بسم الله الرحمن الرحیم
در دهه ی کرامت نگارنده برآن است که واژة کرامت و مشتقات آن را در قرآن کریم مورد تحقیق و بررسی قراردهد.
مفهوم شناسی کرامت
کرامت که از ماده کرم است بعضی به معنای سخاوت ، شرافت ، نفاست (و گران قیمتی ) و عزت می داند . قاموس قرآن، ج6، ص: 103 .
راغب مي گويد: كرم اگر وصف خدای متعال واقع شود ، مراد از آن احسان و نعمت آشكار خداست و اگر وصف انسان باشد نام اخلاق و افعال پسنديده اوست كه از وى ظاهر مي شود ، به كسى كريم نگويند مگر بعد از آنكه آن اخلاق و افعال پسندیده از وى ظاهر شود و هر چيزي كه در نوع خود شريف است با كرم توصيف مي شود. مفردات ألفاظ القرآن، ص: 707.
بنابراین ، در هر جا از قرآن لفظ كريم يا كرامت و يا یکی از مشتقات آن آمد ، با در نظر گرفتن تناسب محل مي توان آن را به يكى از معانى چهار گانه كه در اول گفته شد ، استعمال کرد.
مثلا واژه ی « كَرَّمْنا » در آیة مبارکة « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ... »(اسراء /70) ، به معنای شرافت و گرامی داشتن است یعنی « اولاد آدم را گرامی داشتیم و شرافت دادیم ».
همچنین کلمه « كَرَّمْتَ » در این آیه مبارکه که خدای سبحان از ابلیس حکایت می کند به همین معناست « قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ ... ، ابلیس گفت : مرا خبر ده از اينكه بر من برترى دادى و گرامى داشتى» (اسراء/ 62 ).
واژة « أَكْرَمُ » که اسم تفضیل است در مورد خدای سبحان به معنایی کریم ترین کریمان است ، به گونه ی که كرم هيچ كريمِ به او نمي رسد ، مانند « اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ ، بخوان كه پروردگارت از هر كريمى كريمتر ( و از هر بزرگوارى بزرگوارتر) است » علق/ 3 .
اما در مورد انسانها به معنای فضیلت و برتری آنها نسبت به دیگران است مانند این آیة مبارکه « إِنَ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ، محترمترين و شريفترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شما است » . (حجرات/ 13). اين آيه به صراحت افتخارات پوچ و بی اساس قومی ، نژادی ، لسانی ، جنسیتی ، ملی و... را زير پا گذاشته و ملاک ارزشمندی انسان در پيشگاه خدای سبحان را ، فقط در تقوى بیان می کند و اگر پيامبران الهی ، امامان معصوم ، اولیاء و صلحا ، و غیره را محترم مي داريم ، آن هم از «اتقى» بودن آنان است.
واژه « مُكْرِمٍ » (به صورت اسم فاعل) به معنای عزت دهنده و گرامی دارنده است « وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ، هر كه خدا خوارش كند او را عزت دهنده ی نيست » حج / 18 .
واژه « مُكْرَم » به صورت اسم مفعول به معنای ارجمند ، شریف و گرانقدر است مانند این آیه ی شریفه که می فرماید :« وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُون ، و [مشرکان] گفتند: [خدای] رحمان فرشتگان را فرزند خود گرفته است . منزه است او [ فرشتگان فرزندان خدا نیستند] بلکه بندگان گرامی و ارجمندند » انبياء/ 26.
واژه « مُكَرَّمَةٍ » صیغه ی مفعول از باب تفعیل نیز به همین معناست مانند این آیه مبارکه « فِي صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ ، [اين قرآن] در صحيفهها و نوشتههايى است گرامى و ارجمند ». عبس/ 13 .
واژه « إِكْرامِ » که مصدر باب افعال است به گفته راغب اصفهانی در مفردات به معنای رساندن نفع خالص یا شیء شریفی به کسی می باشد . مفردات ألفاظ القرآن، ص: 707 .
این تعبیر دو بار در سوره رحمان فقط در مورد خدای سبحان به کار رفته است مانند « وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ، و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مىماند ». رحمن/ 27 .
با توجه به اینکه خدای سبحان داراى دو گونه صفات است: یکی صفات جلال مثل عظمت، كبرياء، عزّت، غلبه، و غيره ، دیگر صفات جمال كه مبيّن مقام نعمت و افاضه رحمتاند مثل علم، قدرت، جود، رحمت و امثال آن . لفظ «ذُو الْجَلالِ» راجع به صفات جلال و عظمت و لفظ «الْإِكْرامِ» راجع به صفات جمال و نعمت و رحمت خدای متعال است. بنابراین ، صاحب « اكرام » بودن خدای سبحان یعنی همیشه در مقام افاضة رحمت و نعمت به بندگان است . و معنای آیه چنين مي شود:
باقی مىماند پروردگارت كه داراى صفات جلال و جمال است ، خدائى كه در مقام ذات بالاتر از همه و در مقام نعمت، معطى و مفيض همه نعمت ها است. قاموس قرآن، ج6، ص 105 - 106 .
واژه «کریم » یکی از اسماء حسنای الهی است و در قرآن کریم 27 بار تکرار شده و علاوه بر اینکه در مورد قرآن و فرشتگان و برخی پیامبران استفاده شده است درمورد سخن ، گیاه ، جایگاه ، رزق ، اجر و ... نیز به کار رفته است .
در مجمع البحرین در بارة معنای کریم می گوید : کریم یعنی در بردارنده ی انواع خیر و خوبی و شرف و فضیلت ها ، حضرت یوسف متصف به کریم شده چرا که شرف نبوت و علم و عدالت و ریاست دنیا در آن جمع شده بود . اصطلاح کرم را عرب جز در محاسن و نیکویی های زیاد استعمال نمی کنند و زمانی ( به کسی یا چیزی ) کریم گفته می شود که آن ( کرامت و بزرگواری ، و خیرو نیکی ) از او به منصه ی ظهور برسد . مجمع البحرين، ج6، ص: 153.
جمع كريم « كِرام » بكسر اول است که به معنای والا مقامان ، گرامیان ، بزرگواران و... است مانند این آیه مبارکه که در توصیف برخی فرشتگان می فرماید :« بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ، كِرامٍ بَرَرَةٍ ، [اين آيات قرآن ] در دست سفيرانى است که والا مقام و نيكوكار اند ». عبس/ 15 و 16.
کلمه «کرام » در مورد فرشتگان به کار رفته است مانند آیه فوق و این آیات که می فرمایند :« وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ ، كِراماً كاتِبِينَ ، و بىشك نگاهبانانى بر شما گمارده شده است ، والا مقام و نويسنده (اعمال نيك و بد شما ) اند . انفطار/ 10 و 11. این آیاتی که از فرشتگان به عنوان کرام یاد می کنند ، بیانگر عظمت فرشتگان وحى در پيشگاه خداوند و بلندى مقام آنها استند». تفسير نمونه، ج26، ص: 136 .
حسن مصطفوی در التحقیق می نویسد : اصل واحد در مادة « کرم» معنای است که در مقابل هوان و خواری قرار دارد همان طور که عزت در مقابل ذلت و کِبَر و بزرگی در مقابل صِغَر و کوچکی است . ذلت ، خواری است که به سبب اذلال و تحقیر بالا دستی صورت می گیرد ، به خلاف هوان که چنین نیست ، پس در عزت مفهوم استعلاء و تفوّق اعتبار می شود به خلاف اکرام ؛ بنابراین ، کرامت عزت و تفوّقی است که در نفس( شخص و ) شیء است و استعلاء نسبت به غیر که از آن در سطح پایین تر قرار دارد لحاظ نمی شود .
از نظر آقای مصطفوی مفاهیمی مانند : جود و سخاوت ، اعطاء و بخشش، سخاوت ، صفح و بزرگی ، منزه بودن و... از آثار و لوازم کرامت است .
از منظر التحقیق آیه 18 سوره حج که می فرماید :« وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ ، و هر كه را خدا خوار و ذليل گرداند ديگر كسى او را عزيز و گرامى نتواند كرد». براین اصل دلالت می کند ؛ چرا که اهانت و خواری ، در مقابل اکرام و گرامی داشتن قرار داده شده ، به گونه ی که با هم قابل جمع نیستند .
التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج10، ص 46 – 47 .
این تقابل در روایات متعدد معصومین علیهم السلام نیز بیان شده است از جمله امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید :« مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ لَمْ يُهِنْهَا بِالْمَعْصِيَةِ ، هر كه نفس و جانش بر او گرامى باشد ، آن را با معصیت و نافرمانى حقّ تعالى خوار و ذلیل نمی گرداند ». غررالحکم ، ص 634 .
با توجه به مطالب فوق می توان گفت کرامت که از ماده کرم است به معنایی هرچیزی ارزشمند و گران بهاست
چنانکه در دعای که از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده است این مطلب به روشنی بیان شده است ، حضرت در ضمن درخواست های شان از خدای سبحان عرضه می دارد :« اَللَّهُمَّ اجْعَلْ نَفْسِي أَوَّلَ كَرِيمَةٍ تَنْتَزِعُهَا مِنْ كَرَائِمِي ، بار الها ! اولین چیزی ارزشمند و گران قیمتی که از نعمت های گران بهای مرا می گیری جان و روحم باشد ». نهج البلاغه ، خطبه 215 . چنانکه مشاهده می شود حضرت هم از نفس وجان خود و هم از سایر نعمت های جسمی و روحی خود تعبیر به « کریمه » و « کرائم » می کند.
بنابراین کرامت انسانی یک جوهره ی ارزشمند و یک نوع عزتی است که خدای سبحان با رحمت واسعه و حکمت کامله خود برای انسان عنایت نموده که از لوازم این کرامت انسانی ظهور و بروز بسیاری از فضایل اخلاقی صورت می گیرد.
انسانی که از انسانیت و عقلانیت ، و فضایل اخلاقی و کرامت نفسانی فاصله می گیرد ، معلوم است که کرامت انسانی خودش را سرکوب ساخته و عنان اختیارش را به دست نفس اماره سرکش داده است .