپیشرفت کمک شایان می کند وسرانجام تقویت روحیة خود باوری و استقلال خواهی درجامعه نیز در مقابله با عقب ماندگی کشور و تلاش برای رسیدن به قله های از رشد وشکوفایی نقش بسزا دارد .

 

فهرست منابع

  1. قرآن کریم .
  2. ابن أبى الحديد، عبد الحميد ، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد، قم ، مكتبة آية الله المرعشي النجفي ،  1404 ق .
  3. طوسى، محمد بن الحسن‏ ، الأمالي( للطوسی) ، تحقیق وتصحیح: مؤسسه البعثه ، قم ، دار الثقافة ، 1414ق .
  4.  تميمى آمدى ، عبد الواحد بن محمد ، غرر الحكم و درر الكلم‏ ، تحقیق وتصحیح سیدمهدی رجایی، قم ، دارالکتاب الاسلامی، 1410ق .‏
  5. كليني ، محمدبن يعقوب(م 329 ق) ، الكافي ، تهران ، انتشارات اسلاميه، 1362ش .
  6.  ليثى واسطى، على بن محمد، عيون الحكم و المواعظ ، تحقيق و تصحيح : حسين حسني بيرجندي ، قم ، دار الحديث‏ ، 1376ش .
  7. مجلسي ، محمد باقر، بحارالانوار الجامعه لدررالاخبارالأئمه الاطهار(ع)، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1429ق- 2008 م .

 

 

 

علی جمعه حیدری



[1] - محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی(ط- الاسلامیه)، ج1 ، ص 183 .

[2] - إسراء/ 70 .

[3] - رعد / 11 .

[4] - اعراف / 96 .

[5] - روم / 41 .

[6] - همان ، ص 41 .

[7] - محمد باقر مجلسی ، بحارالانوار، ج 71 ، ص 94 .

[8] - عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی ، غررالحکم، ص 92 ، ح 1763 .

[9] - همان ، ص 275 .

[10] - همان ،  ص 800 .

[11] - علی بن محمد لیثی واسطی ، عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ؛ ص481 .

[12] - همان ، ص 42 .

[13] - عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی ، غرر الحکم ، ص 280 .

[14] - همان ، ص 299.

[15] - همان .

[16] - محمدبن حسن طوسي، الأمالي (للطوسي) ؛ ص566 .

[17] - رعد / 11 .

[18] - عبدالحمید ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ، ج 20 ، ص 319 .

[19] - علی بن محمد لیثی واسطی ، عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ؛ ص227 .

[20] - عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی ، غرر الحکم ، ص 345 . 

چهارعامل عقب ماندگی وبدبختی افغانستان( قسمت دوم)  

بسم الله الرحمن الرحیم 
درقسمت اول اشاره شد که امام علی(ع) چهارچیز را عامل سقوط دولت ها وعقب ماندگی جامعه بیان می کند که همه ای این عوامل درافغانستان درحد بسیارگسترده وفراگیر وجود دارد به همین جهت است که این کشوری که درچهار راه آسیا قرار دارد و دارای ظرفیت وپتانسیل های بسیار زیادی برای رشد وشکوفای درعرصه های مختلف می باشد ولی متاسفانه همچنان بامشکلات عدیده دست به گریبان است و تاسف بیشتراینکه درکل جهان ودربین صدو نود وچند کشور سومین کشورفاسد ازنظرفساد اداری شناخته ومعرفی شده است.
بی تردید مهم ترین عوامل این همه مشکلات وفساداداری همان چهارعاملی است که مولانا امیرالمومنین علی(ع) فرموده است ، اولین ودومین آن که عبارت بود ازتعطیل وضایع گذاشتن کارهای مهم واساسی ومشغول شدن به کارهای فرعی و غیرضروری بیان شد
اما سومین وچهارمین آن عوامل را فرمودند:" تقدیم الاراذل وتاخیرالافاضل" یعنی مقدم داشتن و روی کارآوردن نالایقان و افراد پست، و کنارزدن افراد بافضیلت وکاردان
به تعبیر دیگر سومین وچهارمین عامل عقب ماندگی وبد بختی یک جامعه نبود شایسته سالاری و ولیاقت وتخصص محوری است یعنی درانتخاب وگماشتن افراد به پست های مهم سیاست گذاری ومدیریتی لیاقت وشایستگی افراد لحاظ نمی شود، اینجاست که آغازبدبختی وانحطاط یک جامعه وکج گذاشتن سنگ بنای همه چیز درآن جامعه است به قول شاعرشیرین سخن که گفته :
خشت اول گرنهد معمارکج
تاثریا می رود دیوار کج
حالا چرا دیوارامنیتی، کارواشتغال، سیاست ومدیریت، اقتصاد وفرهنگ و... درافغانستان کج است ومجامع بین المللی می خواهند راست ودرست کنند هم نمی شوند؟
جواب این است که سنگ بنای آن کج نهاده شده ومی شود یعنی درانتخاب مدیران سیاسی ، اجتماعی ، امنیتی اقتصادی ، علمی فرهنگی و... شایستگی ولیاقت افراد لحاظ نمی شود
مثلا درعرصه ای علم وفرهنگ (آموزش وپرورش) وامنیت مطلب را کمی بازمی کنیم
برکسی پوشیده نیست که اززیربنای ترین مرکز ایجاد تحول و تغییر درعرصه های مختلف جامعه(اعم ازمثبت ومنفی) آموزش وپرورش است ولی متاسفانه مدیران نالایق دراین زمینه بیداد می کنند براساس گزارشها برای هزاران شاگرد آماری وخیالی هزینه وکمک می گیرند که اصلا وجود خارجی ندارند و بسیاری ازمدیران لیسه ومکاتب ازاین طریق به فکرجیب وحساب های بانکی شان است. به عنوان نمونه( که نگارنده دررفت وآمدهای که به افغانستان دارم کم و بیش درجریانم) یکی ازکارهای که توسط مدیران فاسد صورت می گیرد مدرک سازی مدیران لیسه هاست که افراد زیادی ازاین طریق مدرک گرفته و درپست بسیارحساس معلمی گماشته می شوند درحالی که ابتدایی ترین اصول آموزش را نمی دانند و... وپیامدهای بسیارتلخی که دارد و ضررهای جبران ناپذیری که ازاین طریق وارد می شود برکسی مخفی نیست
اکنون تنها درولایت بامیان تاجایی که بنده اطلاع دارم چندین مدیرمعارف ومدیرلیسه به جرم مدرک سازی درزندانند و...
همین طور درزمینه ای امنیتی بارهاوبارها ازرسانه های افغانستان درتابستان که آنجا بودم شنیدم که صدها بلکه هزارها سربازخیالی معاش می گیرند!! اما درمیدان جنگ ودفاع دیگراین سربازان خیالی کارآیی ندارند لذا ولسوالی ها وحتی ولایت قندوزچند باردست به دست می شود
بدترازاین، چنانکه افراد خبره صحبت می کردند که فرماندهان وقوماندان های زیادی هستند که بامافیای موادمخدر وطالبان درارتباطند وگاهی سنگرها باتجهیزاتش باطالبان معامله می شود به طور صوری درگیری های صورت می گیرد وقوماندان دستور عقب نشینی را صادرمی کند تا طالبان مسلط شده اسلحه وتجهیزات را تصاحب نمایند دوباره بادرگیری اندکی طالبان آنجارا ترک می کنند، چون به هدف خود که بدست آوردن اسلحه باشد رسیده اند و فرماندهان نالایق دولتی هم باطمطراق گزارش می دهند که فلان حا ازدست طالبان پس گرفته شد...
مهم ترین عامل این همه مشکلات قرارداشتن افراد نالایق وناشایست بلکه فاسد درراس کارها ومدیریت های کلان سیاسی، امنیتی ،اقتصادی، علمی وفرهنگی و... است.
ترسم آزورده شوی ورنه سخن بسیار است
حسن ختام این نوشته را فرمایش رسول خدا( ص) قرارمی دهم که فرمود: قوم ( وجامعه ای) که افراد نالایق را به سرنوشت خود مسلط می سازند امور وکارهای آنها تاروزقیامت رو به انحطاط وعقب گردی وپستی می رود مگر اینکه ازاین کارشان دست بردارند.

چهارعامل مهم عقب ماندگی وبدبختی افغانستان (قسمت اول )

بسم الله الرحمن الرحیم 
امیرمومنان علی(ع) می فرماید: چهارچیزعامل سقوط دولت ها وعقب ماندگی جامعه است که همه ای این چهار عامل درافغانستان به طور بسیار عینی وحقیقی مصداق پیدا می کند لذا باعث عقب ماندگی وبدبختی این جامعه ومردم آن شده است وتازمانی که این عوامل وجود داشته باشد همچنان این بدبختی و عقب ماندگی ادامه دارد
اولین ودومین آن چهار عامل را فرمودند تضییع الاصول والتمسک باالفروع است ، یعنی کارهای مهم ، اصولی واساسی را ضایع وتعطیل گذاشتن و به کارهای غیرمهم پرداختن.
برکسی مخفی نیست که درافغانستان مهم ترین واساسی ترین کار ، تامین امنیت وایجاد کارواشتغال برای مردم است تامردم باغیرت افغانستان در سراسرجهان آواره ودربدر نشوند، ولی به این کارهای مهم چندان پرداخته نمی شود بلکه متصدیان تامین امنیت ومدیران وبرنامه ریزان کلان جامعه به فکرجیب و درآمدهای شخصی خودشان وحفظ سمت ومقام اند مثلا چندسال پیش نمایندگان مجلس درصدد تصویب قانونی بودند که نمایندگان که درسال های آینده به مجلس نمی توانند راه پیدا کنند به اندازه آخرین حقوقی که درزمان نمایندگی خود گرفته اند دریافت کنند ومحافظ داشته باشند و... درحالی که مردم بخاطر نبود کار وامنیت به نان شب شان محتاجند و...
سرمایه داران ما درافغانستان به جای تلاش برای رشد علمی و فکری وبالابردن فرهنگ تعاملات اجتماعی که ازکارهای اصولی به شمار می رود به فکردرآمد بیشترو ترویج تجمل گرایی است. ازاین رو درپایتخت کشورمان کابل درهرچند کیلومتر ساختمان های بسیارمجلل وتمام شیشه ای سالن های عروسی وآرایشگری خودنمایی می کنند ولی باکمال تاسف درکل کابل به عنوان پای تخت(سایرشهرهابماند) به اندازه ده صدم این ساختمان ها، ساختمان کتابخانه و مراکزفرهنگی وجود ندارد
درحالی که اگرعروسی هادرسالنهای کذایی برگذارنشود هیچ مشکلی پیش نمی آید ولی اگرکتابخانه ومراکزفرهنگی نباشد وضعیت جامعه وکشور به این روزوحال گرفتار می شود که می بینیم و به گفته ای یکی ازدانشمندان غربی" اگرمادرنباشد انسان رشد جسمی پیدا نمی کند واگرکتاب نباشد رشدفکری نمی یابد" ازرشد شکوفایی فکری فرهنگی خبری نخواهد بود
همین طور مردم ، دانشجویان، علماو طلاب، کارگران و رسانه های ما اکثراوقات شان را در مشغول شدن به کارهای فرعی وکم اهمیت سپری می کنند وازکارهای مهم واصولی غافلند.مثلا بسیاری ازمردم و رسانه های ما اوقات طلایی خودشان را به گوش دادن ونگاه کردن موسیقی وفیلم های بی محتوا وحتی بدآموزمی گذرانند واکثررسانه های دیداری و شنیداری ما قسمت زیادی آنهارا برنامه های فرعی و کم اهمیت بلکه مضر ومذبوحانه اشغال می کنند، و...
به همین جهت باآنکه سالهاست که افغانستان کانون توجه مجامع بین المللی قرارگرفته ومیلیادهادلار دراین کشور سرازیر شده است ولی همچنان بامشکلات عدیده دست به گریبان است...
ادامه دارد

گزارش مختصر از مراسم باشکوه تجلیل از عالم فقید سعید حضرت آیت الله محمدی بامیانی

درتاریخ 3/ 10/ 1395 مجلس بزرگ داشت وتجلیل از مقام علمی وشخصیتی حضرت آیت الله محمدی بامیانی که چندروز قبل دربیمارستان الکفیل کربلای معلی به دیارباقی شتافت و برای همیشه در جوار مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی(ع) دروادی السلام آرمید از طرف علما، دانشجویان ، هیآت مذهبی ومهاجرین ولایت بامیان در شهراصفهان مسجد انصارالحسین واقع درچهار راه عاشق اصفهانی از ساعت 2 الی 4 بعد ازظهر برگزار گردید.

دراین جلسه نمایندگان دفاترآیات عظام محقق کابلی وموحدی نجفی ، علما وطلاب بامیان ،  دانشجویان بامیان ، مسئولین هیآت مذهبی وسایراقشار مردم حضور گرم وپرشورداشتند برنامه باقرائت قرآن کریم آغاز گردید سپس پیام های تسلیت شورای هیآت مذهبی مهاجرین افغانستانی ، مجمع ولایتی دانشجویان وفرهنگیان بامیان باستان ، نماینده مهاجرین آلمان جناب آقای دکترطاهر شاران و آقای تیمور شاران از حقوقدانان افعانستانی در کابل توسط مجری توانمند برنامه جناب آقای حکیمی به خوانش گرفته شد، اشعار زیبا وپرمحتوای که دروصف آیت الله محمدی بامیانی سروده شده بود نیز یکی از برنامه های این مراسم باشکوه بود، سپس پیام های تسلیت مجمع فرهنگی علما وطلاب افغانستان ، آیت الله العظمی موحدی نجفی وآیت الله العظمی محقق کابلی خوانده شد ، برنامه بعدی زندگی نامة حضرت آیت الله محمدی بامیانی بود که به محضرحضار تقدیم گردید.

سخنران این محفل باشکوه حضرت آیت الله علوی بامیانی  مدرس و استاد حوزة علمیه قم بودند که باسخنرانی جذاب و پرمحتوای خویش برغنای مراسم افزودند، ایشان ضمن اشاره به اهمیت وجایگاه والای  علم وعالم باعمل ، خطاب به علماو طلاب خاطرنشان ساخت که باید در درس خواندن و افزایش سرمایه ای علمی خود بیش از پیش تلاش کنند و وضعیت موجود بین علما وطلاب را رضایت بخش ندانسته وخواستار جدیت وسعی بیشتر شد. در یکی دیگر از بخش های سخنرانی خود به تبیین شخصیت بی ادعای آیت الله محمدی بامیانی پرداخته وایشان را شخصیت کم نظیر وعالم متبحری خواند که کتابهای مهم حوزه های علمیه مثل رسایل شیخ انصاری و کفایه الاصول آخوند خراسانی را شرح نموده اند و کسی که بتواند این دو کتاب اصولی مهم را مورد تجزیه وتحلیل قراردهد آدم ملا ومتبحری است.

حضرت آیت الله علوی بامیانی در بخش پایانی سخنرانی خویش چند روایت را دربارة تقسیم بندی علما وجایگاه هرکدام اشاره داشته گفتند: براساس روایات بهترین انسانها علما هستندوقتی صالح و باتقوا باشند وبدترین انسانها هم علما هستند وقتی که فاسدشوند. دربارة عالمان باعمل ومتقی یادرآور شدند که :‌ رسولخدا(ص) فرموده است: کسی که علماء را استقبال کند مرا استقبال کرده وهرکس علما را زیارت کند مرا زیارت کرده وکسی که باعلما همنشین شود بامن همنشین شده است. ودربارة عالمان فاسد وبی تقوا روایتی را از امام حسن عسکری(ع)نقل کرد که فرموده است: ضرر عالمان فاسد بر شیعیان ما بیشترازضرر لشکریان یزید برامام حسین(ع) است.

مراسم با ذکرتوسل مختصر ولی جذاب آیت الله علوی پایان یافت.

 

 

ییام تسلیت مجمع فرهنگی علما وطلاب افغانستانی مقیم اصفهان به مناسبت رحلت آیت الله محمدی بامیانی

بسم الله الرحمن الرحیم

پیام تسلیت مجمع فرهنگی علما وطلاب افغانستانی مقیم اصفهان به مناسبت ارتحال عالم جلیل القدر حضرت آیت الله محمدی بامیانی

امام علی(ع): الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ‏ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِي الْقُلُوبِ مَوْجُودَة ، دانشمندان تا دنیابرقرار است، زنده‏اند، هرچند بدن های شان در زمین پنهان اما یاد آنان دردلها همیشه باقی است. نهج البلاغه ، حکمت 147 .  

ارتحال ملکوتی عالم جلیل القدر و فقیه اهلبیت (ع) حضرت آیت الله محمدی بامیانی ضایعة جبران ناپذیر برجامعة علمی و حوزه های علمیه به شمار می رود.

ایشان که از علمای ربانی و مدرس برجسته ومربی شایسته بودند ، حدود نیم قرن با سلاح زبان وقلم جهاد علمی نمودند و عمرپربرکت خویش را در راه نشرمعارف دین و تدریس و تربیت شاگردان فاضل ومهذب  درحوزه های علمیة نجف اشرف ، دمشق وکابل سپری کردند.

حضرت آیت الله محمدی بامیانی باقلم متعهّدانه خویش که رنگ آن برخون شهیدان برتری دارد ، آثار مکتوبِ فاخر و ارزشمندی را در زمینه های مختلف فقهی، اصولی، کلامی وادبیات عرب از خود به یادگار گذاشتند که هرکدام از این آثار ، برگ زرین دیگر در کارنامة علمی وعملی ایشان وسند زنده بودن دانشمندان ، تاپایان جهان است .

فقدان و رحلت این عالم ربانی و فقیه والا مقام را به محضرمبارک ولی الله الاعظم حجت بن الحسن(عج)، ملت شریف افغانستان ، حوزه های علمیه ، مهاجرین عزیزافغانستانی و بازماندگان آن فقید سعید ، تسلیت عرض نموده و از خدای سبحان علوّ درجات برای ایشان و اجرجزیل وصبر جمیل برای بازماندگان مسئلت می نماییم .

مجمع فرهنگی علما وطلاب افغانستان

3 / 10/ 1395

 

 

گزارش مختصر ازمراسم جشن بزرگ میلاد رسول اکرم(ص) وفرزندش امام صادق(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز شنبه 27/ 9/ 1395 برابر باهفدهم ربیع المولود سالروز ولادت پربرکت پیامبرخاتم محمد مصطفی(ص) وفرزندش حضرت امام جعفرصادق(ع) جشنی باشکوهی باحضور گرم و فعال اقشار مختلف مهاجرین عزیز افغانستانی وعلماو طلاب حوزة علمیة اصفهان ازسوی مجمع فرهنگی علما وطلاب افغانستان برگزار گردید.

مجری فعال وتوانمند جناب آقای قاسمی درساعت 2 وچند دقیقه مراسم را آغاز نموده و از قاری ومداح برجستة اهلبیت(ع) جناب آقای رضا امینی دعوت به عمل آورد، و با تلاوت بسیار زیبای ایشان مجلس منور به نورانیت آیات کلام الله مجید گردید. بعد از قرائت قرآن کریم  منقبت خوان برجسته وماهر جناب آقای بهبودی باخواندن منقبت بسیارجذاب وشیرین خود شرکت کنندگان در محفل را به فیض رساند و برای بسیاری از بزرگان مجلس  که عمری را در افغانستان سپری کرده اند خاطرات آنجا تجدیدشد ومجلس حال وهوای معنوی وشور ونشاط زاید الوصفی به خودگرفت. برنامه با مداحی بسیار زیبا وپرشور مداح برجستة اهلبیت(ع)جناب آقای سید عبدالوهاب موسوی ادامه پیداکرد وبرمعنویت ونشاط مراسم افزود . بعد ازمداحی ایشان مسابقات شفاهی بین خواهران وبرادران اجرا گردید که می توان گفت یکی از بهترین بخش های این مراسم معنوی بود وشور وهیجان خاصی به شرکت کنندگان در مراسم بخشید. بعد ازاجرای مسابقه مجری محترم از سخنران مراسم جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای سید کاظمی دعوت نمودند ، آقای کاظمی نیز با سخنرانی علمی وپربار خود به خوبی توانست از عهدة این مسئولیت برآیند. از سخنرانی ایشان نیز چند تا سؤال استخراج  و مسابقة شفاهی دیگری برگزار گردید.

یکی دیگراز بخش های جذاب این مراسم این بود که مجری محترم از سه نفر از علمای بزرگ سادات محترم که در محفل حضور داشتند مبلغی را به صورت نقدی به عنوان عیدی گرفته واز هرکدام این بزرگواران خواست که یک سؤال هم طرح کنند هرکس آن سؤال را پاسخ داد آن جایزة نقدی به او تعلق بگیرد.  

درپایان مراسم اهدای جوایز برای پانزده نفر انجام گرفت وبدین صورت مراسم خاتمه پیدا کرد. والسلام

شهادت یکی از علمای شیعه درهرات به دست افراد مسلح ناشناس

شفقناافغانستان-مردان مسلح ناشناس شب گذشته «شیخ عبدالواحد صابری» یک تن از علمای شیعه را در شهر هرات با ضرب گلوله شهید کردند.
 «شیخ عبدالواحد صابری »امام جماعت مسجد جامع محمدیه زمانی مورد حمله افراد مسلح موتور سایکل سوار قرار گرفت که او پس از ادای نماز شام از مسجد به خانه اش در حرکت بود.
به گفته ی شاهدان عینی؛ افراد موتور سایکل سوار در نزدیکی منطقه پای مناره ها از مربوطات ناحیه نهم شهر هرات بر آقای صابری شلیک کرده اند.
سخنگوی شفاخانه حوزوی هرات می گوید که گلوله به سر وی اصابت کرده است.
در همین حال عبدالرئوف احمدی سخنگوی پولیس هرات ضمن تائید این رویداد از آغاز تحقیقات پولیس جهت شناسایی عاملین این رویداد خبر داد.
وی گفت که تاکنون موفق به شناسایی عاملین این رویداد نشده اند.
یادآور می شویم که چندی قبل نیز افرادمسلح یک تن از علمای شهر هرات به نام سید یونس علوی را پس ادای نماز مغرب و عشاء به سمت خانه اش در حرکت بود، به قتل رساندند که عامل آن رویداد نیز تا کنون دستگیر نشده است.
همچنین چند هفته قبل نیز یک بمب صوتی در مسجد رضاییه این شهر منفجر شد که به شمول امام مسجد چهار نفر زخم برداشتند.
این مورد بعد از ترور نافرجام مولوی خداداد رئیس شواری علماء هرات اتفاق افتاد.
تا کنون پولیس هرات موفق به دستگیری عوامل این رویدادها نشده اند. 

فاصله کابل پایتخت کشور با برخی مناطق هزارجات

بسم الله الرحمن الرحیم

براساس کتاب « ساختار طبیعی هزاره جات » نویسنده آقای حسین نایل ، فاصله برخی از نقاط هزاره جات از کابل پایتخت قرار ذیل است :

کابل ¬   کوتی اونی = 85 کیلو متر

کابل ¬   گردن دیوار = 112 کیلومتر

کابل ¬   کوتل حاجیگگ = 140 کیلومتر

کابل ¬  بهسود = 155 کیلومتر

کابل ¬  پنجاب = 283 کیلومتر (ازمسیر بهسود)

کابل ¬   لعل = 382 کیلومتر ( ازمسیر بهسود )

کابل ¬   گرماب  =  430  کیلومتر( ازمسیر بهسود)

کابل ¬   شیخ علی = 163 کیلومتر

کابل ¬   دامنه کوتل شبر = 182 کیلومتر

کابل ¬   کوتل شبر  =  194  کیلومتر

کابل ¬   شنبل = 203 کیلومتر

کابل ¬  بلوله  = 212 کیلومتر

کابل ¬   دوآب  =  216 کیلومتر

کابل ¬   شهرضحاک =  228 کیلومتر

کابل ¬  بامیان  =  245 کیلومتر

کابل ¬   بند امیر  =  320 کیلومتر

کابل ¬   مرکزیکه ولنگ = 355 کیلومتر

کابل ¬   پنجاب = 435 کیلومتر (ازمسیر بامیان )

کابل ¬  تره بلاق = 490 کیلومتر ( ازمسیر بامیان)

کابل ¬  لعل = 540  کیلومتر ( ازمسیر بامیان)

کابل ¬   گرماب  = 600 کیلومتر(ازمسیربامیان )

 

گزارشی از مراسم سوگواری به مناسبت 28 صفر وتجلیل از شهدای اربعین حسینی در مسجد باقرالعلوم(ع) کابل

گزارشی از مراسم سوگواری درسالروز رحلت پیامبرخاتم(ص) وشهادت امام حسن مجتبی(ع) وتجلیل از شهدای اربعین حسینی درمسجدباقرالعلوم(ع) درکابل:
امروز دوشنبه برابر با 8/9/ 1395 به مناسبت سالروز رحلت جانگداز خاتم انبیا محمدمصطفی(ص) وشهادت سبط اکبرش امام حسن مجتبی(ع) وهمچنین تجلیل از شهدای اربعین حسینی در مسجدباقرالعلوم(ع) کابل ، مراسم باشکوه باحضور مهاجرین افغانستانی مقیم اصفهان اعم ازشیعه وسنی دراصفهان، خیابان زینبیه مسجدحضرت قایم(عج) برگزار گردید. برگزارکنندگان این مراسم دفترآیت الله العظمی محقق کابلی دراصفهان ، مجمع فرهنگی علما وطلاب افغانستان مقیم اصفهان، شورای فرهنگی اهل سنت افغانستان مقیم اصفهان وهیآت مذهبی بودند. برنامه های مراسم با اجرای مجری توانمند جناب آقای مهردادی آغاز گردید اولین برنامه تلاوت آیاتی از کلام الله مجید بود که با تلاوت دونفر از قاریان محترم آقای نوری از شیعه ها وآقای جمال الدین از اهل سنت صورت گرفت ومجلس منور ومعطر به نور و عطرقرآن کریم گردید. دومین برنامة مراسم سخنرانی مولوی جان محمد اسدی از علمای اهل سنت بود که انجام گرفت ، بن مایة سخنان ایشان بعد از اشارة کوتاه به رحمت للعالمین بودن پیامبرخاتم(ص)سه نکته تشکیل می داد: 1) تأکید برمسألة وحدت بین مسلمانان واینکه مسلمانان بایستی بین خودشان با رحمت ومهربانی ودوستی رفتار کنند وبادشمنان وکفار از شدت و حدت کاربگیرند ، 2) شناختن دشمن وجدادانستن گروه های تکفیری و داعش را از مسلمانان. 3 ) محکومیت جنایات وحملات تروریستی داعش درافغانستان وعراق و اشاره به جهانی بودن امام حسین(ع) وزیارت آن حضرت( خودشان نیز با 240 نفر از مولوی ها وبزرگان اهل سنت امسال به زیارت عتبات عالیات رفته بودند). سومین برنامه مداحی جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای حاج محمدی بود که بانفس گرم ومداحی زیبا وجانسوز خود به مجلس حال وهوای دیگر بخشیدند. چهارمین برنامه سخنرانی آقای مهندس سلیمانی مدیر ادارة اتباع وماجرین خارجی استان اصفهان بود. ایشان ضمن تأکید برحفظ و تحکیم وحدت بین مسلمانان به ویژه مهاجرین افغانستانی مقیم اصفهان به برخی از مسایل مربوط به مهاجرین مطالبی را بیان نمودند از جمله مسألة‌ بیمة سلامت بود که تشویق کردند مهاجرین عزیز خودشان را بیمه کنند ، دربارة کارت ومدرک شناسای مهاجرینی که در برخی آمایش هاشرکت نکرده اند گفتند: کسی که ازطرح آمایش 7 به بعد شرکت نکرده اند می توانند برای تمدید کارت شناسای خود اقدام نمایند. دربارة افراد فاقدین مدارک اظهارداشتند که: هیچ طرحی برای شناسای این افراد دردستورکارنیست اگرکسانی دراین زمینه مطالبی را مبنی برشناسای افراد فاقدین مدارک منتشرنمایند یا اقدام به ثبت نام مهاجرین کنند هیچ گونه صحت ندارد وشایعه است . اماشناسای آن دسته از مهاجرین که فرزندان شان درمدرسه ثبت نام شده اند به زودی آغاز خواهدشد.

آخرین برنامه سخنرانی جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای رضایی بود. ایشان ضمن تقدیر از برگزارکنندگان مراسم وادارة اموراتباع به شخصیت وبرخی از اوصاف بی بدیل پیامبرخاتم(ص) اشاره نمود از جمله نور بودن آن حضرت وهمچنین نوربودن قرآن وعترت آن حضرت ، به طور طبیعی ارتباط بانور به انسان نورانیت می دهد وپردة جهل وتعصب و کوردلی و ددمنشی را ازبین می برد. یکی از فلسفه های حج رفتن وطواف خانة‌خدا همین کسب نورانیت است همینطور درزیارت قبور ائمه معصومین رفتن باعث نورانیت وروشن شدن مسیر راه انسان می شود. داعش وگروه های تکفیری دیگر را از کسانی دانستند که از تابش نور قرآن وعترت طاهره خودشان را دور نگه داشتند ودر دریای جهالت وتاریکی غرق اند وابزار اجرای دسیسه های صهیونیستی و وهابیت قرار گرفته اند.
یکی از برنامه هااین بود که درپایان مراسم بیانیة مشترک ازسوی مهاجرین افغانستانی مقیم اصفهان نیز در پایان مراسم قرائت گردد ولی به خاطر ضیقی وقت بیانیه قرائت نشد اما در فضای مجازی و گروه ها می توانید آن را بخوانید.

علی جمعه حیدری 

بیانیه مهاجرین افغانستانی مقیم اصفهان در محکومیت حملة تروریستی برعزاداران اربعین حسینی درمسجدباقرالع

بسم الله الرحمن الرحیم
قرآن کریم:
«... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعا...» مایده / 32.
بانهایت تأثر وتألم یک باردیگر ملت شریف ومتدین افغانستان درسوگ دهها تن از عزیزان که به دست سفاکان تاریخ و یزیدیان زمان به شهادت رسیدند؛ داغدارگردید. این بار درمسجد باقرالعلوم دشمن عقلانیت وانسانیت داعش جنایت کار، باحمله انتحاری برعزاداران حسینی درروز اربعین فاجعة دیگر آفرید ودههاتن ازمحبان خاندان پیامبر(ص) را به شمول اطفال وکودکان معصوم ، شهید ومجروح نمود ، این درحالی است که هنوز اشک پدران ومادران و همسران وفرزندان شهدای عاشورا در زیارت سخی کابل ومزارشریف نخشکیده وخون آن شهیدان عالی مقام از جوشش نیفتاده است.
از این رو عاشورا واربعین حسینی امسال در افغانستان رنگ خون گرفت و باخط سرخ شهادت دههاتن از محبان وعزاداران حسینی، ثبت تاریخ گردید. آیندگان درتاریخ خواهند خواند که در عاشورا و اربعین سال 1438 قمری، زیارت سخی و مسجد باقرالعلوم درکابل ، با خون کسانی رنگین گردید که برای ابراز محبت به خاندان پیامبر(ص) وتجدید بیعت بااهداف وآرمان سرورشهیدان اباعبدالله الحسین(ع)، اجتماع کرده بودند، همان اهدافی که برخواسته ازمتن اسلام است و مهم ترین شاخصه های آن خدا محوری و تکریم انسانیت ، عدالت خواهی وظلم ستیزی ، اخلاق مداری و آزادگی است.
مامهاجرین افغانستانی مقیم اصفهان اعم از شیعه وسنی ، ضمن ابراز همدردی وعرض تسلیت به خانواده های مکرم شهدا وآرزوی علو درجات برای این شهیدان والامقام و شفای عاجل وکامل برای مجروحین این حادثة المناک ، این حملات تروریستی و دد منشانه را به شدت محکوم نموده وموارد ذیل را یا آورمی شویم :
1 ) داعشِ ضدانسانیت وعقلانیت ، تکفیری های کوردل وحامیان جنایت کارشان بدانند که پذیرای با آتش وخون و انفجار و انتحار از عزاداران وزایرین حسینی در افغانستان و پاکستان و عراق ونجیریه ودیگر نقاط جهان ، نه می توانند نور فرزند رسول خدا(ص) را خاموش کنند و نه می توانند ذرة ازمحبت وارادت مسلمانان بلکه تمام آزادگان جهان نسبت به سرورشهیدان عالم را بکاهند.
2 ) بدون شک حملات وحشیانه و ضدانسانی برعزاداران حسینی درکابل ومزارشریف‌، ازسوی دشمنان افغانستان و به هدف ایجاد اختلاف وتفرقه بین سنی وشیعه صورت می گیرد. ما در سالروز رحلت غمبار بزرگ پیام آور اتحاد و برادری خاتم انبیا محمدمصطفی(ص) که فرمود:«المسلم اخو المسلم» وبه هدف لبیک گفتن به ندای ملکوتی قرآن کریم: «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولاتفرقوا» یک دل ویک زبان فریاد می زنیم واعلام می داریم، ما شیعه وسنی دو برادر ، و دو شاخة یک درختیم و باهرگونه عامل اختلاف وافتراق و با هرکسی که با تیغ زبان و با نوک قلم ، اتحاد وبرادری ما را نشانه برود، مقابله می نماییم
3 ) ماضمن تقدیر وتشکر از نیروهای فداکارنظامی وامنیتی کشور که جان عزیز شان را در راه مبارزه با تروریستان سفّاک بین المللی وتأمین امنیت عمومی فدامی کنند، از حکومت وحدت ملی می خواهیم که در مبارزه با تروریستان جنایت کار وددمنشان از خدا بی خبر، باصداقت وجدیت بیشتر قدم بردارد و عاملان حملات تروریستی برعزاداران حسینی را هرچه زود ترشناسای و به سزای عمل شان برساند.
4 ) از عموم مردم شریف ، متدین و باغیرت افغانستان می خواهیم که دراین برهة حساس از تاریخ افغانستان، با هشیاری کامل و دشمن شناسی دقیق، اتحاد وبرادری خویش را حفظ نموده و از هرگونه اقدامات احساساتی ورفتار تفرقه برانگیز، جداً پرهیزنمایند.
درخاتمه عزت وسربلندی و رشد وشکوفای امت اسلامی و ملت مسلمان و عزیز افغانستان را از خدای سبحان خواهانیم.
8 / 9 / 1395
مهاجرین افغانستانی مقیم اصفهان

علی جمعه حیدری 

 

بیانیه شورای علمای شیعه افغانستان درمحکومیت حمله برعزاداران حسینی درمسجد باقرالعلوم(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

{وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا} 

بار دیگر عده ای از هموطنان مومن ما که برای برپایی شعایر دینی در مسجد خانه امن خدا گرد هم آمده بودند ، به دست شقی ترین مردم زمان به خاک و خون کشیده شدند. 

شورای علمای شیعه افغانستان این عمل ددمنشانه و بزدلانه را کار جریانهای منحرف افراطی دانسته و آن را به شدت محکوم می نماید و از دولت و ارگانهای ذیربط می خواهد تا عاملین این اقدام غیر انسانی و اسلامی را شناسایی نموده و به سزای اعمال شان برساند. 

زندگی مسالمت آمیز و اخوت اسلامی برادران شیعه و سنی در افغانستان همیشه زبانزد بوده و همچون خاری در چشم دشمنان اسلام و بدخواهان وحدت ملی ما بوده و خواهد ماند.‌ بدون شک برادران سنی و شیعه کما فی السابق با جدیت تمام بر تحکیم اخوت اسلامی در کشور تاکید خواهند داشت. 

شورای علمای شیعه افغانستان برای شهدای این حادثه اسفناک علو درجات و برای مجروحین صحت کامل و عاجل و برای بازماندگان و خانواده های آنها صبر جمیل مسئلت دارد. و الله المنتقم

شورای علمای شیعه افغانستان
کابل ۱ / ۹ / ۱۳۹۵

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

نقش علامه بلخي دربيداري جامعه تشيع

علي جمعه حيدري

چكيده

درطول تاريخ همواره تبعيض هاي ظالمانه وتعصبات غيرانساني درجامعة بشري بوده ومنشأ بسياري ازجنايات ضد انساني قرارگرفته است.

ازجمله درافغانستان اين دوپديدة شوم عامل بسياري از بدبختي ها وعقب ماندگي هاي اين كشور بوده وهست و انسان هاي زيادي قرباني تبعيض وتعصب شده اند؛ زيرا يك عده با انحصارطلبي وبرتري خواهي، خود شان را صاحب اختيار اين كشور دانسته و براي رسيدن به قدرت وحفظ آن دست به هركاري مي زدند و كساني را كه با آنها همسو ، هم نژاد و هم مذهب نبودند درانزواي كامل قرارداده و ازحقوق سياسي، اجتماعي، فرهنگي واقتصادي شان محروم مي كردند.

جامعه تشيع افغانستان درطول يك قرن واندي سال درچنين شرايطي نا عادلانه به سر مي برد، ازجمله درعصري كه علامه شهيد سيد اسماعيل بلخي مي زيست تبعيض وتعصب، انحصارطلبي و استبداد بيداد مي كرد و سركوب شيعيان درعرصه هاي مختلف از برنامه هاي دستگاه حاكمه بود .

علامه بلخي كه تحمل چنين فضاي تاريك و رفتارظالمانه باشيعيان برايش سخت و طاقت فرسا بود، براي حق خواهي و عدالت طلبي به پا خواست، با بيان و قيام ، زندان رفتن و شهادت خود، مظلوميت شيعيان را فرياد نمود . به اين ترتيب ازيكسو زمينة بيداري شيعيان و ديگرمظلومان را فراهم كرد و ازسوي ديگر فرياد هاي روشنگرايانة او سهمي به سزا در تغيير سياست هاي حكومت داشت كه نهايتا به تدوين قانون اساسي جديد منجرشد وفضاي نسبتا باز درجامعه حاكم گرديد.

واژگان كليدي: افغانستان ، هزاره ها، علامه بلخي ، نقش ، تشيع، حكومت، كوچي، بيداري، شيعيان ، تبعیض .

مقدمه

كشور افغانستان سرزميني است كه اقوام و نژاد هاي مختلف را در خود جاي داده و از اين جهت به رنگين كمان اقوام تعبيرمي شود. يكي از اقوام عمده دراين كشور قوم هزاره است كه عمدتا شيعه مذهب و ازساكنين بومي اين سرزمين و داراي پيشينة درخشاني هستند .

ولي با كمال تأسف حدود يك قرن وربع است كه اين قوم مظلوميت و محروميت زيادي ديده و قتل عام هاي وحشت انگيز را تحمل كرده اند. بطوركلي بعد ازروي كارآمدن عبدالرحمان خان درافغانستان اين قوم هميشه مغضوب ومطرود حكومت بوده و به هدف ريشه كن ساختن اين قوم، ازسرزمين آباء واجداد شان، برنامه هاي ظالمانه ازسوي حكومت ازقبيل ماليات هاي سنگين ، كوچ هاي اجباري ، تصاحب زمين هاي آنها توسط ديگران، و... برآنها اعمال مي شد.

اگرامروز بحمد الله در عرصه هاي علم و دانش، سياست ، فرهنگ و اقتصاد حضور فعال دارند ، مرهون خون هاي پاك شهيداني هستند كه دراين راه جان عزيز شان را تقديم نمودند، و حاصل تلاش، مجاهدت و قيام بزرگ مرداني هستند كه براي عدالت طلبي، احقاق حقوق و رسمي ساختن مذهب تشیع دراين كشور يكي پس از ديگري انجام دادند، و اگرنه معلوم نبود شيعيان چه سرنوشتي پيدا مي كردند.

يكي از شهداي راه آزادي، حق خواهي ، عدالت طلبي وبيدارگران جامعه تشيع علامه بلخي بود كه نقش كليدي داشت و دراين راه ازهيچ تلاشي فرو گذار نكرد و 14 سال زندان ستم شاهي را تحمل نمود وحتي ازداخل زندان فرياد مي زد:

بلخي ززندان هرنفس تلقين همت مي كند هان اي جوانان همتي اين است پيغام جوان

جوانان درقلم رنگ شفا نيست       دواي درد استبداد خون است

مقاله اي كه درپي مي آيد برآن است كه با اشارة اجمالي به وضعيت سياسي، اجتماعي، فرهنگي واقتصادي شيعيان اين كشور درزمان قيام علامه بلخي، نقش وي  را دربيداري جامعة تشيع به بررسي بگيرد. 

ادامه نوشته

بسم الله الرحمن الرحيم

چالشها وراهكارهاي مبارزه باآن درافغانستان

علي جمعه حيدري

پيش درآمد

سرزميني كه امروز افغانستان ناميده مي شود ، كانون دولتي بود كه احمد شاه ابدالي آن را درسال 1747 ميلادي تأسيس كرد وعملا به عنوان يك كشور البته نه با اين نام در جغرافياي جهان مطرح گرديد. اگر به گذشتة تاريخي اين كشور نگاهي بيندازيم مي بينيم كه در كتابهاي تاريخي وجغرافياي به كلمة« افغانستان» به عنوان نام يك كشور برنمي خوريم. اما اين ، به اين معنا نيست كه سرزمين افغانستان ريشه و سابقة تاريخي ندارد و از تمدن وفرهنگ بي بهره است ؛ چرا كه افغانستان فعلي ( كه درطول تاريخ طولاني وپرفرازو نشيب خود تغييرات زياد ديده است)، از سابقة بسياركهن ودرخشاني برخوردار است به عنوان نمونه در تاريخ لشكركشي اسكندر مقدوني در سالهاي 328 – 331 قبل از ميلاد از راه افغانستان به ماوراء النهر وهند (كه يكي ازاطراق گاهها او شهرتاريخي بلخ بوده است) ، نام شهرهاي از اين كشور به ثبت رسيده كه بيانگرشهرنشيني وبرخورداربودن مردم آن ازتمدن وفرهنگ است. مثل آريا(هرات) ، فراده (فراه)، دراپسكه(بغلان ياقندوز) ، وزريسپه(دركناررودخانه آمو)[1]. شهربلخ افغانستان يكي از مراكز فرهنگ وتمدن بوده كه به گفتة احمدرشيد« عربهاي مهاجم آن را«مادرشهرها» مي ناميدند. حدود سه هزارسال پيش زردشت(زرتشت) دراين شهرظهوركرد ودرهمين شهر بود كه اسكندر مقدوني اردوگاهش را برپاداشت وشاعر فارسي سرا جلال الدين محمد بلخي( معروف به مولوي) درآن، چشم به جهان گشود. بلخ ، تا هنگامي كه چنگيزخان درسال 1220 ميلادي آن را به ويرانه اي تبديل نكرده بود ، همچون مركزي براي تمدنهاي زردشتي ، بودايي ، واسلام به اوج شكوفايي اش رسيده بود[2]». آثارهاي باستاني شگفت انگيز باميان نمونة ديگراز سابقة تمدني اين كشوراست. همچنين آثارهاي باستاني ارزشمندي كه در شهرهاي ديگر افغانستان مانند هرات ، غور، غزني و...  وجود دارند ، هركدام تاريخ كهن وسابقة درخشان اين كشور را به نمايش مي گذارد.

اما علت نبود نام افغانستان درمتون تاريخي قبل از قرن هجده ونوزدة ميلادي اين است كه:« كشوري كه امروزه افغانستان ناميده مي شود ، تا150 سال پيش «خراسان»[3] نام داشت... مرزهاي جديد ونام افغانستان درطول صدسال اخير رسميت يافته است[4]». حتي درزمان بنيانگذارش احمدشاه ابدالي(1747 – 1772 م) نام افغانستان براي اين كشوربكارنمي رفت ، بلكه تا نزديك به يك قرن بعد ازتأسيس آن ، اين كشور به نام خراسان ياد مي شد و احمدشاه نيز، خودش را پادشاه خراسان مي شناخت[5]. چنانكه صديق فرهنگ مي نويسد:« دولتي كه درنيمة سدة هيجدهم توسط احمد شاه ابدالي پي گذاري شد نيز درعصرشاه مذكورخراسان ناميده مي شد. چنانچه اززبان صابرشاه ، پيرو مرشد احمدشاه روايت شده كه راجع به شاه مذكور به حكمران لاهور گفت: اوپادشاه ولايت خراسان است وتو صوبه دار پادشاه هندوستان[6]».

به گفتة صديق فرهنگ ، دكترمحمود افشار، از دانشمندان معاصرايراني در مقدمة كتاب «تاريخ وزبان درافغانستان» درتأييد سخن فوق چنين مي نويسد:« خيلي از كتب ادبي دراشعار به زبان فارسي درافغانستان ، يعني خراسان سابق ، به وسيلة خراسانيان نوشته وگفته شده است[7]».

خلاصه اين كه شواهد بسيار زياد وجود دارد كه نام اصلي افغانستان خراسان بوده است وتا نيمة دوم قرن 19 اين نام توسط مورخان بومي به عنوان نام رسمي كشور استفاده مي شد. باز صديق فرهنگ مي نويسد:« نورمحمد قندهاري كه درسدة بعدي كتاب گلشن امارت را درتاريخ اميرشيرعلي خان تأليف نموده است ، درذكر احوال اميردوست محمد خان پدراميرشيرعلي خان چنين مي نگارد:« درآن زمان كه خاقان مغفرت نشان امير بي نظير عليين مكان اميردوست محمد خان درولايت خراسان دردارالسلطنه كابل ارم تقابل براورنگ امارت وجهانباني نشسته بود...[8]».

بنابراين افغانستان فعلي وخراسان سابق ،‌ درگذشته به عنوان چهارراه آسيا و مركز تلاقي تمدن ها به شمار مي رفت و قرن هاي متمادي اطراق گاه مهمي برسرراه جادة ابريشم بود. جادة تاريخي كه امپراتوري روم را با آسياي مركزي ، چين وهند پيوند مي داد[9]. افغانستان داراي 34 ولايت(استان) و364 ولسوالي (شهرستانها) مي باشد.

اين كشور با آن كه ازنظر منابع طبيعي و زير زميني از قبيل نفت وگاز ومعادن مانند طلا ، مس ، آهن ، اورانيوم ، و... نسبت به خيلي از كشور هاي جهان در صدر جدول قراردارد ، ازجمله معدن آهن حاجيگگ كه يكي از بزرگترين معدن آهن جهان شناخته شده است ؛ ولي از كشورهاي فقير وپرچالش جهان به شمارمي رود ومردم آن از فقر وبيكاري و نا امني به شدت رنج مي برند. به گفتة شاعر:

آب دركوزه وما تشنه لبان مي گرديم                              گنج درخانه وماگرد جهان مي گرديم

افغانستاني كه يك روز مركزتلاقي فرهنگها ومحل رفت وشد تجارشرق وغرب بود ، اما امروزه متأسفانه مركز چالش هاي فزاينده و بحران هاي همه جانبه گرديده و انواع مشكلات دراين كشور خودنمايي مي كند، به گونة كه بسياري از اتباع آن دچارنا اميدي از اين كشورشده وتا اندك روزنة براي مهاجرت در كشورهاي اروپايي بازشود، آنها چه از داخل كشور وچه ازكشورهاي همسايه ،‌ باتحمل رنج وسختي هاي زياد سفرقاچاقي ، راهي كشورهاي اروپايي مي شوند. 

 سؤالي كه ممكن است ذهن بسياري از هموطنان عزيز را به خود مشغول كرده باشد اين است كه مهم ترين چالش هاي كه باعث ويراني و عقب ماندگي كشور و نا اميدي ودلسردي مردم ازآن شده است، چيست ؟ وراهكارهاي ريشه كن ساختن آن چالشها كدام است؟

اين مقاله در صدد است كه  به اين دوپرسش به طور خلاصه پاسخ دهد.

الف ) مهم ترين چالشهاي افغانستان

1 ) جنگ ونا امني

بركسي پوشيده نيست كه يكي ازبزرگترين چالشهاي افغانستان جنگ وناامني است كه پيامدهاي منفي آن، زندگي مردم را تحت تأثير قرار داده و آنهارا در نا اميدي و سردرگمي آزاردهنده فرو برده است. واين پديدة شوم عامل بسياري از چالشها ومشكلات مي باشد مثل: قتل وخون ريزي ،‌ ويراني و عقب ماندگي كشور، بيكاري وآوارگي صدها هزار بلكه ميليونها نفر،‌ ودهها مشكلات ديگر ؛ لذا رشد وآباداني در اين كشور رونما نمي شود ؛ زيرا پيشرفت درزمينه هاي مختلف سياسي ،‌ اقتصادي ،‌ علمي ،‌ اجتماعي ، فرهنگي و... در گرو امنيت پايداراست و اين حلقه درافغانستان مفقود است. 

2 ) اختلاف وتفرقه

نقش ويرانگر وخطرناك تفرقه و اختلاف در زوال تمدنها ، قدرتها ، ‌ حكومت ها و... غير قابل انكار است. از اين رو خداي سبحان در قرآن كريم از نزاع ودرگيري واختلاف وتفرقه افگني به شدت نهي نموده و نتيجه اختلاف ونزاع را سستي و زوال قدرت وشوكت مسلمانان بيان مي كند:« وَ لاتَنازَعوا فَتَفْشَلوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ [10]».

ناگفته پيداست كه اختلافي مذموم و عامل چالش وبحران است كه همراه بانزاع و درگيري و تلاش براي حذف رقيب باشد( و اگرنه اصل اختلاف يك امرطبيعي است) ، چنانكه در افغانستان متأسفانه هميشه اختلافات قومي ،‌ مذهبي ،‌ حزبي ،‌ زباني و... با نزاع ودرگيري وجنگ وخون ريزي همراه بوده و هست. طرفهاي اختلاف به جاي اين كه نيروي فكري ، مديريتي ،‌ اقتصادي ،‌ انساني خود را درجهت رشد و پيشرفت خود هزينه نمايند ، جهت حذف ويا تضعيف مخالف خود به كار مي گيرند. درحالي كه اگر اين مقدار تلاش وهزينه را هركدام ازطرفهاي اختلاف ، براي تقويت وپيشرفت خود انجام مي داد ، قطعا افغانستان وضعيت فعلي را نداشت. حسن ختام اين قسمت از بحث را ، اشعاري از علامه شهيدبلخي در مذمت اختلاف وتفرقه ، قرارمي دهيم:

اين جمله مصائب زنفاق است، نفاق است    تاهست چنان، حال چنين، بدترازاين است

ازتفرقة ماست نگر دشمن قرآن                درمسند اسلام همي صدر نشين است[11]

بوداين قانون عالم تا ابد، داد ازنفاق           ازنفاق اين تيره بختي هاهويدامي شود[12]

3 ) تبعيض وتعصب

نقش تبعيض ظالمانه وتعصبات كور در ايجاد بحران وچالش ،  بسيار پررنگ است.‌ افغانستان امروز و خراسان ديروز در طول تاريخ ازاين ناحيه ضربه هاي مهلك ديده و تبعيض قومي ،‌ مذهبي، زباني و... زمينه ساز بسياري از مشكلات بوده وهست. بويژه تبعيض وتعصب نسبت به شيعيان وهزاره ها كه از گذشته هاي دور تا امروز ادامه دارد. چنانكه دكترنجيب الله رييس جمهور سابق افغانستان در يكي از سخنراني هاي خود گفته بود:« در گذشته شاقه ترين كار وپايين ترين معاش(حقوق) ، فقرو بيسوادي و نابرابري ملي و اجتماعي نصيب مليت هزاره بود[13]».

هم اكنون نيز اين پديدة شوم برسرمردم افغانستان بخصوص برسرشيعيان سايه افگنده و همچنان از تبعيض وتعصب اعمال شده، رنج مي برند. به عنوان نمونه، در اختصاص دادن بودجه به ولايات شيعه نشين با درجه بندي ناعادلانه كه از ولايات انجام داده است ، به وضوح تبعيض مشاهده مي شود. همچنين اين ولايات با اينكه امن ترين مناطق به شمار مي رود ، كمتر از برنامه هاي حمايتي و انكشافي دولت بهره مند مي گردد. مثلا در ساخت سرك(جاده) كابل – هرات از مسير هزارستان ( كه تفاوت چندصد كيلومتري با جادة كابل – هرات از مسير قندهار دارد و از نظرامنيتي در سطح قابل قبول است ، ولي چون از مناطق شيعه نشين عبور مي كند)، به شدت كارشكني صورت مي گيرد، به گونة كه كار يك بخش كوچكي از اين سرك درحدود 40 كيلومتر چندين سال است كه ادامه دارد و هيچگاه به اتمام نمي رسد، بدتر ازآن اينكه درسال جاري (1394) كار اعمارآن كاملا تعطيل شده بود.

4 ) ضعف مديريت و برنامه ريزي

از نظرجامعه شناسان وآگاهان عرصة اجتماعي وسياسي يكي از مهم ترين عوامل رشد وپيشرفت ، مديريت و برنامه ريزي صحيح در قالب زمان هاي كوتاه مدت ، ميان مدت وبلند مدت است. به همان اندازه كه مديريت و برنامه ريزي صحيح نقش برجسته در رشدوشكوفايي يك جامعه دارد (چنانكه اميرمؤمنان علي(ع) فرمو:« قِوامُ الْعَيْشِ حُسْنُ التَّقدِيرِ، مايه سامان يابي و قوام زندگي (مديريت و) برنامه ريزي درست است[14]»)، همان مقدار ضعف مديريت در زندگي انسانها خطرساز ومشكل آفرين است ؛ از اين رو امام علي(ع) فرمود:« سُوءُ التَّدْبِيرِ سَبَبُ التَّدمِيرِ ، سبب ويراني(جامعه وكشور) بد تدبيري وسوء مديريت است[15]».  درسخن ديگر بد تدبيري و ضعف مديريت را كليد فقر وتنگدستي («سوء التّدبير مفتاح الفقر[16]») و آفت زندگي سالم و با آسايش بيان مي كند(«آفة المعاش سوء التدبير[17]»). در افغانستان به وضوح مشاهده مي شود كه ضعف مديريت وبرنامه ريزي، چگونه عامل ويراني كشور وكليد فقر وبدبختي مردم قرار گرفته و زندگي مردم را به چالش كشيده است.    

دو چالش بزرگ نا امني و بي كاري كه پيامدهاي منفي زيادي را دربردارد و دوعامل مهم سيل مهاجرت مردم اين كشور به اروپا به شمار مي رود ، ناشي از ضعف مديريت وبي برنامگي حكومت است. يكي از شاخصه هاي ضعف مديريت حكومت دراين كشور ، نحوة مبارزه با تروريست ها و هراس افگناني است كه يك قوم خاص را هدف قرار مي دهند و از آنها قرباني مي گيرند. مانند قضيه به رگبار بستن چهارده نفر هزارة شيعه در ولايت غور از جمله عروس ودامادي كه تازه عروسي كرده بودند ، سربريدن هفت نفرمرد وزن وكودك بي گناه شيعه در ولايت زابل ، تيرباران سيزده نفرشيعه در مزارشريف ، قتل وكشتار بي رحمانة دهها سرباز هزارة شيعه در ولسوالي جلريز ولايت ميدان ، و... ، ولي از سوي دولت مردان ومسئولان ذي ربط به صورت جدي عاملان اين جنايات هولناك مورد پي گيري ومحاكمه قرار نگرفت و براي جلوگيري از تكرار چنين فجايع ضد انساني ، تدابير لازم انديشيده نشد.

5 ) فساد اداري ورشوه خواري

متأسفانه افغانستان از نظر فساد اداري در سطوح مختلف آن، درصدرجدول كشورهاي جهان قراردارد به گونة كه حتي صداي اعتراض كشورهاي خارجي كمك كننده را بلند نموده است.  فساد اداري كه خودش يكي از بزرگترين چالشهاست ، عامل چالش هاي متعدد ديگر نيز مي شود و درنارضايتي و نااميدي مردم از اين كشور وحكومت نقش برجسته دارد. كساني كه از نزديك شاهد فساد اداري ورشوه خواري دراين كشور بوده اند ،‌ شديدا ازاين وضعيت شكايت دارند.

 به عنوان نمونه ، درسال 1388 - 1389 نگارنده با قوماندان امنيه ولسوالي پنجاب كه نسبتا آدم متدين و دلسوز به مردم بود ، ديداروگفتگوي داشتم ايشان در ضمن صحبت ها از وضعيت نابهنجار وفساد اداري وقضايي به شدت شاكي بود و جداً درخواست داشت كه موسفيدان وروحانيون هر منطقه ، دعاوي حقوقي و حتي جنايي مردم را حل و فصل نمايند وحتي الامكان به محاكم ودادگاه هاي حكومتي ارجاع ندهند كه فساد اداري ورشوه خواري ، طرفين دعوا را به خاك سياه  مي نشاند. 

6 ) عدم شايسته سالاري

اميرمؤمنان علي(ع) يكي از عوامل مهم عقب ماندگي ونهايتا سقوط دولت هارا در رعايت نكردن شايسته سالاري وسپردن مناصب وپست هاي كليدي به دست افراد نالايق ، بيان مي كند ، چنانكه فرمود:« عامل سقوط دولتها چهار چيز است: ... مقدم داشتن اراذل (نالايقان و غيرمتخصص)؛ و كنار زدن افاضل (شايستگان وكارآگاهان)[18]». اين سخن امام علي(ع) را شواهد تاريخي كاملا تأييد مي كند ؛ زيرا در هركشوري كه سپردن پست ها ومسئوليت هاي سياسي ، اقتصادي ، علمي ، مديريتي و... به افراد، براساس شايستگي ولياقت نبوده ، سرانجام آن كشور به وجودآمدن تنش وبحران و نهايتا از هم پاشيدگي و گسترش ناامني و جنگ وخون ريزي بوده است. افغانستان نمونة از اين گونه كشورهاست ؛ زيرا صرف نظر از گذشتة دور اين كشور اگر وضعيت پسا طالبان مورد بررسي قرار بگيرد، به خوبي روشن مي شود كه با نظرداشت اين نكته كه افغانستان بعد ازطالبان در كانون توجه  وحمايت سازمان هاي جهاني وكشورهاي مختلف دنيا قرار گرفت وكمك هاي زيادي دراين كشورسرازيرشد ؛ لذا انتظار اين مي رفت كه افغانستان به زودي مسيررشد وپيشرفت در زمينه هاي مختلف را در پيش بگيرد و هرروز خودرا به كاروان تمدن بشري يك قدم نزديك ترسازد ، ولي باكمال تأسف نه تنها آن انتظارات برآورده نشد وروحية اميد به زندگي در اين كشور و شادي ونشاط به مردم دميده نشد ، بلكه ساية يك نوع نااميدي از بهبود يافتن اين كشور ورونق گرفتن كار واشتغال و تجارت درآن ، برسرمردم سنگيني مي كند. نشانه هاي ازاين نااميدي خود ش را به صورت مهاجرت هاي بي فرجام مردم در كشورهاي همسايه و اروپايي ، نشان مي دهد.

هرچند در عدم موفقيت افغانستان درتأمين امنيت لازم و ايجاد زمينة كارو اشتغال ، عواملي زيادي دخيل است ولي عدم شايسته سالاري و ضعف مديريت سهم بسيار برجسته در اين عدم موفقيت دارد ؛ زيرا در افغانستان هنوز مردم ومسئولين در حصار تنگ قوميت ونژاد و زبان ومذهب گرفتارند ؛ لذا در انتخاب و انتصاب افراد براي مديريت كشور وپست هاي كليدي وزارت خانه ها واداره هاي حكومتي ومردمي ، شايستگي ولياقت معيار قرارنمي گيرد. 

درحالي كه جامعه وملتی که کار را به متخصص وکاردان آن نسپارد و به شایسته سالاری به عنوان یک اصل اساسی توجه نداشته باشد، نه تنها درزمینه های مختلف زندگی رشد نمی کند، بلکه  همواره سیرنزولی وانحطاط خود را طی خواهد کرد، چنانکه پیامبراکرم(ص)می فرماید:« امتی که غیرمتخصصی را به کارخویش گمارد ، درحالي كه در بين آنان داناتراز وی باشد، پیوسته کارشان رو به تنزل و سقوط است تا وقتی که از آن(سپردن كار به افراد نالايق) دست بکشند[19]». 

7 ) جهل وبي سوادي

يكي از چالش هاي بزرگ در افغانستان كه خود عامل چالشهاي متعدد ديگر مي شود، جهل وناداني است كه در اكثر مناطق اين كشور وجود دارد. جهل نيروي خطرناك و ويرانگري است كه اگردرجان فرد وجامعة نفوذ نمايد آن فرد وجامعه را به مجسمه ومركزي از فساد وتباهي و جرم وجنايت تبديل مي كند. چنانكه اميرمؤمنان علي(ع) فرمود:« الجَهْلُ اَصْلُ كُلِّ شَرٍّ ، جهالت وناداني ريشة تمام شرو بدي است[20]».

آري در اثرجهل است كه درافغانستان بامظاهر رشد وتمدن بشري مبارزه مي كنند وزيربناهاي كشور را ازجاده گرفته تامكاتب ومدارس وساختمان هاي دولتي و... تخريب مي كنند و باحملات انتحاري وبمب گذاري جان دهها بلكه صدها وهزارها انسان را مي گيرند. برداشت هاي سطحي و خشك از دين ، رفتارهاي خشونت آميز عليه زنان واقليت هاي قومي ومذهبي ، تشكيل دادگاه صحرايي وسنگسار كردن مردان وزنان بي دفاع ، ايجاد ناامني كه ريشة بسياري ازمشكلات است ، همه ريشه درجهل دارد.

همچنين از نشانه هاي جهل وناداني ، مقدم داشتن كارهاي غيرلازم وفرعي بركارهاي اصلي ولازم است كه اين خودش يكي از عوامل مهم عقب ماندگي و سقوط دولت ها بيان شده است. چنانكه امام علي (ع) فرمود:« عامل(عقب ماندگي و) سقوط دولتها چهار چيز است(اول ودوم): ضايع گذاردن اصول (مسائل اساسى ولازم) و چسبيدن به فروع (امور نامهم و تشريفاتي)[21]». 

 نمونة از اين رفتار جاهلانه ومقدم داشتن كارهاي فرعي براصلي اين است كه در اين كشوري كه مردم آن از فقرعلمي و ضعف فرهنگ اجتماعي واقتصادي ، رنج مي برند ، به جاي سرمايه گذاري وتلاش براي تأسيس كتابخانه ومراكز علمي – آموزشي و تبليغ وتشويق مردم به ويژه جوانان به كتابخواني و ارتقاء سطح فرهنگي آنها ، سرمايه هاي هنگفتي را درساخت سالن وتالارهاي عروسي هزينه مي كنند و مردم را به تجمل گرايي واسراف وتبذير هاي نابود كننده ترغيب مي نمايند.

كتاب وكتابخواني كه مهم ترين عامل غناي علمي و رشد فرهنگي واستفاده ازتجربيات وانديشه هاي بالندة دانشمندان است، تقريبا هيچ جايگاهي دراين كشور ندارد، مثلا درشهر كابل كه پاي تخت كشور است بسيار به ندرت ساختمان وتابلوي كتابخانه ديده مي شود. اما درمقابل، سالن ها وتالارهاي عروسي (كه نه تنها لازم نيست بلكه باتوجه به وضعيت اقتصادي وعقيدة ديني مردم ، مضر هم هست )، درهرگوشة شهر و با فاصلة اندك از همديگر آن هم با چه ساختمان هاي مجلل وبعضا كاملا شيشه اي و درچندين طبقه ، خود نمايي مي كنند.

اين ، يعني مقدم داشتن كارهاي فرعي وغيرلازم بركارهاي اصلي وضروري ، يعني جهالت مدرن و بهاء ندادن به علم ودانش و انديشه وتفكر.  بطور قطع تاوقتي ساختمان هاي تالارعروسي و اطاق بازي هاي كامپيوتري كه فكرجوانان را بي فايده مشغول مي سازند ، بيش از ساختمان هاي كتابخانه و شلوغ تراز كتابخانه ها باشد، همچنان وضعيت نابسامان اجتماعي وفرهنگي واقتصادي و سياسي كشور درحال بحران و چالش باقي خواهدماند.

8 ) اعتياد ومواد مخدر

يكي ديگر از چالش هاي بسيار خطرناكي كه جوانان افغانستان را تهديد مي كند، اعتياد به مواد مخدر است كه حقيقتاً قاتل خاموش وتدريجي معتادان است. روي آوردن جواناني كه سرماية هرملت وكشوراند به مواد مخدر يك تهديد بسيارعمده براي آينده اين كشور محسوب مي شود. بلاي خانمان سوز اعتياد مشكلات بسيار عديده براي معتادين وخانواده هاي آنان و مردم ، به وجود مي آورد. بدتراز همه اعتياد زنان خانه دار است كه طبق بعضي گزارش ها آمار اين گونه زنان به شدت افزايش يافته و بخاطر قرار گرفتن فرزندان آنها در معرض دود وبوي مواد مخدر، آنان نيز معتاد شده اند.

 صرف نظر از شهرهاي ديگر و گوشه و كنار شهركابل كه معتادين زيادي گزارش شده و مرتكب دزدي وجرم وجنايت هم مي شوند ، وضعيت معتادين كه در زير پل سوختة كابل به سر مي برند ، هرانساني را متأثرو متأسف مي سازد. بد از آن ، وقتي معلوم گردد كه اكثر معتادين زير اين پل را، قوم خاص تشكيل مي دهند ، اين تأثرو تأسف چند برابرمي شود.

9 ) دخالت خارجي

خداوند ملتي را سروري داد                    كه تقديرش به دست خويش بنويشت

يكي از بزرگترين چالش هاي كه سهم بسيار زياد درجنگ و ناامني ، عقب ماندگي ونابسامانيهاي افغانستان دارد دخالت ظالمانة خارجي هاست ؛ زيرا هركدام از كشورهاي دخالت كننده در صدد گسترش نفوذ خود درافغانستان ورسيدن به اهداف خويش است ، هرچند به قرباني شدن و به مسلخ رفتن ملت افغانستان بينجامد. گذشته ازدخالت كشورهاي به ظاهرپيشرفته وابرقدرت كه هميشه به فكرسيطره بركشورهاي ضعيف وعقب ماندة مثل افغانستان ودامن زدن به اختلافات فرقه اي ومذهبي بوده و هست؛ تا كمپاني هاي اسلحه سازي شان تعطيل نشود؛ برخي از كشورهاي همسايه وظاهرا مسلمان منطقه نيز ، به شدت دخالت مي كند وعامل بسياري از چالش ها درگذشته وحال بوده وهست. به عنوان نمونه به دخالت هاي عربستان سعودي در افغانستان اشاره مي كنيم.

9 1 ) دخالت هاي عربستان درافغانستان

عربستان سعودي كه ظاهرا خودش را ام القراي جهان اسلام مي داند بدترين كارنامه را دارد ؛ زيرا همان طوري كه امروزه شاهد دخالت ظالمانة او دريمن هستيم كه علنا با دخالت مستقيم نظامي وارد جنگ با اين مردم بي دفاع شده و باريختن دهها هزار بمب برسرملت مظلوم يمن ، چندين هزارانسان بي گناه وغيرنظامي اين كشور را به قتل رسانده وهزاران نفر ديگر را مجروح ساخته وساختمان هاي مهم دولتي ، علمي ، بهداشتي وخدمات رساني را ويران نموده ودهها بلكه صدها مشكلات ديگر را كه به بارآورده است، انسان را به ياد دخالت هاي اين كشور در دهة قبل وحال در افغانستان مي اندازد.

 البته درافغانستان مستقيما دخالت نظامي نكرد، ولي به طور غير مستقيم آسيب هاي جدي كه براين كشور وارد ساخت ، كمتر از دخالت او دريمن نبود ، بلكه به مراتب بيشتر هم بود ؛ زيرا گروه طالبان كه هزاران انسان را به كام مرگ فرستاد و قتل عام هاي وحشتناكي كه انجام داد و چهرة‌ زشت وخشن كه از اسلام ومردم افغانستان براي جهانيان به نمايش گذاشت و باعث سالها عقب ماندگي اين كشور گرديد، ودهها جرم وجنايت ديگري كه مرتكب شد ، مهم ترين حامي وپشتيبان اين گروه تروريستي عربستان بود. باريال هاي نفتي عربستان بود كه گروه طالبان برخي از واليان وقوماندانان(فرماندهان) فاسد را خريداري  مي كرد و با تويوتاهاي دوكابينت وتند روي اهدايي عربستان بود كه طالبان سوار برآنها به مردم بي گناه يورش برده و آنها را قتل عام مي كردند. چنانكه احمدرشيد روزنامه نگارو نويسندة پاكستاني مي نويسد:« شاهزاده تركي الفيصل ، رييس سازمان اطلاعات عربستان ، دراواسط ژوئن(1998) از قندهار(مركزگروه طالبان) ديداركرد. پس از ديدار سعوديها چهارصد عراده تويوتاي دوكابينت ونيز كمكهاي نقدي دراختيارطالبان قراردادند[22]». نام برده وقتي ورود طالبان به مزارشريف را شرح مي دهد و ازقتل عامي كه توسط طالبان صورت گرفت به عنوان نسل كشي وحشيانه ياد مي كند، درادامه چنين مي نويسد:« طالبان ديوانه وار دست به كشتار زدند ، آنان سوار برتويوتاهاي شان در خيابانهاي مزار جولان مي دادند و به چپ وراست شليك مي كردند وهرچيزي را كه درحركت مي ديدند مي كشتند. آنها به سوي زنان ، مردان ،‌ مغازه داران، گاري داران وكودكان وحتي الاغها وبزغاله ها تيراندازي مي كردند[23]».

اين قتل وكشتار ودهها جنايت ديگر بدست طالبان ، باحمايت مستقيم عربستان صورت مي گرفت.

9 2 ) قصد وهابي سازي افغانستان

عربستان سعودي با دخالت هاي ظالمانه و ايجاد اختلاف خانمانسوز بين مجاهدين درافغانستان ، علاوه براين كه زيان هاي غيرقابل جبران به اين كشور وارد ساخت ، اساسا درصدد وهابي ساختن افغانستان بود. عربهاي زيادي را از عربستان به افغانستان براي ترويج وهابيت وضديت باشيعيان، اعزام مي كرد[24]. اين هدف را از زمان خروج نيروهاي شوروي سابق از افغانستان با جديت تعقيب مي كرد ؛ لذا تمام سعي خود را به كار گرفته بود كه يك فرد وهابي را در افغانستان به قدرت برساند تا ازاين طريق بتواند به طرح وهابي سازي وتبليغ وهابيت در افغانستان، جامة عمل بپوشاند. احمدرشيد مي نويسد:«‍[از سوي عربستان سعودي] ازرهبران مجاهدين تعهد گرفته شد كه يك افغان وهابي را به عنوان صدر اعظم دولت موقت ، انتخاب كنند[25]».

منظور از رهبران مجاهدين كه احمد رشيد ازآن ياد مي كند، رهبران مجاهدين غير شيعه است؛ چون عربستان شديدا مخالفت خود با شيعيان افغانستان را ابراز مي كرد و خواهان كنارزدن آنها از صحنة سياست و قدرت بود.

9 3 ) خواهان حذف شيعيان از قدرت

  با آنكه شيعيان وهزاره هاي افغانستان نقش بسيار پررنگ درجهاد عليه اشغال گران انگليس و شوروي داشتند وجرقه هاي آغازين انقلاب اسلامي از سرزمين هزارستان شروع شد و اولين مناطق آزاد شده هزارستان بود ؛ ولي عربستان با كمال وقاحت و بي شرمي وبا دخالت وايجاد اختلاف بين مجاهدين هزاره وغير هزاره ، سعي داشت كه شيعيان وهزاره ها درحكومت بعد ازنظام مورد حمايت كمونيستي، سهم نداشته باشند. نمونه اي از اين دخالت ها و ايجاد اختلاف بين مجاهدين را احمد رشيد اين گونه شرح مي دهد:« سعودي پول واسلحه فراوان دراختيار بنياد گراترين گروه هاي سني پشتون قرار مي داد وافغانهاي شيعه را ناديده مي گرفت. عربستان سعودي به طور جداگانه نيز آن دسته از افغانهاي را كه به ترويج وهابيت مي پرداختند ، تحت حمايت قرار مي داد[26]».

دخالت عربستان سعودي در افغانستان با سياست ايجاد اختلاف بين گروه هاي مجاهدين و سياست حذف شيعيان از صحنة سياست و سهم ندادن به آنها درقدرت ومديريت كشور دنبال مي شد. در دخالت هاي ظالمانة عربستان درافغانستان وسياست ضدانساني دشمني او با هزاره ها ، حكومت پاكستان نيز عربستان را همراهي مي كرد وهردو رژيم در صدد حذف هزاره ها از صحنة قدرت و تصميم گيري بودند‌، وسعي داشتند كه هزاره ها وشيعيان در ساختار قدرت هيچ گونه سهمي نداشته باشند. حتي ايران را كه خواهان شريك ساختن تمام گروه هاي مجاهدين از جمله هزاره ها در بدنة حكومت بود را نيز ، درنشست هاي كه در بارة حل بحران افغانستان برگزار مي شد، شريك نمي ساختند‌؛‌ تا باحذف شيعيان از بدنة حكومت بذر اختلاف را بپاشند و از اين طريق به اهداف شوم شان جامة‌ عمل بپوشانند. احمد رشيد روزنامه نگار پاكستاني كه سال هاي متمادي در جريان دخالت هاي عربستان وپاكستان درامورافغانستان بوده و از نزديك قضايا را دنبال كرده است، چنين مي نويسد:« سعودي وپاكستان بارها تلاش كردند تمام جناحهارا دورهم جمع كنند ، اما كلية مساعي شان را براي جلوگيري از مشاركت ايران وهزاره ها در هرگونه توافق محتمل نيز بكار بستند. درتوافق 1992 پيشاور كه پاكستان وعربستان سعودي مجاهدين را به منظور تقسيم قدرت دركابل ، برسر ميز مذاكره نشاندند ، ودر توافقات بي فرجام بعدي كه درسال 1993 براي خاتمه دادن به جنگ داخلي دراسلام آباد وجلال آباد صورت گرفت ، ايران وهزاره ها حضور نداشتند[27]».

همچنين نام برده درادامه مي نويسد:« پاكستان تصميم گرفت پشتونهاي مورد حمايت را وارد كابل كنند و همراه با عربستان سعودي عزم را جزم كردند كه از مشاركت هزاره ها در توافقات تقسيم قدرت جلوگيري نمايد[28]».

به آنچه دربالا اشاره شد ، نمونه هاي اندك از دخالت هاي ظالمانه وغير انساني عربستان درامور افغانستان بود. متأسفانه دخالت هاي سازمان اطلاعات پاكستان(آي اس آي) در امورافغانستان نيز، كمترازدخالت عربستان نيست بلكه به مراتب بيشتر از عربستان است ؛ چرا كه لانة تروريستان وطالبان وچندين گروه تند رو ديگر پاكستان است. بسياري از چالش هاي فزاينده در افغانستان معلول دخالت هاي مستقيم وغير مستقيم آي اس آي پاكستان بوده و هست.

ب ) راهكارهاي مبارزه باچالهاي افغانستان  

به نظر نگارنده برخي از مهم ترين راهكارهاي مبارزه با چالش هاي افغانستان گزينه هاي ذيل اند :

1 ) عبرت گيري از گذشته

اصل عبرت گيري ازتاريخ گذشته ، در تصميم گيري هاي صحيح وسياست گذاري هاي تمدن ساز درحال وآينده ، نقش كليدي دارد. از اين رو قرآن كريم به صراحت مي فرمايد:« ...فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصار ، اي صاحبان بصيرت وبينايي پند و عبرت گيريد[29]». همچنين در روايات معصومين روي اصل عبرت گيري از تاريخ گذشتگان تأكيدفراوان شده است.

 بنابراين، يكي ازراه هاي فايق آمدن برچالش هاي موجود درافغانستان عبرت گيري مردم و دولت مردان اين كشور ازتاريخ خونبار وپرآشوب گذشته وحال اين كشور است و بدانند كه هرچقدر برطبل اختلافات ، تبعيض وتعصب ، انحصار طلبي وقوم گرايي و... كوبيده شد وفساد اداري وعدم شايسته سالاري گسترده شد ، وضعيت كشور بد و بدتر گرديد و نابسامانيهاي اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و... بيشترشد. اگر همچنان به اين چالش ها دامن بزنند آيندة تاريك تر از اين در انتظار افغانستان خواهدبود.  

2 ) ترويج وتوسعة فعاليتهاي فرهنگي

يكي از مهم ترين راهكارهاي مبارزه باچالشها به ويژه چالش جهل وناداني، فعاليت شبانه روزي و بي وقفة فرهنگي و تأسيس وتوسعة نهاد هاي علمي- تربيتي است‌؛ زيرا مبارزه با جهل وناداني در پرتو نشرعلم وآگاهي و ارتقاء فرهنگي امكان پذيراست‌ ، اميرمؤمنان علي(ع) فرمود:« ضادّوا الجهل بالعلم ، با علم ، به مبارزة با جهل برويد[30]». در اين زمينه وظيفة علما ودانشجويان وفرهيختگان علمي وفرهنگي، از همه سنگين تراست كه جهت رشد علمي و ارتقاء فرهنگي مردم بيش از پيش تلاش نمايند ودَين شان را به خدا ومردم ادا كنند ؛ زيرا براساس فرمايش امام علي(ع):«خداوند قبل از آنكه از جاهل پيمان آموختن بگيرد ، از علما ودانشمندان پيمان ياد دادن وبيان كردن علم براي نا آگاهان ،گرفته است ؛ چرا كه علم پيش از جهل است‏ [31]».

بي ترديد يكي از مهم ترين راه هاي توسعة علم وفرهنگ، ترويج وتوسعة فرهنگ كتابخواني و انس با كتاب است. و درراستاي اين هدف ، بر دولت مردان ومديران فكري وفرهنگي ، لازم است كه براي تأسيس كتابخانه هاي عمومي دركشور، تدابير بيشتري بينديشند.

همچنين فعاليت هاي علمي- فرهنگي ، يكي از مهم ترين راهكارهاي مبارزه با تبعيض وتعصب ، اختلاف افگني وفرقه گرايي، و اعتياد ورشوه خواري و... به شمار مي رود ؛ زيرا از همين طريق است كه مي توان مردم ومسئولين را به مرتبة از آگاهي اجتماعي وشعور سياسي رساند كه به صورت مسالمت آميز وجود يكديگر را تحمل كرده وبه حقوق هم احترام بگذارند و دركنارهم زندگي امن وآرام را تجربه نمايند. و بدانند كه سياست جنگ وخون ريزي وحذف وتضعيف اقوام و مذاهب ديگر ، به هيچ عنوان نويد دهندة صلح وآرامش و راه حل مشكلات  نيست. و با فعاليت هاي علمي وفرهنگي است كه مي توان جوانان ومديران را با خطرات وزيان هاي خانمان برانداز وغير قابل جبران اعتياد و رشوه خواري، بيشترآشنا كرد و ازاين طريق با چالش هاي فوق به مبارزه برخواست. بنابراين در زمينة فعاليت هاي فرهنگي، بايستي سرمايه گذاري بيشتر انجام داد.

3 ) توجه به آموزه هاي ديني وپاي بندي به آنها

يكي ديگر ازمهم ترين راهكارهاي مبارزه با چالشها، تقويت ايمان به خدا و معاد و پاي بندي به دستورات ديني و اخلاق اسلامي است؛ زيرا بزرگترين نيروي كه جلوفساد، تضييع حقوق ديگران ، رشوه خواري ،‌ ظلم واستبداد ، انحصارطلبي،‌ پذيرش مسئوليت بدون لياقت و... را مي گيرد و درخلوت وجلوت مي تواند انسان را كنترول كند، دين و ايمان مذهبي است، حتي قانون مداري كه نيز يكي از راهكارهاي مبارزه با چالشها محسوب مي شود ، درمقايسه بادين داري بسيار ناكارآمد است.  شاهد براين مدعا داستان حضرت يوسف و زليخا است. با اين بيان كه زليخا مي دانست كه ازنظر قانون زن همسردارحق برقراري ارتباط نامشروع باكسي غيراز همسرش را ندارد، درعين حال در صدد ارتكاب گناه برآمد و قانون نتوانست جلو اورا بگيرد. اما ايمان به خدا وپاي بندي به دين ، توانست جلو يوسف را بگيرد و اورا از لغزش حفظ نمايد.  

بنابراين، با تقويت ايمان در بين مردم به ويژه جوانان و نوجوانان جلوبسياري از جرم وجنايت و ايجاد چالش درجامعه گرفته مي شود. روي آوردن به اعتياد كه معلول اضطراب و ناآرامي هاي روحي است، با ياد خدا وعقايد ديني آرامش روحي نصيب انسان مي شود(«ِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏، آگاه باشيد فقط باياد خداست كه دلها آرامش مي يابد») و روآوردن جوانان به مواد مخدر به شدت كاهش مي يابد.

خلاصه اين كه اگرايمان به خدا وپاي بندي به دستورات ديني در جامعه ترويج وتقويت شود بسياري ازچالش ها ريشه كن مي شود وزمينة رشد وپيشرفت همه جانبة كشور فراهم مي گردد. 

مثلا اگر دولت مردان ومردم به اين پيام قرآن كه مي فرمايد:« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا... ، همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد[32]»، پاي بند باشند، ديگر تفرقه و اختلاف ويرانگر كه بنيان افغانستان را متزلزل ساخته است، ريشه كن مي شود؛

اگر اين فرمايش رسول خدا(ص) كه فرمود:« هركه برمسلمانان پيش بيفتد(برآنها فرمانروايي ورياست كند)درحالي كه اودرميان مسلمانان برترازخود را مي بيند ، او به خدا ورسول خدا ومسلمانان خيانت كرده است[33]» مورد عمل قرار بگيرد، ديگر افراد نالايق در پست هاي كليدي سياسي ومديريتي قرار نمي گيرند و باعث عقب ماندگي كشور وجامعه نمي شوند ؛‌

اگربه اين پيام قرآن كه مي فرمايد:« وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ... واموال يكديگر را به باطل [ونامشروع] نخوريد[34]». عمل شود ،‌ ديگر فساد اداري ورشوه خواري، ديگر سفرة رشوه خواري برچيده مي شود و فساد اداري ، مردم و حتي كشورهاي خارجي كمك كننده را به ستوه نمي آورد‌؛  

اگربه احترامي كه قرآن به خون انسان هاي بي گناه گذاشته است:«... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً ، هر كس انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته است[35]» ارج نهاده شود ، ديگر جنگ وناامني وجاري كردن جوي خون خاتمه مي يابد؛

اگر عزت وآزادي كه خداوند به مؤمنان داده به گونة كه تحت سلطه بودن آنها را به هيچ عنوان نمي پسندد :« وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ، و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است[36]»، درك واز آن پاسداري شود، هيچگاه كفار يا ايادي آنها مثل وهابيت و ديگرگروه هاي تروريستي، برمؤمنان سلطه نمي يابند؛

اگر برادرخواندن قرآن تمام مؤمنان را:« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ،‌ مؤمنان برادر يكديگرند[37]» در عمل و رفتار تصديق كنند، ‌ديگر تبعيض وتعصب ،‌ قوم گرايي ونژاد پرستي و...، دامن زده نمي شود و رفتارها با يكديگر دوستانه و برادرانه مي شود نه خصمانه وكينه توزانه. وصدها پيام نجات بخش ديگر كه اگر به آنهاعمل شود ، به جاي چالش هاي فزاينده، رشد وشكوفايي خيره كننده، جاي گزين خواهدشد.

مسلّم است كه وقتي چالش هاي داخلي ريشه كن شود، زمينة دخالت هاي خارجي نيز ازبين مي رود ؛ چرا كه عمده ترين زمينة دخالت هاي خارجي ، نقطه ضعف ها وچالشهاي داخلي است.

بهره گيري از شيوه هاي نوين درفرهنگ سازي 

نكتة پاياني اين كه باتوجه به اهميت فوق العادة كارهاي فرهنگي ونشرآموزه هاي صحيح ديني، درريشه كن ساختن چالشها ، بايستي براي انجام كارهاي فرهنگي وتبليغ آموزه هاي حيات بخش ديني،  در كنار ابزار سنتي از ابزار جديد استفاده كرد. مثلا سينما ، فيلم وبرنامه هاي جذاب تلويزيون ، مي توانند بهترين وسايل براي فرهنگ سازي اتحاد وهمبستگي ، ديگرپذيري ، احترام به حقوق همديگر، دوري از خشونت وافراطي گري، پرهيز از تبعيض وتعصب و...باشند. و همچنين بايستي سعي كرد تا رسانه ها از جمله تلويزيون( اين جعبة جادويي) را به يك دانشگاه و رسانة پرقدرت جهت دهنده به سمت شكوفايي و فرهنگ ساز تبديل كرد، تا از اين طريق زمينة رشد و پيشرفت جامعه در زمينه هاي مختلف فراهم گردد.      

امروزه شبكه وفضاهاي مجازي وبطوركلي رسانه(اعم از ديداري ، شنيداري ، مطبوعاتي‌، تصويري ، هنري و...)، ازپرقدرت ترين وكارآمدترين وسيلة فرهنگ سازي وترويج وتبليغ مطالب مورد نظر است. ودراثر گذاري وجلب وجذب كودكان، نوجوانان وجوانان بسيار پرقدرت تر از منبرو خطابه عمل مي كند.

خوب است به عنوان شاهد براين مدعا، به نمونة از تأثير گذاري ابزار جديد برمردم اشاره نمايم، مصطفي عقّاد كارگردان فيلم محمدرسول الله(ص) در تأثيرنمايش اين فيلم در ميان مردمان آفريقا چنين مي گويد:« ماپروژكتور را دريك استاديوم ورزشي بزرگ نصب كرديم و«بوكاسا»(رييس جمهورآفريقاي مركزي) وقذافي هم كنارش ايستادند. استاديوم هم از شلوغي وكثرت جمعيت غلغله بود. هروقت چهرة بلال روي پرده مي آمد، همة تماشاچيان يك صدا هلهله مي كردند وفرياد مي زدند... وقتي ازآنجا برمي گشتيم ، درهواپيما، قذافي من را صدا زد ومن كنارش نشستم او همانجا به من گفت :« سينما ازتانك هم پرقدرت تر است »... من همانجا بود كه تأثير سينمارا روي توده هاي مردم به عينه ديدم حالا هم هميشه مي گويم كه سينما قدرتمند تر ازتانك است[38]».

  بنابراين ، درانجام كارهاي فرهنگي ونشروترويج راهكارهاي مبارزه با چالش ها، ازبهره گيري از ابزار نوين، نبايد غافل شد.   

به اميدروزي كه افغانستاني با كمترين چالش ومشكلات را شاهد باشيم. والسلام.   

فهرست منابع

  1. قرآن كريم .
  2. تميمى آمدى ، عبد الواحد بن محمد ، غرر الحكم و درر الكلم‏، تحقیق وتصحیح سیدمهدی رجایی، قم ، دارالکتاب الاسلامی، 1410ق ، چاپ دوم .‏
  3. حكيمى، محمدرضا ، محمد و على ، الحياة ، ترجمه احمد آرام‏‏ ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى‏ ، 1380 ، چاپ اول .
  4. رشيد ، احمد ، طالبان ؛ اسلام ، نفت و بازي بزرگ جديد ، مترجمان: اسدالله شفايي ومحمدصادق باقري ، [بي جا]، انتشارات دانش هستي ، 137.
  5. شكوهي ، علي، عوامل وريشه هاي دين گريزي از منظر قرآن وحديث ، قم ، مؤسسه بوستان كتاب ، 1384 ، چاپ چهارم .
  6. طبرسى، احمد بن على‏ ، الإحتجاج على أهل اللجاج، تحقيق وتصحيح: محمدباقرخرسان ، مشهد ، نشر مرتضى‏ ، 1403ق .   
  7. فرهنگ ، ميرمحمد صديق ، افغانستان درپنج قرن اخير ، قم ، دارالتفسير ، 1380 ش. چاپ اول .
  8. مؤسسه فرهنگي اميد، ديوان علامه بلخي ، (بي جا)، مؤسسه فرهنگي اميد، 1388ش.
  9. مفيد ، محمدبن محمد ، الأمالي( للمفيد) ، تحقيق و تصحيح: حسين استاد ولي و علي اكبرغفاري ، قم ، كنگره شيخ مفيد ، 1413ق ، چاپ اول .

10. موسوي ، سيد عسكر، هزاره هاي افغانستان(تاريخ، فرهنگ، اقتصاد وسياست)، مترجم: اسد الله شفايي، قم ، اشك ياس، 1387 .



[1] - ميرمحمد صديق فرهنگ ، افغانستان درپنج قرن اخير ، ج1 ، ص 7 .

[2] - احمد رشيد ، طالبان ؛ اسلام ، نفت وبازي بزرگ جديد ، ص 100 .

[3] - قابل ذكراست كه افغانستان فعلي بخشي از خراسان سابق است ؛ زيرا خراسان سابق بر منطقة وسيعي از بخشهاي عمده از افغانستان فعلي گرفته تا نيشابور وسبزوار، مرو خوارزم و سمرقند و بخارا اطلاق مي شده است.  

 

[4] - سيدعسكرموسوي ، هزاره هاي افغانستان ، ص 23 .

[5] - همان ، ص 23 .

[6] - محمدصديق فرهنگ ، افغانستان درپنج قرن اخير ، ج1 ، ص 20 .

[7] - همان ، ص 21 .

[8] - همان ، ص 20 .

[9] - احمد رشيد ، طالبان ؛ اسلام ، نفت وبازي بزرگ جديد ، ص 116 .

 

[10] - انفال/ 46.

[11] - همان ، ص 139 .  

[12] - همان ، ص 66 .

[13] - سيدعسكرموسوي ، هزاره هاي افغانستان ،‌ ص 216 .

[14] - عبدالواحد تميمي آمدي ،‌ غرر الحكم ، ص 503 .

[15] - همان ، ص 399 .

[16] - همان ، ص399 .   

[17] - همان ،‌ ص 280 .  

[18] - عبدالحميد تميمي آمدي ، غررالحكم ، ص 800 .

[19] - احمدبن علي طبرسي ،  الاحتجاج علي اهل اللجاج ، ج1، ص 315 .  

[20] - عبدالحميد تميمي آمدي ، غررالحكم ودررالكلم ، ص 48 .     

[21] - همان ، ص 800 . 

[22] - احمدرشيد ، طالبان ؛ اسلام ، نفت وبازي بزرگ جديد ، ص 123 .

[23] - همان ، ص 124 .

[24] - همان ، ص 309 .

[25] - همان ، ص 307 .

[26] - همان ، ص 307 .

[27] - همان ، ص 310 .  

[28] - همان ، ص 311.

[29] - حشر/ 2 .

[30] - همان ، ص 426 .  

[31] -محمدبن محمد مفيد ،  الامالي( للمفيد) ، ص 66 .  

[32] - آل عمران / 103.

[33]  - محمدرضا ، محمد و علي حكيمي ، الحياة ؛ ج‏2 ؛ ص585.

[34] - بقره / 188 .

[35] - مائدة / 32 .

[36] - نساء / 141.

[37] - حجرات/ 10.

[38] - علي شكوهي ، عوامل وريشه هاي دين گريزي از منظر قرآن وحديث ، ص 207 . 

 

متن کامل توافقت‌نامه حکومت وحدت ‫ملی با حزب اسلامی افغانستان

 

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد الله رب العالمین والصلاه و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین محمد و علی آله واصحابه اجمعین
موافقتنامه جمهوری اسلامی افغانستان باحزب اسلامی افغانستان که با مدیریت و وساطت شورای عالی صلح تحقق یافته است.

کابل مورخ (     ) ثور۱۳۹۵

مقدمه
از آنجائیکه خاتمه عاجل جنگ،استقرار صلح پایدار و تامین امنیت و عدالت در افغانستان از خواسته‌های اساسی ملت بوده و متضمن استقلال و ترقی کشور می‌باشد، مسئولیت فرد فرد این کشور و تمامی اقشار سیاسی مطرح در قضایای کشور است تا دست به هم داده و در راه تحقق این اهداف مشترک کار نمایند.
هدف این موافقت‌نامه خاتمه جنگ و خشونت و دست یابی به صلح و ثبات پایدار در افغانستان با احترام به قانون جمهوری اسلامی افغانستان به شمول تمامی ارزش‌های اسلامی و ملی می‌باشد. با توجه به این هدف، دولت جمهوری اسلامی افغانستان و حزب اسلامی افغانستان بر مواد ذیل به توافق رسیدند:
فصل اول
اصول اساسی
ماده اول:
دو طرف با ایمان مستحکم وتزلزل ناپزیر به الله متعال و اعتقاد راسخ به دین مقدس اسلام،خود را به پیروی بلاقید و شرط از اساسات والای این دین مکلف دانسته و آن را نصیب العین خویش قرار می‌دهند.
ماده دوم:
دوطرف معتقد اند که اصول و رهنمودهای دینی پایه اصلی تمامی قوانین و اجرات دولتی خواهد بود، همان‌گونه که ماده‌های دوم و سوم قانون اساسی کشور نیز بر آن تاکید دارد که «دین دولت جمهوری اسلامی افغانستان دین مقدس اسلام بوده و در افغانستان هیچ قانونی نمی‌تواند مخالف معتقدات و احکام دین مقدس اسلام با شد»
ماده سوم:
طرفین باور دارند که تمامی ملت اعم از زن و مرد، بدون تبعیض و امتیاز در برابر قانون حق و مسئولیت مساوی و برابر دارند. افغانستان واحد و یک‌پارچه به همه اقوام و مردم غیور این سرزمین تعلق داشته و حاکمیت ملی حق مسلم ملت می‌باشد که آن را به طور مستقیم و یا توسط نمایندگان منتخب خویش اعمال می‌نماید.
ماده چهارم:
هر دو طرف از خروج نیروهای نظامی خارجی براساس موافقت‌نامه‌ها برای تحکیم حاکمیت ملی و منافع علیای کشور حمایت نموده و باور دارند که افغان‌ها می‌توانند از طریق این وحدت و همبستگی،بحران ناشی از جنگ را مهار و با تهدیدها مقابله نمایند.
فصل دوم
تعهدات جانیبین
بخش اول: تعهدات جانب دولت جمهوری اسلامی افغانستان
ماده پنجم:
دولت جمهوری اسلامی افغانستان تضمین می‌کند که با امضای این موافقت‌نامه، در تماس با شورای امنیت سازمان ملل متحد و تمامی دول و نهادهای ذیربط، به خاطر قطع دایمی جنگ و برقراری صلح و امنیت پایدار در افغانستانف روند رفع تمام تحریم‌های را که در مورد حزب اسلامی افغانستان، رهبر و اعضای آن وضع شده با ارایه تقاضای رسمی مبنی بر رفع تحریم‌ها آغاز نماید. همچنان دولت افغانستان مکلف است تا در این راستا با استفاده از تمامی امکانات تلاش‌های همه جانبه را بخرچ دهد تا هر نوع تعزیرات موجود بالای رهبر و اعضای حزب اسلامی در اسرع وقت از میان برداشته شود.
ماده ششم:
دولت جمهوری اسلامی افغانستان همزمان با امضای این موافقت‌نامه رسما اعلام می‌دارد که رهبر محترم حزب اسلامی افغانستان و دیگر شخصیت‌های برجسته آن می‌توانند در هر جای از این کشور که خواسته باشند در مطابقت به قوانین کشور آزادانه زندگی نمایند و دولت جمهوری اسلامی افغانستان خود را مکلف به تامین شرایط لازم و مساعد برای تحقق این مامول می‌داند.
ماده هفتم:
دولت جمهوری اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد که رسما اعلام نماید که حق فعالیت سیاسی حزب اسلامی را در تمامی ابعاد سیاسی و اجتماعی در مطابقت به قوانین نافذه کشور به رسمیت شناخته و در تحقق آن همکاری همه جانبه نموده و حزب اسلامی می‌تواند در انتخابات ریاست جمهوری، پالمانی و ولایتی ولسوالی‌ها و شاروالی‌ها اشتراک نموده و نامزد داشته باشد.
ماده هشتم:
دولت جمهوری اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد تا در مشوره با نهادهای سیاسی، مدنی و دولتی کشور زمینه را جهت اصلاح بیشتر روند انتخابات آماده ساخته و طرح‌های مشخص را در زمینه ارائه نماید.
همچنین دولت متعهد می‌گردد که زمینه را برای حضور حزب اسلامی افغانستان در روند اصلاحات نظام انتخاباتی فراهم سازد. اصلاح نظام انتخاباتی اگر بنابرکمبود وقت معطوف به انتخابات پیشرو نمی‌تواند باشد،دولت در مشوره با تمامی نهادهای ذیربط متعهد به تعدیل نظام انتخاباتی مبتنی بر نظام انتخاباتی متناسب حزبی می‌باشد. همچنان در ساختارهای انتخاباتی حضور حزب اسلامی افغانستان در مطابقت با قانون تامین می‌گردد.
ماده نهم:
رهبر جهادی افغانستان محترم گلبدین حکمتیار از طرف رییس جمهور اسلامی افغانستان طی فرمانی خاص بخاطر تامین صلح در کشور و تلاش‌های شان برای آزادی افغانستان مورد اعزاز و احترام خاص قرار می‌گیرد. چگونگی پرتوکول این مامول از طرف شورای عالی صلح در تفاهم به هیات حزب اسلامی به مقام ریاست جمهوری پیشنهاد می‌گردد.
ماده دهم:
رهبر حزب اسلامی می‌تواند دو یا سه محل مناسب را برای اقامت خویش در افغانستان انتخاب نموده و دولت تدابیر لازم امنیتی و هزینه معین و معقول را برای شان فراهم می‌سازد. چگونگی جزئیات تدابیر لازم توسط کمیسیون مشترک اجرائیوی که برای تطبیق این موافقت‌نامه ایجاد می‌گردد، تنظیم خواهد شد.
ماده یازدهم:
دولت جمهوری اسلامی افغانستان مصونیت قضایی رهبر و اعضای حزب اسلامی را در رابطه با اقدامات سیاسی و نظامی گذشته با امضا و در مطابقت با این موافقت‌نامه تضمین می‌نماید.
همچنان دولت اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد که زندانیان و اسرای مربوط به حزب اسلامی افغانستان را که شامل لیست توافق شده بوده و مرتکب جرایم جنایی نشده باشند و دعوای حق العبدی علیه شان وجود نداشته باشد، از طریق کمیسیون خاص علنی که بدین منظور تشکیل می‌گردد در زودترین فرصت ممکن که بیشتر از سه ماه نباشد رها سازد. حزب اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد تا افراد رها شده حزب اسلامی، به میدان جنگ علیه دولت جمهوری اسلامی افغانستان نرفته وبه هیچ‌گروه مسلح غیرقانونی و تروریسیتی نه پیوندند. نظارت بر روند و حل و فصل هرنوع اختلاف در ین رابطه به کمیسیون مشترک اجرائیوی با حسن نیت راجع می‌گردد.
ماده دوازدهم:
به منظور استحکام هر چه بیشتر حکومت وحدت ملی و جهت ایجاد فضای اعتماد میان دولت و حزب اسلامی افغانستان، رهبری دولت جمهوری افغانستان متعهد می‌گردد که حضور رهبری حزب اسلامی افغانستان را در روند مشورتی برای تنظیم و تحقق سیاست‌های مهم دولتی و کشوری تامین نماید.
ماده سیزدهم:
دولت جمهوری افغانستان خود را موظف می‌داند تا شرایط لازم را برای حضور و مشارکت حزب اسلامی افغانستان در نهادهای دولتی در مطابقت با قانون فراهم سازد. چگونگی چهارچوب مناسب و قابل قبول برای تحقق این مامول از طرف شورای عالی صلح در تفاهم با هیات حزب اسلامی افغانستان تنظیم و به مقام ریاست جمهوری پیشنهاد می‌گردد.
ماده چهاردهم:
دولت جمهوری اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد تا در مطابقت با قانون، افراد و قوماندانان واجد شایط حزب اسلامی افغانستان را که علاقمند به خدمت باشند جذب نیروهای دفاعی و امنیتی کشور نماید.
همچنان جمهوری اسلامی افغانستان متعهد است تا زمینه ادغام قانونی، با عزت، مصئو و پایدار شان را در جامعه تامین نماید. چگونگی تحقق این ماده از طریق کمیسیون مشترک اجرائیوی تنظیم می‌گردد.
ماده پانزدهم:
دوره انفصال آن‌عده از مامورین و افسران حزب اسلامی افغانستان که قبلآ در ادارات دولتی خدمت نموده و منفصل شده اند ،در صورتی‌که بتوانند اسناد قانونی و یا اثباتیه ارایه نمایند در مطابقت با قانون به دوره خدمت آنها محسوب شده و جذب مجدد و یا تقاعد آنها بر اساس شرایط قانونی صورت می‌گیرد.
ماده شانزدهم:
دولت جمهوری افغانستان متعهد می‌گردد تا برای حل مشکلات مهاجرین کمپ نصرت مینه و سایر مهاجرین افغان مقیم پاکستان و ایران و بازگشت داوطلبانه، با عزت و پایدار شان به وطن اقدامات همه جانبه را به شمول تهیه زمین برای سرپناه با امکانات لازم در کابل و سایر ولایات کشور روی دست گیرد. درین راستا دولت جمهوری افغانستان متعهد می‌گردد تا در گام نخست زمینه عملی عودت داوطلبانه در حدود بیست هزار خانواده مهاجر را به کمک جامعه جهانی بین الملل مساعد سازد. همچنان دولت جمهوری افغانستان در جهت رسیدگی به بازماندگان شهدا و معلولین حزب اسلامی افغانستان مانند سایر شهدا و معلولین کشور اقدامات بازم را برای روی دست می‌گیرد. چگونگی اعمال این برنامه توسط کمیسیون مشترک اجرائیوی تثبت و تنظیم خواهد شد.
ماده هفدهم:
برگشت آنعده از شخصیت‌ها و منسوبین حزب اسلامی که در خارج از کشور زندگی می‌نمایند در مطابقت با این موافقت‌نامه صورت می‌گیرد.
بخش دوم تعهدات حزب اسلامی افغانستان
ماده هجدهم:
بعد از اعلان رسمی این موافقت‌نامه از سوی شورای عالی صلح و دولت جمهوری اسلامی افغانستان،حزب اسلامی افغانستان رسما اعلام می‌نماید که بخاطر مصالح علیای کشور و قطع دایمی جنگ و خشونت و تامین صلح پایدار به عنوان حزب مهم سیاسی در کشور فعالیت نموده، قانون اساسی کشور را رعایت، آتش بس دایمی را برقرار و هر نوع تحریکات نظامی اش را متوقف و تشکیلات نظامی خویش را منحل می‌سازد. کمسیون مشترک اجرانیوی معلومات و تدابیر لازم را برای تحقق این ماده در اسرع وقت فراهم می‌سازد. همچنان حزب اسلامی افغانستان متعهد می‌گردد تا آنعده اسرای که در قید اسارت شان بسر می‌برند را با امضای این موافقت‌نامه به اسرع وقت رها و تسلیم دولت افغانستان نمایند. دولت جمهوری افغانستان تدابیر لازم را برای امنیت افراد حزب اسلامی افغانستان روی دست می‌گیرد.
ماده نوزدهم:
حزب اسلامی افغانستان متعهد است که بعد از امضای این توافقت‌نامه اعلان نماید که هیچ‌گونه رابطه با گروه‌های تروریستی و سازمان‌های مسلح غیرقانونی برقرار ننموده و از ایشان حمایت نمی‌کند.
ماده بیستم:
حزب اسلامی افغانستان خود را متعهد می‌داند تا به عنوان یک حزب سیاسی در امر دفاع و تامین امنیت پایدار در سراسر کشور با دولت متحدانه همکاری نموده و به عنوان یک حزب رسمی سیاسی دفاتر خود را در مرکز و ولایات فعال می‌سازد.
ماده بیست و یکم:
حزب اسلامی افغانستان آمادگی کامل دارد تا با درک مسولیت‌های دینی و تاریخی‌اش در جهت تامین صلح و ثبات دایمی در افغانستان تلاش بخرج دهد و در این راستا از تلاش‌های دولت جمهوری اسلامی افغانستان حمایت نماید.
فصل سوم
متفرقه
ماده بیست و دوم:
این موافقت‌نامه به حیث سند معتبر رسمی بین دولت جمهوری اسلامی افغانستان و حزب اسلامی افغانستان با مدیریت و ساطت شورای عالی صلح افغانستان بامدیریت و وساطت شورای عالی صلح افغانستان از تاریخ امضای آن دارای اعتبار بوده و قابل اجرا می‌باشد. هر تغییری که بعد از امضای این سند توسط یکی از طرفین تقاضا می‌شود باید به شکل کتبی و بعد از موافقت هر دو طرف وارد این سند گردد.
ماده بیست سوم:
به منظور نظارت و تحقق همه جانبه این موافقت‌نامه، هر دو جانب به ایجاد بک کمیسیون مشترک اجرائیوی که از نمایندگان با صلاحیت شان تشکیل می‌گردد، موافقت می‌نمایند. کمیسیون یاد شده تحت نظارت شورای عالی صلح دولت جهوری اسلامی افغانستان فعالیت‌های خود را انجام می‌دهد.
ماده بیست و چهارم:
در صورت بروز هرنوع اختلاف ممکن در تطبیق این موافقت‌نامه طرفین اختلاف مذکور را از طریق مشورت و مذاکره‌های دوستانه و با حسن نیت در کمیسیون مشترک که اعضای آن از جانب هردو طرف تعیین می‌گردند و تحت مدیریت و اشراف شورای عالی صلح فعالیت می‌نماید، حل می‌نمایند.
ماده بیست و پنجم:
این توافقنامه درسه فصل و بیست و پنج ماده به تاریخ (  ) توسط طرفین به امضا رسید.
والله ولی التوفیق
رییس شورای عالی صلح جمهوری اسلامی افغانستان

امیرحزب اسلامی افغانستان
رییس جمهوری اسلامی افغانستان

 

پیام مهم مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی)

بسمه تعالی

پیام مهم مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی)
در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی افغانستان در سال 1393
إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ «النسا58»


ملت نجیب، شریف و بیدار افغانستان، همان طور که استحضار دارید، دوران حکومت رئیس جمهوری فعلی کشور جناب آقای حامد کرزی با همه فراز و نشیب‌ها و تحولات تلخ و شیرینی که در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی داشت به پایان می رسد و در آستانه ی سومین انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی قرار داریم، انتخابات بس مهم و سرنوشت ساز با توجه به شرایط حساس کنونی و دسائس مرئی و نامرئی دشمنان استقلال، عزت و اقتدار افغانستان، لازم می دانم تذکراتی را محضر مبارک تمام اقوام، پیروان مذاهب و اقشار مختلف جامعه افغانستان یادآوری نمایم.
 


 

ادامه نوشته

مجتمع علمی فرهنگی امام صادق(ع) در مرکز بامیان

مجتمع علمی فرهنگی امام صادق(ع) در مرکز بامیان
بزرگترین مرکز علمی و فرهنگی است که ؛ با هدایت و رهنمون های دلسوزانه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی دام عزه الشریف؛ توسط اعضای دفتر معظم له و علمای بامیان تأسیس گردیده و به خواست خداوند و تلاش شبانه روزی اعضای دفتر بامیان و همت مخلصانه علمای آن خطّه و نیز کمک های مالی و معنوی مؤمنین به بهره برداری خواهد رسید.

"مجتمع علمی فرهنگی امام صادق(ع)" با توکل به خداوند و امید به استعدادها و توانمندیهای نسل جوان کشور بخصوص دانشگاهیان و طلاب علوم دینی که بزرگترین نیرو و سرمایه ما در این میان محسوب می‌گردد می‌کوشد تا زمینه را برای فعالیتهای علمی و فرهنگی درجامعه فراهم سازند و راه را برای  رشد فکری آنان تا آنجایی که مقدور است مساعد گردانند.

هدف از بنای مجتمع علمی و فرهنگی امام صادق(ع)این است تا به خواست خداوند در بامیان باستان (که در گذشته یکی از بزرگترین مراکز تمدن بشری به حساب می‌آمده) جهت ارایه و عرضه خدمات علمی، پژوهشی، فرهنگی و آموزشی در تمام زمینه‌های علوم اسلامی و انسانی مرکزی بوجود آید که در شأن  این ولایت و شهر باستانی بامیان باشد، مرکزی که در کنار دانشگاه بامیان و همدوش و همسو با آن بتواند راه را برای شکوفایی استعداد‌های خلاق و پویای همه علاقه مندان و پویندگان علم و دانش و دوست داران فرهنگ فراهم سازد و در سایه تضارب آراء و اندیشه‌ها بستر تکامل و پیشرفت علمی را هموارتر گرداند که خوشبختانه اینک اولین گام عملی و در عین حال مهم  این مرکز که عبارت از ایجاد ساخت مرکزیتی برای این مجتمع می‌باشد با مسئولیت و طرح و ابتکار اعضای دفتر حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی دام ظله العالی و همیاری و هماهنگی جمع از علماء، دانشمندان، روشنفکران، محصلین  و به همت و کمکهای مادی و معنوی هموطنان خیر و مردم شریف بامیان، در مرکز شهر نو بامیان در حال شکل گیری است که به حول و قوه الهی به زودی به بهره برداری خواهد رسید.

پایگاه اطلاع رسانی دفترحضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی)

برای مطالعه متن کامل گزارش همراه باعکس ادامه مطلب را کلیک کنید 

 

ادامه نوشته

جستاری در فراز ونشیب های تاریخی دانشگاه کابل

پيش درآمد

ارزش علم ودانش ونقش آن درزندگي انسان بركسي پوشيده نيست، به همين جهت دين مقدس اسلام نسبت به طلب علم تأكيد ويژه دارد، به گونه اي كه اولين آيات حيات بخش وحياني كه برپيامبراكرم(صلي الله عليه وآله)نازل شده است، ازعلم ودانش وخواندن ونوشتن(قلم) سخن مي گويد[1]. وصدها بارمشتقات علم درقرآن كريم به كاررفته است.

همچنين باتوجه به نقش علم درزندگي فردي واجتماعي انسان، درروايات اسلامي ازچهارجهت محدوديت فراگيري آن برداشته شده است:

 1) ازحيث زمان علم آموزي: پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله)مي فرمايد:« علم را ازگهواره تاگوربياموزيد[2]»

2) ازجهت مكان فراگيري دانش: بازهم آن حضرت فرموددرپي دانش باشيد هرچنددرچين باشد[3]».

3) ازنظرجنسيت، طبقات واقوام: پيامبراکرم(صلي الله عليه وآله) فرمود:«علم آموزي برهرمرد وزن مسلمان واجب است[4]».

4)  ازلحاظ تعلیم وتعلم: اميرمؤمنان علي(عليه السلام)فرمود:«حكمت[ودانش] گم شدة هرمؤمن است پس بگيريدآن را واگرچه ازدهان منافقان باشد[5]». درفرمايش ديگراميرمؤمنان علي(عليه السلام) علم را يگانه عامل رشد وپيشرفت وحاكميت برديگران بيان داشته چنين مي فرمايدعلم ودانش قدرت است، هركس به آن دست پيدا كند، غلبه مي يابد وهركس به آن دست نيابد زيرسلطه قرارمي گيرد[6].

ناگفته پيداست كه يكي ازمراكزمهم علم آموزي دانشگاه هاي هركشوراست،‌ نقش دانشگاه درهركشوري تعيين كننده است وسرمايه های انساني ازاين مراكزدرجامعه سرازيرمي شود، اگردانشگاه ها را اتاق فكريك جامعه وعامل محوري در رشد وبالندگي به حساب آوريم، سخن گزافي نيست.

 

ادامه نوشته

برگزاری نخستین مناظره 5 نفر از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان  

  نخستین مناظره پنج نفر از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، در مورد مصالحه با طالبان، چیستی و کیستی دشمن، سرنوشت حضور نظامیان خارجی، پیمان امنیتی با واشنگتن و چگونگی تامین حقوق زنان برگزار شد.

 

به گزارش پایگاه خبری، تحلیلی بازانتخابات، در نخستین مناظره نامزدهای ریاست جمهوری افغانستان که از سوی «تلویزیون طلوع» برگزار شد از 11 نامزد ریاست جمهوری این کشور، پنج نفر شرکت کردند.

«قیوم کرزی»، «عبدالله عبدلله»، «اشرف غنی احمدزی»، «عبدالرحیم وردک» و «زلمی رسول» جزء نخستین مناظره‌کنندگان این برنامه تلویزیونی بودند.

قیوم کرزی حضور خارجی‎ها در افغانستان را موثر و ضروری دانست و گفت که نیروهای امنیتی و مردم افغانستان نمی‎توانند به تنهایی امنیت این کشور را تامین کنند.

عبدالله عبدالله نیز در این مورد نظر مشابهی با قیوم کرزی داشت و بر تاثیر مثبت و موثر کمک‎های جامعه جهانی از نیروهای امنیتی افغانستان تاکید کرد.

در مورد مصالحه با طالبان هر پنج نامزد، نظرات مشابهی داشتند و طرفدار مصالحه با طالبانی بودند که اسلحه بر زمین گذاشته و ارتباط خود را با «القاعده» و سایر شبکه‎های تروریستی قطع کنند.

با این حال اشرف غنی احمدزی در مورد مصالحه با طالبان افزود که مصالحه باید به نیرومند کردن بنیادهای امنیتی بینجامد، نه این که مرحله‎ای دیگری از جنگ باشد.

در ادامه این مناظره پرسیده شد که اگر طالبان حاضر به مصالحه نشوند، چه باید کرد؟

عبدالله عبدالله، در این باره گفت که مردم و نیروهای امنیتی افغان در برابر کسانی که نمی‎خواهند صلح و آرامش در افغانستان حاکم شود، خواهند جنگید.

در مورد تعریف از طالبان و اینکه دشمن کیست نیز زلمی رسول به صراحت گفت که کسانی که مدارس را آتش می‎زنند، کودکان، سربازان و مردم بی‎گناه افغانستان را می‎کشند، دشمن مردم افغانستان هستند.

منبع : سایت خبری- تحلیلی باز انتخابات .