شش توصیه ی که سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت را در پی دارد 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍مردى نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت:
به من کارى بیاموز که خداوند، به سبب آن :
مرا دوست بدارد
و مردم نیز دوستم بدارند،
و خدا دارایى ام را فزون گرداند
و تن درستم بدارد
و عمرم را طولانى گرداند
و مرا با تو محشور نماید.

✅ رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

اینها یى که گفتى شش چیز است که به شش چیز، نیاز دارد:

✅ ۱ - اگر مى خواهى خدا تو را دوست بدارد، از او بترس و تقوا داشته باش.

✅۲- اگر مى خواهى مردم دوستت بدارند، به آنان نیکى کن و به آنچه دارند، چشم مدوز.

✅۳- اگر مى خواهى خدا دارایى ات را فزونى بخشد، زکات آن را بپرداز.

✅۴ - اگر مى خواهى خدا بدنت را سالم بدارد، صدقه بسیار بده.

✅۵- اگر مى خواهى خداوند عمرت را طولانى گرداند، به خویشاوندانت رسیدگى کن ( و صله ارحام انجام بده) ؛

✅۶ - و اگر مى خواهى خداوند تو را با من محشور گرداند ، در پیشگاه خداى یگانه قهّار، سجده طولانى کن.

📚 اعلام الدین، ص 268 .
📚بحارالأنوار، ج85،ص 164.

دزد ترین دزدها از منظر رسول خدا صلی الله علیه و آله

بسم الله الرحمن الرحیم

✍روزی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم ) در مسجد نشسته بودند در این هنگام شخصی وارد شده و به نماز ایستاد.
اما بسیار با عجله ، رکوع و سجود بجا آورد (و ارکان نماز را نیمه کاره انجام داد).
✅ حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: مانند کلاغی که به زمین نوک می زند، خم و راست شده و نماز خواند ، هر آینه اگر او در چنین وضعی و با چنین نماز خواندنی از دنیا برود، به دین من نمرده است.
📚الکافی ، ج۳ ، ص۲۶۸ .

✅نکته ها :
✍۱ - در وقت خواندن نماز و گفتن اذکار رکوع و سجود بدن باید آرام باشد در غیر این صورت نماز اشکال پیدا می کند .
✍۲ - کسی که رکوع و سجود نماز را درست انجام ندهد( و با عجله زیاد نماز بخواند به گونه ای که افعال و اذکار نماز در حال آرامش و درست صورت نگیرد ) بعنوان دزد ترین دزدها معرفی شده است .
✅چنانکه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند :
" أَسْرَقُ السُّرَّاقِ مَنْ سَرَقَ صَلَاتَهُ
قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ كَيْفَ يَسْرِقُ صَلَاتَهُ
قَالَ لَا يُتِمُّ رُكُوعَهَا وَ سُجُودَهَا ؛
✅دزد ترین دزد ها کسی است که از نماز خود بدزدد
پرسیده شد ای پیامبر خدا(ص) ! از نماز خود چگونه می دزدد؟
حضرت فرمودند : رکوع و سجود نمازش را به طور کمال و تمام انجام نمی دهد ".
📚مستدرک الوسایل، ج ۱۸ ، ص ۱۵۰.

برگی از تاریخ اسلام (قدرت نمایی خداوند در حفظ جان بزرگترین پیامبرش با ضعیف ترین وسیله یعنی تارعنکبوت

بسم الله الرحمن الرحیم

✍رسول خدا صلی الله علیه وآله ، در نخستین شب ربیع الاول رهسپار غارثور شد ، در مسیر راه به ابوبکر برخورد ، او را نیز همراه خود برده و داخل غار شدند ، مشرکین قریش با استخدام شخصی بنام کُرز بن علقمه ، که از رد یابان مجرب عرب بود ، به تعقیب آن حضرت پرداختند و تا درِ غار ثور ، رد پای آن حضرت را پیدا کردند.
✅وقتی جلو درِ غار رفتند دیدند ، که در غار با تار عنکبوت تنیده شده و کبوتری نیز در آنجا آشیانه کرده است .
✅کُرز با دیدن این منظره گفت : محمد ( صلی الله علیه وآله ) تا اینجا آمده ؛ اما از اینجا یا به آسمان پرواز کرده و یا به زمین فرو رفته است ؛ زیرا اگر به غار می رفت ، تار های عنکبوت پاره و لانه کبوتر خراب می شد.
✅در اینجا نیز نمونه ای از قدرت نمایی خداوند قادر متعال ، به وضوح مشاهده می شود ، که با تار عنکبوتی که قرآن در توصیف آن در آیه 41 سوره عنکبوت می فرماید:« سست ترین خانه خانه عنکبوت است » بد ترین نقشه ای دشمن رسولش را ، نقش برآب و جان پیامبرش را حفظ نمود .
✅ آری اراده وقدرت خدای سبحان فوق همه اراده ها و قدرت هاست ، اگر خدا بخواهد کسی یا چیزی را حفظ نماید ، عالم و آدم بسیج شوند ، که به او گزندی برسانند ؛ نمی توانند ؛ اما اگر خدا بخواهد کسی یا چیزی نابود شود ؛ هیچ کسی دیگر توان حفظ و نگهداری آن را ، ندارد.
✅رسول خدا صلی الله علیه وآله ، سه شبانه روز در غار ثور بود و امیرالمؤمنین علی علیه السلام برای او نان و آب می برد و همچنین زاد و راحله برای هجرت به مدینه را ، برای آن حضرت آماده کرد و پیامبراکرم صلی الله علیه و آله ، در شب چهارم ربیع الاول ، همراه ابوبکر و دو نفر دیگر به سوی مدینه حرکت کردند.
✅وقتی مشرکین قریش از دست یافتن به رسول خدا صلی الله علیه وآله ، شخصا نا امید شدند ، اعلام کردند ، هر کس محمد (صلی الله علیه وآله) را بیابد ، صد شتر سرخ مو برای او جایزه داده می شود.
✅شخصی بنام سراقه بن مالک برای بدست آوردن جایزه ، سوار براسب شده وآن حضرت را تعقیب کرد ، هنگامی که به ایشان نزدیک شد ، حضرت فرمود :« اللَّهُمَ‏ اكْفِنِي‏ شَرَّ سُرَاقَةَ بِمَا شِئْت‏ ، خدایا شر سراقه را هرطور می خواهی از ما دفع کن»
📚الکافی ، ج8 ، ص263 .
✅ در این هنگام بود که دست و پای اسب سراقه به زمین فرو رفت و ایستاد ، او صدا زد ای پسر ابو قحافه( ابوبکر) به همفسرت بگو تا از خدا بخواهد اسبم رها شود ؛
✅ پیامبراکرم صلی الله علیه وآله دعا کرد و دست و پای اسبش رها شد.
وقتی سراقه به مکه بازگشت و داستان خودرا برای مشرکین قریش گفت ، آنان گفتند دروغ می گویی و ابوجهل بیشتر ازهمه اورا تکذیب کرد.
✅سراقه به ابوجهل گفت : به خدا سوگند اگر هنگامی که دست و پای اسب من فرو رفت تو هم تماشا می کردی ، دانسته بودی که و شک نداشتی که محمد(صلی الله علیه وآله ) فرستاده خداست و معجزه ی او را نمی توان پوشیده داشت.
📚ربیع الابرار ، ج2 ، ص91 .
✅آری ، وقتی جهل و تعصب چشم وگوشی کسی را کور وکر نماید ، نه تنها حقایق و معجزات بندگان محبوب خدای سبحان را ، نمی بیند و سخن حق را نمی شنود ؛ بلکه با جهل و تعصب و اتهامات نا جوانمردانه ، به تهمت زنی و تکذیب می پردازد.

معرفی پنج دسته از مردم از سوی رسول خدا صلی الله علیه و آله

بسم الله الرحمن الرحیم

🔷بخیل ترین ، تنبل ترین ، دزدترین ، جفاکارترین و عاجز ترین انسانها از منظر رسول خدا صلی الله علیه و آله

✍پیامبر اکرم صلی الله علیه واله رو به اصحاب کرده و فرمودند:
أَ لاَ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَكْسَلِ اَلنَّاسِ وَ أَسْرَقِ اَلنَّاسِ وَ أَبْخَلِ اَلنَّاسِ وَ أَجْفَى اَلنَّاسِ وَ أَعْجَزِ اَلنَّاسِ ؛
آیا می خواهید شما را به بخیل ترین و دزدترین و تنبل ترین و جفاکارترین و عاجزترین انسان ها آگاه سازم؟!
✅قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ ،
عرض کردند: آری، ای رسول خدا!
حضرت فرمودند:
✅۱ - أَمَّا أَبْخَلُ اَلنَّاسِ فَرَجُلٌ يَمُرُّ بِمُسْلِمٍ فَلاَ يُسَلِّمُ عَلَيْهِ ؛
بخیل ترین انسان، کسی است که از نزد مسلمانی عبور کند و به او سلام نکند؛

✅۲ - وَ أَمَّا أَكْسَلُ اَلنَّاسِ عَبْدٌ صَحِيحٌ فَارِغٌ لاَ يَذْكُرُ اَللَّهَ بِشَفَهٍ وَ لاَ بِلِسَانٍ ؛
تنبل ترین انسان، بنده سالم و بیکاری است که در عین حال با زبان و لب، ذکر خدا نمی گوید؛

✅۳ - وَ أَمَّا أَسْرَقُ اَلنَّاسِ فَالَّذِي يَسْرِقُ مِنْ صَلاَتِهِ تُلَفُّ كَمَا يُلَفُّ اَلثَّوْبُ اَلْخَلَقُ فَيُضْرَبُ بِهَا وَجْهُهُ ؛
دزدترین انسان، کسی است که ( با درست و کامل ادا نکردن اذکار و افعال نماز ) از نمازش می دزدد ( و در اثر تند و با عجله خواندن نمازش آن را ) مثل جامه کهنه می پیچد ؛ پس چنین نمازی به صورتش زده می شود

✅۴ - وَ أَمَّا أَجْفَى اَلنَّاسِ فَرَجُلٌ ذُكِرْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيَّ ؛
جفاکارترین و بی مهرترین انسان کسی است که در نزد او یادی از من بشود و صلوات نفرستد؛

✅۵ -وَ أَمَّا أَعْجَزُ اَلنَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اَلدُّعَاءِ ؛
و عاجزترین انسان کسی است که از دعا کردن ( و نیایش و راز و نیاز با خدا ) عاجز باشد.

پ.ن:
از خدای سبحان توفیق و یاری بخواهیم و خودمان هم تلاش نماییم که از مصادیق این گونه افراد قرار نگیریم.
📚 وسائل الشیعه، جلد۷ , ص۱۵۱.

دو غیبت برای امام زمان عج

اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا بَقِیَّتَ اللهِ فِی اَرضِه
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا شَرِیکَ القُرآن
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا قَاطِعَ البُرهَان
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا صَاحبَ العَصرِ وَ الزَّمَان
اَلسَّلامُ عَلَیکَ یَا اِمَامَ الاِنسِ وَ الجَانّ

🔷مولا جانم ! دلم خوش است به سلامی که جوابش واجب است !

✍از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند :
✅ صاحب اين امر (امامت) را دو غيبت است: يكى از آنها چندان به درازا مى كشد كه بعضى مى گويند: مرده است، بعضى مى گويند: كشته شده است و بعضى مى گويند: رفته است [و بر نمى گردد].
✅تنها گروهى اندك از يارانش بر عقيده خود درباره او پا برجا مى مانند.
📚بحار الانوار ، ج۵۲ ، ص۱۵۳.

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم

راهکارهای چگونه زیستن در عرصه های مختلف زندگی از منظر امام حسن عسکری علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

هشتم ربیع الاول شهادت مظلومانه حضرت امام حسن عسکری پدر بزرگوار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف تسلیت و تعزیت باد

امام حسن عسکری علیه السلام در یکی از پیام های مهم و جامع خود برای شیعیان و پیروان خود راهکارهای چگونه زیستن و معیارهای رفتاری انسان در عرصه های مختلف زندگی را بیان نموده است که بدون تردید عمل به این پیام نجات بخش و انسان ساز ، تضمین کننده ی خوشبختی و سعادتمندی دنیاو آخرت خواهد بود

در ادامه این پیام درس آموز و مهم را ذکر می نماییم :

1 ) راهکارهای چگونه زیستن در زندگی شخصی

امام حسن عسکری علیه السلام در این پیامی که به شیعیان خود فرستاده است ، در مورد چگونه زیستن در زندگی شخصی هرانسان چهار راهکار بیان نموده و چنین می فرماید :« أُوصِيكُمْ‏ بِتَقْوَى‏ اللَّهِ‏ وَ الْوَرَعِ فِي دِينِكُمْ وَ الِاجْتِهَادِ لِلَّهِ ... وَ طُولِ السُّجُودِ ، شما را به : رعايت تقواى الهى، پرهيز و احتیاط در دين، تلاش و كوشش در راه خدا و انجام سجده های طولانی ، سفارش می کنم ».

2 ) راهکارهای چگونه زیستن در زندگی اجتماعی

انسان که ناگزیر از زندگی کردن در اجتماع است ، دانستن و بکار بستن راهکارهای زندگی اجتماعی نقش برجسته در رسیدن به هدف و کمالات انسانی و محبوبیت او در اجتماع و نزد مردم دارد .

امام حسن عسکری علیه السلام در این سخنان حکیمانه و ارزشمند شان چهار راهکار مهم برای زندگی اجتماعی انسان ها بیان نموده و چنین می فرماید :« (أُوصِيكُمْ ) بصِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ إِلَى مَنِ ائْتَمَنَكُمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ ... وَ حُسْنِ الْجِوَارِ فَبِهَذَا جَاءَ مُحَمَّدٌ ص ، (شما را سفارش مى‏كنم ) به: راستگوئى، و پس دادن امانت به كسى كه به شما اعتماد كرده، خوب باشد يا بد ... و خوش همسايگى، زيرا محمّد صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم همين دستورات را آورده است ».

3 ) راهکارهای کیفیت تعامل و برخورد با اهل سنت

تعامل و رفتار نیکو با تمام انسانها ( جز دشمنان دین و مسلمانان ) از آموزه های مهم قرآن و عترت طاهره علیهم السلام می باشد ، از جمله حسن رفتار با اهل سنتی که در صدد دشمنی با شیعیان نباشد مورد توصیه و تأکید معصومین علیهم السلام است به عنوان نمونه امام حسن عسکری علیه السلام در مورد تعامل دوستانه و حسن رفتار با اهل سنت چهار راهکار جالب را بیان می نماید آنجا که می فرماید :« صَلُّوا فِي عَشَائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ‏ ، و در ميان ایشان (اهل سنت ) نماز گزاريد، و در عزا و تشییع جنازه شان شركت كنيد، و از بيمارانشان عيادت نمائيد و حقوقشان را رعايت كنيد ».

4 ) یکی از عوامل مهم شاد ساختن امام زمان

امام حسن عسکری علیه السلام در این پیام مهم به پیروانش یکی از عوامل مسرور و شاد شدن خود به عنوان امام و حجت خدا در آن زمان را نیز بیان می کند و آن عمل به دستورات دین و آموزه های امام زمان است چنانکه می فرماید :« فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ إِذَا وَرِعَ فِي دِينِهِ وَ صَدَقَ فِي حَدِيثِهِ وَ أَدَّى الْأَمَانَةَ وَ حَسَّنَ خُلُقَهُ مَعَ النَّاسِ قِيلَ هَذَا شِيعِيٌّ فَيَسُرُّنِي ذَلِكَ ؛ زيرا هر يك از شما كه در دينش پارسا، و در كلامش صادق بوده و امانت را پس دهد، و اخلاقش را با مردم نيكو گرداند ، آن زمان گفته می شود: او شيعى مذهب است، همين‏ مرا شاد و خرسند می سازد ».

5 ) اشاره به جایگاه والای اهل بیت علیهم السلام و توصیه به مایه زینت بودن شیعیان

امام حسن عسکری علیه السلام دریکی از بخش های این پیامش بعد از توصیه های مهم به شیعیان خود به گوشه های از عظمت و جایگاه اهل بیت علیهم السلام اشاره کرده چنین می فرماید اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا شَيْناً جُرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّةٍ وَ ادْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيحٍ فَإِنَّهُ مَا قِيلَ فِينَا مِنْ حُسْنٍ فَنَحْنُ أَهْلُهُ وَ مَا قِيلَ فِينَا مِنْ سُوءٍ فَمَا نَحْنُ كَذَلِكَ ، لَنَا حَقٌّ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ قَرَابَةٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ تَطْهِيرٌ مِنَ اللَّهِ لَا يَدَّعِيهِ أَحَدٌ غَيْرُنَا إِلَّا كَذَّابٌ ؛ از خدا بترسيد، و پسنديده و نيكو باشيد، نه بدنام و رسوا، همه دوستى و محبّت را بسوى ما (اهل بیت ع) جلب نمائيد، و هر زشتى و ننگى را از ما دور سازيد، زيرا هر خوبى كه در باره ما گويند ما اهل آنيم، و هر بدى كه گفته شود از ما بدور است. ما را در كتاب خدا حقّى، و با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و اله و سلّم خويشى و نسبتى است، و از جانب خدا پاكى و طهارتى است، غير ما هيچ كس دعوى اين مقام نكند جز دروغگو ».

6 ) توصیه به کثرت یاد مبدأ و معاد ، و تلاوت قرآن و صلوات فرستادن

درپایان این نامه امام عسکری علیه السلام علاوه بر توصیه و تأکید بر انجام چهار دستور العمل مهم و تأثیر گذار دیگر در زندگی انسان ، خواستار محافظت و عمل به این راهکارها و سفارشات شده و با تقدیم سلام به شیعیان و محبان خود نامه شان را خاتمه می دهد. چنانکه می فرماید :« أَكْثِرُوا ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ الْمَوْتِ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى النَّبِيِّ ص فَإِنَّ الصَّلَاةَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ احْفَظُوا مَا وَصَّيْتُكُمْ بِهِ وَ أَسْتَوْدِعُكُمُ اللَّهَ وَ أَقْرَأُ عَلَيْكُمُ السَّلَامَ ، بسيار ذكر خداى گوئيد، و در فكر مرگ باشيد، و زياد قرآن بخوانيد و بر پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله صلوات فرستيد، زيرا صلوات بر آن حضرت ده حسنه دارد. سفارشاتم را بخاطر بسپاريد و شما را بخدا مى‏سپارم. و سلام و درود من بر شما باد ».

تحف العقول (بخش کلمات قصار امام حسن عسکری علیه السلام )، ص: 488 .

ممنوعیت رفاقت و همنشینی با پنج نفر 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍️ بدون تردید نقش رفیق و دوست و همنشین در چگونه شدن و چگونه گردیدن انسان غیر قابل انکار است
✅این مسئله را علاوه بر آیات و روایات زیاد ، تجربه نیز به اثبات رسانده است و در لسان اشعار شعرا نیز باز تاب گسترده پیدا کرده
مانند این شعر شاعر که می گوید :
✅تو اول بگو با کیان زیستی
تا من بگویم که تو کیستی
یا این شعر شاعر:
✅تا توانی می گریز از یار بد
یار بد بدتر بود از مار بد
✅مار بد تنها تو را بر جان زند
یار بد بر جان بر ایمان زند

✍️با توجه به نقش برجسته ی رفیق و دوست و همنشین در سر نوشت انسان است که امام سجاد علیه السلام در سخنان حکیمانه اش خطاب به فرزندش امام باقر علیه السلام ( و در واقع خطاب به همه پیروان و محبانش ) می فرمایند :
✅فرزندم با پنج کس (هرگز) همنشینی و رفاقت مکن:

1⃣ با دروغگو هرگز همنشینی و رفاقت نکن؛ زیرا او همه چیز را بر خلاف واقع نشان می دهد، دور را نزدیک و نزدیک را به تو دور می‌نمایاند.

2⃣ با انسان گناهکار و لاابالی رفاقت و دوستی نکن ، زیرا او تو را به بهای یک لقمه یا کمتر از آن می‌فروشد.

3⃣ از همنشینی و رفاقت با بخیل برحذر باش، که او از کمک مالی به تو آنگاه که بسیار به آن نیازمندی، مضایقه می‌کند.

4⃣ از همنشینی با احمق ( کم عقل )دوری کن، زیرا او می‌خواهد به تو سودی رساند؛ ولی به زیان تو می‌انجامد.

5⃣ از همنشینی با « قاطع رحم » ( کسی که با خویشاوندان قطع رابطه نموده است ) بپرهیز، که او در سه جای قرآن کریم لعن و نفرین شده است.
مجموعه ورام، ج 2.ص 15.

✍️نکته :
حتّی کسانی که دارای اراده قوی هم باشند، ناخودآگاه از رفیق بد تأثیر می پذیرند، چه رسد به کودکان و نوجوانان که به طریق اولی باید آنان را از مصاحبت با افراد منحرف و فاسد منع کرد.

✅قرآن کریم در این رابطه تعبیر عجیبی دارد و در مورد انتخاب رفیق بد از کلمه " ویلتا " استفاده کرده می فرماید :
يَا وَيْلَتَىٰ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِيلًا
ﺍﻱ ﻭﺍﻱ ، ﻛﺎﺵ ﻣﻦ ﻓﻠﺎﻧﻲ ﺭﺍ [ ﻛﻪ ﺳﺒﺐ ﺑﺪﺑﺨﺘﻲ ﻣﻦ ﺷﺪ ] ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﻲ ﻧﻤﻰ ﮔﺮﻓﺘﻢ .
(فرقان ، ٢٨).

سنت های از پیامبران الهی در امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

بسم الله الرحمن الرحیم

🔷مهدی موعود(عج) در سخنان سیدالشهدا علیه السلام

✍️دهه اول ماه محرم و در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی و روز جمعه متعلق به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ضمن عرض تسلیت به محضر مقدس آن حضرت و همه محبان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام
با تقدیم سلام به محضر مقدس شان محبت و ارادت مان را ابراز می داریم

اَلسَّلَامُ‏ عَلَى‏ الْحُسَيْنِ‏
وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ
وَ عَلَى أَوْلَادِ الْحُسَيْنِ
وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْن‏

اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي اَرْضِه‏
اَلسَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا صَاحِبَ‏ الْعَصْرِ وَ الزَّمَان
اَلسَّلَامُ‏ عَلَيْكَ‏ يَا خَلِيفَةَ الرَّحمَان
اَلسَّلَامُ عَلَيْكَ يَا شَرِيكَ‏ الْقُرْآن‏
آجَرَكَ‏ اللَّهُ‏ فِي مُصِیبَةِ جَدِّکَ الحُسَینِ عَلَیهِ السَّلام

✅از سیدالشهدا حسين بن على (علیهماالسلام) نقل شده كه فرمودند :
در قائم ما ( آل محمد ص ) سنت های از پیامبران وجود دارد : سنتى از نوح، و سنتى از ابراهيم، و سنتى از موسى، و سنتى از عيسى، و سنتى از ايوب، و سنتى از محمد صلى اللَّه علیه و آله .
✅اما سنتی از نوح پس آن طول عمر است،
✅ سنتی از ابراهيم پس خفاى ولادت و کناره گرفتن از مردم می باشد
✅سنتی از موسى ترس و غيبت اوست ،
✅سنتی از عيسى اختلاف مردم در باره ی اوست ،
✅سنتی از ايوب فرج بعد از محنت و شدت است ،
و سنتی از محمد (صلی الله علیه و آله) ظهور باشمشیر است.
📚كشف الغمة في معرفة الأئمة ، ج‏2، ص: 522 .

بررسی «کرامت» و مشتقات آن در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

در دهه ی کرامت نگارنده برآن است که واژة کرامت و مشتقات آن را در قرآن کریم مورد تحقیق و بررسی قراردهد.

مفهوم شناسی کرامت

کرامت که از ماده کرم است بعضی به معنای سخاوت ، شرافت ، نفاست (و گران قیمتی ) و عزت می داند . قاموس قرآن، ج‏6، ص: 103 .

راغب مي گويد: كرم اگر وصف خدای متعال واقع شود ، مراد از آن احسان و نعمت آشكار خداست و اگر وصف انسان باشد نام اخلاق و افعال پسنديده اوست كه از وى ظاهر مي شود ، به كسى كريم نگويند مگر بعد از آنكه آن اخلاق و افعال پسندیده از وى ظاهر شود و هر چيزي كه در نوع خود شريف است با كرم توصيف مي شود. مفردات ألفاظ القرآن، ص: 707.

بنابراین ، در هر جا از قرآن لفظ كريم يا كرامت و يا یکی از مشتقات آن آمد ، با در نظر گرفتن تناسب محل مي توان آن را به يكى از معانى چهار گانه كه در اول گفته شد ، استعمال کرد.

مثلا واژه ی « كَرَّمْنا » در آیة مبارکة « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ... »(اسراء /70) ، به معنای شرافت و گرامی داشتن است یعنی « اولاد آدم را گرامی داشتیم و شرافت دادیم ».

همچنین کلمه « كَرَّمْتَ » در این آیه مبارکه که خدای سبحان از ابلیس حکایت می کند به همین معناست « قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ ... ، ابلیس گفت : مرا خبر ده از اينكه بر من برترى دادى و گرامى داشتى» (اسراء/ 62 ).

واژة « أَكْرَمُ‏ » که اسم تفضیل است در مورد خدای سبحان به معنایی کریم ترین کریمان است ، به گونه ی که كرم هيچ كريمِ به او نمي رسد ، مانند « اقْرَأْ وَ رَبُّكَ‏ الْأَكْرَمُ‏ ، بخوان كه پروردگارت از هر كريمى كريمتر ( و از هر بزرگوارى بزرگوارتر) است » علق/ 3 .

اما در مورد انسانها به معنای فضیلت و برتری آنها نسبت به دیگران است مانند این آیة مبارکه « إِنَ‏ أَكْرَمَكُمْ‏ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ‏ ، محترمترين و شريفترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شما است » . (حجرات/ 13). اين آيه به صراحت افتخارات پوچ و بی اساس قومی ، نژادی ، لسانی ، جنسیتی ، ملی و... را زير پا گذاشته و ملاک ارزشمندی انسان در پيشگاه خدای سبحان را ، فقط در تقوى بیان می کند و اگر پيامبران الهی ، امامان معصوم ، اولیاء و صلحا ، و غیره را محترم مي داريم ، آن هم از «اتقى» بودن آنان است.

واژه « مُكْرِمٍ‏ » (به صورت اسم فاعل) به معنای عزت دهنده و گرامی دارنده است « وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ‏ مُكْرِمٍ‏ ، هر كه خدا خوارش كند او را عزت دهنده ی نيست » حج / 18 .

واژه « مُكْرَم » به صورت اسم مفعول به معنای ارجمند ، شریف و گرانقدر است مانند این آیه ی شریفه که می فرماید :« وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُون‏‏ ، و [مشرکان] گفتند: [خدای] رحمان فرشتگان را فرزند خود گرفته است . منزه است او [ فرشتگان فرزندان خدا نیستند] بلکه بندگان گرامی و ارجمندند » انبياء/ 26.

واژه « مُكَرَّمَةٍ » صیغه ی مفعول از باب تفعیل نیز به همین معناست مانند این آیه مبارکه « فِي صُحُفٍ‏ مُكَرَّمَةٍ ، [اين قرآن] در صحيفه‏ها و نوشته‏هايى است گرامى و ارجمند ». عبس/ 13 .

واژه « إِكْرامِ‏ » که مصدر باب افعال است به گفته راغب اصفهانی در مفردات به معنای رساندن نفع خالص یا شیء شریفی به کسی می باشد . مفردات ألفاظ القرآن، ص: 707 .

این تعبیر دو بار در سوره رحمان فقط در مورد خدای سبحان به کار رفته است مانند « وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ‏ ، و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‏ماند ». رحمن/ 27 .

با توجه به اینکه خدای سبحان داراى دو گونه صفات است: یکی صفات جلال مثل عظمت، كبرياء، عزّت، غلبه، و غيره ، دیگر صفات جمال كه مبيّن مقام نعمت و افاضه رحمت‏اند مثل علم، قدرت، جود، رحمت و امثال آن . لفظ «ذُو الْجَلالِ» راجع به صفات جلال و عظمت و لفظ «الْإِكْرامِ» راجع به صفات جمال و نعمت و رحمت خدای متعال است. بنابراین ، صاحب « اكرام » بودن خدای سبحان یعنی همیشه در مقام افاضة رحمت و نعمت به بندگان است . و معنای آیه چنين مي شود:

باقی مى‏ماند پروردگارت كه داراى صفات جلال و جمال است ، خدائى كه در مقام ذات بالاتر از همه و در مقام نعمت، معطى و مفيض همه نعمت ها است. قاموس قرآن، ج‏6، ص 105 - 106 .

واژه «کریم » یکی از اسماء حسنای الهی است و در قرآن کریم 27 بار تکرار شده و علاوه بر اینکه در مورد قرآن و فرشتگان و برخی پیامبران استفاده شده است درمورد سخن ، گیاه ، جایگاه ، رزق ، اجر و ... نیز به کار رفته است .

در مجمع البحرین در بارة معنای کریم می گوید : کریم یعنی در بردارنده ی انواع خیر و خوبی و شرف و فضیلت ها ، حضرت یوسف متصف به کریم شده چرا که شرف نبوت و علم و عدالت و ریاست دنیا در آن جمع شده بود . اصطلاح کرم را عرب جز در محاسن و نیکویی های زیاد استعمال نمی کنند و زمانی ( به کسی یا چیزی ) کریم گفته می شود که آن ( کرامت و بزرگواری ، و خیرو نیکی ) از او به منصه ی ظهور برسد . مجمع البحرين، ج‏6، ص: 153.

جمع كريم « كِرام » بكسر اول است که به معنای والا مقامان ، گرامیان ، بزرگواران و... است مانند این آیه مبارکه که در توصیف برخی فرشتگان می فرماید :« ‏ بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ، كِرامٍ‏ بَرَرَةٍ ، [اين آيات قرآن ] در دست سفيرانى است که والا مقام و نيكوكار اند ». عبس/ 15 و 16.

کلمه «کرام » در مورد فرشتگان به کار رفته است مانند آیه فوق و این آیات که می فرمایند :« وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ ، كِراماً كاتِبِينَ‏ ، و بى‏شك نگاهبانانى بر شما گمارده شده است ، والا مقام و نويسنده (اعمال نيك و بد شما ) اند . انفطار/ 10 و 11. این آیاتی که از فرشتگان به عنوان کرام یاد می کنند ، بیانگر عظمت فرشتگان وحى در پيشگاه خداوند و بلندى مقام آنها استند». تفسير نمونه، ج‏26، ص: 136 .

حسن مصطفوی در التحقیق می نویسد : اصل واحد در مادة « کرم» معنای است که در مقابل هوان و خواری قرار دارد همان طور که عزت در مقابل ذلت و کِبَر و بزرگی در مقابل صِغَر و کوچکی است . ذلت ، خواری است که به سبب اذلال و تحقیر بالا دستی صورت می گیرد ، به خلاف هوان که چنین نیست ، پس در عزت مفهوم استعلاء و تفوّق اعتبار می شود به خلاف اکرام ؛ بنابراین ، کرامت عزت و تفوّقی است که در نفس( شخص و ) شیء است و استعلاء نسبت به غیر که از آن در سطح پایین تر قرار دارد لحاظ نمی شود .

از نظر آقای مصطفوی مفاهیمی مانند : جود و سخاوت ، اعطاء و بخشش، سخاوت ، صفح و بزرگی ، منزه بودن و... از آثار و لوازم کرامت است .

از منظر التحقیق آیه 18 سوره حج که می فرماید :« وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ‏ مُكْرِمٍ ، و هر كه را خدا خوار و ذليل گرداند ديگر كسى او را عزيز و گرامى نتواند كرد». براین اصل دلالت می کند ؛ چرا که اهانت و خواری ، در مقابل اکرام و گرامی داشتن قرار داده شده ، به گونه ی که با هم قابل جمع نیستند .

التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏10، ص 46 – 47 .

این تقابل در روایات متعدد معصومین علیهم السلام نیز بیان شده است از جمله امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید :« مَنْ‏ كَرُمَتْ‏ عَلَيْهِ‏ نَفْسُهُ‏ لَمْ يُهِنْهَا بِالْمَعْصِيَةِ ، هر كه نفس و جانش بر او گرامى باشد ، آن را با معصیت و نافرمانى حقّ تعالى خوار و ذلیل نمی گرداند ». غررالحکم ، ص 634 .

با توجه به مطالب فوق می توان گفت کرامت که از ماده کرم است به معنایی هرچیزی ارزشمند و گران بهاست

چنانکه در دعای که از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده است این مطلب به روشنی بیان شده است ، حضرت در ضمن درخواست های شان از خدای سبحان عرضه می دارد :« اَللَّهُمَّ اجْعَلْ‏ نَفْسِي‏ أَوَّلَ‏ كَرِيمَةٍ تَنْتَزِعُهَا مِنْ كَرَائِمِي، بار الها ! اولین چیزی ارزشمند و گران قیمتی که از نعمت های گران بهای مرا می گیری جان و روحم باشد ». نهج البلاغه ، خطبه 215 . چنانکه مشاهده می شود حضرت هم از نفس وجان خود و هم از سایر نعمت های جسمی و روحی خود تعبیر به « کریمه » و « کرائم » می کند.

بنابراین کرامت انسانی یک جوهره ی ارزشمند و یک نوع عزتی است که خدای سبحان با رحمت واسعه و حکمت کامله خود برای انسان عنایت نموده که از لوازم این کرامت انسانی ظهور و بروز بسیاری از فضایل اخلاقی صورت می گیرد.

انسانی که از انسانیت و عقلانیت ، و فضایل اخلاقی و کرامت نفسانی فاصله می گیرد ، معلوم است که کرامت انسانی خودش را سرکوب ساخته و عنان اختیارش را به دست نفس اماره سرکش داده است .

نگاهی کوتاه به شرح حال بنیان گذاران فرقة ضالة وهابیت ( قسمت اول )

بسم الله الرحمن الرحیم

هشتم شوال سالروز تخریب قبور مطهر ائمه بقیع علیهم السلام و قبور برخی دیگر از بزرگان اسلامی مدفون در بقیع به دست فرقة منحرف وهابیت تسلیت باد

نگاهی کوتاه به شرح حال بنیان گذاران فرقة ضالة وهابیت ( قسمت اول )

برکسی مخفی نیست که فرقه ای ضاله وهابیت که منسوب به محمدبن عبدالوهاب است با طرز تفکر متحجرانه و انحرافی که دارند شباهت بسیار زیادی به خوارج صدر اسلام( که جنگ نهروان را علیه امیرالمؤمنین علی علیه السلام به راه انداختند ، آن حضرت و پیروان او را تکفیر می کردند و جنایات زیادی را مرتکب شدند )، دارند.

هرچند وهابیت منسوب به محمدبن عبد الوهاب است ؛ ولی پایه و اساس افکار و عقاید انحرافی وهابیت ریشه به افکار انحرافی شخصی به نام ابن تیمیه دارد ، لذا مناسب است در اینجا در باره شخصیت و طرز تفکر و عقاید ابن تیمیه و محمدبن عبد الوهاب نکاتی به اختصار بیان شود .

1 ) ابن تیمیه و عقاید انحرافی او

احمدبن عبد الحلیم بن عبد السلام بن عبد الله که معروف به ابن تیمیه است در سال 661 در شهر حران شام متولد شد ، او بدون این که ازدواج کند 67 سال زندگی کرد و به خاطر برخی عقاید نادرست و فتواهای انحرافی سه بار زندانی شد و سرانجام در سال 728 هجری در زندانی در دمشق از دنیا رفت .

ابن تیمیه از علمای حنبلی و پایه گذار اصلی عقاید وهابیت است. او به خاطر عقاید و فتواهایی که برخلاف عقاید عموم مسلمین اظهار می کرد ، همواره با مخالفت علما و اندیشمندان شیعه و سنی مواجه می شد و در رد کتابها و عقاید او کتابهای زیادی مانند : الدرر المصیّه فی الرد علی ابن تیمیه ، شفاء السقام فی زیارة قبرخیر الانام ، و... از طرف علمای اهل سنت نگارش یافت . و به خاطر ابراز عقاید و نظراتی انحرافی مورد توبیخ و سرزنش علمای اهل سنت قرار می گرفت و همچنین مفتیان و بزرگان از اهل سنت در عصر او ، وی را تفسیق و گاهی تکفیر و به عنوان بدعت گذار می نامیدند.

برخی از عقاید انحرافی ابن تیمیه

1 ) او احادیث مربوط به فضیلت زیارت قبرمطهر رسول خدا صلی الله علیه وآله را مجعول می دانسته است ؛

2 ) وی احادیثی را که بر فرود آمدن خداوند بر آسمان دنیا دلالت می نمود ، تصدیق می کرد وهمچنین معتقد بود که خداوند روزقیامت ( در صحرای محشر) می آید و ظاهر می شود ؛

3 ) او ظواهر آیاتی را که در بارة صفات خداوند است ، بر همان ظاهر الفاظ تفسیر می نمود و عباراتی مانند « وَ جاءَ رَبُّك‏ » (فجر/ 22 ) را به معنای آمدن خداوند ، بدون هیچ نوع تفسیر و تأویلی حمل می نمود . همچنین معتقد بوده که خداوند بر عرش ( که بالای آسمان قرار دارد ) تکیه نموده و گاهی به آسمان دنیا نازل می شود و سپس به عرش باز می گردد. و عقاید او به اینکه خداوند دارای اعضا وجوارحی از قبیل چشم و دست و پا است و ... .

4 ) درباره ای جسم بودن خداوند ، کلماتی صریحی از او نقل شده است ، از جمله آنچه را ابن بطوطه (که همزمان با او می زیسته ) و ابن حجر عسقلانی نقل نموده اند که ابن تیمیه در حالی که بر منبر بود گفت :« خداوند از آسمان دنیا پایین می آید آن گونه که من از این منبر پایین می آیم ». رحله ابن بطوطه ، ص 95 . الدرر الکامنه ، ج1 ، ص 154 .

و همچنین گفته :« بالا بردن دستها در هنگام دعا دلیل برآن است که خداوند در جهت بالاست ». الحمویه الکبری ، ص 66 .

همچنین در تفسیر البحرالمحیط ابوحیان نقل نموده است که در کتاب العرش ( که تألیف ابن تیمیه است ) چنین قرائت نمودم که :« ان الله یجلس علی الکرسی ... ، خداوند برکرسی نشسته در حالی که مکانی را خالی نموده و رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز با او نشسته است ». کشف الظنون ، ج2 ، ص 1438 . آرشیف ملتقی اهل الحدیث ، ج 147 ، ص 44 .

و نظایر این سخنان نا درست و انحرافی از ابن تیمیه که بر جسمیت خدای سبحان دلالت دارد.

در حالی که این عقاید و سخنان برخلاف عقل و اعتقاد مسلمانان واقعی است و همچنین برخلاف صریح قرآن کریم است چراکه قرآن می فرماید :« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ء ، مانند خداوند چیزی نیست ». (شورا/ 11 ). همچنین می فرماید :« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ ، ديده‏ها او ( خدا ) را درك نمی کنند ». ( انعام/ 103 ).

به واسطه ای همین افکار و اندیشه های فاسد و گمراه کننده بود که علمای اسلام او را تکفیر و به ارتداد او حکم نمودند. به دنبال فتوای علما وی را دستگیر و روانه ی زندانی در مصر کردند ، چند بار او را از زندان آزاد کرده و پس از ارشاد و بحث و مباحثه ، به او پیشنهاد توبه و دست بر داشتن از این عقاید باطل و افکار فاسد دادند ؛ ولی او نپذیرفت و توبه نکرد و همچنان بر عقاید خویش اصرار ورزید تا اینکه مجددا در دمشق زندانی شد و سرانجام در زندان دمشق ، جان سپرد .

هرچند غائلة ابن تیمیه با مرگ او در سال 728 هجری پایان یافت و علی رغم ترویج افکار او توسط شاگردش ابن القیم طرفدار و پیروی پیدا نکرد ؛ ولی بعد ها که محمدبن عبد الوهاب تحت تأثیر افکار ابن تیمیه قرار گرفت افکار و عقاید فاسد او زنده و ترویج شد و نهایتا فرقه ای وهابیه شکل گرفت . وهابیت هرچند همان طور که از نامش پیداست پیرو محمدبن عبد الوهاب هستند ولی افکار و عقاید ابن عبدالوهاب نشأت گرفته از افکار و عقاید فاسد و انحرافی ابن تیمیه است .

در ادامه به تبیین شخصیت و افکار و عقاید ابن عبدالوهاب می پردازیم .

عواملی که باعث می شود خیر دنیا و آخرت نصیب انسان شود 

بسم الله الرحمن الرحیم

✅براساس روایات و فرمایشات معصومین علیهم السلام یکی از عواملی که باعث می شود خیر دنیا و آخرت نصیب انسان شود ، دروغ نگفتن است . چنانکه از فقه الرضا نقل شده است که :
✅« مردی به محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد و گفت : ای رسول خدا ! به من اخلاق و چیزی را بیاموز که خیر دنیا و آخرت را (در بر داشته باشد و) برایم جمع کند.
✅رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند : دروغ نگو ، آن مرد می گوید : من در حالتی قرار داشتم که مورد رضایت خدای سبحان نبود ( یعنی شخص گنه کاری بوده و برآن کار عادت کرده بوده ) من آن حالت و عادت برگناه را ترک کردم به این جهت که (با خود گفتم ) اگر کسی از من بپرسد آیا فلان گناه را مرتکب شدی اگر راست بگویم که بله آن را مرتکب شدم مفتضح و رسوا می شوم و اگر انکار کنم و به دروغ بگویم نه آن کار را انجام نداده ام ، با سفارش و توصیه رسول خدا صلی الله علیه وآله مخالفت کرده ام که فرمودند : ( اگر می خواهی به خیر دنیا وآخرت برسی ) دروغ نگو.
الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام، ص 354 .
✅این شخص به سبب اینکه دروغ نگوید ، دست از اعمال خلاف و گناه کاری کشید و در نتیجه ی ترک دروغ ، از سعادتمندان و خوشبختان گردید .
✅برکسی پوشیده نیست که دروغ پیامدهای دنیوی و اخروی بسیار بد و خطرناک در پی دارد ، یکی از پیامدهای دنیوی دروغ ، سلب اعتماد از شخص دروغگو است ، کسی که دروغ بگوید دیگر کسی حتی به سخن راست او نمی تواند اعتماد نماید در حالی که بزرگترین سرمایه هرانسانی اعتماد و اعتبار او است .
✅در مذمت دروغ همین بس که امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید : همه ای خباثت و زشتی ها در خانه ای قرارداده شده و کلید آن خانه را دروغ قرار داده است . بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏69، ص: 263 .
✅مفهوم این سخن حضرت این است که دروغ باعث ارتکاب هر خباثت و زشتی می شود ، همان طور که ترک دروغ ، موجب ترک سایر گناهان می‌شود ، چنانکه نقل شده مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله آمد گفت : من نماز نمی خوانم ، عمل زشت منافی عفت زنا مرتکب می شوم و دروغ هم می گویم از کدام یکی توبه و بازگشت نمایم ؟
✅حضرت فرمودند : از دروغ توبه کن ، آن مرد تعهد داد که دروغ نگوید. وقتی از محضر رسول خدا صلی الله علیه وآله بیرون رفت ، خواست مرتکب زنا شود ، با خود گفت : اگر آن حضرت از من بپرسد آیا مرتکب زنا شدی ؟ بعد از آن که تعهد کردی از دروغ گویی توبه نمایی ، اگر راست بگویم که بله ، در این صورت حد بر من جاری می کند . سپس خواست در نماز سستی نموده آن را نخواند با خود گفت اگر آن حضرت در مورد نماز از من بپرسد که خواندی یا نه ؟ اگر بگویم خواندم دروغ گفته ام و اگر بگویم نخوانده ام حضرت مرا مؤاخذه می کند ، بنابراین ، ترک دروغ باعث شد که از همه ای سه گناه دروغ ، ترک نماز و زنا توبه نماید . مستدرك الوسائل ، ج‏9، ص: 89 .
✅از نظر پیامدهای اخروی و سنگینی گناه ، دروغ یکی از بدترین و زشت ترین رذایل اخلاقی است و گناه بس سنگینی دارد چنانکه از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است که حضرت فرمودند : شخص مؤمنی که بدون عذر و دلیلی دروغ بگوید هفتاد هزار ملک او را لعن و نفرین می کنند و از قلب انسان دروغگو بوی متعفنی خارج می شود تا به عرش الهی می رسد و حاملان عرش نیز ، او را لعن می کنند و خدای متعال به خاطر این دروغ ، هفتاد زنا که کمترین آن مثل زنای با مادرش است ، در پرونده عملش می نویسد . مستدرك الوسائل ، ج‏9، ص: 86 .
✅قابل یاد آوری است که دروغی که این همه گناه سنگین دارد ، آن دروغی است که بدون هیچگونه عذر و دلیلی از انسان صادر شود و به آسانی کسی دروغ بگوید ؛ اما اگر به خاطر عذری موجه باشد چنانکه در روایت بالا قید « بِغَيْرِ عُذْرٍ» آمده است ، در این صورت مجاز خواهد بود .
✅امام صادق علیه السلام می فرماید : « الْكَذِبُ مَذْمُومٌ إِلَّا فِي أَمْرَيْنِ دَفْعِ شَرِّ الظَّلَمَةِ وَ إِصْلَاحِ ذَاتِ الْبَيْن ، دروغ زشت و بد است مگر در دو مورد یکی جهت دفع شر ظالمین و دیگری برای اصلاح ذات البین و آشتی دادن اشخاص متخاصم ». بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏69، ص: 263 .
✅ البته باید توجه داشت که با توجه به زشتی و مذمت دروغ در آیات و روایات ، نمی توان با عذر تراشی و توجیهات غیرمنطقی و غیر شرعی ، زمینه برای دروغگویی را فراهم ساخت .
✅خلاصه اینکه : طبق فرمایشات و راهنمایی های معصومین علیهم السلام ، یکی از عواملی که باعث می شود خیر دنیا وآخرت نصیب انسان شود ترک دروغ است ، حتی در روایات از دروغ گفتن از روی شوخی و مزاح نیز نهی شده است .

مظلوميت و غربت زهراي مرضيه(سلام الله علیها)

بسم الله الرحمن الرحیم

از به تصوير كشيدن غربت و تنهايي فاطمة طاهره(سلام الله علیها) نيز، قلم عاجز است ؛ چون در اوج عظمت و بزرگي تنها بود و دروطنش غريب؛ زيرا گوشي براي شنيدن سخنان نورانيش نبود و دلي كه پذيراي باران هدايتها و مواعظش باشد، يافت نمي شد؛ لذا گاهي كه تنهايي، خاطرشريفش را ملول مي كرد و انسان نماهاي ديو صفت و ددمنش، قلب آيينه وارش را مي شكستند، روي مزار بابا وگاه درقبرستان بقيع كنار شهداي احد رفته، سينه اش را از بار سنگين اندوه و غربت، سبك مي گرداند و با ستاره هاي روي آسمان صورت، خاك قبررا نور باران و درد دل را با پدر و عمويش حمزه سيد الشهدا ، درميان مي گذاشت .

از مظلوميت فاطمة زكيّه(سلام الله علیها ) چه بگويد؟ كه جنجال آفرينان منافق و منافقان سياه دل، با صداقت ترين انسان را[1] به دروغ گويي متهم كردند و با تبليغات گسترده، شخصيت الهي و ذات قدسي او را، به تير تهمت نشانه رفتند و به او اهانت كردند .

درمظلوميت فاطمة طاهره(سلام الله علیها) همين بس كه در طول تاريخ كسي را مظلوم تر از او نمي شناسيم ؛ زيرا با آن مقام بلندي كه نزد باري تعالي داشت، آن عزت و احترامي كه نزد پدرش محمدمصطفي(صلی الله علیه و آله ) و آن عظمتي كه نزد عليّي مرتضي(علیه السلام ) داشت ، يكباره حرمتش را شكستند، درب خانه اش را آتش زدند، فرزند عزيزش را كشتند، حق خود و همسرش را غصب كردند و مظلومانه به شهادتش رساندند كه دفن شبانه و قبرمخفيانة او، سندي زندة است، براين مظلوميت ها .


[1] - « قَالَتْ عَائِشَةُ: مَا رَأَيْتُ أَحَداً قَطُّ أَصْدَقَ مِنْ فَاطِمَةَ غَيْرَ أَبِيهَا ، عایشه گفت : من کسی را راستگو تر از فاطمه سلام الله علیها ندیدم جز پدر او ( حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه و آله )». ‏مناقب آل أبي طالب عليهم السلام، ج 3 ، ص 341 .

نامه ای بسیار مهم امام رضا(علیه السلام) به محبان (و شیعیان) خود توسط عبدالعظیم حسنی رحمه الله

بسم الله الرحمن الرحیم

📋《یا عبد العظیم! ابلغ عنی اولیائی السلام و قل لهم ان لا تجعلوا للشیطان علی انفسهم سبیلا و مرهم بالصدق فی الحدیث و اداء الامانه و مرهم بالسکوت و ترک الجدال فیما لا یعنیهم و اقبال بعضهم علی بعض و المزاوره فان ذلک قربه الی و لا یشغلوا انفسهم بتمزیق بعضهم بعضا فانی آلیت علی نفسی انه من فعل ذلک و اسخط ولیا من اولیائی دعوت الله لیعذبه فی الدنیا اشد العذاب و کان فی الآخره من الخاسرین و عرفهم ان الله قد غفر لمحسنهم و تجاوز عن مسیئهم الا من اشرک بی او آذی ولیا من اولیائی او اضمر له سوءا فان الله لا یغفر له حتی یرجع عنه فان رجع عنه و الا نزع روح الایمان عن قلبه و خرج عن ولایتی و لم یکن له نصیب فی ولایتنا و اعوذ بالله من ذلک》

♦️ای عبدالعظیم! سلام مرا به دوستان( و شیعیان )من برسان و به آنان بگو : در دل های خویش برای شیطان راهی نگشایند.

و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان!

و به ارتباط با هم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه دعوت کن، چرا که این کار باعث نزدیک شدن به من است.

شیعیان ما نبایدخود را به دشمنی با یکدیگر و تخریب یکدیگر مشغول سازند.

من با خود عهد کرده ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستان و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود.

به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز ، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد

اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد.

مگر اینکه از قصد خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود

اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها واز این آثار سوء آن به خدا پناه می برم.

📚منبع :

1 ) الاختصاص شیخ مفید ، ص 247 .

2 )بحار الانوار مجلسی، ج۷۱، ص۲۳۰ .

بشارت و تلنگری به جا ماندگان از زیارت اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله وعلی الارواح اللتی حلت بفنائک .

در این چند سال اخیر که در عراق حکومت شیعی و امنیت حاکم است در اربعین سید وسالار شهیدان حسین بن علی علیهماالسلام وشهدای کربلا ، هرسال دهها میلیون زایر از اطراف عالم و از کشورهای مختلف جهان خودشان را به کربلای معلی می رسانند و پیاده روی و راهپیمایی جهانی و بی نظیر اربعین را تشکیل می دهند ، بسیاری از محبان اهلبیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) که نتوانسته اند به زیارت اربعین بروند از ادبیات " جاماندگان از کاروان اربعین " استفاده کرده و بنحوی آن ارادت قلبی و عشق و محبت شان را ، نسبت به حسین بن علی علیهماالسلام، نشان می دهند .

ولی بایستی توجه داشت که در مکتب و فرهنگ اهل بیت علیهم السلام مخصوصا امام حسین علیه السلام اگر نیت ها پاک وصادق و عشق و ارادت ها به آن حضرت وحماسه ی او خالص باشد ، جامانده معنا و مفهوم ندارد ، بلکه به لطف و عنایت خدای سبحان و حضرات معصومین علیهم السلام بعنوان بندگان شایسته ای خدا ، آنهای که به ظاهر خودشان را جا مانده می دانند نیز ؛ در اجر و پاداش ، و ثواب زیارت اربعین ، شریک خواهند بود ؛ به چند دلیل متقن ، منطقی و روایی :

۱- جابر ابن عبدالله انصاری اولین زایر اربعین حسینی وقتی قبر مطهر سرور شهیدان حسین بن علی علیهماالسلام را زیارت کرد ، رو به قبورمطهره سایر شهدا نموده سلام کرد و بعد از سلام چنین ادامه داد :" وَالَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً باِلحَقِّ نَبِیّاً لَقَد شَارَکنَاکُم فِیماَ دَخَلتُم فِیه... قسم به کسی که محمد(صلی الله علیه و آله ) را ، به حق مبعوث به رسالت کرد ، ما با شما شریکیم در آنچه شما انجام دادید "

عطیه عوفی کوفی ، راوی قضیه می گوید: من پرسیدم چگونه ما با آنها شریکیم ، درحالی که نه سختی و زاری دیده ایم و نه شمشیری زده ایم ..‌.؟

جابر پاسخ داد :" من از حبیبم رسول خدا(صلی الله علیه وآله ) شنیدم که فرمود: ... مَن اَحَبَّ عَمَلَ قَومِ اَشرَکَ فیِ عَمَلِهِم ...، کسی که فعل و کار قومی را دوست داشته باشد ، در عمل آنها شریک است" سپس جابر فرمود:" به خدا سوگند نیت من و نیت اصحاب من همان چیزی است ، که حسین بن علی( علیهماالسلام) و اصحاب او انجام دادند ». (بشاره المصطفی لشیعه المرتضی، ص ۷۵ ).

2 براساس روایات معصومین علیهم السلام ، تمام اعمال انسان بستگی به نیت او دارد و برای هرشخص همان چیزی است که نیت آن را دارد (إِنَّمَا الْأَعْمَالُ‏ بِالنِّيَّاتِ‏ وَ إِنَّمَا لِامْرِئٍ مَا نَوَى ) تهذیب الاحکام، ج1 ، ص 83. یقینا کسانی که نتوانسته اند به زیارت اربعین مشرف شوند ، نه تنها نیت زیارت را دارند بلکه به آن عشق می ورزند و بابت نرفتن شان احساس دلتنگی می کنند. بنابراین ، آنها نیز در ثواب زیارت اربعین شریک خواهد بود و سخن امیرمؤمنان علی علیه السلام در جنگل جمل در پاسخ یکی از یارانش ، دلیل بر این مدعا است ؛ و آن اینکه :

پس از پيروزى امام علی(علیه السلام ) در جنگ جمل، يكى از ياران امام گفت: دوست داشتم برادرم با ما بود و مى‏ديد كه چگونه خدا تو را بر دشمنانت پيروز كرد!

حضرت پرسيد: آيا فكر و دل برادرت با ما بود[نیت شرکت درجنگ را داشت]؟. گفت: آرى ، فرمود: پس او هم در اين جنگ با ما بود، بلكه با ما در اين نبرد شريكند آنهايى كه حضور ندارند، در صلب پدران و رحم مادران مى‏باشند، ولى با ما هم عقيده و هم آرمانند... . نهج البلاغه ، خطبه 12.

3 - هم روایات وهم تجربیات تاریخی نشان می دهند ، که آنچه درتوسل وتمسک وارتباط پیدا کردن با اهلبیت عصمت وطهارت علیهم السلام ، مهم وکارساز است ؛ چه درزمان حیات شان وچه درزمان بعد از شهادت آن بزرگواران ، ارتباط وسنخیت اعتقادی وعملی است‌ ، هرچند از نظر فیزیکی دورباشند ونتوانند ازنزدیک ببینند ویا قبرشان را زیارت کنند، ولی اجرو پاداش زیارت برای محبان و پیروان شان عنایت می شود. به عنوان نمونه ، اویس قرنی ازیمن به قصد دیدن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مدینه رفت ، اما حضرت درمدینه نبودند ، اویس قرنی هم اجازة ماندن درمدینه را ، از سوی مادرش نداشت، بدون دیدن آن حضرت برگشت و دیگرهم فرصت تشرف به محضر آن حضرت را ، پیدا نکرد ، ولی از نظر روحی واعتقادی وعملی، پیرو ومحب آن حضرت بود؛ لذا طبق بعضی روایات رسول خدا صلی الله علیه وآله ، فرمودند :« : تفوح رائحة الجنة من قرن وا شوقاه‏ إلى‏ أويس القرني، ألا و من لقيه فليقرئه مني السلام‏ ، بوی بهشت از قرن (یکی از مناطق یمن ) می وزد و چقدر علاقه به اویس قرنی دارم ، آگاه باشید ! اگر کسی او را ملاقات کرد سلام مرا به او برساند ». اثبات الهداه ، ج1 ، ص 296 ).

شاعرزیبا گفته است :

گربامنی در یمنی پیش منی

گر بی منی پیش منی در یمنی

4 - از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده است که فرمودند: « الرَّاضِي بِفِعْلِ قَوْمٍ كَالدَّاخِلِ فِيهِ مَعَهُمْ ، کسی که راضی وخشنود باشد به کار جماعتی ، مثل کسی است که با آنها شریک درآن کار است »(نهج البلاغه ، حکمت 154 ). قطعا ویقینا بسیاری از کسانی که به هردلیلی نتوانسته اند که به زیارت بروند ، راضی وخشنود به زیارت اربعین هستند.

5 - طبق فرموده ای امام رضا(علیه السلام) ، کسی که واقعا آرزو کند که ای کاش در روز عاشورا درکربلا می بود تا به فوز عظمای شهادت نایل می آمد(يا لَيْتَنِي‏ كُنْتُ‏ مَعَهُمْ‏ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيما) خدای سبحان ثواب شهادت در رکاب امام حسین علیه السلام را ، برایش عنایت می کند( عیون اخبار الرضا ع ، ج1 ، ص300 ).

ازاین فرمایش امام رضا علیه السلام به خوبی استفاده می شود: کسی که باتمام وجود آرزوی بودن درکربلا در چنین ایام را داشته باشد، به فضل و عنایت الهی ثواب زیارت به او داده خواهد شد .

خلاصه اینکه مهم نیت انسان وارتباط اعتقادی وعملی باامام حسین(علیه السلام) وسایرمعصومین علیهم السلام است‌، دوری ونزدیکی فیزیکی ، خیلی مهم نیست.

البته توجه به این نکته لازم است ، که بحث ثواب و پاداش ، یک مسأله است و بحث زیارت رفتن و حضور پیدا کردن در سر زمین بی نظیر کربلا و در نقطه ای تقابل نور و ظلمت ، و حق و باطل ، و سرزمین عشق و ایثار و فداکاری ، و حق گرا ، عدالت خواه و ظلم ستیز شدن و در یک کلمه متحول و آدم شدن ، مسأله ای دیگری است ، که این کار با نیت تنها به دست نمی آید ، بلکه اقدام عملی و حضور فیزیکی می خواهد.

اللهم ارزقنا فی الدنیا زیارة الحسین و فی الآخرة شفاعة الحسین

امام صادق علیه السلام از منظر بزرگان اهل سنت

بسم الله الرحمن الرحیم

شهادت مظلومانه ششمین حجت الهی حضرت امام جعفرصادق علیه السلام تسلیت باد

خوشتر آن باشد که سر دلبران

گفته آید در زبان دیگران

حضرت امام جعفرصادق علیه السلام از چنان جایگاه علمی ، اخلاقی ، عبادی ... والا برخور دار است که نه تنها شیعیان بلکه بسیاری از بزرگان اهل سنت ، مخصوصا رؤسای مذاهب چهارگانه اهل سنت ( که خودشان بلا واسطه( ابوحنیفه و مالک رؤسای مذهب حنفی و مالکی ) یا با واسطه ( احمد حنبل و محمد شافعی رؤسای مذهب حنبلی و شافعی ) از شاگردان و خوشه چینان خرمن علمی آن حضرت به شمار می روند)، به عظمت و بزرگی و مقام والای علمی ، اخلاقی ، عبادی ، اجتماعی ... آن حضرت اعتراف کرده اند ، به عنوان نمونه در این یاد داشت برخی از آن اعترافات و اظهار نظرهای بزرگان اهل سنت را ذکر می کنیم

1 ) جاحظ از علمای مشهور قرن سوم در باره ای امام صادق علیه السلام چنین می گوید : جعفربن محمد(علیهماالسلام) کسی بود که علم و فقهش عالم را فرا گرفته و گفته می شود که ابوحنیفه از شاگردان او بود و همچنین سفیان ثوری ، و تَلَمُّذ این دو نزد آن حضرت در عظمت علمی او کافی است . رسائل الجاحظ ، ص106 .

2 ) از ابوحنیفه رییس مذهب حنفی ها نقل شده است که گفت :« لولا السنتان لهلک النعمان (نعمان اسم ابو حنیفه بوده) ، اگر دو سال شاگردیم از محضرامام صادق(علیه السلام ) نبود هلاک شده بودم ». ریاض السالکین ، ج1 ، ص 72 . به نقل از : الکنی و الالقاب ، ج1، ص50 . همچنین از او نقل شده است که گفت :« کسی را فقیه تر از جعفربن محمد(علیهماالسلام) ندیدم ، مسلَّماً او اعلم امت اسلامی است » . جامع المسانید، ج1 ، ص222 .

3 ) مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی ها می گوید :

« در مدتی که به خانه ای جعفربن محمد(علیهماالسلام) رفت و آمد داشتم ، او را از سه حال خارج ندیدم ؛ یا نماز می خواند یا روزه بود و یا به قرائت قرآن اشتغال داشت و هرگز بدون وضو از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل حدیث نمی فرمود و سخنی به گزاف نمی گفت . ایشان از آن دسته از علمای زاهدی بود که ترس از خدا سراسر وجودش را فرا گرفته بود . هرگز به خدمت او شرفیاب نشدم جز این که زیر اندازش را از زیر پای خود بر می داشت و زیر پای من می گذاشت ». عوالم العلوم ، ج20 ، ص 121 . همچنین او می گوید :« برتر از جعفربن محمد(علیهماالسلام) از جهت علم و عبادت و ورع ، چشمی ندیده ، گوشی نشنیده و بر قلب کسی خطور نکرده است ». عوالم العلوم ، ج20 ، ص6 .

4 ) حسن بن علی الوشاء می گفت :« در مسجد کوفه 900 نفر را دیدم که حدَّثَنِی جعفربن محمد می گفت (یعنی از آن حضرت مستقیما نقل حدیث می کرد. (الامام الصادق ، ص129 .) و شاگردان آن حضرت را بالغ بر چهار هزار نفر نقل کرده اند.

5 ) از عمر بن مقدام نقل شده است که گفت :« هنگامی که جعفربن محمد(علیهماالسلام) را می دیدم ، می فهمیدم که او از نسل پیامبران است [ از بس که دارای عظمت و جلال بود] ». تهذیب التهذیب ، ج2 ، ص 104. ریاض السالکین، ج1 ، ص 72 .

6 ) ابو زهره از علمای اهل سنت می گوید :« علمای اسلام با تمام ا ختلاف نظرها و تعدد مشربهای شان در فردی غیر از امام صادق علیه السلام و علم او ، اتفاق نظر ندارند». همچنین او می گوید :« دانش آن حضرت منحصر به حدیث و فقه اسلامی نبود ، بلکه علم نیز تدریس می کرد ». الامام الصادق(ع) ، ص66 .

7 ) شهرستانی نویسنده ای کتاب مشهور « الملل و النحل» در باره ای شخصیت علمی و اخلاقی آن حضرت می نویسد :« او در امور و مسایل دینی از دانشی بی پایان و در حکمت از ادبی کامل و نسبت به امور دنیا و زرق و برق های آن ، از زهد نیرومند برخوردار بود ». الملل و النحل ، ج1 ، ص 147 .

8 ) ابن خلکان در وفیات الاعیان می گوید: جعفربن محمد(علیهماالسلام) یکی از ائمه اثناعشر در مذهب امامیه است ، او از بزرگان اهل بیت (علیهم السلام) است و بخاطر صداقت و راستگویی ، ملقب به صادق شده و فضایل او مشهورتر از آن است که ذکرشود . وفیات الاعیان ، ج1 ، ص327 .

9 ) عبدالله بن اسعد یافعی یمانی یکی دیگر از علمای اهل سنت می گوید : جعفرصادق ( علیه السلام) دارای علم گسترده و حلم زیاد بود و برای او آن قدر فضایل و آثار است که قابل شمارش نیست . عوالم العلوم ، ج20 ، ص86 .

10 ) زرکلی در الاعلام می نویسد : ابو عبدالله ملقب به صادق ، ششمین امام دوازده گانه در نزد امامیه است و از بزرگان تابعین و دارای منزلت بلند در علم ودانش است که جماعت (زیادی) از او علم فراگیر گرفته از جمله آنها ابوحنیفه و مالک اند. او ملقب به صادق شد چراکه دروغی از او صادر نشده است . عوالم العلوم ، ج20 ، ص 86 . به نقل از: الاعلام زرکلی ، ج2 ، ص121 .

این بود مشت نمونه ای خروار از اعترافات بزرگان و علمای اهل سنت در باره ای عظمت شخصیت و مقام علمی امام صادق علیه السلام .

امام صادق نه تنها در علوم حدیث و فقه آگاهی کامل و تخصص جامع داشت ، بلکه در علوم مختلف عقلی و نقلی ، و در علوم اسلامی و انسانی تبحر فوق العاده داشت و شاگردان برجسته در رشته های مختلف تربیت نمود. يكى از دانش آموختگان برجسته ای دانشگاه آن حضرت ، جابر بن حيّان دانشمند و رياضيدان پر آوازه جهان است كه علاوه بر كشف اسيد سولفوريك، 500 رساله در زمينه رياضيات تأليف كرده كه تمامى آنها را تحت نظارت امام صادق (ع) تصنيف نموده است. ترجمه قصص الانبیاء جزایری ، ص787 .

صلوات الله و سلامه علیک یا جعفربن محمد ایهاالصادق یابن رسول الله صلی الله علیه وآله .

برگی از تاریخ سیاه کوچی گری و حکم ظالمانه دادگاه وقت کابل

برگی از تاریخ سیاه کوچی گری و حکم ظالمانه دادگاه وقت کابل  
-------------- 
خوانندگان عزیز ، دلیر مردان مبارز و غیرتمندان قوم ! برای خاتمه دادن به قضیه کوچی گری و جلوگیری از تسلط ظالمانه دوباره ای کوچی ها در مناطق مرکزی و هزارستان از هیچ تلاش دریغ نکنیم و از داستان ذیل عبرت بگیریم که اگر خدای نا کرده دوباره در مناطق مرکزی مسلط شوند سرکوب همه جانبه ای هزاره ها صورت خواهد گرفت 
سید عسکر موسوی در کتابش بنام " هزاره های افغانستان" می نویسد :   
"طی دوران نخست وزیری شاه محمود( ۱۳۲۵ - ۱۳۳۰ش) یکی از عموهای ظاهر شاه ، در نزاعی که بین کوچی های افغان و هزاره ها رخ داد ، یک هزاره کشته شد پای یکی از شتران کوچی ها زخم برداشت . دادگاه کابل دیه ای مرد هزاره را ۶۰۰ افغانی و جبران خسارت پای شتر کوچی را [بیش از ]۶ برابر آن یعنی ۳۷۰۰ افغانی تعیین کرد. درحالی که دیه ای انسان بر اساس قانون ، معادل ۱۰۰ شتر یا ۱۰۰ مثقال (۱ مثقال = ۵ گرم ) طلا یا ۷۰۰۰ مثقال نقره بود " هزاره های افغانستان،  ص ۲۱۳. 
بر اساس شنیده ها و گزارشات محلی در مناطقی که کوچی ها رفته اند مثل سابق از حمایت و پشتیبانی حکومت بر خوردار اند به همین جهت نه تنها از حکومت ترس ندارند بلکه با کمال میل خواهان به حکومت کشاندن قضیه خود با مردم ده نشین به حکومت محلی طالبان هستند .

گزارش مختصر از مراسم باشکوه تجلیل از عالم فقید سعید حضرت آیت الله محمدی بامیانی

درتاریخ 3/ 10/ 1395 مجلس بزرگ داشت وتجلیل از مقام علمی وشخصیتی حضرت آیت الله محمدی بامیانی که چندروز قبل دربیمارستان الکفیل کربلای معلی به دیارباقی شتافت و برای همیشه در جوار مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی(ع) دروادی السلام آرمید از طرف علما، دانشجویان ، هیآت مذهبی ومهاجرین ولایت بامیان در شهراصفهان مسجد انصارالحسین واقع درچهار راه عاشق اصفهانی از ساعت 2 الی 4 بعد ازظهر برگزار گردید.

دراین جلسه نمایندگان دفاترآیات عظام محقق کابلی وموحدی نجفی ، علما وطلاب بامیان ،  دانشجویان بامیان ، مسئولین هیآت مذهبی وسایراقشار مردم حضور گرم وپرشورداشتند برنامه باقرائت قرآن کریم آغاز گردید سپس پیام های تسلیت شورای هیآت مذهبی مهاجرین افغانستانی ، مجمع ولایتی دانشجویان وفرهنگیان بامیان باستان ، نماینده مهاجرین آلمان جناب آقای دکترطاهر شاران و آقای تیمور شاران از حقوقدانان افعانستانی در کابل توسط مجری توانمند برنامه جناب آقای حکیمی به خوانش گرفته شد، اشعار زیبا وپرمحتوای که دروصف آیت الله محمدی بامیانی سروده شده بود نیز یکی از برنامه های این مراسم باشکوه بود، سپس پیام های تسلیت مجمع فرهنگی علما وطلاب افغانستان ، آیت الله العظمی موحدی نجفی وآیت الله العظمی محقق کابلی خوانده شد ، برنامه بعدی زندگی نامة حضرت آیت الله محمدی بامیانی بود که به محضرحضار تقدیم گردید.

سخنران این محفل باشکوه حضرت آیت الله علوی بامیانی  مدرس و استاد حوزة علمیه قم بودند که باسخنرانی جذاب و پرمحتوای خویش برغنای مراسم افزودند، ایشان ضمن اشاره به اهمیت وجایگاه والای  علم وعالم باعمل ، خطاب به علماو طلاب خاطرنشان ساخت که باید در درس خواندن و افزایش سرمایه ای علمی خود بیش از پیش تلاش کنند و وضعیت موجود بین علما وطلاب را رضایت بخش ندانسته وخواستار جدیت وسعی بیشتر شد. در یکی دیگر از بخش های سخنرانی خود به تبیین شخصیت بی ادعای آیت الله محمدی بامیانی پرداخته وایشان را شخصیت کم نظیر وعالم متبحری خواند که کتابهای مهم حوزه های علمیه مثل رسایل شیخ انصاری و کفایه الاصول آخوند خراسانی را شرح نموده اند و کسی که بتواند این دو کتاب اصولی مهم را مورد تجزیه وتحلیل قراردهد آدم ملا ومتبحری است.

حضرت آیت الله علوی بامیانی در بخش پایانی سخنرانی خویش چند روایت را دربارة تقسیم بندی علما وجایگاه هرکدام اشاره داشته گفتند: براساس روایات بهترین انسانها علما هستندوقتی صالح و باتقوا باشند وبدترین انسانها هم علما هستند وقتی که فاسدشوند. دربارة عالمان باعمل ومتقی یادرآور شدند که :‌ رسولخدا(ص) فرموده است: کسی که علماء را استقبال کند مرا استقبال کرده وهرکس علما را زیارت کند مرا زیارت کرده وکسی که باعلما همنشین شود بامن همنشین شده است. ودربارة عالمان فاسد وبی تقوا روایتی را از امام حسن عسکری(ع)نقل کرد که فرموده است: ضرر عالمان فاسد بر شیعیان ما بیشترازضرر لشکریان یزید برامام حسین(ع) است.

مراسم با ذکرتوسل مختصر ولی جذاب آیت الله علوی پایان یافت.

 

 

ییام تسلیت مجمع فرهنگی علما وطلاب افغانستانی مقیم اصفهان به مناسبت رحلت آیت الله محمدی بامیانی

بسم الله الرحمن الرحیم

پیام تسلیت مجمع فرهنگی علما وطلاب افغانستانی مقیم اصفهان به مناسبت ارتحال عالم جلیل القدر حضرت آیت الله محمدی بامیانی

امام علی(ع): الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ‏ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ أَعْيَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِي الْقُلُوبِ مَوْجُودَة ، دانشمندان تا دنیابرقرار است، زنده‏اند، هرچند بدن های شان در زمین پنهان اما یاد آنان دردلها همیشه باقی است. نهج البلاغه ، حکمت 147 .  

ارتحال ملکوتی عالم جلیل القدر و فقیه اهلبیت (ع) حضرت آیت الله محمدی بامیانی ضایعة جبران ناپذیر برجامعة علمی و حوزه های علمیه به شمار می رود.

ایشان که از علمای ربانی و مدرس برجسته ومربی شایسته بودند ، حدود نیم قرن با سلاح زبان وقلم جهاد علمی نمودند و عمرپربرکت خویش را در راه نشرمعارف دین و تدریس و تربیت شاگردان فاضل ومهذب  درحوزه های علمیة نجف اشرف ، دمشق وکابل سپری کردند.

حضرت آیت الله محمدی بامیانی باقلم متعهّدانه خویش که رنگ آن برخون شهیدان برتری دارد ، آثار مکتوبِ فاخر و ارزشمندی را در زمینه های مختلف فقهی، اصولی، کلامی وادبیات عرب از خود به یادگار گذاشتند که هرکدام از این آثار ، برگ زرین دیگر در کارنامة علمی وعملی ایشان وسند زنده بودن دانشمندان ، تاپایان جهان است .

فقدان و رحلت این عالم ربانی و فقیه والا مقام را به محضرمبارک ولی الله الاعظم حجت بن الحسن(عج)، ملت شریف افغانستان ، حوزه های علمیه ، مهاجرین عزیزافغانستانی و بازماندگان آن فقید سعید ، تسلیت عرض نموده و از خدای سبحان علوّ درجات برای ایشان و اجرجزیل وصبر جمیل برای بازماندگان مسئلت می نماییم .

مجمع فرهنگی علما وطلاب افغانستان

3 / 10/ 1395

 

 

فاصله کابل پایتخت کشور با برخی مناطق هزارجات

بسم الله الرحمن الرحیم

براساس کتاب « ساختار طبیعی هزاره جات » نویسنده آقای حسین نایل ، فاصله برخی از نقاط هزاره جات از کابل پایتخت قرار ذیل است :

کابل ¬   کوتی اونی = 85 کیلو متر

کابل ¬   گردن دیوار = 112 کیلومتر

کابل ¬   کوتل حاجیگگ = 140 کیلومتر

کابل ¬  بهسود = 155 کیلومتر

کابل ¬  پنجاب = 283 کیلومتر (ازمسیر بهسود)

کابل ¬   لعل = 382 کیلومتر ( ازمسیر بهسود )

کابل ¬   گرماب  =  430  کیلومتر( ازمسیر بهسود)

کابل ¬   شیخ علی = 163 کیلومتر

کابل ¬   دامنه کوتل شبر = 182 کیلومتر

کابل ¬   کوتل شبر  =  194  کیلومتر

کابل ¬   شنبل = 203 کیلومتر

کابل ¬  بلوله  = 212 کیلومتر

کابل ¬   دوآب  =  216 کیلومتر

کابل ¬   شهرضحاک =  228 کیلومتر

کابل ¬  بامیان  =  245 کیلومتر

کابل ¬   بند امیر  =  320 کیلومتر

کابل ¬   مرکزیکه ولنگ = 355 کیلومتر

کابل ¬   پنجاب = 435 کیلومتر (ازمسیر بامیان )

کابل ¬  تره بلاق = 490 کیلومتر ( ازمسیر بامیان)

کابل ¬  لعل = 540  کیلومتر ( ازمسیر بامیان)

کابل ¬   گرماب  = 600 کیلومتر(ازمسیربامیان )

 

پیام مهم مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی)

بسمه تعالی

پیام مهم مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(مدظله العالی)
در آستانه انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی افغانستان در سال 1393
إِنَّ اللهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ «النسا58»


ملت نجیب، شریف و بیدار افغانستان، همان طور که استحضار دارید، دوران حکومت رئیس جمهوری فعلی کشور جناب آقای حامد کرزی با همه فراز و نشیب‌ها و تحولات تلخ و شیرینی که در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی داشت به پایان می رسد و در آستانه ی سومین انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ولایتی قرار داریم، انتخابات بس مهم و سرنوشت ساز با توجه به شرایط حساس کنونی و دسائس مرئی و نامرئی دشمنان استقلال، عزت و اقتدار افغانستان، لازم می دانم تذکراتی را محضر مبارک تمام اقوام، پیروان مذاهب و اقشار مختلف جامعه افغانستان یادآوری نمایم.
 


 

ادامه نوشته

مجتمع علمی فرهنگی امام صادق(ع) در مرکز بامیان

مجتمع علمی فرهنگی امام صادق(ع) در مرکز بامیان
بزرگترین مرکز علمی و فرهنگی است که ؛ با هدایت و رهنمون های دلسوزانه مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی دام عزه الشریف؛ توسط اعضای دفتر معظم له و علمای بامیان تأسیس گردیده و به خواست خداوند و تلاش شبانه روزی اعضای دفتر بامیان و همت مخلصانه علمای آن خطّه و نیز کمک های مالی و معنوی مؤمنین به بهره برداری خواهد رسید.

"مجتمع علمی فرهنگی امام صادق(ع)" با توکل به خداوند و امید به استعدادها و توانمندیهای نسل جوان کشور بخصوص دانشگاهیان و طلاب علوم دینی که بزرگترین نیرو و سرمایه ما در این میان محسوب می‌گردد می‌کوشد تا زمینه را برای فعالیتهای علمی و فرهنگی درجامعه فراهم سازند و راه را برای  رشد فکری آنان تا آنجایی که مقدور است مساعد گردانند.

هدف از بنای مجتمع علمی و فرهنگی امام صادق(ع)این است تا به خواست خداوند در بامیان باستان (که در گذشته یکی از بزرگترین مراکز تمدن بشری به حساب می‌آمده) جهت ارایه و عرضه خدمات علمی، پژوهشی، فرهنگی و آموزشی در تمام زمینه‌های علوم اسلامی و انسانی مرکزی بوجود آید که در شأن  این ولایت و شهر باستانی بامیان باشد، مرکزی که در کنار دانشگاه بامیان و همدوش و همسو با آن بتواند راه را برای شکوفایی استعداد‌های خلاق و پویای همه علاقه مندان و پویندگان علم و دانش و دوست داران فرهنگ فراهم سازد و در سایه تضارب آراء و اندیشه‌ها بستر تکامل و پیشرفت علمی را هموارتر گرداند که خوشبختانه اینک اولین گام عملی و در عین حال مهم  این مرکز که عبارت از ایجاد ساخت مرکزیتی برای این مجتمع می‌باشد با مسئولیت و طرح و ابتکار اعضای دفتر حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی دام ظله العالی و همیاری و هماهنگی جمع از علماء، دانشمندان، روشنفکران، محصلین  و به همت و کمکهای مادی و معنوی هموطنان خیر و مردم شریف بامیان، در مرکز شهر نو بامیان در حال شکل گیری است که به حول و قوه الهی به زودی به بهره برداری خواهد رسید.

پایگاه اطلاع رسانی دفترحضرت آیت الله العظمی محقق کابلی (مد ظله العالی)

برای مطالعه متن کامل گزارش همراه باعکس ادامه مطلب را کلیک کنید 

 

ادامه نوشته