مروری بر کتاب «مُعتمد ما ترید من مُعتقد ماترید»، اثر نور احمد اسلام‌جار دیوبندی

مروری بر کتاب «مُعتمد ما ترید من مُعتقد ماترید»، اثر نور احمد اسلام‌جار دیوبندی

Print Friendly, PDF & Email

مؤلف ادعا دارد که در این کتاب عقیدۀ اهل سنت و جماعت را بر اساس مذهب امام ابوحنیفه و متکلمین ماتریدیه ترتیب داده است. چنانکه در ملاحظات ذیل نشان داده خواهد شد، این ادعا تا حدی نادرست و فریبنده است. دیوبندی‌ها که اصلاً از مذهب حنفی برخاسته اند، در بسا از مسائل از آراء و منهج متقدمین احناف عدول ورزیده و از دیدگاه‌های اهل حدیث و وهابیت متأثر گشته اند. آن‌ها نه تنها توصیۀ شاه ولی الله دهلوی را مبنی بر جمع کردن میان مذهب حنفی و منهج اهل حدیث عملی کرده اند[1]، بلکه اصول تکفیری‌ها و اصولی را که محمد بن عبدالوهاب در باب شرک‌انگاری معرفی کرده بود در اصول الدین مذهب حنفی شامل ساخته اند[2].

کتاب «مُعتمد ما ترید من مُعتقد ماترید» به زبان عربی در 213 صفحه نوشته شده و دو سال قبل به نشر رسیده است. مؤلف آن – نور احمد اسلام‌جار حقانی دیوبندی – استاد علم حدیث در دارالعلوم اسلامی هرات و والی طالبان در هرات بود/است. کتاب مشتمل بر متن اصلی و شرح بر آن است، طوری‌که متن اصلی در بالای صفحه و شرح و تفصیلات آن در پاورقی درج گردیده اند.

مرور ذیل بر اساس نسخۀ الکترونیکی کتاب که در کانال‌های تلگرام علمای دیوبندی نشر گردیده تهیه گردیده است.

بخش 1: مسائل اصول الدین

از آغاز کتاب تا صفحه 117، مباحث معمول عقیدتی تذکر داده شده اند که عمدتاً از کتب و رساله‌های علمای حنفی اقتباس گردیده. با این هم، چند نوآوری‌هایی نیز در این بخش می‌توان یافت که نه تنها در مقابل کتب حنفی‌ها و ماتریدی‌ها بیگانه به نظر می‌رسند، بلکه با آرای حنفی‌های متقدم و متکلمین ماتریدی نیز در تناقض قرار می‌گیرند. بگونۀ مثال:

1) نام بردن از گروه‌های «الدیمقراطیة» (دموکراسی)، «العصرانیة» (عصری‌گرا‌یی یا مُدرنیزم) و «العَلمانیة» (سکولاریزم) در آغاز و صدر کتاب. چنانکه می‌نویسد: «حاکم همانا الله است، برخلافِ [ادعای] دموکراسی‌خواهان. و به باور اهل سنت و جماعت عقل از درک کردن حکمِ احکام [و قوانین] عاجز است برخلافِ امامیه، مدرنیست‌ها و سکولارها» (صفحه 10).

درحالی‌که به باور امام ابوحنیفه و اکثریت متکلمین ماتریدی، عقل حسن و قبح اشیاء را شناخته می‌تواند و عقل مُعرف و شناسانندۀ وجوب و حرمتِ افعال است[3].

2) در بحث ایمان و اسلام، تعریف «دین» فراتر از موضوعات عقیدتی توسعه داده شده و «برنامۀ اقتصادی و سیاسی تا روز آخرت» (صفحه 17) نیز در تعریف دین شامل گردانیده شده است. اینکه این مسئله چه ربطی به عقیده و اصول الدین دارد توضیح داده نشده است.

3) برخلافِ امام ابوحنیفه، امام ماتریدی و سائر امامان متقدم حنفی-ماتریدی که شرط داخل شدن در اسلام را تنها ایمان داشتن خوانده اند و فرقی میان ایمان و اسلام قائل نیستند، اسلام‌جار پس ازینکه ایمان و اسلام را تعریف می‌کند، شرطِ صحتِ اسلام یک مسلمان را (در فصلِ «اصل التوحید وما یصح الاعتقاد علیه») بگونۀ ذیل مشخص می‌سازد:

«واجب است که مسلمان از ادیان باطله یا منسوخ شده تبرئه بجوید…. و از احزاب و افکار الحادی مانند کمونیزم، سرمایه‌داری، سکولاریزم و ملحقات آن چون دموکراسی، فیمینیزم، داروین ایزم، فراماسونری [تبرئه بجوید]» (صفحه 18-20).

به این معنی، که اگر شخص کلمه شهادت را بر زبان براند، به پیامبر و قرآن ایمان بیاورد، و همه مواد فقه اکبر، عقیدة الطحاویه و عقائد نسفی را – که رساله‌های اساسی عقیدتی در مذهب حنفی اند – بپذیرد، ولی اگر به دموکراسی باورمند باشد ویا سیاست‌های کمونیزم و سرمایه‌داری را بپذیرد، در دین اسلام شامل نمی‌گردد و مسلمان گفته نمی‌شود. این چنین تعریف از اسلام، و آن هم توسط یکی از مدعیان حنفیت و ماتریدیه، از تعریف‌هایی که خوارج و وهابیت از دین دارند چندین مراتبه سبقت جسته است!

مؤلف همچنان توضیح نمی‌دهد که – طور مثال – اگر شخصی به انتخابات، حاکمیت مردم و مردم‌سالاری باور داشته باشد، این مسئله چگونه اجزای ایمان را – که عبارت از ایمان آوردن به خداوند، فرشتگان، کتاب‌های الهی، پیامبران، زنده شدن پس از مرگ، اینکه تقدیر خیر و شر از جانب خدای تعالی است، و اینکه حساب و میزان و بهشت و دوزخ حق اند (الفقه الأکبر) – نقض می‌سازد؟! درحالی‌که نظر به مذهب حنفی، « بنده از ایمان بیرون نمی‌رود تا آنکه از چیزی‌که وی را به ایمان داخل ساخته منکر نگردد» (العقیدة الطحاویة).

بدتر اینکه مؤلف ابوالعلاء مودودی (متفکر پاکستانی) و پیروانش، و احمد رضا خان بریلوی (یکی از علمای حنفی شبه قارۀ هند که به مخالفت دیوبندی‌ها برخاسته بود) و پیروان او را از مکاتب شاذ اسلام که اجتناب از آن‌ها واجب می‌باشد خوانده است (صفحه 23).

آنچه در تصویر می‌بینید، مؤلف (مولوی اسلام‌جار) در حال اهدای همین کتابش به یکی از علمای ترکی است. از آنجایی که این عالم ترکی باورمند به دموکراسی، انتخابات و مردم‌سالاری در کشورش است، به زعم اسلام‌جار کافر گردیده است. پس اسلام‌جار این کتابش را به کسی که به زعم او کافر است اهدا دارد.

4) مؤلف با پیروی از سلفیت و وهابیت، «استغاثه» (کمک جستن) را از زندگان و مردگان حرام و شرک خوانده است (صفحه 29 و 30). درحالی‌که در هیچ یک از کتاب‌های اصول الدین حنفی، ایرادی بر استغاثه ذکر نگردیده است.

5) اجازه دادن برای ترجمه کردن نام الله به «خداوند، خدای، گاد» (صفحه 31). «گاد» (God) نام انگلیسی برای پروردگار است.

این دیدگاه قابل قدر است، چون تعداد دیگری از دیوبندی‌ها ترجمه کردن نام الله را به زبان‌های غیرعربی جائز ندانسته اند.

6) با پیروی از سلفیت و وهابیت، و جهت رد کردنِ بریلوی‌ها می‌نویسد: «نبی علم غیب ندارد، و حاضر و ناظر نیست» (صفحه 84). این سخن هرگز در کتب اصول الدین حنفی و ماتریدی نیامده است.

7) استثنایی که در مسئله کشتن انسان در قرآن آمده، یعنی لفظِ ﴿إِلَّا بِالْحَقِّ ﴾ [الأنعام: 151، الإسراء: 33، و الفرقان: 68] را بگونۀ متفاوت و با لفظ اضافی «الا بحق الإسلام» تذکر داده است (صفحه 103).

8) «جهاد عبارت از قتال کردن بواسطۀ سلاح بخاطر اعلاء کلمة الله است. جهاد از جانب الله فرض شده و به کسی دیگر تعلق ندارد. جهاد با انواع آن پیش می‌رود، همراه با افراد نیکوکار و بدکار تا روز قیامت. ارهاب، ارعاب و ترور کردن از خود شرایط دارند و شامل جهاد می‌گردند» (صفحه 105).

درحالی در هیچ یک از کتاب‌های ظاهر الروایه (به روایت امام محمد شیبانی از امام ابوحنیفه) و متون فقهی مذهب حنفی (همچون مختصر القدوری، البدایة المبتدي، کنز الدقائق، وغیره) «ارهاب» (هراس‌افکنی) و «ارعاب» (دهشت‌افکنی) در تعریف جهاد ذکر نگردیده اند. مؤلف این را توضیح نداده که آیا عملیات انتحاری که باعث رهب و رعب (ترس و بیم) در میان مسلمانان می‌گردد نیز تحت همین ارهاب و ارعاب شامل می‌گردند یا خیر.

همچنان در متون فقهی احناف، جهاد تنها «فرض کفایی» گفته شده است.

9) در مسائل نشانه‌های قیامت (اشراط الساعة)، مؤلف بر اساس اخبار آحاد جزئیاتی از زندگی اهل جنت را بحیث اجزای اعتقاد و ایمان به معرفی گرفته است. درحالی‌که اینگونه جزئیات هرگز در کتاب‌های اصول الدین و رساله‌های عقیدتی حنفی‌ها ذکر نگردیده اند.

بخش 2: تکفیر و نقض ایمان

مؤلف پس از صفحۀ 118، از «نواقض ایمان و انواع کفر» بحث می‌کند. او در فهرستی 32 ماده‌یی «عقائد و اعمالی که شخص را کافر می‌سازد» بیان می‌کند، که در واقع تکفیرنامه‌ای است که از اصول وهابیت الهام گرفته است. در ذیل تنها چند مورد از تکفیرهایش را که یا خلاف اصول حنفی-ماتریدی واقع می‌گردند، یا هرگز از متقدمین حنفی-ماتریدی (اعم از متکلمین و فقهای متقدم) سخنی در تائید چنین تکفیرها نیامده، در میان دو قوس « » نقل می‌کنم.

10) «انکار از وجود آسمان [سبب کفر میشود].» (صفحه 123)

خودِ این سخن مشکلی ندارد، اما آنگاه که اهل ظواهر این سخن را – با مفهوم نادرست آن – برای تکفیر مردم بکار می‌برند مشکل‌زا است. زیرا اهل ظواهر از «السماء» (آسمان) مفهوم سقف حقیقی را می‌گیرند، درحالی‌که نظر به امام ابومنصور ماتریدی «السماء عبارت است از هر آنچه که در بالا و بلندی باشد» (تأویلات القرآن، تفسیر آیتِ 22 سورة البقرة). پس نزد ماتریدی‌ها، مفهوم لفظ آسمان در قرآن سقفِ حقیقی (همچون سقف خانه) نیست. آنگاه که در آیت 22 سورة البقرة از آسمان «همچون سقف» مثال داده شده است، لفظ «سقف» بگونۀ تشبیه در سیاق مجازی آن بکار برده شده است، طوری‌که قرینۀ ارتفاع (بلندی) میان آسمان و سقف مشترک است، نه اینکه آسمان عیناً سقف برای زمین باشد. این توضیح را امام ماتریدی داده است. در واقع، انکار ورزیدن از آسمان به مفهوم سقفِ حقیقی در موافقت با قرآن، عقل، علم و دانش معاصر قرار دارد، و اثباتِ آسمان به مفهوم سقفِ حقیقی خلافِ این‌ها تمام می‌شود.

11) «تعاظم (بزرگنمایی؟ غلو ورزیدن؟) آنچه که شرع به آن امر کرده است: مانند تعاظمِ حجاب برای خانم برادر یا خواهرِ زن، یا تحریم دراز گذاشتن لباس (اسبال).» (صفحه 125)

با آنکه این اعمال افراط‌آمیز نادرست اند، اما هرگز دلیلی برای تکفیر کسی شده نمی‌توانند. مثلاً اینکه بعضی از مردم افغانستان از ولایات مختلف، نظر به عرف و عنعنات شان بر روی‌گیری خانمِ برادر یا خیاشنه پافشاری کنند، این قطعاً دلیلی برای تکفیرشان نیست. بلکه اسلام عادات و فرهنگ مردم را تا زمانی‌که ناقض احکام صریح الهی نباشند، تحمل می‌کند.

افزون بر آن، آیا چنین نیست که طالبان (و مولوی هبة الله آخند) برخلافِ کتاب‌های ظاهر الروایه و متون فقهی حنفی، اصرار بر پوشاندنِ روی زنان دارند درحالی‌که روی، دست و پشتِ پا نظر به مذهب حنفی شامل عورت زن نمی‌گردد؟! پس آیا چنین تعاظم از سوی طالبان نیز منجر به تکفیرشان گردد؟! ما ولو که مخالف طالبانیم، بازهم می‌گوئیم که: نخیر، این هرگز دلیلی برای تکفیر نمی‌گردد.

12) «استخفاف (خوار و حقیر شمردن) آنچه که شرع به آن امر کرده است: مانند ریش گذاشتن و کوتاه کردن بروت [سبب کفر می‌شود].» (ص125)

استخفاف (خوار و حقیر شمردن) احکام تنها در باب آنچه که «امر به آن» در قرآن و سنت متواتر ثابت گشته باشد تطبیق می‌گردد، نه در باب آنچه که اخبار و منقولات روی جزئیات آن مخالفِ هم باشند یا استنباط «امر» از آن شده نتواند. علمای اصولی حنفی در باب اینکه از هر فعل پیامبر وجه «امر» بگونۀ وجوب استنباط گردیده نمی‌تواند بحث‌های مفصلی دارند که در این مقاله گنجایش آن جزئیات بحث نیست.

13) «قبیح خواندنِ تعدد زوجات، و عتاب کردن بر کسی که از یک زن بیش‌تر بگیرد [سبب کفر میشود].» (ص 215)

پس آنعده از علمای اسلام که تعدد زوجات را مشروط به سیاق خاص آیت (نگهبانی از یتیم‌ها) دانسته اند، و تعدد زوجات را بدون دلیل موجه نکوهش کرده اند، همه کافر شدند؟ توجه کنید که بخشِ آیت ازین قرار است:

﴿وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِى ٱلْيَتَـٰمَىٰ فَانكِحُوا مَا طَابَ لَكُم مِّنَ ٱلنِّسَآءِ مَثْنَىٰ وَثُلَـٰثَ وَرُبَـٰعَ﴾ [النساء: 3].

«اگر می‌ترسید که در [امر] یتیمان عدالت کرده نمی‌توانید، از زنان مورد پسند خویش دو، سه، یا چهار [زن] را نکاح کنید.»

آیا شما کسی را تکفیر می‌کنید که حکم آیت را در سیاق اصلیِ آیت تفسیر می‌کنند؟!

14) «هرکه دَورادَور مسجدی بغیر از کعبه طواف کند [کافر می‌گردد].» (ص 127)

این دلیل کافی برای تکفیر کسی نیست. در تعداد زیادی از کتب فتاوای حنفی، حتی سجده تحیت به انسان (پادشاه وغیره) را قطعاً سبب کفر ندانسته اند، چه رسد به اینکه طواف کنندۀ مسجد را کافر بدانند.

15) «پذیرفتن تابعیت کشورهای کفری (توقیع جنسیة کفرية).» (ص 127)

این استوار بر اصول تکفیری‌ها و وهابی‌ها، و خلافِ اصول مذهب حنفی است. نظر به اصلِ امام ابوحنیفه، در کشوری که امن و آزادی عبادت برای مسلمانان وجود داشته باشد، آن کشور حکمِ دارالکفر را نمی‌گیرد. در اکثریت کشورهای غیراسلامی امروزی، برای مسلمانان امنیت و آزادیِ عبادت وجود دارد. پس اخذ تابعیت این کشورها نه تنها که موجب کفر نمی‌گردد بلکه هرگز مشکلی ندارد. حتی نظر به اصولی که شمس الائمه سرخسی و علاءالدین کاسانی دربارۀ کمک جستن از کفار و جنگیدن علیه خوارج بحث کرده اند، زیستن در کشورهای غیراسلامی برای کسانی که از سلطۀ خوارج از کشورهای شان بیرون می‌شوند لازمی می‌نماید.

16) «اعتقاد داشتن به اینکه ازدواج دختر صغیره برای مرد کبیر قبیح است [سبب کفر میگردد].» (ص 127)

بر اساس استحسان و با درنظرداشت عرف و عادات (که در مذهب حنفی اصل دانسته می‌شوند)، قبیح دانستن ازدواج دختران خردسال برای مردان کلان‌سال در عرف جوامع امروزی لازمۀ مقاصد الشریعت است.

بخش 3: تضلیل و تفسیق

بعد از فهرست 32 ماده‌یی که آن را سبب کفر می‌داند، مؤلف پس از صفحۀ 141 فهرستی از مسائلی را ارائه می‌کند که باعث کفر نه ولی باعث ضلالت (گمراهی) شخص می‌گردد. از آنجمله:

17) «انکار ورزیدن از رجم (سنگسار) یا حمل کردن آن به سیاست دولت [سبب ضلالت است].» (ص 141)

پس آیا شیخ ابوزهره، عبدالوهاب خلاف، شیخ محمد شلتوت و دیگر علمایی که از رجم بحیث حکم شریعت انکار ورزیدند همه گمراه و ضلیل گشتند؟ واقعیت اینست که با درنظرداشت شبهاتی که در باب نسخِ آیت قرآن بواسطۀ حکم سنگسار وجود دارد، تدقیق و احتیاط در این مسئله لازمۀ تعظیم شریعت الهی است. بر اساسِ اصول مذهب حنفی، کسی که از روایات آحاد (همچون روایتِ آحادِ آیت الرجم، یا روایات آحاد رجم در زمان رسول الله ﷺ) ویا از احکامی که شبهات دربارۀ آن زیاد باشد (مثلاً اینکه آیا واقعۀ رجم ماعز پیش از نزول سورة النور بوده یا بعد از آن) انکار ورزد، هیچگونه ملامتی متوجه شخص نمی‌گردد.

سپس مؤلف بعضی دیگر از مسائل را سبب فسق می‌داند، از آنجمله:

18) «سجدۀ تحیت به انسان [سبب فسق است].» (ص 142)

در هیچ یک کتب فقهی حنفی تا قرن 8 هجری، سجدۀ تحیت را سبب فسق ننامیده اند. آن‌ها با همین مقدار اکتفا کرده اند که سجدۀ تحیت به انسان دیگر (پادشاه عادل، یا انسان عالم) مکروه و گناه است[4].

19) «دیدن فلم‌هایی که در آن به بت سجده می‌گردد [سبب فسق است].» (ص142)

چنین سخن از مدعی عقلانیتِ حنفی و ماتریدی بعید است!

20) «اگر کسی ریش را بتراشد و در آئینه دیده بگوید که حالا زیبا شده ام [فاسق می‌گردد].»

مؤلف این را بر اساس اخبار آحادی که دلیلی برای آن در کتاب و سنت متواتر نیامده به اثبات رسانده است. درحالی‌که بر اساس اصول الفقه حنفی، اخبار آحاد افادۀ علم و عقیده را نمی‌کنند. از همین لحاظ، امام ابوحنیفه و همه مجتهدین و متکلمین حنفی اصول عقیدتی را هرگز از احادیث آحاد استنباط نکرده اند. احادیث آحاد تنها در فروع فقهی موجب عمل می‌گردند، چنانکه در همه کتب اصول الفقه حنفی – بلا خلاف و بلا استثناء – آمده است که «خبر الواحد یوجب العمل دون العلم».

مؤلف بعضی دیگر از مسائل را که سبب فسق و ضلالت نمی‌داند، ولیکن آن‌ها را از توابع این‌ها. می‌داند. از آنجمله:

21) «ادعای دیدار خداوند در خواب [از توابع فسق و ضلالت است].» (ص 144)

با وصف اختلاف در این مسئله، بعضی از علمای متقدم حنفی باورمند به جائز بودن دیدن خدای تعالی در خواب بودند. صدرالاسلام ابوالیُسر بزدوی در کتاب «أصول الدین» (ص 83) و نورالدین صابونی در «الکفایه في الهدایه» (ص 152) این مسئله را یادآوری کرده گفته اند که تعدادی از علمای حنفی باور دارند که دیدن پروردگار در خواب بدون کیفیت و بدون مثال و خیال جائز است. حتی حافظ الدین ابوالبرکات نسفی در «الاعتماد في الاعتقاد» (ص 226-229) نام آنعده از علمای حنفی (چون شمس الائمه کردری) و عرفا و متصوفین را متذکر می‌شود که از خواب دیدن پروردگار متعال بدون کیفیت و تشبیه خبر داده اند.

22) «تصور کردن شیخ [طریقت] حینِ ذکرِ پروردگار.» (ص 147)

این سخن الهام گرفته از اصول وهابیت در باب شرک است. چنین سخن هیچ سنخیتی در مذهب حنفی ندارد. دلیل این است که اگر حین نماز – که جایگاه بالاتر از ذکر را دارد – شخص نمازگزار خانۀ کعبه، پیامبران (که در آیاتی که تلاوت میکند ذکر شان شود)، یا دیگر افراد را در فکر خویش تصور کند، هیچ باکی ندارد.

23) در صفحه 147، مؤلف عقیدۀ معتزله را مبنی بر توانایی داشتن خداوند بر دروغگویی (سبحانه وتعالی) بنام عقیدۀ ماتریدیه بیان کرده است. او ادعا می‌کند که نظر به عقیدۀ اهل سنت و جماعت، کذب مقدور خداوند بوده ولی غیر جائز الوقوع است، درحالی‌که اصلِ این سخن از معتزله می‌آید نه از ماتریدیه و نه از اشعریه. اسلام‌جار بنابر عدم فهم درست‌اش از مسئله، سخن امام سعدالدین تفتازانی را از کتاب «شرح المقاصد» که دربارۀ قدرت الهی بر «خلق» و «تکوین» اعمال قبیح چون جهل، کذب و ظلم است نقل می‌کند تا این عقیدۀ نادرست دیوبندیه را توجیه کرده باشد. درحالی‌که تفتازانی خداوند را قادر بر خلق و آفرینش کذب خوانده است، نه قادر بر خود عمل کذب!

امام ابومنصور ماتریدی در «کتاب التوحید» (ص 298 و 299)، امام ابوالمعین نسفی در «تبصرة الأدله» (ج1، ص 89)، نورالدین صابونی در «البدایه من الکفایه»، حافظ الدین نسفی در «الاعتماد في الإعتقاد» (ص 425) صریحاً تذکر می‌دهند که کذب را مقدور الهی دانستن عقیدۀ معتزله است.

بخش 4:

پس از صفحه 162، مؤلف تحت عنوان «فوائد عقیدتی» یک سلسله سخنان و شعارها را جهت تصدیق آن‌ها نقل می‌کند:

24) «زمین کروی است، ولیکن ما نه بر حرکت آن و نه بر ساکن بودن قاطعانه سخن نمی‌گوئیم، زیرا قرآن در این مسئله ساکت است.» (صفحه 164)

زمانی‌که چرخش زمین به دَور آفتاب بر اساس شواهد علمی – که عقل بر صحت آن‌ها مهر تائید می‌گذارد – به اثبات رسیده باشد، اجتناب ورزیدن از تصدیق کردنِ آن، ناقضِ اصلِ عقلانیت است. امام ابوالمعین نسفی می‌نویسد: «والتوقف عند قیام الدلیل خطأ» (تبصرة الأدله، ج1، ص 300)، یعنی: زمانی‌که دلیل وجود داشته باشد، توقف کردن و سکوت ورزیدن خطا است.

25) «اثبات جزء غیرقابل تجزیه (اتوم) از اعتقادات سلف و احناف نیست، بلکه از افکار معتزله است» (ص 156).

«جزء فرد، هیچ دلیلی برای آن از شرع و عقل وجود ندارد، بلکه سخنی است که پس از قرن‌ها ساخته شده. پس منکر آن را تکفیر نمی‌شود» (صفحه 166).

اثبات جوهر غیرقابل تجزیه – که امروز بنام « اتوم » شناخته می‌شود – در مباحث کلامی و فلسفی مطرح بود. متکلمین حنفی چون امام ابومنصور ماتریدی در «کتاب التوحید»، امام ابوالمعین نسفی در «تبصرة الادلة»، نورالدین صابونی در «الکفایة» و «البدایة»، شمس الدین سمرقندی در «الصحائف الالهیة»، سعدالدین تفتازانی در «شرح العقائد النسفیة» (ص 43)، و دیگر متکلمین ماتریدی برای اثبات بعضی از سخنان امام ابوحنیفه از جوهر غیرقابل تجزیه یا جزء فرد در استدلال‌های شان کار گرفته اند، و آرای معتزله را نقد کرده اند. پس ادعای اسلام‌جار نادرست است. افزون بر آن، کسی که چنین سخنی همچون سخن بالا را گفته، بیشتر مقلد سخن ابن تیمیه است (که همو بر این مسئله در کتاب «الرد علی المنطقیین» و دیگر کتاب‌هایش تاخته است).

26) «آنچه به حدیث تعلق دارد، ما باور داریم که خبر آحاد در مسائل عقائد و فروع حجت است» (ص 179).

در مذهب حنفی، اجماع قاطع همه فقهاء، اصولیین و متکلمین همین است که خبر آحاد در امور اعتقادی حجت نیست. خودِ شخص امام الهدی ابومنصور ماتریدی – که اسلام‌جار خود را به او منسوب می‌دارد – در رسالة التوحید می‌نویسد: «ما جاء من أخبار الآحاد في هذا الباب، فالکف عنه أسلم» (ص 54؛ چاپ دار النور المبین)، یعنی: «آنچه از احادیث آحاد در این باب (صفات الهی) آمده، اکتفا ورزیدن از آن [و دوری گزیدن از آن] سالم‌تر است».

اصلِ اینکه خبر آحاد واجب‌گردانندۀ علم نیست (خَبَرُ الْوَاحِدِ لَا يُوجِبُ الْعِلْمَ) نه تنها در تفسير تأویلات القرآن (امام ابومنصور ماتریدی)، بلکه در همه کتاب‌های اصول الفقه حنفی بدون کوچک‌ترین اختلاف آمده است: الفصول في الأصول (جصاص)، تقویم الأدلة (ابوزید دبوسی)، کنز الوصول (فخرالاسلام بزدوی)، الأصول (شمس الائمه سرخسی)، میزان الأصول (علاءالدین سمرقندی)، تحصیل أصول الفقه (نجم الدین نسفی)، اصول لامشی، منتخب الحسامی (اخسیکثی)، و منار الأنوار (حافظ الدین نسفی). آیا اسلام‌جار کدام کتاب دیگر مجتهدین حنفی را (به استثنای کتاب‌های متأخر از دیوبندی‌هایش) سراغ دارد که خلاف این گفته باشد؟!

27) «ستارگان ثابت و برقرار اند، و حرکت نمی‌کنند (کون الکواکب مرکوزة لا تتحرک).» (ص 188)

مؤلف این سخن را تحتِ فصلِ «آنچه منطق و فلسفه با ظاهر شریعت و عقل اختلاف دارد» نوشته است. حرکت و شناور بودن ستارگان نه تنها موافق شواهد علمی است (که عقل صحت آن‌ها را تائید می‌کند)، بلکه موافق نص قرآن نیز است؛ آنجا که پروردگار متعال می‌فرماید: ﴿وَٱلسَّمَآءَ بَنَيْنَـٰهَا بِأَيْيدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴾ [الذاریات: 47]، یعنی: «آسمان را برآوردیم به قوت، و مائیم فراخ‌گردانندگان». فراخ دادن و توسعه دادن آسمان دلالت بر حرکت ستارگان در آسمان دارد.

افزون بر آن، مفسرین پنج آیت نخست سورة النازعات را به سه گونه تأویل کرده اند: بعضی آن‌ها را بر حمله و هجوم بردن غازیان با اسب و کشتی تأویل کرده اند، بعضی آن را بر فرشتگان و قبض کردن روح انسان‌ها تأویل کرده اند، و بعضی دیگر آن را بر ستارگان و حرکت ستارگان حمل کرده اند. ترجمۀ آیات 2 الی 4 سورة النازعات را امام نجم الدین نسفی (ماتریدی حنفی) بر اساس تأویل سومی اینگونه بیان می‌کند:

«﴿وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطًا﴾ سوگند به ستارگان از جای به جای رَوندگان، ﴿وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا﴾ سوگند به ستارگان در فلک گردندگان، ﴿فَالسَّابِقَاتِ سَبْقًا﴾ سوگند به ستارگان بعض بر بعض پیشی کنندگان» (تفسیر نسفی).

پس اعتقاد بر ثابت و ساکن بودن ستارگان، نه تنها خلاف عقل است بلکه خلاف قرآن نیز تمام می‌شود.

سخن پایانی:

برخلافِ ادعای نویسنده، کتاب «مُعتمد ما ترید من مُعتقد ماترید» در بسا از موارد از اصول حنفی‌ها و ماتریدی‌ها به نفع اصول اهل حدیث، تکفیری‌ها و وهابی‌ها انحراف ورزیده است. با آنکه از آغاز تا اخیر کتاب، مؤلف در چندین جا بر تکفیری‌ها، سلفی‌ها و وهابی‌ها سرسختانه می‌تازد، اما نتوانسته که خود را از تأثیر فکری آن‌ها در بعضی از مسائل رهایی ببخشد. بخصوص در مسئلۀ ایمان، شرک‌انگاری و تکفیر، اصول حنفی‌ها و ماتریدی‌ها را به نفع اصول سلفی‌ها و وهابی‌ها ترک کرده است. همچنان، با متأثر بودن از مخاصمت اهل ظواهر و وهابی‌ها با عقل، نویسنده در بعضی جاها خلاف اصل ماتریدی‌ها مبنی بر حجت بودن عقل سخن گفته است. این چنین تأثیرپذیری مؤلف بحیث یک عالم دیوبندی چیز تازه‌ای نیست. دیوبندی‌ها در تعدادی از مسائل اصول الفقه (بخصوص در باب تعامل با احادیث آحاد) تحت تأثیر منهج اهل حدیث قرار دارند (بنگرید به پاورقی شماره 1) و در مسائل شرک و ایمان و نیز قرائت ظاهر از متون دینی از سلفیت متأثر گردیده اند (چنانکه در «فتاوای رشیدیه» نمایان است).

******************************

مراجع:

ابوحنیفه، نعمان بن ثابت: «الفقه الأکبر» به روایتِ حماد بن ابوحنیفة، در «الفقه الأکبر ویلیه وصیة أبی حنیفة لأصحابه»، تصحیحِ ابوشعبه سنبادی. نشر مجازی.

بزدوی، محمد بن محمد (صدرالاسلام ابوالیسر): «أصول الدین». به تصحیح هانس بیتر لنس. المکتبة الازهریة للتراث. قاهره: 2003م.

تفتازانی، سعدالدین مسعود بن عمر. «شرح عقائد نسفی». تصحیح علی کمال. دار إحیاء التراث العربي. بیروت: 2014م.

صابونی، نورالدین احمد بن محمود: «الکفایة فی الهدایة فی أصول الدین». ترجمه شده تحت عنوانِ «رهنمون بسنده در اصول الدین». مترجم محمد عمر جویا. بینات: 1402 هـ ش.

طحاوی، ابوجعفر: «العقیدة الطحاویة». دار ابن حزم. بیروت: 1416 هـ.

ماتریدی، ابومنصور. «تأویلات القرآن». تصحیحِ احمد وانلی اوغلی و محمد معصوم وانلی اوغلی. دار المیزان. استانبول: 2007م.

ماتریدی، ابومنصور. «کتاب التوحید». تصحیح بکر طوبال اوغلی و محمد آروشی. دار صادر. بیروت: 2010 م.

نسفی، ابو المعین میمون بن محمد. «تبصرة الأدلة فی أصول الدین». تصحیحِ کلود سلامة. المعهد العلمی الفرنسی للدراسات العربیه. دمشق: 1990 م.

نسفی، ابو البرکات عبدالله بن محمود. «الاعتماد في الاعتقاد». تصحیح عبدالله محمد اسماعیل. المکتبة الازهریة للتراث. قاهره: 2011م.

پاورقی‌ها:

[1] بنگرید به کتاب «حجة الله البالغة»، جلد اول، «باب القضاء في الأحاديث المختلفة»، «باب الفرق بين أهل الحديث وأصحاب الرأي»، و فصل آخر در بخش پایانی جلد اول، که در آن شاه ولی الله دهلوی از قواعد ذیل یاد میکند:

«بھتر این است که بین تخریج فقھا و تتبع الفاظ حدیث جمع نمود»، «رعایت حدیث واجب تر است»، «حدیث از مذاھب قوی تر است»، «اھل تخریج یا فقهاء باید آن دسته از احادیث را اختیار نمایند تا از مخالفت احادیث صحیح و صریح احتراز نمایند و نیز از آن قول به رأی، احتراز نمایند که در آن حدیثی یا اثری باشد»، «اشتباه کرده است آن که گفته است که در اینجا دو گروه وجود دارد یکی اهل رأی، دوم اھل ظاھر».

همچنان، در «فتاوی رشیدیه»، از آنِ مفتی رشید احمد گنگوهی (یکی از بنیانگذاران مدرسۀ دیوبندی)، وصیت شاه ولی الله دهلوی ذکر گردیده است که گفته:

«اول وصیت این فقیر…. در عقائد مذهبِ قدمای اهل سنت اختیار کردن… و به تشکیکات خام معقولیان التفات نکردن؛ در فروع [مذهب] پیروی علمای محدثین که جامع باشند میان فقه و حدیث جمع کردن.

دویماً، تفریعات فقهیه را بر کتاب و سنت عرض نمودن، آنچه موافق باشد در خیر قبول آوردن و إلا [همچون] کالای بد به ریش خاوند دادن… و سخن مقاشفۀ فقهایی که تقلید عالمی را دست‌آویز ساخته، تبعِ سنت را ترک کرده اند نشنیدن و بدیشان التفات نکردن.»

(«مقالة الوصية في النصیحة» نقل شده در: «فتاوای رشیدیه» اثرِ رشید احمد گنگوهی، چاپ دارالاشاعت کراچی تحت نام «فتاوای رشیدیه: مُبَوّب بطرز جدید»، صفحه 92)

[2] بنگرید به مباحث شرک در: «فتاوای رشیدیه» اثرِ رشید احمد گنگوهی، چاپ دارالاشاعت کراچی تحت نام «فتاوای رشیدیه: مُبَوّب بطرز جدید».

[3] بنگرید به: «رهنمون بسنده در اصول ادین» (ترجمۀ الکفایة في الهدایة)، از نورالدین صابونی بخاری، صفحات 247-253.

[4] «فصول العمادي»، اثرِ ابوالفتح مرغینانی. نسخۀ خطی کتابخانۀ راغب پاشا (ترکیه). برگۀ 407.

یکی بودن خدای تو و یوسف

بسم الله الرحمن الرحیم

✍قرآن کریم در آیه ذیل به توکل بر خدا دستور داده و از کار ساز بودن خدای سبحان خبر می دهد :
وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا
ﻭ ﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻦ ; ﻭ ﻛﺎﻓﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﻭ ﻛﺎﺭﺳﺎﺯ [ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﻮﺭ ﺑﻨﺪﮔﺎﻥ ] ﺑﺎﺷﺪ .(احزاب / ٣)

✍یکی از نمونه های روشن توکل بر خدا ، و از مصادیق بارز کارسازی خدای سبحان در داستان حضرت یوسف ، آن لحظه ای است که زلیخا یوسف را به گناه و خیانت دعوت کرد ؛
ولی حضرت یوسف با اینکه می دانست درها بسته اند اما با توکل و اعتماد بر خدا به سمت درهای بسته و قفل زده شده دوید
✅خدای سبحان هم کار سازی کرد و علاوه بر باز کردن درهای بسته بروی یوسف ، طفل کوچک را به زبان آورد و بی گناهی او را اثبات نمود.

✍اگر روزی احساس کردی که مشکلات گوناگون تو را محاصره کرده و تمام درهاي دنيا به رويت بسته شده اند ؛ به هیچ عنوان نا امید نشو
بلکه با توکل و اعتماد برخدا ، جهت مدیریت و حل مشکلات تلاش کن و به سوي درهاي بسته برو ، درها باز خواهد شد ؛
چرا که :
" خــداي تــو و يوســف يکـيــسـت ".

نگاهی به برخی از القاب حضرت زینب سلام الله علیها 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍حضرت زینب سلام الله علیها دارای القابی مانند : عقیله بنی هاشم ، عقیله طالبیّین ، موثّقه ، عارفه ، عالمه ، محدّثه ، فاضله ، کامله ، عابده ی آل علی علیه السلام و... است که هرکدام بیانگر عظمت و شخصیت والای آن بانوی بزرگ است .
✅چند تا از القاب آن حضرت را به اختصار مورد بررسی قرار می دهیم :

🔷۱ – عقیله بنی هاشم
✍عقیله به معنای زن خردمند و دانا ، باکرامت و شخصیت ، ‌و گرامی و عزیز در بین قبیله خود.
ابن عباس خطبه ی فدک را از حضرت زینب سلام الله علیها روایت کرده و می گوید :
این خطبه را عقیله ی ما زینب سلام الله علیها دختر علی علیه السلام برای ما روایت کرد ... .

✅حضرت زینب سلام الله علیها علاوه بر خردمندی و عقلانیت محوری که داشت در بین قبیله و خانواده خود دارای عزت و احترام خاصی بود ، به گونه ای که حجت خدا امام معصوم حضرت سید الشهدا علیه السلام به احترام خواهرش از جا بر می خواست که بیانگر شخصیت والا و عظمت عرفانی و اخلاقی آن بانوی بزرگ است.

🔷۲ - عابده ی آل علی علیه السلام
✍تردیدی نیست که بزرگ ترین و مهم ترین وسیله برای رسیدن به کمالات انسانی و قرب معنوی ، عبادت و بندگی خدای سبحان است ، هرکس عبادت و بندگی بیشتر و خالصانه تر داشته باشد مقام قرب و عظمتش بالاتر و بیشتر است .

✅حضرت زینب سلام الله علیها کسی است که عبادت و بندگی او به پدر بزرگوارش امیر المؤمنین و مادرش زهرای مرضیه صلوات الله علیهما تشبیه شده است ، یکی از مورخین می نویسد :« زینب در فصاحت و بلاغت، و پارسایی و عبادت همانند پدرش علی و مادرش فاطمه صلوات الله علیهما بود ».

✅طبق نقل مورخین ، تهجد و شب زنده داری حضرت زینب سلام الله علیها در تمام مدت عمرشان ترک نشد حتی در شب یازدهم محرم در آن اوج مصیبت و گرفتاری ، چنانکه از امام سجاد علیه السلام نقل شده که فرمود : در آن شب عمه ام زینب سلام الله علیها را دیدم که در جامه نماز نشسته و مشغول عبادت است .
همچنین از آن حضرت نقل شده است که فرمود : عمه ام زینب سلام الله علیها با تمام مصیبت های که بر او وارد شده بود از کربلا تا شام هیچگاه حتی نوافل خود را ترک نکرد و در بعضی منازل به خاطر ضعف و گرسنگی نشسته نماز می خواند.

✅بی شک آن بانوی بزرگ یکی از مصادیق اتم این آیه مبارکه است که می فرماید :
" وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ
ﺍﺯ ﺻﺒﺮ ﻭ ﻧﻤﺎﺯ [ ﺑﺮﺍﻱ ﺣﻞ ﻣﺸﻜﻠﺎﺕ ﺧﻮﺩ ﻭ ﭘﺎﻙ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﺯ ﺁﻟﻮﺩﮔﻲ ﻫﺎ ﻭ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺭﺣﻤﺖ ﺣﻖ ] ﻛﻤﻚ ﺑﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﻭ ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺟﺰ ﺑﺮ ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺣﻖ ﻗﻠﺒﻲ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﻭ ﮔﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ .(بقره /٤٥)

🔷۳ - عالمه
✍ این لقب حضرت زینب سلام الله علیها شاید از سخن امام زین العابدین علیه السلام بر گرفته شده باشد که خطاب به او فرمود :
« یا عمة ... انت بحمدالله عالمة غیر معلمة و فهمة غیر مفهمة ؛
عمه جان تو بحمدالله دانشمندی هستی که معلم ندیده و فهمیده ای هستی که تورا فهم نیاموخته است ".

🔷4 ) عارفه
✍عرفان و معرفت نسبت به خدای سبحان یکی از مهم ترین فضایل و مکارم اخلاقی ، و زیر بنای اطاعت و عبادت محسوب می شود . حضرت زینب سلام الله علیها در قله های بلندی از معرفت و عرفان قرار داشت و « مَا رَأَيْتُ‌ إِلَّا جَمِيلا » گفتن او در پاسخ ابن زیاد در مورد حادثه ی خونین و غمبار عاشورا و کربلا ، بیان گر این عرفان و معرفت است.

داستان زیبا و آموزنده

بسم الله الرحمن الرحیم

✍دکتری به خواستگاری دختری رفت، ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول می کنم که مادرت به عروسی ما نیاید.

✅آن جوان به فکر فرو رفت و نزد یکی از اساتید خود رفت و با خجالت چنین گفت.
در سن یک سالگی پدرم مرد و مادرم برای اینکه خرج زندگیمان را تأمین کند، در خانه های مردم رخت و لباس می شست.

✅حالا دختری که خیلی دوستش دارم، شرط کرده است که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است.
این موضوع مرا خجالت زده کرده و بر سر دوراهی مانده ام، به نظرتان چه کار کنم؟

✅استاد به او گفت از تو خواسته ای دارم، به منزل برو و دستان مادرت را بشور، فردا به نزد من بیا و به تو می گویم چه کار کنی.

✅جوان به منزل رفت و با حوصله دستان مادرش را در دست گرفت که بشوید ولی ناخودآگاه اشک بر روی گونه هایش سرازیر شد، زیرا اولین بار بود که دستان مادرش درحالی که از شدت شستن لباس های مردم چروک شده و تماما تاول زده و ترک برداشته بودند را دید؛ طوری که وقتی آب را روی دستان مادر می ریخت، از درد به لرزه می افتاد.

✅پس از شستن دستان مادرش نتوانست تا فردا صبر کند و همان موقع به استاد خود زنگ زد و گفت ممنونم که راه درست را به من نشان دادید.
من مادرم را به امروزم نمی فروشم، چون او زندگی اش را برای آینده من تباه کرده است.

🔷 خدای سبحان در قرآن کریم در مورد احترام گذاشتن و احسان به پدر و مادر با تأکید چنین می فرماید:
" وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ وَلَا تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا *
وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا ؛
ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﻗﺎﻃﻊ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺟﺰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﭙﺮﺳﺘﻴﺪ ، ﻭ ﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﻧﻴﻜﻲ ﻛﻨﻴﺪ ; ﻫﺮﮔﺎﻩ ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻳﺎ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﺷﺎﻥ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﭘﻴﺮﻱ ﺭﺳﻨﺪ [ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺘﻮﻩ ﺁﻭﺭﻧﺪ ] ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺍُﻑ ﻣﮕﻮﻱ ﻭ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ [ ﺑﺎﻧﮓ ﻣﺰﻥ ﻭ ] ﭘﺮﺧﺎﺵ ﻣﻜﻦ ، ﻭ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺳﺨﻨﻲ ﻧﺮم ﻭ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ [ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﺍﻧﻪ ] ﺑﮕﻮ .
ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ، ﺑﺎﻝ ﻓﺮﻭﺗﻨﻲ ﻓﺮﻭﺩ ﺁﺭ ﻭ ﺑﮕﻮ : ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﺱ ﺁﻧﻜﻪ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﻛﻮﺩﻛﻲ ﺗﺮﺑﻴﺖ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﻣﻮﺭﺩ ﺭﺣﻤﺖ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻩ . اسراء / ٢٣ و ٢٤ .

وضعیت زمان غیبت امام زمان عج از منظر امام رضا علیه السلام 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍حسن بن محبوب می گويد: امام رضا عليه السّلام به من فرمود: به ناچار فتنه‌اى سخت و هولناك خواهد بود كه در آن هر صميميّت و دوستى ساقط گردد و آن هنگامى است كه شيعه سومين از فرزندان مرا از دست بدهد و اهل آسمان و زمين و هر دلسوخته و اندوهناكى بر وى بگريد (مقصود شهادت امام حسن عسكرىّ عليه السّلام است).
✅سپس (در باره حضرت مهدىّ عليه السّلام) فرمود: پدر و مادرم فداى او باد همنام جدّم و شبيه من و شبيه موسى بن عمران است و بر او گريبان و طوق‌هاى نور است كه از شعاع نور قدس پرتو گرفته است و هنگام فقدان «ماء معين» بسيارى از زنان و مردان مؤمن، دلسوخته و متأسّف و اندوهناك خواهند بود، گويا آنها را در نااميدترين حالت شان مى‌بينم كه ندا مى‌شوند به ندايى كه از دور همان گونه شنيده مى‌شود كه از نزديك : او رحمتى بر مؤمنان و عذابى بر كافران است .
📚كمال الدين و تمام النعمة، ج‌2، ص 370 - 372 .

🔷اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

✅ اللهم عجل لولیک الفرج

قدر ناشناسان  و کفران کنندگان نعمت پست تر از چهار پایان

زنی 4 بچه گرگ را بعد از نجات دادن از مرگ نگهداری و بزرگ کرد و بعد در طبیعت آزاد کرد و بعد از 2 سال به دیدار آنها رفت.
برخورد و رفتار گرگها با این خانم بسیار جالب و دیدنی است .

بلومبرگ فارسی✔️

پ. ن :
در این مورد چند نکته قابل یاد آوری است :
۱ - قدر شناسی و نمک خوردن و نمکدان نشکستن گرگ ها خیلی جالب است که با همان طبیعت گرگی و درندگی خود این ویژگی برجسته را حفظ می کنند ؛

۲ - برخی انسانهای قدر نا شناس و نمک خورده ای نمکدان شکن معرفت و شعور شان به اندازه ی گرگ درنده هم نیستند ؛

۳ - اینکه قرآن برخی انسانها را پست تر از چهار پایان معرفی می کند یک سخن بسیار دقیق و قابل تجربه است ؛ زیرا انسان نماهای زیادی هستند که در برابر احسان و نیکی دیگران نه تنها احسان نمی کنند بلکه گاهی به احسان کننده بدترین ضربه ها را می زنند در حالی که حیوانات درنده هم این کار را نمی کنند.

۴ - هر چند قدر ناشناسی و نا سپاسی نسبت به انسان های نیکوکار و نفع رسان یکی از اوصاف رذیله است
اما این ناسپاسی نسبت به خدای سبحان و مخالفت با او که نه تنها منعم و احسان کننده ی به انسان است بلکه خالق و رازق ، و مربی و همه کاره ی اوست به مراتب زشت تر است
و " اَضَلّ " و گمراه تر بودن چنین انسانی از چهار پایان معلوم است .

بهترین و بد ترین مخلوق از منظر امیر المؤمنین علی علیه السلام 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍ از امام على عليه السلام پرسيدند: بهترين چيزى كه خدا آفريده كدام است؟ فرمود: سخن.
✅ عرض شد: زشت ترين چيزى كه خدا آفريده كدام است؟
✅ فرمود: سخن.
✅سپس فرمود: با سخن است كه رو سفيدى حاصل مى شود و با سخن است كه رو سياهى به وجود مى آيد.

✅عبارت عربی :
سُئلَ [ عليٌّ] عليه السلام أيُّ شَيءٍ مِمّا خلقَ اللّه ُ أحسَنُ ؟ فَقالَ عليه السلام : الكلامُ ، فقيلَ : أيُّ شيءٍ ممّا خَلَقَ اللّه ُ أقبَحُ ؟ قالَ : الكلامُ ، ثُمّ قالَ : بالكلامِ ابيَضَّتِ الوُجوهُ ، و بالكلامِ اسوَدَّتِ الوُجوهُ .
📚تحف العقول ، ص ۲۱۶ .

آری ، کلام و چگونه سخن گفتن انسان ، ویترین شخصیت اوست .

تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد

ترحم بر بیماران و اهمیت پرستاری در اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم

آموزه های انسان ساز و حیات بخش اسلام بیماران را دارای احترام و مستحق ترحم می دانند . خدای سبحان در قرآن کریم به آنها نظر رحمت کرده و برخی از تکالیف را از آنان برداشته یا تخفیف داده و یا به دوران بعد موکول نموده است . چنانکه در مورد روزه داری می فرماید:« وَ مَنْ كانَ مَريضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَر ، کسی که بیماریا مسافراست در روزهای دیگر روزه بگیرد ». بقره/ 185 .

در موضوع جایگزینی تیمم به جای غسل یا وضو نیز می فرماید :« وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى‏ أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ ... فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيداً طَيِّبا ، اگر بیمار یا مسافر بودید ... و آب در اختیار نداشتید[ یا استفاده از آب ضرر داشت ] پس با خاک پاک تیمم کنید ». مایده/ 6 .

همچنین در باره ی رفع تکلیف جهاد از بیماران می فرماید :« لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى‏ ... حَرَجٌ ، بر ناتوانان و بیماران ... تکلیف جهاد نیست ». توبه/ 91 .

حضرات معصومین علیهم السلام نیز درباره ی تعامل و تعاون با بیماران توصیه های فراوانی نموده اند :

از یکسو به عیادت بیماران ، مهرورزی به آنها ، درخواست دعا از آنها و... تأکید و توصیه می کنند. به عنوان نمونه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند :« هرکس از بیماری عیادت کند برای هرقدمی که بر می دارد تا منزل خود بازگردد ، 70 میلیون [کنایه از عدد فراوان ] حسنه پاداش دارد و به همین اندازه گناه از وی برداشته (و بخشیده ) می شود و درجه داده می شود و به همین مقدار فرشته در قبر او می مانند تا روز قیامت برای او طلب مغفرت می کنند ». روضه الواعظین ، ص 372 .

و از سوی دیگر نسبت به پرستاری از بیمار( که به معنای کمک به رفع نیازهای جسمی و روانی بیماراست )، توصیه نموده و آن را دارای اجر و پاداش زیاد بیان کرده اند . در اینجا چند تا روایت در مورد اهمیت پرستاری را یاد آور می شویم :

1 ) از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند :« کسی که در جهت تأمین نیاز بیماری بکوشد ، برآورده شود یا نشود ، از گناهانش مانند روزی که از مادر متولد شده بیرون می آید ». من لایحضره الفقیه ، ج4 ، ص 16 .

2 ) همچنین آن حضرت فرمودند :« هر كس يک شبانه روز از بيمارى مراقبت و پرستارى نماید، خداوند او را با ابراهيم خليل برانگيزد ، آنگاه از صراط همچون برق جهنده تابان بگذرد ». ثواب الاعمال ، ص 289 .

3 ) در روایت دیگر نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمودند :« هر كس برای برآوردن نیاز بیمار بكوشد و آن را بر آورد ، همانند روزی كه از مادرش زاده شده، از گناهانش پاک می شود. در این هنگام مردی از انصار گفت : ای پیامبر خدا ! اگر چه بیمار از خانواده اش باشد ؟آن حضرت فرمودند : ( بله ) از دارندگان بزرگترین پاداش کسی است که در برآوردن نیاز [بیمار] خانواده خود بکوشد... ». ثواب الاعمال ، ص 289 .

4 ) شخصی بنام مرازم بن حكيم می گوید: با محمّد بن مصادف ( در سفر حج ) همسفر شدم چون به مدينه وارد شديم ، بيمار شدم . او [در اين مدّت] به مسجد مى رفت و مرا تنها مى گذاشت ، من از اين كار او به ( پدرش ) مصادف گلايه كردم و او هم امام صادق(علیه السلام ) را از اين جريان آگاه كرد ، آن حضرت به محمدبن مصادف پیغام داد که ماندن و نشستن تو نزد بیمار و پرستاری از او ، از نماز خواندنت در مسجد برتر است . الکافی ، ج4 ، ص 545 .

اللهم اشف کل مریض

گفتگوی حضرت یحیی با شیطان

بسم الله الرحمن الرحیم

💟⇦•شیطان به حضرت یحیی گفت : می خواهم تو را نصیحت ڪنم !

💟⇦•حضرت یحیی فرمود : من میل ندارم ولی می خواهم بدانم طبقات مردم نزد شما چگونه اند .

💟⇦•شیطان گفت :‌مردم از نظر ما به سه دسته تقسیم می شوند :....

①↫عده ای مانند شما معصومند ، ار آنها مایوسیم و می دانیم ڪه نیرنگ ما در آنها اثر نمی ڪند
②↫دسته ای هم بر عڪس در پیش ما شبیه توپی هستند ڪه به هر طرف می خواهیم می گردانیم
③↫دسته ای هم هستند ڪه از دست انها رنج می بریم ؛ زیرا فریب می خورند ؛ ولی سپس از ڪرده خود پشیمان می شوند و استغفار می ڪنند و تمام زحمات ما را به هدر می دهند دفعه دیگر ڪه نزدیکه که موفق شویم ،؛ اما آنها دوباره به یاد خدا می افتند و از چنگال ما فرار می ڪنند . ما از چنین افرادی پیوسته رنج می بریم .



داستان زیبا و آموزنده

بسم الله الرحمن الرحیم

روزی پسری از خانواده نسبتا مرفه، متوجه شد مادرش از همسایه فقیر خود نمک خواست
متعجب به مادرش گفت که دیروز کیسه ای بزرگ نمک برایت خریدم، برای چه از همسایه نمک طلب می کنی؟

مادر گفت: پسرم، همسایه فقیر ما، همیشه از ما چیزهایی طلب میکند، دوست داشتم از آنها چیز ساده ای بخواهم که تهیه آن برای آنها سخت نباشد، درحالی که هیچ نیازی به آن ندارم، ولی دوست داشتم وانمود کنم که من نیز به آنها محتاجم، تا هر وقت چیزی از ما خواستند، طلبش برای آنها آسان باشد، و شرمنده نشوند...

رحمت و غفران خدای سبحان بر انسانهای باد که به فکر حفظ آبروی دیگران است

و سعی می کنند که موجب شرمندگی دیگران فراهم نشود.

چند نکته ای آموزنده 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍قرآن کریم در مورد اهمیت تذکر و یاد آوری می فرماید :
" وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرَىٰ تَنفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ؛
ﻭ ﭘﻨﺪ و تذکر بده ; ﺯﻳﺮﺍ ﭘﻨﺪ و یاد آوری ﺑﻪ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺳﻮﺩ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ ". (ذاریات / ٥٥)

لذا از باب تذکر و یاد آوری به نکات ذیل توجه داده می شود :
✅چقدر زیبا و در زندگی مان نقش آفرین است اگر دقت و توجه داشته باشیم که :

✍ باپول
✅می توان ساعت خريد، ولى زمان نه
✅می توان مقام خريد، ولى احترام نه
✅می توان كتاب خريد، ولى دانش نه
✅می توان دارو خريد، ولى سلامتى نه
✅می توان رختخواب خرید، ولی خواب راحت نه.
✅می توان قلب را خرید، اما عشق را نه.
✅می توان موقعیت اجتماعی را خرید ، اما اعتماد را نه
✅می توان حکومت بر تن ها را خرید ؛ ولی محبت قلبی و حکومت بردلها را نه ...

🔷پس قدر داشته های را که با پول نمی توان آنها را خرید؛ باید دانست .

🔷بنا بر این ارزش آدمها به پول و دارایی نیست
به معرفت و انسانیت آنهاست

✅البته که پول و دارایی به دست آمده از راه حلال و مشروع به عنوان وسیله خوب نعمتی است نه به عنوان هدف.

یکی از سخنان حکیمانه و پند های جاودانه ی لقمان حکیم 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍لقمان حکیم که یکی از پیامبران الهی یا از شخصیت های ممتاز و برجسته ی تاریخ است و سخنان حکیمانه و ارزشمند او در قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام نیز باز تاب پیدا کرده است ؛ در یکی از این سخنان حکیمانه و پندهای جاویدانه او به فرزندش( که قرآن کریم بیان می کند) چنین آمده است:
✅يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ؛
✅ﭘﺴﺮﻛﻢ ! ﺍﮔﺮ ﻋﻤﻞ ﻫﻤﻮﺯﻥ ﺩﺍﻧﻪ ﺧﺮﺩلی ﻭ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﺳﻨﮕﻲ ﻳﺎ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻳﺎ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺧﺪﺍ ﺁﻥ ﺭﺍ [ ﺩﺭ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺑﺮﺍﻱ ﺣﺴﺎﺑﺮﺳﻲ ] ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩ ; ﻳﻘﻴﻨﺎً ﺧﺪﺍ ﻟﻄﻴﻒ ﻭ ﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ .(لقمان / ١٦)

✍این اعتقاد و باور که هیچ کار و عمل انسان( اعم از خوب و بد ) از دید خدای سبحان و محکمه عدل الهی پنهان نمی ماند و علاوه براینکه آثار وضعی و دنیوی در زندگی انسان دارد ؛ در قیامت مورد بررسی قرار گرفته و متناسب با آن پاداش و جزا داده می شود ؛ در چگونه زیستن و چگونه موضع گرفتن ، و در نتیجه در چگونه مردن و چگونه محشور شدن انسان نقش برجسته دارد.

🔷سخن آموزنده از بهلول دانا

‍ ✅فردی چند گردو به بهلول داد و گفت :
بشکن وبخور وبرای من دعا کن..

✅بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد ...
✅آن مرد گفت : گردوها را می خوری نوش جانت ، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم..

✅بهلول گفت : مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است ...

✍آری ، خدای که آگاه به اسرار و اعمال عیان و پنهان است و حتی خطورات قلبی انسان را می داند ؛
هم از مورد دعای صاحب گردو آگاهی دارد
و هم گردو دادن و انفاق او را مورد بررسی قرار خواهد داد.

🔷تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
🔷که خواجه خود روش بنده پروری داند .

دو عامل مهم زیاد شدن ارزش و مقام انسان از منظر امیرمؤمنان علی علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم

✍طبق سخن زیبایی که گفته شده :" كَلامُ عَلِيٍّ، كَلامُ عَلِيٍّ، وَ ما قالَهُ المُرْتَضى، مُرْتَضى ، سخنان و فرمایشات امام علی علیه السلام سخنان عالی ، حکیمانه و بسیار ارزشمند است و آنچه را علی مرتضی علیه السلام فرموده مورد پسند و تأیید هر انسان عاقل و منصفی است .
در یکی از این سخنان حکیمانه و زیبای شان دو عامل مهمی را که باعث ازدیاد ارزش و مقام انسان می شود بیان نموده و چنین می فرمایند:

✅ ای مومن!
علم و ادب بهای جان توست
پس در آموختن آن دو بکوش
پس هر چه بر علم و ادب تو افزوده شود
بر ارزش تو افزوده میشود
✅چرا که از راه دانش
به پروردگارت راه می یابی
و با ادب
خدمت پروردگارت را نیکو به جا می آوری
و با این ادب در خدمت است که
بنده سزاوار ولایت و قرب الهی می گردد
✅پس نصیحت مرا بپذیر
تا از عذاب برهی .

✅عبارت عربی:
وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ يَا مُؤْمِنُ إِنَّ هَذَا الْعِلْمَ وَ الْأَدَبَ ثَمَنُ‏ نَفْسِكَ‏ فَاجْتَهِدْ فِي تَعَلُّمِهَا فَمَا يَزِيدُ مِنْ عِلْمِكَ وَ أَدَبِكَ يَزِيدُ فِي ثَمَنِكَ وَ قَدْرِكَ فَإِنَّ بِالْعِلْمِ تَهْتَدِي إِلَى رَبِّكَ وَ بِالْأَدَبِ تُحْسِنُ خِدْمَةَ رَبِّكَ وَ بِأَدَبِ الْخِدْمَةِ يَسْتَوْجِبُ الْعَبْدُ وَلَايَتَهُ وَ قُرْبَهُ فَاقْبَلِ النَّصِيحَةَ كَيْ تَنْجُوَ مِنَ الْعَذَابِ.
📚روضة الواعظين ، ج‏1، ص: 12.

✅حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه
✅هر که را نیست ادب لایق صحبت نبود

سه عامل مهم نجات در زمان غیبت از منظر امام حسن عسکری و امام صادق علیهما السلام 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که ما در آن قرار داریم ، دهها سال بلکه قرن ها قبل از ولادت و غیبت آن حضرت ، یکی از زمان های سخت برای حفظ دین و عقاید ، و زمان پر فتنه و آشوب و امتحان های سخت و زیاد ، از سوی معصومین علیهم السلام بیان شده است. از جمله امام صادق علیه السلام درباره ی شدت فتنه ها و امتحان های زمان غیبت می فرماید :
✅« وَ اللَّهِ‏ لَتُغَرْبَلُنَ‏ وَ وَ اللَّهِ لَتُمَيَّزُنَّ وَ وَ اللَّهِ لَتُمَحَّصُنَّ حَتَّى لَا يَبْقَى مِنْكُمْ إِلَّا الْأَقَل‏ ، به خدا سوگند شما غربال می شوید ،
و به خدا سوگند شما از یکدیگر جدا می شوید
و به خدا سوگند خالص می شوید ، تا اینکه از شما ( شیعیان ) باقی نمی ماند جز گروه اندک».
📚غیبت نعمانی ، ص207 .

✅یعنی زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف امتحانات زیاد و سختی صورت می گیرد و مردم غربال می شوند ، مانند حبوبات که غربال می شوند ؛ حبوبات سالم در غربال می مانند و فاسدها و خس و خاشاك از غربال بيرون می ريزند ، مردم نيز همانند آنها از غربال امتحان بيرون می ريزند و باقى نمى‏ماند مگر افراد با ايمان‏ و معتقد به آن حضرت .

✅برای نجات از سختی های دوران غیبت و سربلند بیرون آمدن از امتحانات الهی در این زمان ، از سوی معصومین علیهم السلام عواملی بیان شده است ، که دو عامل نجات از هلاکت و ضلالت در زمان غیبت را حضرت امام حسن عسکری علیه السلام ضمن خبر دادن از غیبت قطعی فرزندش حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف ، این گونه بیان می کند :
✅« وَ اللَّهِ لَيَغِيبَنَّ غَيْبَةً لَا يَنْجُو فِيهَا مِنَ الْهَلَكَةِ إِلَّا مَنْ ثَبَّتَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَ وَفَّقَهُ فِيهَا لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِيلِ فَرَجِه‏ ، به خدا سوگند (حضرت مهدى عج) حتما و قطعا غيبتى مى‏گزيند كه در اين غيبت هيچ كس از هلاكت نجات نمى‏يابد مگر كسى كه خداى عزّ و جلّ او را بر قول [ و اعتقاد ] به امامت ايشان (حضرت مهدى عج) ثابت بدارد و به دعاى بر تعجيل فرج حضرتش موفق نماید».
📚كمال الدين و تمام النعمة ؛ ج‏2 ؛ ص384 .

✅چنانکه مشاهده می شود امام حسن عسکری علیه السلام در این سخن نورانی خود ، به صراحت دو چیز را از عامل نجات انسان از هلاکت و گمراهی در زمان غیبت می داند:
✅1 ) ثابت قدم بودن در اعتراف و اقرار به امامت آن حضرت ، که این ثبات قدم در هر زمینه ی از جمله در زمینه ی اعتقاد به امامت و ولایت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، یکی از عوامل نجات و رستگاری انسان بیان شده است .
✅2 ) توفیق یافتن برای دعا جهت تعجیل در فرج آن حضرت . این دعا آن چنان اهمیت دارد که یکی از سفارشات خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز می باشد ، چنانکه می فرماید :
✅« وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِيلِ‏ الْفَرَجِ‏ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم‏ ، براى تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه همان فرج شماست ».
📚کمال الدین ، ج2 ، ص485 .

✅‏3 ) یکی دیگر از عوامل نجات انسان از فتنه های آخر الزمانی و گرفتاری های زمان غیبت ، خواندن دعای غریق است. چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود :
« به زودی شبهه‏اى براى شما پديد مى‏آيد كه نه علامتى براى يافتن راه (حق) هست و نه امامى كه (شما را) راهنمائى كند. كسى جز آنها كه دعاى غريق می خوانند از آن ورطه نجات نمى‏يابد.
✅(راوی می گوید ) عرضكردم: دعاى غريق چگونه است؟
✅حضرت فرمود: دعای غریق این است که می گویی :« يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ‏ قَلْبِي‏ عَلَى‏ دِينِك‏ ».
📚 کمال الدین ، ج2 ، ص352 .
در این دعا نیز ثبات قلبی در دین از خدای سبحان درخواست شده است.

✍خلاصه اینکه : از منظر امام حسن عسکری و امام صادق علیهماالسلام سه چیز از عوامل مهم نجات انسان از فتنه ها و هلاکت ؛ در زمان غیبت است :
✅الف ) ثبات قدم داشتن در اعتقاد و اقرار به امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ؛
✅ب ) دعا برای تعجیل در فرج آن حضرت ؛
✅ج ) خواندن دعای غریق .

اللهم عجل لولیک الفرج‌

نامه شاه قاجار به میرزای شیرازی و پاسخ جالب و آموزنده او 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍ناصرالدین شاه قاجار در ماه مبارک رمضان نامه ای به مرجع تقلید آن زمان میرزای شیرازی به اين مضمون نوشت :
✅من وقتی روزه می گیرم از شدت گرسنگی و تشنگی عصبانی می شوم و ناخود آگاه دستور به قتل افراد بی گناه می دهم لذا جواز روزه نگرفتن مرا صادر بفرماييد!

✅آیت الله العظمی میرزای شیرازی در جواب ناصرالدین شاه نوشت:
✅ بسمه تعالی
حکم خدا قابل تغییر نیست لکن حاکم قابل تغییر است اگر نمی توانی به اعصابت مسلط شوی از مسند حکومت پایین بیا تا شخص با ایمانی در جایگاه تو قرار گیرد و خون مؤمنین بیهوده ریخته نشود.

🔷نکته ها :
✅۱ - صراحت لهجه و پاسخ های مستدل مراجع عالیقدر و عالمان ربانی امثال میرزای شیرازی به افراد پر توقع و بهانه جوی امثال ناصرالدین شاه قاجار قابل تحسین و مایه افتخار است ؛
✅۲ - چنین عالمان ربانی به تعبیر روایات مرزداران عقائد دینی مردم و حافظان احکام الهی هستند که مقام ، نقش و پاداش شان به مراتب بالا تر و بیشتر از مرزداران امنیتی و جغرافیایی است که امام سجاد علیه السلام برای آنها دعای مخصوص دارند ؛
✅۳ - این پاسخ میرزای شیرازی(ره) برای همه مردم بخصوص علما درس و الگو است که با صراحت و بدون تعارف در حد توان خود جلو حرمت شکنی مقدسات و احکام الهی بایستند.

یکی از عوامل وضعیت نا بسامان افغانستان از دیدگاه استاد دانشگاه سوئیسی 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍از یک دانشجوی افغانستانی نقل شده است که :
زمان تحصيلم در سوئيس با يكی از اساتيد دانشگاه مان رفتيم كافه نزديك دانشگاه تا قهوه بخوريم.
حرف از حكومت و اوضاع بد افغانستان شد كه استادم حرف جالبی زد كه همواره توی ذهنم نقش بست.
✅استادم گفت: فكر نكن برای كشورها قرعه كشی كرده اند و مردم سوئيس به خاطر شانس خوب اين حكومت گيرشون آمده و مردم افغانستان بد شانس بودند و به اين روز افتادند، بلكه هر ملتی حكومتی كه سزاوارش هست رو می سازه و اتفاقا مردم سوئيس حق شان داشتن حكومتی اينچنين هست و افغان ها ( افغانستانی ها )هم لياقت شان بيشتر از اينی كه دارند، نيست.
✅این دانشجوی افغانستانی می گوید :
كمی احساس تحقير كردم، به همين خاطر پرسيدم:
افغان ها( افغانستانی ها) چه كاری بايد انجام دهند تا تغيير كنند؟
✅استاد فنجون قهوه رو از كنار دهانش پائين آورد و لبخندی زد و گفت:
هر سوئيسی در سال 10 كتاب ميخواند، تو اگر يك افغانی ( افغانستانی )را ديدی از طرف من بهش بگو چنانچه مردم كشورت سالی يك كتاب بخوانند كشورت تغيير خواهد كرد.

✅ البته که این راه حل به کشورهای مشابه نیز قابل تعمیم است .

🔷پ.ن :
✍این سخن این استاد دانشگاه سوئیسی یک حقیقت انکار نا پذیر است زیرا کتاب خواندن و سر و کار داشتن با کتاب های خوب؛
✅ یعنی افزایش علم و دانش ، و به دست آوردن تجربه و بینش ؛
✅ یعنی آشنایی با عوامل پیشرفت و پیروزیها و همچنین دانستن عوامل انحطاط و شکست های امتها و ملت ها ؛
✅ یعنی رسیدن به بلوغ فکری ، اخلاقی ، اجتماعی ، سیاسی و ...
✅یعنی عقلانیت محوری ، همدیگر پذیری و زیست انسانی ؛
یعنی ... .
✅در آموزه های انسان ساز و نجات بخش اسلامی نیز این مطلب به طور گسترده و به انحای مختلف مورد تأکید قرار گرفته است
✅۱ - آموزه های اسلامی نه تنها به مطالعه و سرو کار داشتن با کتاب تدوین شده توسط علما و دانشمندان توصیه و تأکید می کند و کتابها را باغها و بستان های دانشمندان معرفی می نماید " الکتب بساتین العلما "
بلکه علاوه بر آن به گردش ، مطالعه و دقت در کتاب تکوین و کتاب عالم طبیعت نیز سفارش و تشویق می نماید بعنوان نمونه می فرماید:
" قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ
ﺑﮕﻮ : ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﮕﺮﺩﻳﺪ ﭘﺲ ﺑﺎ ﺗﺄﻣﻞ ﺑﻨﮕﺮﻳﺪ ﻛﻪ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎم ﮔﻨﻬﻜﺎﺭﺍﻥ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ؟ ".(نمل / ٦٩)
✅۲ - به همنشینی و ارتباط با علما و حکما تاکید می کند" جالس الحکماء ... " " جالس العلماء تسعد " " جالس العلماء تزدد علما " و... .
✅۳ - مستقیما به فرا گیری علم و دانش ، و توسعه و تعمیق فهم و بینش ، توصیه می نماید.

✍خلاصه اینکه :
مهم ترین عامل رشد و ترقی ، و پیشرفت و شکوفایی در عرصه های مختلف ، خواندن کتاب و به دست آوردن علم و دانش ، و آگاهی و بینش است.
✅این فرمایش درر بار امیرالمؤمنین علی علیه السلام بهترین موئید این مدعا است که حضرت می فرماید :
" العلم سلطان من وجده صال به و من لم یجده صیل علیه ، علم و دانش مایه سلطه و سیطره است ، کسی که آن را به دست بیاورد سلطه پیدا می کند و کسی که آن را بدست نیاورد تحت سلطه قرار می گیرد ".
📚شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۲۰ ، ص ۳۱۹.

به مناسبت در گذشت مفتی اعظم عربستان سعودی و رهبرتکفیری های وهابی

بسم الله الرحمن الرحیم

آل‌سعود خبر مرگ عبدالعزيز بن عبدالله آل الشيخ، رئیس سازمان فتاوا و مفتی اعظم عربستان سعودی را اعلام کرد. او از نوادگان محمد بن عبدالوهاب، بنیان‌گذار وهابیت و پیشوای تکفیری ها بود.

شیخ عبدالعزیز آل‌شیخ سال‌ها در سمت مفتی کل و ریاست هیئت علمای ارشد عربستان فعالیت داشت و نقش برجسته‌ای در رهبری دینی و فتوای اسلامی در سطح کشور ایفا می‌کرد.

او در طول دوران مسئولیت خود در هیئت علمای کبار فتواهای جنجالی و بحث‌برانگیزی صادر کرده بود که واکنش‌های گسترده‌ای را در میان مسلمانان و رسانه‌ها برانگیخت .

« عبدالعزيز آل شيخ» در یکی از فتواهای خود گفته بود که برگزاری هرگونه تظاهراتی در دفاع از غزه بدعت به شمار می رود از همين رو اقدامی حرام است! وی سابقه زیادی در تکفیر مسلمانان دنیا داشت.

وی یزید ملعون را امیرالمؤمنین می دانست و هرکسی را که برعلیه معاویه حرف بزند مسلمان نمی‌دانست.

چند نکته ی قابل یاد آوری:

۱ - طبق حدیث معروفی که هرگاه عالِم فاسد شود عالَم و جامعه فاسد می شود ، اگر عربستان مرکز تحجر و تکفیر علیه مسلمانان بخصوص شیعیان است ، بخاطر عالمان متحجر و فاسد امثال این مفتی است؛

۲ - همین مفتی متعصب تکفیری و پیروانش که شیعیان بلکه اهل سنت غیر وهابی را نیز به اندک بهانه و برداشت های نادرست شان از دین ، تکفیر می کنند و مشرک می خوانند ؛ از جمله بخاطر سب و لعن خلفا ؛ اما از معاویه و یزید جنایتکار به شدت حمایت و آنها را تطهیر می کنند.

در حالی که همین معاویه گذشته از سایر جنایات بی شمار و بدعت گذاری های او ، به اتفاق مورخین شیعه و سنی امیرالمؤمنین علی علیه السلام را نه تنها خودش سب و لعن می کرد بلکه در زمان حاکمیت خود ، در تمام سر زمین های اسلامی آن روز بخش نامه کرده بود که باید در خطبه های نماز های جمعه و سایر اوقات و مناسبت ها ، به وصی و خلیفه برحق رسول خدا صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین علی علیه السلام سب و نا سزا بگویند و این بدعت گذاری معاویه تا زمان عمربن عبدالعزیز حدود ۶۰ سال ادامه داشت و به شدت و حِدَّت اجرا می شد.

این در حالی است که به نص صریح روایات متعدد و مختلفی که شیعه و سنی نقل کرده اند رسول خدا صلی الله علیه و آله مکرر می فرمودند : سب و نا سزا گفتن به علی علیه السلام ناسزا گفتن به من است و نا سزا گفتن به من نا سزا گفتن به خداست و آن جایگاهش آتش جهنم است .

بنابراین ، صرف نظر از روایات فوق که سب و ناسزا گفتن به امیرالمؤمنین علی علیه السلام را سب به رسول خدا و خدای سبحان بیان می کنند ، طبق ملاک وهابیت خبیث که هرگونه ناسزا گویی به خلفا و اصحاب را کفر و گوینده آن را سزاوار کشتن می دانند معاویه کافرترین کفار و مهدورالدم ترین مهدورالدم ها باید باشد.

ولی وهابیت که عقاید و رفتار شان بر تضاد و تناقض ، و تحجر و تکفیر استوار است نه تنها معاویه را کافر و مهدورالدم نمی دانند بلکه متعصبانه و جاهلانه از او دفاع می کنند. ش

3 - وهابیت که یک مذهب جعلی و ساخته ی انگلیسی ها است با تفکر خطرناک تکفیری و افراط گرایی مذهبی که دارد و بدین جهت جوی خون از مخالفین خود راه انداخته است ، یکی از مهم ترین موانع جذب مردم دنیا به اسلام به شمار می رود.

مردی که برای خود عذاب دنیوی خواست و راهنمایی رسول خدا صلی الله علیه و آله برای چگونه دعا کردن

بسم الله الرحمن الرحیم

✍🏻 از امیر المؤمنین علیه السلام نقل شده است که روزی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) سراغ مردی از اصحاب را گرفت و پرسید: فلانی در چه حال است؟
✅گفتند: مدتی است رنجور و بیچاره شده، و چونان مرغ بال و پر شکسته زار و پریشان گشته (و زندگانی به سختی می‌گذراند).
✅حضرت (به حال او ترحم کرد و) برخواست و به قصد عیادت او روانه منزل وی شد.
✅مرد بیمار و گرفتار واقعاً رنجور و مبتلا گشته بود و پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) به فراست دریافت که بیماری و ابتلای او مستند به یک امر عادی نیست ؛ از این رو از وی پرسید: آیا در حق خود نفرین و دعای بد کرده ای؟
✅ مرد بیمار فکری کرد و گفت: بله، همین طور است، من در مقام دعا گفته بودم: پروردگارا اگر بناست، در جهان آخرت، مرا به خاطر ارتکاب گناهانم کیفر دهی و عذاب نمایی ، از تو می‌خواهم که در کیفر من تعجیل فرمایی و آن را در همین جهان قرار دهی....
✅ رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ای مرد! چرا در حق خود چنین دعایی کردی؟!
مگر چه می‌شد،از پروردگار (کریم و رحیم ) هم سعادت دنیا و هم سعادت و نیکبختی سرای آخرت را در خواست می‌ کردی و در نیایش خود این آیه را می‌خواندی:
" رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ ؛ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ! ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺭ ﺩﻧﻴﺎ ﻧﻴﻜﻲ ﻭ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺕ ﻫﻢ ﻧﻴﻜﻲ ﻋﻄﺎ ﻛﻦ، ﻭ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻋﺬﺍﺏ ﺁﺗﺶ ﻧﮕﻩ ﺩﺍﺭ ".
(بقره / ٢٠١)
✅مرد مبتلا و بیمار این دعای (قرآنی )را خواند و صحیح و سالم گشت و با صحت و سلامت باز یافته همراه ما از منزل خارج شد.
📚الاحتجاج علی اهل اللجاج ( للطبرسی) ، ج۱ ، ص۲۲۴ .

✍چند نکته ی قابل یاد آوری :
✅۱ - در دعا هیچ وقت از خدای سبحان که مالک مُلک و ملکوت است و خزائن زمین و آسمان به دست اوست ، کم نخواهیم و سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت هردو را بخواهیم ؛ چرا که نه خدا بخل دارد و نه چیزی از خزائن او کم می شود ؛
✅۲ - هیچ گاه بدی ، عذاب و گرفتاری از خدا در خواست نکنیم نه برای خود و نه برای دیگران ( مگر کسانی که با خدا و اولیای خدا دشمنی داشته باشند)؛
✅۳ - چنانکه در روایات متعدد داریم که دعا زیاد نمایید زیرا نمی دانید کدام یک به هدف اجابت می رسد ، دعا زیاد نماییم مخصوصا در خواندن دعاهای قرآنی مداومت داشته باشیم ؛
✅۴ - امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه و دعای فوق می فرماید :
✅مراد از حسنه در آخرت ، رضا و خشنودی خدای سبحان و بهشت است
✅ و مراد از حسنه در دنیا ، گشایش در رزق و روزی و معیشت ، و خوش اخلاقی و نیک خوئی است .
📚معانی الاخبار ، ص ۱۷۵.

🔷 رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ النَّار 🔷

شش توصیه ی که سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت را در پی دارد 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍مردى نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و گفت:
به من کارى بیاموز که خداوند، به سبب آن :
مرا دوست بدارد
و مردم نیز دوستم بدارند،
و خدا دارایى ام را فزون گرداند
و تن درستم بدارد
و عمرم را طولانى گرداند
و مرا با تو محشور نماید.

✅ رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

اینها یى که گفتى شش چیز است که به شش چیز، نیاز دارد:

✅ ۱ - اگر مى خواهى خدا تو را دوست بدارد، از او بترس و تقوا داشته باش.

✅۲- اگر مى خواهى مردم دوستت بدارند، به آنان نیکى کن و به آنچه دارند، چشم مدوز.

✅۳- اگر مى خواهى خدا دارایى ات را فزونى بخشد، زکات آن را بپرداز.

✅۴ - اگر مى خواهى خدا بدنت را سالم بدارد، صدقه بسیار بده.

✅۵- اگر مى خواهى خداوند عمرت را طولانى گرداند، به خویشاوندانت رسیدگى کن ( و صله ارحام انجام بده) ؛

✅۶ - و اگر مى خواهى خداوند تو را با من محشور گرداند ، در پیشگاه خداى یگانه قهّار، سجده طولانى کن.

📚 اعلام الدین، ص 268 .
📚بحارالأنوار، ج85،ص 164.

مقام والای ثابت قدمان در دین و ولایت اهل بیت(ع) در زمان غیبت

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمان
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیفَةَ الرَّحْمان
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا شَریکَ الْقُرْآن
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا إِمامَ الْإِنْسِ وَالْجانِّ

🌹دل مان خوش است به سلامی که جوابش واجب است

✍یکی از علل غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف که امتحان و آزمایش مردم بیان شده است ، مؤمنین شرایط سختی را سپری می کنند و کسانی که با ایمان و اعتقاد راسخ به دین و ولایت اهل بیت علیهم السلام ، و با بیزاری جستن از دشمنان آن بزرگواران ، این سختی ها را تحمل می نمایند و از امتحان سر بلند بیرون می آیند ، جایگاه و مقام والایی نزد اهل بیت علیهم السلام دارند.
✅چنانکه امام کاظم علیه‌السلام می فرماید :
" طُوبَى لِشِيعَتِنَا الْمُتَمَسِّكِينَ بِحَبْلِنَا فِي غَيْبَةِ قَائِمِنَا الثَّابِتِينَ عَلَى مُوَالاتِنَا وَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِنَا
أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ قَدْ رَضُوا بِنَا أَئِمَّةً وَ رَضِينَا بِهِمْ شِيعَةً
فَطُوبَى لَهُمْ ثُمَّ طُوبَى لَهُمْ وَ هُمْ وَ اللَّهِ مَعَنَا فِي دَرَجَاتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ ؛
✅خوش به حال شیعیان ما
آن‌ها که در دوران غیبت قائم ما به ریسمان ما چنگ می‌زنند
و بر محبّت ما و بیزاری از دشمنان ما ثابت‌قدم هستند.
✅آن‌ها از ما هستند و ما از آن‌هاییم.
آن‌ها ما را به عنوان امام خود پسندیده‌اند
و ما آن‌ها را به عنوان شیعه خود پسندیده‌ایم.

پس خوش به حالشان!
پس خوش به حالشان!
والله روز قیامت آنها با ما در درجات ما هستند.
📚 كمال‌الدين، ج‏۲، ص۳۶۱.

منفورترين مخلوقات نزد خدای سبحان 

بسم الله الرحمن الرحیم

علامه مجلسی در بحار الأنوار می نویسد در حديث قدسى آمده است :
✅بدانيد كه منفورترينِ آفريدگان نزد من كسى است كه خود را به من مانند كند و ادّعاى خدايى نمايد؛
✅پس از او منفورترينِ مردمان نزد من كسى است كه خود را همانند محمّد صلی الله علیه و آله و سلم كند و بر سر نبوّت او با وى كشمكش كند و مدّعى نبوّت شود،
✅و پس از او منفورترين مخلوقات نزد من كسى است كه خود را وصىّ محمّد نشان دهد، .........
✅پس از اين مدّعيان دروغين كه در معرض دشمنى منند، منفورترين آفريدگان نزد من آنانى هستند كه اين عدّه را در ادّعايشان كمك مى دهند
✅ و بعد از اينان منفورترينِ خلايق نزد من كسانى هستند كه به كردار اين افراد خشنودند.

متن عربی :
" اعلموا أنَّ أبغَضَ الخَلقِ إلَيَّ مَن تَمَثّلَ بِي و ادَّعى رُبوبِيَّتي ، و أبغَضُهُم إلَيَّ بَعدَهُ مَن تَمثَّلَ بمحمّدٍ و نازَعَهُ نُبُوّتَهُ و ادَّعاها، و أبغَضُهُم إلَيَّ بعدَه مَن تَمَثّلَ بوصيِّ محمّدٍ ......... و أبغَضُهُم إلَيَّ بعدَ هؤلاءِ المُدَّعينَ لِما هُم بهِ لِسَخَطي مُتَعرِّضونَ ، مَن كانَ لَهُم على ذلكَ مِن المُعاوِنينَ ، و أبغَضُ الخَلقِ إلَيَّ بعدَ هؤلاء مَن كانَ مِن الرّاضينَ بفِعْلِهِم .
📚بحار الأنوار : 92 / 253 / 48

عظمت و مقام شفاعت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از منظر امام صادق علیه السلام 

بسم الله الرحمن الرحیم

🌸السَّلامُ عَلَیْکِ یَا فَاطِمةُ المَعصُومَة
🌸 یَا فاطِمَهُ اشْفَعِی لِی فِی الْجَنَّهِ فَإِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَأْناً مِنَ الشَّأْنِ

🌹ایام ورود کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها به قم گرامی باد

✍به همین مناسبت روایتی از امام صادق علیه السلام در مورد عظمت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و اینکه آن بانوی مکرمه از مقام و اذن شفاعت برخودار است ، خدمت دوستان عزیز تقدیم می گردد.
✍علامه مجلسی رحمت الله علیه درکتاب بحارالانوار از امام صادق(علیه السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمودند:
✅" همانا برای خدای متعال حرمی وجود دارد و آن مکه است و برای رسول خدا ( صلی الله علیه و آله و سلم ) حرمی وجود دارد و آن مدینه است و حرم امیرالمومنین(علیه السلام )در کوفه واقع شده است.
✅ آگاه باشید که شهر قم کوفه صغیر است. بهشت هشت درب دارد که سه تای از آنها به سوی شهر قم باز می‌شوند.
✅ در این شهر زنی از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسی دفن می‌شود که تمام شیعیان من به شفاعت آن بانو داخل بهشت می‌شوند ".
📚 بحارالانوار،ج57،ص228.

✅امام صادق(علیه السلام ) زمانی این سخن نورانی را بیان نموده که هنوز فرزندش حضرت موسی بن جعفر(علیهماالسلام) متولد نشده بود چه رسد به تولد حضرت معصومه(سلام الله علیها).
✅اگر در فضیلت کریمه اهل بیت علیهم السلام حضرت معصومه(سلام الله علیها) فقط همین یک روایت وجود داشت برای عظمت این بانو کافی بود "

✅متن عربی :
" عَنِ الصَّادِقِ(ع)أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ لِلَّهِ حَرَماً وَ هُوَ مَکَّةُ أَلَا إِنَّ لِرَسُولِ اللَّهِ حَرَماً وَ هُوَ الْمَدِینَةُ أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ حَرَماً وَ هُوَ الْکُوفَةُ أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْکُوفَةُ الصَّغِیرَةُ أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَی قُمَّ تُقْبَضُ فِیهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِی اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَی وَ تُدْخَلُ‏ بِشَفَاعَتِهَا شِیعَتِی الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ .
📚بحارالانوار،ج57،ص228.

تقسیم کننده ی بهشت و جهنم بودن امام علی علیه السلام از منظر احمدبن حنبل 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍ از احمد بن حنبل( یکی از بزرگان اهل سنت و رهبر مذهب حنابله) سوال کردند، نظر شما درباره حدیثی که امام علی علیه السلام فرمود :
من قسیم النار و الجنه هستم چیست؟
✅ احمد گفت : مگر انکار میکنید؟!
مگر ما از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) روایت نکردیم که حب علی ایمان و بغضه نفاق؟
✅گفتند : بله .
✅گفت : جای ایمان در روز قیامت کجاست ؟
✅گفتند : بهشت.
✅گفت: نفاق جایش کجاست؟
✅گفتند : جهنم.
✅احمد گفت : پس علی ( علیه السلام ) قسیم النار و الجنه است .

بیماری خطرناک و بی دردی که خیلی وقتا متوجه آن نیستیم 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍یکی از بیمارى‌هاى آسیب رسانی که نه دردی دارد و نه علامت و صدایی ؛ اما مى‌تواند آسیب شدیدى به داشته ها و نعمت های ما وارد نماید ، بیماری « عادى‌شدنِ نعمت ها و نعمت ندانستن آنها » است.

🔷برخی از علایم و نشانه های این بیماری را ( که بسیاری از انسانها به آن مبتلا هستند ولی متوجه نیستند و پیامدهای منفی آن را هم می بینند ) می توان به قرار ذیل بر شمرد :

✅۱- این که انسان غرق در نعمت باشد ، اما هیچ گاه به عنوان نعمت به آنها نگاه نکند و هیچگونه احساس شکرگزارى در قبالش نداشته باشد ، گویا این نعمت ها حقوقی هستند که باید داده می شد ؛ مانند نعمت اعضا و جوارح سالم ، نعمت عقل و فهم ، نعمت های حواس پنجگانه و... .

✅۲ - این که انسان وارد خانه شود و همه‌ى اعضاى خانواده‌ در سلامتى بسر برند، اما " شکر خدای مهربان " را به جاى نیاورد .

✅۳ - اینکه به بازار برود و بعد از خرید مواد دلخواه صحیح و سالم به خانه برگردد ؛ اما قدردان و شکرگزار صاحب نعمت یعنی خدای سبحان نباشد و توجه نداشته باشد که قدرت و توان پول در آوردن ، خرید کردن و مصرف نمودن آن را ، خدا به او داده ، و این امر را عادى و حق خود در زندگى بپندارد .

✅۴ - اینکه هر روز در کمال صحت و سلامتى از خواب برخیزد و با سلامتی و توان بر سر کار و شغل خود برود ؛ اما سپاسگزار خدا نباشد.

✅۵ - خانواده و فرزندان شاد و سالم دارد و صبح و شب با سلامت و در کمال امنیت و آرامش دور یک سفره جمع شده با هم غذا می خورند ؛ ولی این کار را نعمت نمی داند و شکر گزار آن نیست .

✅۶ - بعد از صرف غذا به راحتی آن را هضم و مواد زائد را دفع می کند ؛ ولی هیچگاه شاید خدا را بر این دو نعمتی که داده سپاسگزاری نکرده است.

✅۷ - بی مزگی آب دهان را که بتواند مزه خوراکی ها را خوب حس نموده و از آن لذت ببرد ؛
✅شوری آب چشم را تا آن را از آسیب دیدن و گندیدن در امان نگهدارد ؛
✅و تلخی آب گوش را تا از ورود حشرات به درون آن جلو گیری شود ؛
شاید هیچگاه به عنوان نعمت به شمار نیاورده باشد و بابت آن خدای حکیم و مهربان را سپاسگزاری نکرده باشد
✅در حالی که اگر غیر از این می بودند معلوم نبود به چه مشکلاتی مبتلا می شد

۸ - و... .

✅این در حالی است که خدای سبحان می فرماید :
" ... لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ ؛
ﺍﮔﺮ ﺳﭙﺎﺱ ﮔﺰﺍﺭﻱ ﻛﻨﻴﺪ ، ﻗﻄﻌﺎً [ ﻧﻌﻤﺖِ ] ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﻰ ﺍﻓﺰﺍﻳﻢ ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﻲ ﻛﻨﻴﺪ ، ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﻋﺬﺍﺑﻢ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ .(ابراهیم / ٧) .

خدایا ! بار الها !
کمکمان کن ؛ که هم نعمت هایت را بشناسیم و هم شاکر و قدردان آنها باشیم . 🙏

دزد ترین دزدها از منظر رسول خدا صلی الله علیه و آله

بسم الله الرحمن الرحیم

✍روزی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم ) در مسجد نشسته بودند در این هنگام شخصی وارد شده و به نماز ایستاد.
اما بسیار با عجله ، رکوع و سجود بجا آورد (و ارکان نماز را نیمه کاره انجام داد).
✅ حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: مانند کلاغی که به زمین نوک می زند، خم و راست شده و نماز خواند ، هر آینه اگر او در چنین وضعی و با چنین نماز خواندنی از دنیا برود، به دین من نمرده است.
📚الکافی ، ج۳ ، ص۲۶۸ .

✅نکته ها :
✍۱ - در وقت خواندن نماز و گفتن اذکار رکوع و سجود بدن باید آرام باشد در غیر این صورت نماز اشکال پیدا می کند .
✍۲ - کسی که رکوع و سجود نماز را درست انجام ندهد( و با عجله زیاد نماز بخواند به گونه ای که افعال و اذکار نماز در حال آرامش و درست صورت نگیرد ) بعنوان دزد ترین دزدها معرفی شده است .
✅چنانکه از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند :
" أَسْرَقُ السُّرَّاقِ مَنْ سَرَقَ صَلَاتَهُ
قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ كَيْفَ يَسْرِقُ صَلَاتَهُ
قَالَ لَا يُتِمُّ رُكُوعَهَا وَ سُجُودَهَا ؛
✅دزد ترین دزد ها کسی است که از نماز خود بدزدد
پرسیده شد ای پیامبر خدا(ص) ! از نماز خود چگونه می دزدد؟
حضرت فرمودند : رکوع و سجود نمازش را به طور کمال و تمام انجام نمی دهد ".
📚مستدرک الوسایل، ج ۱۸ ، ص ۱۵۰.

آداب عیادت از بیماران 

بسم الله الرحمن الرحیم

✍ملا نصر الدین بیمار شد و به بستر افتاد

✅هر روز تعداد زیادی از دوستان و آشنایان به عیادت وی می آمدند و تا دیر وقت در خانه او می ماندند و دو یا سه وقت غذای خود را هم در خانه ملا می خوردند.

✅یک روز ملا وقتی دوستانش در اطراف وی جمع شده بودند و نزدیک ظهر هم بود ناگهان از جایش برخاست و به روی بستر نشست و گفت:
خوب، خداوند بیمار شما را شفا داد و نشستن شما در اینجا دیگر فایده ای ندارد، حال برخیزید و به خانه خود بروید.😂

🔷نکته های اخلاقی :

✍ ۱ - عیادت از بیمار را کوتاه کنیم و توقف ما در کنار بیمار طولانی نشود .
✅چنانکه توصیه آموزه های انسان ساز پیشوایان دینی نیز این است که نشستن در نزد شخص مریض کوتاه باشد مگر اینکه خود بیمار دوست داشته باشد و حضور طولانی عیادت کننده را بخواهد.
📚مکارم الاخلاق ، ص ۳۶۰.

✅جالب است که امام صادق علیه السلام می فرماید :" اَعظَمُکُم اَجرًا فِی العِیَادَةِ اَخَفُّکُم جُلُوسًا ؛ بزرگ ترین اجر و پاداش را در عیادت بیکار کسی دارد که نشستن و توقف او نزد بیمار کوتاه تر باشد .
📚همان ، ص ۳۶۱.

✅۲ - در خانه بیمار‌ چیزی نخورد ؛ از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که از خوردن چیزی در نزد مریض نهی نموده؛ چرا که پاداش عیادتش از بین خواهد رفت .
📚مستدرک الوسایل ، ج۲، ص ۱۵۱.

گفتگوی راننده لبنانی با وهابی

بسم الله الرحمن الرحیم

🔷یک راننده لبنانی تعریف کرده ؛

✅ایام شهادت امیرالمومنین علی علیه السلام تو تاکسی مداحی گذاشته بودم و مسافری وهابی رو سوار کرده بودم..

✅به مقصد که رسید از ناراحتی اش گفت کرایه رو امام علی (علیه السلام) حساب میکنه و زد به فرار..

✅منم بخاطر کهولت سن نتونستم برم دنبالش..

✅چند لحظه بعد صدای زنگ موبایلی به گوشم خورد دیدم طرف گوشی آیفون اش رو جا گذاشته..
جواب دادم دیدم داره التماس میکنه بیا کرایه ات رو بدم..‌.

✅منم گفتم امام علی علیه السلام کرایه رو داد تو برو گوشیتو از معاویه بگیر 😂

🌹السلام علیک یا امیرالمؤمنین یا علی بن ابیطالب یا حجت الله علی خلقه .

ویژگی های عبادی رسول خدا ص( قسمت دوم : اهمیت دادن به ذكر و ياد خدای سبحان )

بسم الله الرحمن الرحیم

✍باتوجه به فوايد و نتایج فوق العاده ی كه در پرتو ياد خدا نصيب انسان مي شود مانند:
✅ آرامش يافتن دل « أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ، آگاه باشيد تنها با ياد خدا دلها آرامش مي يابد ». رعد/ 28 ؛
✅مذكور خدا شدن « فَاذْكُرُوني‏ أَذْكُرْكُمْ ... ، به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم ». بقره / 152؛
✅زنده شدن قلب ؛ چنانکه امیرمنان علی علیه السلام می فرماید:« « فى‏ الذّكر حياة القلوب‏ ، درپر تو ياد خدا دلها زنده مي شود ».
📚غرر الحكم ؛ ص476 .
✅ محبوب خدا شدن :« مَنْ‏ أَكْثَرَ ذِكْرَ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبَّهُ اللَّه‏ ؛ كسي كه زياد ياد خداي بزرگ را نمايد، خداوند اورا دوست دارد ».
📚الكافي ؛ ج‏2 ؛ ص500 .
✅ دورشدن شيطان (ازانسان). چنانکه امام علی علیه السلام می فرماید :« ذكر اللّه‏ مطردة الشّيطان ، ياد خدا سبب دورشدن شيطان است »
📚 غرر الحكم ؛ ص369 .‌ و... .
خداي سبحان پيامبرخاتمش(وهمه مردم)را دستور مي دهد كه خدا را در دل خود ازروي تضرع وخوف ياد كنند:« وَ اذْكُرْ رَبَّكَ في‏ نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خيفَةً ... ». اعراف / 205.
✅ لذا رسول خاتم(صلی الله علیه و آله) دائم الذكر بود اعم ازذكر قلبي ، زباني و عملي . چنانكه اميرمؤمنان(علیه السلام) درتوصيف و معرفي آن حضرت فرمود:« كَانَ(ص) لَا يَجْلِسُ وَ لَا يَقُومُ إِلَّا عَلَى ذِكْر، در نشستن و برخاستن همواره به ذكر مشغول بود .
📚عيون اخبارالرضا ، ج1 ، ص 318 . معاني الاخبار، ص 82 .

✍ با توجه به اهمیت یاد و ذکر خدای سبحان است که قرآن کریم خطاب به همه اهل ایمان می فرماید :
" يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا ؛ ﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ! ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻳﺎﺩ ﻛﻨﻴﺪ ". احزاب / ۴۱ .
✅حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می فرماید:
"تَسبِیحُ فَاطِمَةَ الزَّهراء (سلام الله علیها ) مِنَ الذِّکرِ الکَثیِر الَّذِی قال الله عز و جل : اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا . تسبیح ( مادرمان فاطمه زهرا سلام الله علیها ) از مصادیق ذکر کثیر است که خداوند به آن دستور داده است ".
📚تفسیر نورالثقلین، ج۴ ، ص ۲۸۶.

اهمیت انتظار فرج و ظهور

بسم الله الرحمن الرحیم

✍روز جمعه سید الایام متعلق است به خاتم الاوصیا حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف دسته گلی به نام سلام تقدیم آن حضرت می نماییم :

🌹اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا صاحِبَ الزَّمان
🌹اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلیفَةَ الرَّحْمان
🌹اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا شَریکَ الْقُرْآن
🌹اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا إِمامَ الْإِنْسِ وَالْجانِّ

🌸دل مان خوش است به سلامی که جوابش واجب است

🔷 اهمیت انتظار فرج و ظهور

✍پیامبر مهربانی ها حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
✅" أفضلُ العبادةِ انتظارُ الفَرَجِ ؛ برترين عبادت، انتظار فرج است ".
📚بحار ، ج ۱۱ ، ص ۱۲۵ .

✍حضرت امام جعفر صادق عليه السلام می فرماید :
✅ " المُنْتَظِرُ للثّاني عَشَرَ كالشّاهِر سَيفَهُ بينَ يدَي رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يَذُبُّ عنهُ ؛
كسى كه منتظر دوازدهمين [امام ]باشد، مانند كسى است كه با شمشير برهنه و آخته در برابر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از آن حضرت دفاع نمایند ".
📚بحار، ج۲۴ ، ص ۱۲۹.

✍پ.ن:
البته که :
✅منتظر مصلح جهانی خود باید صالح باشد ؛
✅منتظر عدل گستر جهان خود باید عادل باشد
و منتظر "رحمة للعالمین " بودن ( که از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در لوح فاطمه زهرا سلام الله علیها تعبیر به " رحمة للعالمین " شده است ) خود باید اهل رحمت و رأفت و مهربانی باشد ؛
تا در این انتظاری ها سنخیت حفظ شود.

🌸اللهم عجل لولیک الفرج 🌸

اهمیت کار و تلاش برای تامین معیشت از منظر امام صادق علیه السلام 

بسم الله الرحمن الرحیم

✅ابوعمرو شیبانی می گوید :
حضرت امام صادق علیه السلام را دیدم که با تیشه ای در دست و لباسی خشن بر تن ، در باغی که در مالکیت او بود کار می کرد در حالی که از پشت مبارکش عرق جاری بود ،
✅گفتم : فدایت گردم تیشه را به من بسپارید تا من برای شما کار کنم ؛
✅حضرت فرمود : دوست دارم مرد در جستجوی معیشت به حرارت آفتاب آزار ببیند .
📚الکافی ، ج۵ ، ص ۷۶ .