پیام تسلیت مجمع فرهنگی علما و طلاب افغانستانی مقیم اصفهان به مناسبت ارتحال ملکوتی آیت الله محقق کابل

پیام تسلیت مجمع فرهنگی علما و طلاب افغانستانی مقیم اصفهان در پی ارتحال ملکوتی حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(ره) : 

بسم الله الرحمن الرحیم  
" اِذَا مَاتَ المُومِنُ الفَقِیهُ ثَلُمَ فِی الاِسلامِ ثُلمَهُُ لایَسُدُّهَا شَیءُُ " کافی ،ج۱ ، ص ۳۸. 

با قلب آکنده از غم و اندوه ، عروج ملکوتی عالم ربانی ، فقیه فرزانه و مرجع عالیقدر تشیع حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ قربان علی محقق کابلی( ره) را به محضر مقدس ولی الله الاعظم حجت بن الحسن(عج)، مقام معظم رهبری ، مراجع عظام تقلید ، حوزه های علمیه ، ملت شریف افغانستان ، مقلدین و شاگردان آن مرجع فقید و بیت محترم معظم له ، تسلیت عرض نموده و از خدای سبحان برای ایشان علوّ درجات و حشر با ائمه طاهرین علیهم السلام و برای بازماندگان صبر و اجر و توفیق تداوم راه پر خیر و برکت ایشان را ، مسئلت می نماییم . 
معظم له عمر شریف شان را در راه تعلم و تعلیم علوم و معارف الهی ، مرجعیت دینی و فقهی ، تربیت شاگردان فعال 
، تاسیس حوزه های علمیه ، مساجد و  مراکز علمی ، فرهنگی و اجتماعی در نقاط مختلف افغانستان و بعضی کشورهای دیگر ، صرف نمودند و خدمات کم نظیری را در عرصه های فوق از خود بر جای گذاشتند
ترویج علوم و معارف الهی ، رشد و پیشرفت امت اسلامی بخصوص ملت مجاهد افغانستان در زمینه های مختلف و اتحاد بین مسلمانان ، از اهداف عمده ای ایشان به شمار می رفت . 
از علمای ربانی و متولیان امر در این زمینه ، انتظار می رود که با درایت و مدیریت درست ، مراکز علمی ، فرهنگی و اجتماعی ایشان را همچنان فعال ، با رونق و مصدر خدمات در عرصه های مختلف، حفظ نمایند.
 
مجمع فرهنگی علما و طلاب افغانستانی مقیم اصفهان

۱۳۹۸ / ۳ / ۲۲

جایگاه عالم و عابد

امام باقر علیه السلا : 
" عَالِمُُ یُنتَفَعُ بِعِلمِهِ اَفضَلُ مِن سَبعِینَ اَلفَ عَابِد ، 
عالمی که از علمش بهره برد(بهره برند)از هفتاد هزار عابد بهتر است ". اصول کافی ، ج۱ ، ص ۴۰. 

بدون تردید یکی از علمای ربانی که از علمش بهره بردند و بهره می برند ، مرجع فقیدتشیع حضرت آیت الله العظمی محقق کابلی(رحمت الله علیه) بود.

کارت اعمال مانند کارت عابر بانک می سوزد

🌷🌷🌷
کارتی بانکی مان را در کنار موبایل و کارتی اعمال مان را در کنار... نگذاریم ! 

حتما تا آخر بخوانید 

کارت بانكيم رو به فروشنده دادم و با خيال راحت منتظر شدم تا كارت بكشه، ولى در كمال تعجب، دستگاه پيام داد :
"موجودى كافى نميباشد! " 
امكان نداشت، خودم مي دونستم كه اقلا سه برابر مبلغى كه خريد كردم در كارتم پول دارم.

با بيحوصلگى از فروشنده خواستم كه دوباره كارت بكشه و اين بار پيام آمد:
"رمز نامعتبر است".

اين بار فروشنده با بيحوصلگى گفت :
آقا لطفا نقداً پرداخت كنيد، پول نقد همراهتون هست؟
فكر كنم كارتتون رو پيش موبايلتون گذاشتين كلاً سوخته.

در راه برگشت به خانه مرتب اين جمله ى فروشنده در سرم صدا ميكرد؛
"پول نقد همراهتون هست"؟

خدايا...
ما در كارت اعمالمان كارهاى بسيارى داريم كه به اميد آنها هستيم مثلا عبادت هايى كه كرديم ، دستگيرى ها و انفاق هايى كه انجام داديم و .

نكند در روز حساب و كتاب بگويند موجودى كافى نيست و ما متعجبانه بگوييم :
مگر ميشود؟ اين همه اعمالى كه فكر می كرديم نيك هستند و انجام داديم چه شد؟؟
و جواب بدهند :
اعمالتان را در كنار چيزهايى قرار داديد كه آن را نابود کرد و از بین برد ... !

کنار" منت گذاشتن( درصورت انجام کاری برای کسی) و اذیت" ( لَا تُبطِلُوا صَدَقاتِکُم بِالمَنِّ وَ الاَذَی ، صدقات(وکارهای خیرتان) را با منت و اذیت باطل نکنید. بقره / ۲۶۳) 

کنار" ریا و تظاهر " ( ان المرائی ینادی یوم القیامه یافاجر یا غادر یا مرائی ضل عملک و بطل اجرک ...، به شخص ریاکار در روز قیامت خطاب می شود: ای گنه کار ، ای نیرنگ باز ای ریاکار ، عمل تو عمل تو گم شد و مزد تو باطل گشت. بحار ، ج۷۲ ، ص۳۰۳.)

کنار" تکبر و غرور " (فاعتبروا بما کان من فعل الله بابلیس اذا حبط عمله الطویل ... عن تکبر ساعه واحده ، عبرت بگیرید از آنچه خداوند درباره شیطان انجام داد عمل طولانی اورا ... به خاطر یک لحظه تکبر و غرور نابود شد ) نهج البلاغه، 

کنار " حسد و کینه " (رسول خدا ص: الغلّ و الحسد یاکلان الحسنات کما تاکل النار الحطب ، کینه و حسادت اعمال خوب انسان را ازبین می برد مانند ازبین بردن آتش هیزم را . غرر الفصاحه، حرف: غ)

کنار " بداخلاقی " ( آن حضرت : الخُلق السوء یفسدالعمل کما یفسدالخل العسل ، اخلاق بد عمل را فاسدکرده از بین می برد مانند فاسد کردن سرکه عسل را . غررالفصاحه ، ص۳۰۹) 

کنار" غضب و قهر بی جا" ( آن حضرت: الغضب یفسدالایمان کما یفسدالخل العسل ، همان گونه که سرکه عسل را فاسد می کند ، غضب نیز ایمان را فاسد می کند. الکافی، ۲ ، ۳۰۲) 

کنار " عجب و خود پسندی " ( آن حضرت : اعجاب المرء بنفسه و هو محبط للعمل ، عُجب انسان به خودش باعث نابودی عمل می شود . بحار/ ۷۲/ ۳۲۱) 

کنار" ترک نماز " ( آن حضرت : من ترک صلاته من غیر عذر فتفوته فقد حبط عمله، کسی که نمازش را بدون عذر ترک کند که از او فوت شود، عملش نابود می گردد. بحار/۸۲/ ۲۰۲)

كنار " بى اعتمادى به خدا " 
کنار " سوء ظن به خدا " 
کنار " غیبت و تهمت   
کنار " دروغ و شایعه سازی " 
کنار " ....

نكند از ما بپرسند :
نقد با خودت چه آورده اى؟ و ما كيسه‌هایمان تهى باشد و دستانمان خالى.

 *خدايا،از تمام چيزهايى كه باعث از بين رفتن اعمال نيكمان می شود به تو پناه می بریم* 
🌷🌷🌷

کیفیت بهرمندی از امام زمان عج در زمان غیبت آن حضرت

امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف): 
چگونگى بهره مندى از وجود من در دوران غيبتم، همانند بهره بردن از خورشید است ، هنگامی که آن را ابر از دیدگان پنهان ساخته باشد . بحارالانوار ، ج۵۲، ص۹۲.

قانون مند بودن زندگی و اعمال انسان

امام صادق علیه السلام فرمود:
به پدران تان نيكى كنيد تا پسران تان به شما نيكى كنند ، و از زنان مردم ، دامن پاك داريد،تا زنان تان پاكْ دامن بمانند.

به فکر دیگران هم باشیم

نگوییم به ما ربطی ندارد ! شاید کاملا بی ربط هم نباشد !

موشی ، تله موشی را در خانه صاحب مزرعه دید ، به گاو و گوسفند و مرغ خبر داد 
همه گفتند:  تله مشکل توست بما ربطی ندارد ؛ 
ماری در تله افتاد و زن صاحب مزرعه را گزید؛
صاحب مزرعه ، مرغ را سر برید و برای زنش سوپ درست کرد  
گوسفند را برای عیادت کنندگان خانمش کُشت 
و گاو را برای مرا سم ترحیم او سر برید 
 
و در تمام این مدت، موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربطی نداشت فکر می کرد !!

نتایج اخلاقی : 
۱ - جزء نگر و تنها به فکر خود نباشیم ؛ کل نگر و به فکر دیگران هم باشیم 
تو کاز غمی دیگران بی غمی     نشاید نهند نام تو آدمی 
۲ - اگر قضیه ای را دیدیم که ظاهرا به ما ربطی ندارند زود قضاوت نکنیم و نگوییم به من ربطی ندارد بلکه بیشتر فکر کنیم شاید کاملا بی ربط هم نباشد ، علاوه بر این که انسانیت و اخلاق حکم می تواند که انسان در  باره مشکل هیچ کسی بی تفاوت نباشد و در حد توان به راه جل آن فکر و کمک نماید 
۳ - کسی که اهل ترحم و همدلی با کسی نباشد ، مورد ترحم و همکاری قرار نمی گیرد 
۴ - از ایجاد مشکل و گرفتاری برای کسی خوشحال نشویم که این کار علاوه بر گناه اخروی ، آثار دنیوی دارد و ممکن است زود تر از آن کسی که اورا دچار مشکل می بینیم ، همان مشکل دامن گیر خود مان شود 
۵ - در بسیاری جاها گفتن بمن یا بما ربطی ندارد ، زمینه ساز  به وجود آمدن بد ترین وضعیت شده است که مثالش را هر کسی خودش چندین مثال می داند

خداحافظی با ماه مبارک رمضان

در آخرین روز ماه مبارک رمضان ، ماه نزول و بهار قرآن ، ماه مهمانی خداوند و ماه غفران و رحمت و بخشش الهی ، با این ماه عزیز و پربرکت وداع و خدا حافظی می کنیم: 
خداحافظ اي ماه غفران و رحمت
خداحافظ اي ماه عشق و عبادت

خداحافظ اي ماه نزديكي بر آرزوها
خداحافظ اي ماه مهماني حق تعالي

خداحافظ اي دوريت سخت و جانكاه
خداحافظ اي بهترين ماه الله

خداحافظ ای لیله القدر با قدر
خداحافظ ای لحظه های سحر 

و پیشاپیش ضمن آرزوی تعجیل ظهور امام زمان( عج)، قبولی طاعات و عبادات همه روزه داران ، برآورده شدن حاجات مومنین ، حاکمیت صلح و امنیت و انسانیت و عقلانیت در جهان و در افغانستان، شفای بیماران اهل ایمان 
عید سعید فطر را صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می کنم

عید واقعی از منظر امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام : 
(در یکی از روزهای عید)این عید کسی است که خداوند روزه اش را پذیرفته و نماز اورا ستوده است و هر روزی که خداوند در آن نافرمانی نشود ، آن روز عید است(نهج البلاغه، حکمت ۴۲۸)
ضمن آرزوی تعجیل در ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ، سلامتی و قبولی طاعات و عبادات همه مومنین، آمرزش اموات و شفای بیماران اهل ایمان ؛ 
عید سعید فطر را به همه مسلمانان باعقل و منطق جهان ، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می نمایم

آنچه بکاری همان را برداشت می کنی

مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو 
يادم از كشته خويش آمد و هنگام دِرَو 

آيا چيزي قابل دِرَو و کِشتِی که از درو و برداشت آن سر افکنده نباشیم ، در اين رمضان كاشته ايم؟

 و بیاد داشته باشیم که عيد فطر ، عيد پايان يافتن رمضان نيست... 
بلکه عيدفطر بر آمدن انساني نو از خاكسترهاي خويشتن خويش است ؛ چونان ققنوس كه از خاكستر خويش دو باره متولد مي شود. 
رمضان كوره ايي است كه ناخالصی و موانع کمال انسان را مي سوزاند و آدمي نو و تازه از آن سر بر مي آورد. 
عید فطر؛ شادي و دست افشاني بر رفتن رمضان نيست، بلکه بر آمدن روز نو ، روزي نو و انساني نو است. 
ان شاءالله كه رمضان با سحرها و افطارهايش ، با شبهاي قدر و مناجاتهايش با رحمت و برکات و مغفرتهایش از ما آدمي ديگر ساخته باشد...
 و توفیق حفظ این دستاورد های مهم ماه مبارک رمضان را ، خاضعانه از خدای سبحان خواسته و عرضه بداریم : 

رمضان رفت الهی برکاتش نرود. 
فرصت خوب دعا و صلواتش نرود. 

ماه پرفیض خدا میل به رفتن دارد.
ای خداکاش زدستم حسناتش نرود.

صله رحم و آثار فوق العاده دنیوی و آخروی آن

پنج نقش فوق العاده دنیوی و اخروی صله رحم و ارتباط با خویشاوندان :

درایام عیدسعید فطر که جان های مومنین از زلال معنویات و مناجات ماه مبارک رمضان سرشار و سیراب شده است و قلب های که با"بِکَ یَا اَلله " و " بِمُحَمَّدِِ " و... گفتن ها از ناپاکی ، آلودگی و کینه ها شستشو داده شده اند و با تلاوت قرآن ، کلام نورانی وحی ، منوَّر گردیده اند‌‌‌‌... نباید اجازه داد بار دیگر غبار غفلت و کدورت براین قلب ها بنشیند و اگر خدای ناکرده با سپری شدن ماه مبارک رمضان باز هم کینه و کدورتی بین مومنین مخصوصاخویشاوندان باقی مانده باشد ، به این آثار مهم صله رحم توجه نموده و به قهر با خویشاوندان و قطع رحم ، برای همیشه باید خاتمه داد : امام باقر عليه السلام می فرماید : صِلَةُ الأرحامِ تُزَكِّي الأعمالَ وتُنْمِي الأموالَ ، وتَدفَعُ البَلوى ، وتُيَسِّرُ الحِسابَ وتُنسِئُ في الأجَلِ . صله رحم و ارتباط با خویشاوندان ؛ ۱- اعمال را پاك مى كند ، ۲- سرمایه و داراييها را فزونى مى بخشد ، ۳- بلا و گرفتاری را دور و دفع مى سازد ، ۴ - كار حسابرسى [در قيامت ]را آسان مى كند، ۵ - مرگ را به تأخير مى اندازد(باعث طول عمر می شود) . الكافي : ج ۴ ، ص ۱۵۰ .

زکات فطره مهمان و افراد دعوتی در شب عید فطر

زکات فطره مهمان و افراد دعوتی در شب عید فطر: 

آیت الله فیاض : 

مسأله 1194) كسي كه شرايط فوق(بلوغ و بی نیازی) را دارا باشد, واجب است زكات فطره خود وهمه كساني كه نانخور او به حساب مي آيند را بپردازد, چه نان خور او واجب النفقه او باشد يا غير آن, نزديك باشد يا دور, مسلمان باشد يا كافر, كوچك باشد يا بزرگ, بلكه ظاهر آنست كه و لو در مدت كمي جزء نانخور او حساب شود مثل مهماني كه قبل از رؤيت هلال بر او وارد شود و شب عيد نزد او بماند حتي اگر چيزي نخورد, و همچنين بنابر احتياط لزومي مهماني كه بعد از ديدن هلال وارد شود, بايد فطره اش را بدهد
 و امّا اگر در شب عيد كسي را به افطار دعوت كند, زكات فطره او بر دعوت كننده واجب نيست.

آیت الله سیستانی : 

مساله ۱۹۵۶ - فطره مهماني كه پيش از غروب شب عيد فطر وارد شده و شب را نزد او مانده و نان خور او - هر چند موقتا - حساب مي شود , بر او واجب است. 
مساله ۱۹۵۷ - فطره مهماني كه بعد از غروب شب عيدفطر وارد مي شود در صورتی که نانخور او حساب شود ، بنا بر احتیاط واجب است والا واجب نيست , و کسی را که انسان برای افطار شب عید دعوت می کند نانخور به حساب نمی آید و فطره اش برصاحب خانه نیست. 

آیت الله محقق : 

مساله ۲۰۴۳ - فطره مهمانی که پیش از غروب شب عید فطر با رضایت صاحبخانه وارد شده و نانخور او حساب می شود ؛ براو واجب است 
۲۰۴۴ - واجب بودن فطره مهمانی که پیش از غروب شب عید فطر بدون رضایت صاحبخانه وارد می شود و مدتی نزد او می ماند محل اشکال است احیاط وجوبی در دادن است  و همچنین است فطره کسی که انسان را مجبور کرده اند که خرجی اورا بدهد .
۲۰۴۵ - فطره مهمانی که بعد از غروب شب عید فطر وارد می شود در صورتی که نانخور او حساب می شود بنا براحتیاط، واجب است و الا واجب نیست ،اگر چه پیش از غروب اورا دعوت کرده باشد و در خانه او افطار کند.

اهمیت وجایگاه سجده در پیشگاه خداوند

سجاده و سجده گاه ، فرود گاهی است که از آنجامی توان تا رسیدن به خدا پرواز کرد ؛ زیرا نزدیک ترین حالت بنده به خدا ، در حالی سجده است

شخصی به رسول خدا صلی الله علیه وآله عرض کرد : 

دعا کنید که خدا مرا به بهشت ببرد 

حضرت فرمود : اَعِنّیِ بِکَثرَهِ السُّجُود( تهذیب ، ج ۲ ، ص ۲۳۶) من دعا می کنم ؟ لکن تو مرا با سجده های زیاد و طولانی کمک کن تا دعای من مستجاب شود . 

مواظب برخورد مان باشیم مخصوصا با فرزندان مان

پسر مهاتما گاندی در خاطرات خود نوشته : 
پدرم را برای کنفرانسی به شهر رساندم گفت ساعت ۵ بیا دنبالم ، ماشین را به تعبیر گاه بردم و خودم به سینما رفتم ، وقتی به پدرم رسیدم ساعت ۶ شده بود ، پرسید چرا دیر کردی ؟! 
به دروغ گفتم : ماشین حاضر نبود 
پدرم که قبلا به تعمیرگاه زنگ زده بود گفت : 
در روش تربیت من نقص وجود داشته که به تو اعتماد به نفس لازم را نداده تا به من راست بگویی ! 
برای اینکه بفهمم نقص کار کجاست این هجده مایل را پیاده می روم تا دراین خصوص فکر کنم 
نمی توانستم او را تنها بگذارم لذا مدت ۵ ساعت پشت سرش میراندم و پدرم را نگاه می کردم که غرق در ناراحتی بود ، همانجا تصمیم گرفتم که دیگر هر گز دروغ نگویم ، این عمل بدون خشونت پدرم آن قدر نیرومند بود که هنوز بعد از گذشت ۸۰ سال از زندگی ام بدان می اندیشم .

به مناسبت شهادت سه نفر مسافر هزاره در دره میدان

دره میدان باز هم قربانگاه سه هزاره دیگر !!

بِاَیِّ ذَنبِِ قُتِلُوا ؟؟!!
به کدامین گناه کشته شدند ؟!
در حالی که هنوز خون ۹ نفر از سربازان هزاره و چند نفر افراد ملکی بیگناه که در هفته ای قبل در دره میدان موسوم به جاده ای مرگ به دست طالبان سفاک به شهادت رسیده بودند، خشک نشده است که بار دیگر این جنایت کاران ظالم ،  سه جوان مسافر هزاره را فقط به جرم هزاره بودن به شهادت رسانده و نه تنها قلب پدر و مادر و بستگان چشم به راه مسافرشان را داغدار نمودند بلکه قلب هر انسانی آزاده و میلیون ها هزاره و شیعه را جریحه دار ساختند 

آخر این مسافرین بی گناه ؛ به کدامین جرم و تقصیر کشته می شوند ؟؟!! 
آیا غیر از هزاره بودن جرمی دیگر دارند ؟؟!! 
آیا هزاره بودن هنوز جرم است در افغانستان ؟؟!!
و...
از دیگران گلایه ندارم چون هنوز اسیر و در بندند، اسیر تعصبات جاهلی وضد انسانیت و عقلانیت ! از کجا معلوم که هزاره کشی و ایجاد رعب و وحشت برای هزاره ها و از این طریق جلو رشد وپیشرفت شان را گرفتن، از پلان های سران متعصب حکومتی نباشد؟! 
ولی ننگ تان باد آی مدعیان رهبری و نمایندگی از هزاره ها در پست های مختلف دولتی! که تقریبا هر روز خبر سلاخی و تیر باران شدن هزاره هارا می شنوید یک روز در مسیر غور  و هرات، یک روز در مسیر کابل قندها یک روز در مسیر کابل بامیان و... ولی اقداماتی که باید انجام دهید نمی دهید ! و موضعی را که باید بگیرید نمی گیرید ! 
 و چنان پست و مقام و چوکی کور و کر و لال تان کرده که نه خون های به ناحق ریخته شده ای شهدا و اشک های بستگان آنهارا می بینید و نه فریاد های مظلومیت کسانی را که باحمایت آنها به نان و نوایی رسیدید می شنوید و نه از مظلومیت آنها دم می زنید!! 

بنده که چند سال قبل درماه مبارک رمضانی ،(پسرخاله ام) یکی از شهدای مظلوم و سوراخ سوراخ شده ای دره میدان را تغسیل و تکفین و تشییع کردیم و اشک و ناله و قلب داغدار مادر و خواهر و برادر شهید و سایر بستگانش را از نزدیک دیدم ، هر وقت شهادت شهیدی را در این جاده ی مرگ می شنوم ؛ آن وضعیت بستگان شهید برایم تداعی شده و قلبم را جریحه دار می سازد ...
 اما..‌. 

پروردگارا ! به عزت و عظمت خودت و به عظمت و مظلومیت عترت طاهره ؛ مظلومین عالم بخصوص هزاره های افغانستان را از دست ظالمین و جنایت کاران نجات بده !  
ودشمنان شان را هر چه زود تر نابود و سرنگون شان بگردان !
 
آمین یا رب العالمین

در عمل به قرآن کسی برشما سبقت نگیرد !

 

قرآن ناطق امیرمومنان علی علیه السلام یکی از آخرین وصایای مؤکدش در بستر شهادت ، درباره قرآن و عمل به آن بود و فرمود:« :« اللَّهَ‏ اللَّهَ‏ فِي‏ الْقُرْآنِ‏ لَا يَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ ، خدا را خدا را در باره قرآن ، در عمل به آن کسی بر شما سبقت نگیرد ».(الکافی ،ج 7، ص 51. من لایحضره الفقیه ،ج 4 ،ص 190. نهج البلاغه ، نامه 47.) 

یعنی آی جهان اسلام ! و آی مسلمانان ! مسابقات بین المللی تان بایستی در عمل به قرآن باشد !

ولی امروزه چنانکه شاهد هستیم ، جهان اسلام تمام همّ و غمّ شان را ، روی مسابقه در حفظ ، ترتیل و قرائت قرآن متمرکز نموده اند و هرکشور و جامعه ای قرآنی آن ، تلاش دارد و تمام سعی شان را به کار می گیرد تا در یکی از این سه رشته ، حایز رتبه و مقام شود ، بلکه مقام اول را کسب نماید.

هرچند در رشته ای مفاهیم وتفسیر هم مسابقاتی وجود دارد که نسبتا کم رنگ است.  

درست است که خدای سبحان می فرماید :« فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرضَ مِنَ الْقُرْآن‏ » (مزمل/ 20 ) « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلا »(مزمل/ 4 )، ولی بایستی توجه داشت که :

اولاً ، خواندن قرآن به صورت ترتیل وقرائت ، مقدمه برای فهم درست قرآن و عمل به آن است ؛

و ثانیاً ، چندین برابر سفارش به خواندن قرآن ، به فهم و تدبر در قرآن امر شده است و تفکر و تعقل در آموزه های قرآن ، یکی از بخشهای مهم قرآن کریم را ، تشکیل می دهد؛

برکسی مخفی نیست که جهان اسلام ذی المقدمه را که فهم ودرک درست قرآن کریم و عمل به آن است، رها کرده و به مقدمه که حفظ و خواندن قرآن کریم باشد ، آنچنان چسپیده که گویا اساسی ترین هدف نزول قرآن کریم ، همین است.

البته اشتباه نشود این نوشتار خدای نکرده در صدد زیر سؤال بردن و کم اهمیت جلوه دادن حفظ و خواندن قرآن کریم به صورت ترتیل و قرائت نیست و بدون شک حفظ وخواندن قرآن کریم ، در جایگاه خودش از بالاترین اهمیت وجایگاه برخوردار است ، ولی بایستی توجه داشت که درعین حال ، با اهمیت و جایگاه فوق العاده ای که فهم صحیح قرآن و عمل به آن دارد ؛ اصلا قابل مقایسه نیست ؛ از این رو ، برجسته ترین تربیت یافته ای مکتب قرآن ، و قرآن ناطق امیرمؤمنان علی علیه السلام ، انگشت تأکید را به عمل به قرآن کریم نشانه رفته و می فرماید:« لَا يَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ »

اگرمقداری از این تلاش و کوشش و برگزاری مسابقات ، برای فهم درست وصحیح قرآن و عمل به آن صورت می گرفت ، قطعا جهان اسلام وضعیت نابسامان و رقت بار امروزه را ( که گوشه گوشه آن در آتش و خون می سوزد ، هرروز مردان و زنان ، اطفال و جوانان بی گناه مسلمان ، توسط کسانی که ادعای مسلمانی دارند ، به کام مرگ فرستاده می شوند ، اختلاف ونزاع بین مسلمانان مثل موریانه پیکره امت اسلامی را  از داخل به تحلیل می برد ، اختلافات خانوادگی و آمار طلاق این قدر بالا نمی رفت ، اخلاق و انسانیت به این حد سقوط نمی کرد و...)، نداشتند. از باب نمونه :

اگر امت اسلامی ، مسابقه در عمل کردن به این آیه را ( که می فرماید :«... وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً ، و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلّطى نداده است »(نساء/ 141).) در دستور کار شان قرار می داد ، کشوری های اسلامی امروزه استقلال همه جانبه می داشتند و تحت سلطه ای کفار قرار نداشتند.  

اگر مسابقات بین المللی عمل به این آیات قرآن کریم ( که می فرماید :« وَ مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً ، به همين جهت، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته است »(مایده/ 32 ) «وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِيها...  ، و هر كس، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است »(نساء/ 93).) برگزارمی شد ، یقینا امروزه  این گونه جوی خون در کشورهای اسلامی توسط خود مسلمانان ، راه نمی افتاد ؛

اگر به آیاتی ذیل ( که می فرمایند وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا... ، و همگى به ريسمان خدا [= قرآن و اسلام، و هرگونه وسيله وحدت]، چنگ زنيد، و پراكنده نشويد » (آل عمران/ 103) :«وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِيحُكُمْ... ، و [فرمان] خدا و پيامبرش را اطاعت نماييد! و نزاع [و كشمكش] نكنيد، تا سست نشويد، و قدرت [و شوكت] شما از ميان نرود »( أنفال/ 46).) عمل می شد و مسابقات بین المللی برای عمل به قرآن برگزار می گردید ، بدون شک ، امروزه شاهد این همه اختلافات و نزاع های ویرانگر و تضعیف ونابود کننده در جهان اسلام نبودیم.

اگر عمل به این آیات شریفه که می فرماید :« وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ... ، واموال يكديگر را به باطل [و ناحق] در ميان خود نخوريد[1]»(بقره/ 188). و« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ... ، اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اموال يكديگر را به باطل [و از طرق نامشروع] نخوريد[2]»(نساء/ 29 )، مورد مسابقه بین المللی جهان اسلام قرار می گرفت ، یقینا امروزه نه این قدر فاصله طبقاتی وجود می داشت ، و نه جامعه ای بشری شاهد رشوه خواری ها ، فساد اقتصادی و اختلاس های میلیاردی ، در جهان اسلام می بود. 

اگر به امثال این آیه شریفه ( که می فرماید:« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ ... ، ای کسانی که ایمان آورده اید ! یهودیان ومسیحیان را دوستان [و به رهبری] خود نگیرید »(مایده/ 51 ).) عمل می شد ، بدون شک امروزه برخی از مسلمانان دست در دست یهود صهیونیستی داده و برعلیه همکیشان مسلمان خود تلاش نمی کردند و ابزار برای تضعیف و نابودی مسلمانان دیگر قرار نمی گرفتند.

 و هزاران آیاتی دیگر قرآن کریم که اگر عمل به آنها در کنار مسابقات حفظ ، قرائت ، ترتیل ... قرآن کریم در دستور کار قرار می گرفت ، یقینا جهانیان یک جهان اسلام بسیار متفاوت تر و مترقی و پیشرفته تر از حالا را ، به تماشا می نشستند.

یک بار دیگر سخن حکیمانه ی مولای حکیم امیرمؤمنان علی علیه السلام را مرور می کنیم که فرمود :« اللَّهَ‏ اللَّهَ‏ فِي‏ الْقُرْآنِ‏ لَا يَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ ، خدارا خدارا در باره ی قرآن ، در عمل به آن کسی برشما سبقت نگیرد.  

درود خداوند و ملایکه و انس و جن بر شاه ولایت مولای متقیان امیر مؤمنان علی علیه السلام باد

به امید بیداری و مسئولیت شناسی جهان اسلام و به آرامش و امنیت کامل رسیدن جامعه ای بشری که آن محقق نمی شود جز با ظهور ، بنابر این  :

 اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 


[1] - بقره / 188 .

[2] - نساء / 29 .

ضرورت احترام و احسان به پدر و مادر

این متن را باید طلا گرفت🌸

"خانه پدر و مادر"
بعد از خانه خدا،تنها خانه ای است که:
روزی ده ها بار می توانی بروی بدون دعوت
و هر بار صاحب خانه از دیدنت خوشحال و خوشحال تر می شود.
خانه ای که برای رفتن نیازی به دعوت ندارد
خانه ای که حتی خودت می توانی کلید بیندازی و وارد شوی
خانه ای که همیشه چشمانی مهربان به در دوخته تا تورا ببینند
خانه ای که یاد آور آرامش کودکانه توست
خانه ای که حضورت و نگاهت به پدر و مادر عبادت محسوب می شود و گفتگویت با آنها ذکر الهی است
خانه ای که اگر نروی دل صاحبخانه میگیرد و غمگین می شود.
خانه ای که قهر با آن ، قهر با خداست!
خانه ای که دو تا شمع سوخته اند تا روشنی به ما بدهند و تا وقتی سوسو میزنند، شادی و حیات در وجودت جریان دارد.
خانه ای که سفره هایش خالص و بی ریاست
خانه ای که وقتی خوردنی آوردند اگر نخوری ناراحت و دلشکسته می شوند
خانه ای که همه بهترین هایش با خنده و شادمانی تقدیم تو می شود
خانه ای که .........

چقدر خانه والدین به خانه خدا شباهت دارد

"قدر این خانه ها را بدانیم"
"قدر این فرشته های آسمانی را بدانیم"
شاید خیلی زودتر از آن که فکر کنیم
 دیر می شود.

        تقدیم به همه 
اونایی که به این خانه عشق میورزند❤️ 
 نجیب الله دلسوز

رابطه وثیق و محکم شب قدر با مهدویت و امام زمان شناسی

رابطه وثیق و محکم شب قدر با امام زمان(عج): 

از آنجا که شب قدر درطول سال یک شب است و براساس روایات احتمال شب قدر بودن شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان بیشتر از دو شب قبل است ؛ از این رو برای احیای این شب و انجام اعمال آن تاکید بیشتر شده است.
رسول خدا صلی الله علیه وآله در تمام این دهه رختخواب خودرا جمع کرده و تمام شب را مشغول عبادت می شد مخصوصا در شب بیست و سوم که اهل خودرا نیز بیدار می کرد و آنها را که خواب ربوده بودند آب به صورت شان می پاشید. 
حضرت زهرا سلام الله علیها نمی گذاشت احدی از اهل خانه اش بخوابد و آنها را با سفارش به خواب در روز بیست و دوم ، برای احیای این شب آماده می ساخت و می فرمود: 
" محروم کسی است که از خیر امشب محروم بماند "

مردی در مدینه به رسول خدا صلی الله علیه وآله عرض کرد یا رسول الله ! 
من شتر دار و صاحب گوسفندان زیادی هستم و نمی توانم هر شب در شهر برای عبادت حضور پیدا کنم یک شب را بفرمایید برای عبادت و شب زنده داری بیایم ، حضرت شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان را تعیین کرد؛ از اینجا معلوم می شود که امشب از جایگاه و اهمیت بسیار بالا برخوردار است. 

بنابراین امشب که احتمال شب قدر بودنش زیاد است به دلایل ذیل رابطه ای وثیق و عمیقی بین این شب و مسئله مهدویت و اعتقاد به امام موجود غایب ، وجود دارد: 
۱- در شب قدر که به نص صریح قرآن کریم در سوره قدر، نزول ملایکه های الهی درزمین است ( تَنَزَّلُ المَلَائِکَهُ وَ الرُّوحُ فِیهَا ...) براساس روایات متعدد، این نزول و حضور در محضر امام معصوم ، حجت خدا و انسان کامل صورت می گیرد و میزبانی از ملایکه های الهی و روح که اعظم ملایکه ها است را امام معصوم عهده دار است.
 این حجت خدا در زمان غیبت؛ حجت بن الحسن امام زمان(عج) می باشد از این رو امام باقر علیه السلام فرمود: با مخالفین امامت با سوره قدر و آیات اول سوره دخان  مخاصمه و محاجه کنید تا پیروز شوید...  
۲ - یکی از اعمال شب بیست و سوم خواندن هزار بار سوره انا انزلناه است که دلیل دیگر بر رابطه شب قدر با امام زمان است 
۳ - یکی دیگر از اعمال این شب خواندن سوره دخان است که آیات اولیه آن ارتباط محکم با شب قدر و امام زمان ( عج) دارد 
۴ - خواندن مکرر دعای سلامتی امام زمان(عج)( اَللَّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّتِ ابنِ الحَسَن ...) از اعمال دیگر این شب است ، هر چند به خواندن این دعادر همه اوقات تو صیه شده است. 

بنا براین شب قدر ، علاوه براینکه شب راز و نیاز و تحکیم رابطه با خداست ، شب امام شناسی و تحکیم با حجت خدا نیز هست که این خود بنحوی خدا شناسی و اطاعت از دستورات الهی نیز به شما می رود. 

در این شب عزیز در راس دعاها و درخواست های مان از خدای سبحان دعا برای فرج امام زمان(عج)  و سلامتی آن حضرت باشد که کلید حل تمام مشکلات همین مفتاح فرج است. 

اللهم عجل لولیک الفرج 

التماس دعای فرج

داستان جالب و آموزنده از فریادرسی یاور مظلومان امام علی علیه السلام

داستان جالب و آموزنده از فریاد رسی یاور مظلومان امیرمومنان علی علیه السلام : 
 
زید نساج می‏ گوید:
 در کوفه ساکن بودم و همسایه‏ ای داشتم که روزهای جمعه جایی می‏ رفت و من نمی‏ دانستم کجا می‏ رود، یک روز به او گفتم، روزهای جمعه کجا می‏روی؟
گفت: من به نجف برای زیارت علی(ع)می‏روم. گفتم: این هفته که خواستی بروی، مراهم با خود ببر ، قبول کرد 
من روز جمعه داخل خانه معطل شدم ولی نیامد. بلند شدم به درخانه‏ اش رفتم و در زدم، عیالش عقب در آمد و گفت: کیه؟!
 به زنش گفتم: بنا بود آقا بیاد مرا خبر کند برویم نجف! گفت: لابد فراموش کرده است. 
با خودم گفتم تنها می‏روم، آمدم رسیدم نزدیکی‏های مسجد حنّانه، نزدیکی این مسجد یک چاهی معروف است که این چاه، همان چاهی است که شب‏ها امام علی(ع)می‏ آمد و سرش را درون چاه کرده و درد دلش را به چاه می‏ گفت.
 یک وقت دیدم همسایه ام لب این چاه ایستاده، سطل داخل چاه انداخته تا آب بکشد و غسل بکند.
 پشتش طرف من بود نگاه کردم دیدم یک زخمی روی شانه راستش است به اندازه یک وجب. تا رویش را برگرداند و دید من می‏ آیم و این زخم شانه‏ اش را دیدم خیلی ناراحت شد، رفتم سلامش کردم، فلانی بنا بود، مرا هم خبر کنی و منم بیایم؟!
گفت: یادم رفت. گفتم: این زخم روی شانه‏ ات چیست؟! گفت چه کار داری، خیلی اصرارش کردم، گفت: تا زنده‏ ام به کسی نمی‏گوئی؟!
گفتم: نه!
گفت: فلانی! ما ده نفر بودیم و هر شب می‏ رفتیم سر راه مردم را می‏ گرفتیم و دزدی می‏ کردیم، و به عیش و عشرت گناه می پرداختیم .
یک شب به خانه آمدم در میان خانه مست ولایعقل افتاده بودم، یک وقت عیالم شمشیرم را آورد و گفت: 
آی مرد فردا شب رفقای تو بخانه ما می‏ آیند، هیچی نداریم، بلند شو بُرو سر راه بگیر و چیزی پیدا کن و بیاور. گفت: من نصف شب حرکت کردم آمدم دم دروازه کوفه، نم نم باران هم می‏ آمد گاهی هم رعد و برق جستن می‏کرد، یک وقت برقی جستن کرد و وسط راه را نگاه کردم دیدم دو سیاهی می‏ آید، خوشحال شدم که دست خالی بر نمی‏ گردم.
یک مقداری گذشت، برق دیگری جستن کرد این دو نفر نزدیکتر شده بود  دیدم زن هستند، گفتم: زور یک مرد به دو زن بهتر می‏ رسد اگر دو مرد بودند کارم مشکل‏ تر بود، نزدیکتر آمدند یک برق دیگر جستن کرد، نگاه کردم و دیدم یکی از آنها پیر و دیگری یک دختر جوان و بسیار زیبا، شیطان مرا وسوسه کرد، رفتم جلو، آنچه طلا و خلخال و نقره و لباس داشتند از اینها گرفتم تا خواستم دست خیانت طرف دختر دراز کنم یک وقت پیر زن به التماس افتاد و خودش را روی قدمهایم انداخت و گفت: 
ای مرد: هر چه طلا و لباس زیور داشتیم بُردی ، ولی دست درازی به طرف این ناموس نکن!
 این دختر یتیمه است، مادر ندارد و فردا شب هم زفاف این دختر است و من خاله این دختر هستم. این دختر، امشب خیلی به من اصرار کرد و گفت خاله جان! 
من فردا شب به خانه شوهر می‏ روم و مشکل می‏دانم به این زودیها به من اجازه بدهند تا بروم قبر علی(ع)را زیارت کنم. امشب می‏ خواهم او را برای زیارت آن حضرت به نجف ببرم ! 
هرچه از زیور آلات ما گرفتی مال تو باشد ولی آب روی این دختر نبر ! 
 هر چه این پیره‏ زن التماس کرد، در من اثر نکرد و گفتم: فایده‏ ای ندارد. دیدم خیلی پافشاری می‏کند، یک شمشیر حواله پیر زن کردم، ترسید و بیچاره کنار رفت، خواستم دست خیانت و تجاوز به سمت آن دختر دراز کنم 
 یک وقت دیدم دختر رویش را به طرف حرم امیرالمؤمنین برگردانید و با دلشکسته صدا زد یا علی(ع) خَلِّصْنی ای علی(ع) خلاصم کن.
 یک دفعه صدای سُم اسب شنیدم تا نگاه کردم دیدم سواری کنار ما ایستاد و به من تندی کرد و صدا زد؛ ای بی‏حیا دست از این دختر بردار.
از آن غروری که در من بود گفتم: اوّل خودت را از دست من خلاص کن بعد شفاعت این دختر را بکن ؛ تا این جسارت را کردم یک شمشیری حواله شانه من کرد، من بی‏ حال روی زمین افتادم ولی گوشهایم می‏ شنید که آقا به آن پیرزن و دختر می‏ فرماید: طلاها و لباسها و خلخالها را بردارید از همینجا برگردید، علی(ع) زیارت شما را قبول کرد.
 یک وقت دیدم پیره‏ زن صدا زد: ای آقا تو که جوانمردی کردی و ما را از دست این ظالم نجات دادی، محبّت دیگری هم به ما بنما، چند قدمی همراه باش تا کنار قبر علی(ع) که آرزوی زیارت آقا به دل این دختر نماند.
یک وقت شنیدم آن آقا صدا زد آی زنها من امیرالمؤمنین علی هستم ، 
تا متوجه شدم که او امام علی بن ابیطالب (ع) است. از کار خود پشیمان شدم. فورا خودم را به پای حضرت علی(ع)انداختم عرض کردم آقا من توبه کردم مرا ببخش حضرت فرمود: اگر واقعا توبه کرده باشی خدا می‏ پذیرد. عرض کرم: آقا این زخم خیلی مرا آزار می‏ دهد. آن حضرت مشتی خاک برداشت و بر پشت من زد. زخم من خوب شد ولی اثر آن برای همیشه بر پشتم باقی ماند.  

کتاب امامت 
نویسنده : شهید آیت الله دستغیب

امیرمومنان علی علیه السلام مظهر فضایل و قهرمان میادین

علی مظهر فضایل و کمالات و قهرمان میادین ممکنات
 
امشب مردی به ملکوت اعلا پیوست و زیر خاک پنهان شد که خودش ملکوتی ولی خاک نشین بلکه بوتراب بود 
امشب ضربان قلب مردی از طپیش افتاد که قلم و زبان و بیان از توصیف و شمارش فضایل او عاجز اند ؛ چرا که او مظهر و آئینه ای تمام نمای صفات جمال و جلال خدای سبحان بود و اوصاف ذات ربوبی قابل توصیف و شمارش نیست
امشب مردی از جامعه ای بشری رفت که به گفته ای شافعی امام شافعیان ، دوستانش از ترس ودشمنانش از روی حسد و کینه ، فضایل اورا مخفی کردند ، با این حال فضایل او مابین آسمان وزمین را پرکرده است. 
امشب مردی رخ به نقاب خاک کشید که دوست و دشمن به فضیلت و عظمت او معترفند دوستانش که بمانند اما دشمن سرسخت او معاویه که جنگ صفین را بر او تحمیل کرد ، چون خبر شهادت على (عليه السلام) به او رسيد، گفت: «ذَهَبَ الفِقهُ وَ العِلمُ بِمَوتِ‏ اِبنِ‏ اَبِى‏ طالِب‏ ، دانایی و دانش  با مرگ على بن ابى طالب از ميان رفت » (الإستيعاب، ج 2، ص 463 ).
آری قلم و زبان و بیان از بیان فضایل مظهر خوبیها علی بن ابی طالب علیهماالسلام عاجز اند و متحیر اند که از کدام فضیلت مولا بگوید : 
به گفته ای میخائیل نعیمه مسیحی که می گوید :« قهرمانیهای علی علیه السلام فقط منحصر به میدان کارزار نیست بلکه او در روشن اندیشی ، پاکی وجدان ، شیوایی بیان ، عمق وکمال انسانیت ، شور و حرارت ایمان ، بلندی همت وفکر ، یاوری وهواداری از رنجدیده های و ستم کشیده ها درقبال جفارکاران و ستم پیشگان ، فروتنی در مقابل حق هرکجا که تجلی کند نیز قهرمان بوده است » علی علیه السلام قهرمان تمام میادین ممکنات بود ؛ 
او قهرمان میدان اخلاص و فقط خدا را دیدن بود ، از اخلاص او بود که وقتی عمروبن عبدود به صورت آن حضرت آب دهان انداخت ، از جدا کردن سرش برای لحظاتی منصرف شد ، تا غضبش کاملا فرو نشیند و کارش فقط برای خدا باشد ؛ همچنین نقش اخلاص و فقط برای خدا بودن کارهای او بود که به فرموده ای رسول اکرم(صلی الله علیه وآله ) یک ضربت او در جنگ خندق از نظر عظمت و فضیلت ، با عبادت انس و جن برابری می کند؛ (لَضَرْبَةُ عَلِيٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ‏ مِنْ‏ عِبَادَةِ الثَّقَلَيْنِ‏.  اقبال الاعمال ، ج 1 ، ص 467 .) 
او قهرمان میدان سخاوت و ایثار بود ، از ایثار و اخلاص او بود که به خاطر انفاق او و همسر وفرزندانش چند قرص نانی را که برای افطار آماده کرده بودند و خود شدیدا به آن نیاز داشتند ، چندین آیه قرآن نازل شد و این عمل او را ماندگار و جاویدانه ساخت ،( وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً ، إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُريدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً ( انسان/ 8 و 9 )).
او قهرمان میدان عبادت بود و عبادتش عبادت احرار و عارفانه و عاشقانه بود ؛ لذا می فرمود من خدا را از ترس جهنم یا طمع بهشت عبادت نمی کنم ، بلکه او را چون شایسته ای پرستش و عبادت می دانم ، عبادتش می کنم و چنان عاشقانه عبادت می کرد که متوجه بیرون آوردن تیر از پای مبارکش نمی شد ؛ آری او آن گونه با خدایش عاشقانه و عارفانه انس داشت که در دعای کمیل عرضه می دارد : من بر عذابت می توانم صبر کنم و اما در فراق و دوری از تو نمی توانم تحمل نمایم ،( فَهَبْنِي يَا إِلَهِي وَ سَيِّدِي وَ مَوْلَايَ وَ رَبِّي صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِكَ فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِك‏ ). 
او قهرمان میدان رأفت و رحمت و مظهر شفقت و مهربانی بود حتی نسبت به غیر مسلمان ها ؛ لذا وقتی شنید لشکر معاویه در شهر الانبار عراق حمله کرده و زیورآلات زن مسلمان و غیر مسلمان را ربوده وآنها جز گریه و ناله چاره ای نداشته اند ، فرمود اگر کسی در اثر شنیدن این خبر بمیرد سزاوار است و از نظر من علی ملامت نیست(نهج البلاغه ، خطبه 27 ) ، همچنین وقتی پیر مردی را دید که گدایی می کند از وضعیت او پرسید ، وقتی در پاسخ گفتند: او مرد مسیحی است ، حضرت فرمود:  مسیحی باشد ! تا جوان بود از او کار کشیدید حالا که از کار افتاده گدایی کند ! و دستور داد از بیت المال برایش حقوق تعیین کردند(تهذیب الاحکام ، ج6 ، ص 293). آری او مظهر شفقت و مهربانی بود و اشک یتیمان و ضعیفان ، علی قهرمان را متحول و منقلب و اشک مبارکش را جاری می ساخت . 
او قهرمان میدان عفو وگذشت بود ، آنچه مربوط به امورات شخصیش بود به راحتی از آن می گذشت امانسبت به امورات حق الناس و حق الله مصمم و قاطع عمل می کرد
او قهرمان میدان عدالت و انسانیت بود او بود که وصیت کرد فرزندانم قاتل من اسیر شماست ، با او مدارا کنید اگر خواستید قصاص کنید بیش از یک ضربت به او نزنید چرا که او بیش از یک ضربت به من نزده است(نهج البلاغه ، نامه 47 ). 
او قهرمان میدان صبر و شکیبای بود صبری که آن چنان اهمیت دارد که نسبتش به ایمان مانند نسبت سر به بدن است ، اما او دراین میدان هم قهرمان بود لذا همسرش زهرای مرضیه را به شهادت رساندند ،حقش را غصب کردند ، به او سب وناسزا می گفتند و... ، ولی او برای حفظ دین صبر می کرد، به فرموده ی امام صادق ع او " اصبر الصابرین " بود   
او قهرمان میدان عدالت بلکه خود عدل مجسّم بود ، به گونه ای که عدالت با نام او عجین و لازم وملزوم شده است ، او در برابر درخواست برادرش عقیل که خواهان سهم بیشتر از بیت المال بود ، آهن تفتیده را به او نزدیک ساخت ، وقتی صدای عقیل به داد و فریاد بلند شد ، فرمود: برادر ! تو از آتشی که بنده آن را از روی شوخی بر افروخته می ترسی ، آیا من از آتشی که با قهر خدای سبحان بر افروخته می شود ، نترسم؟!(نهج البلاغه ، خطبه 224 ).    
آری او که عدل مجسم بود می فرمود : بخداى سوگند اگر هفت اقليم را با آنچه كه در زير آسمانها است بمن بدهند تا در باره‏ى مورى ستم كنم و پوست جوى را كه در دهن دارد از او بگيرم و نافرمانى خدا را كنم چنين كارى نخواهم كرد(همان ).  
 و... 
درود وسلام خداوند ، ملایکه های الهی وانس وجن  برمولای متقیان امیرمؤمنان علی(صلوات الله وسلامه علیه)

آخرین پند های جهانی ، جاویدانه و حکیمانه مولای حکیم امیر المومنین علی علیه السلام در بستر شهادت  

آخرین پندهای جهانی ، جاویدانه و حکیمانه از مولای حکیم امیرالمومنین علی علیه السلام در بستر شهادت: 

شما را به تقوا و ترس از خدا وصيت مى  كنم و اینكه در طلب دنيا مباشيد ، هر چند ، دنيا شما را طلب كند.

 بر آنچه از  مادیات دنیا که آن را به دست نمى  آوريد يا از دست مى  دهيد ، اندوه مخوريد ؛

سخن حق بگوييد و براى پاداش آخرت كار كنيد ؛

دشمن ظالم و یاور مظلوم باشيد ؛

شما و همه فرزندان و خاندانم و هر كس را كه اين نوشته ام به او مى  رسد ، به تقوای الهی ، نظم در زندگی و اصلاح و آشتی بین مردم  سفارش مى  كنم ؛ چرا كه از رسول خدا ( صلى الله عليه و آله ) شنيدم كه مى  گفت : اصلاح ذات البین (و آشتى با يكديگر ) از يك سال نماز و روزه برتر است ؛

خدا را ، خدا را ، درباره يتيمان مباد آنها را روزى سير نگه داريد و ديگر روز گرسنه و مباد كه در نزد شما تباه شوند؛ 
 خدا را ، خدا را ، درباره همسايگان که مورد سفارش پيامبرتان است ، رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) همواره درباره آنان سفارش مى  كرد ، به گونه اى كه گمان برديم كه برايشان ميراث معين خواهد كرد ؛ 

خدا را ، خدا را ، درباره قرآن ، مباد كه ديگران در عمل كردن به آن؛ بر شما پيشى گيرند ؛

خدا را ، خدا را ، درباره نماز ، كه نماز ستون دين شماست؛

 خدا را ، خدا را ، درباره خانه پروردگارتان مباد تا هستيد آن را خالى بگذاريد كه اگر زيارت خانه خدا ترك شود ، شما را در عذاب مهلت ندهند ؛

خدا را ، خدا را ، درباره جهاد به مال و جان و زبان خود در راه خدا ؛ 

بر شما باد پيوند و بخشش به يكديگر و زنهار از پشت كردن و بريدن از يكديگر ؛ 

امر به معروف و نهى از منكر را ترک نکنید ، كه بدترين كسانتان بر شما میلط و از آن پس ، هر چه دعا كنيد به اجابت نرسد ؛

سپس فرمود : اى فرزندان عبد المطلب ! 
 نبينم كه در خون مسلمانان فرو رفته باشيد و بانگ برآوريد كه ، امير المؤمنين كشته شد ! 
بدانيد كه نبايد به قصاص خون من جز قاتلم كشته شود . بنگريد اگر من از اين ضربت كه او زده است كشته شوم شما نيز يك ضربت بر او زنيد ؛ 
اعضايش را مثله نکنید ، كه من از رسول الله ( صلى الله عليه و آله ) شنيدم كه فرمود : بپرهيزيد از مثله كردن حتى اگر سگ گاز گيرنده باشد.

 نهج البلاغه ؛ نامه ۴۷ .  

متن عربی : 
 و من وصية له ع للحسن و الحسين ع لما ضربه ابن ملجم لعنه الله
أُوصِيكُمَا بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ أَلاَّ تَبْغِيَا اَلدُّنْيَا وَ إِنْ بَغَتْكُمَا وَ لاَ تَأْسَفَا عَلَى شَيْ ءٍ مِنْهَا زُوِيَ عَنْكُمَا وَ قُولاَ بِالْحَقِّ وَ اِعْمَلاَ لِلْأَجْرِ وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً
 أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ وَ صَلاَحِ ذَاتِ بَيْنِكُمْ فَإِنِّي سَمِعْتُ جَدَّكُمَا ص يَقُولُ صَلاَحُ ذَاتِ اَلْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ اَلصَّلاَةِ وَ اَلصِّيَامِ.

 اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلْأَيْتَامِ فَلاَ تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لاَ يَضِيعُوا بِحَضْرَتِكُمْ.

 وَ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي جِيرَانِكُمْ فَإِنَّهُمْ وَصِيَّةُ نَبِيِّكُمْ مَا زَالَ يُوصِي بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُمْ.

 وَ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلْقُرْآنِ لاَ يَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ وَ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلصَّلاَةِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِينِكُمْ.

 وَ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي بَيْتِ رَبِّكُمْ لاَ تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا.

 وَ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلْجِهَادِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَلْسِنَتِكُمْ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ 

وَ عَلَيْكُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ اَلتَّبَاذُلِ وَ إِيَّاكُمْ وَ اَلتَّدَابُرَ وَ اَلتَّقَاطُعَ 

لاَ تَتْرُكُوا اَلْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ فَيُوَلَّى عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلاَ يُسْتَجَابُ لَكُمْ

 ثُمَّ قَالَ يَا بَنِي عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ لاَ أُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ اَلْمُسْلِمِينَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ 

أَلاَ لاَتَقْتُلُنَّ بِي إِلاَّ قَاتِلِي اُنْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ وَ لاَ تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صلی الله عليه و آله يَقُولُ إِيَّاكُمْ وَ اَلْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْكَلْبِ اَلْعَقُورِ. 

نهج البلاغه ، نامه ۴۷ .

شب قدر شب بیدار شدن و بیدار ماندن و خودرا در جوشنی از نور قرار دادن

شب های قدر (شب نزول قرآن صامت و عروج ملکوتی قرآن ناطق علی علیه السلام) را ، باید قدر دانست .
شب های قدر فرصتی بی بدیلی است برای در حفاظ قرار دادن دل وجان و فکر و عقیده ی ناب اسلامی را در جوشن و زرهی از جنس معنویت و اسمای اعظم و صفات جمال و جلال الهی تا هم آرامش و اطمینان قلبی حاصل شود ؛ چرا که " فقط با یاد خدا دلها آرامش می یابد" و هم حفاظی نفوذ ناپذیری باشد در برابر وسوسه های شیاطین انسی و جنی
شب های قدر فرصتی است برای بیدار شدن و بیدار ماندن ، بیدار شدن و بیدار ماندن از غفلت ، مسئولیت نشناسی ... 
درشب قدر بیدار ماندن از خواب که یکی ازنعمت و نشانه های قدرت الهی است مهم است اما مهم تر از آن بیدار شدن و بیدار ماندن ازغفلت و... است که به بیدارماندن از خواب هم ارزش و اهمیت بیشتر می بخشد
اِحیای شب قدر با اِحیا کردن عقلانیت و انسانیت ، و فکر و اندیشه ، و گفتار و رفتار انسان معنا و مفهوم پیدا میکند و اِلّا قرآنِ بالای سر در شب قدر با قرآنِ بالای نیزه ی سپاهیان معاویه چه فرق می کند ؟! 
شب قدر شب تجدید بیعت باقرآن و عترت و تفسیر حدیث ثقلین است که رسول مهربانی ها فرمود : این دو از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر به من ملحق شوند و تمسک به هردو در کنارهم باعث هدایت و نجات از گمراهی می شود. 
اللهم اجعلنا من المتمسکین بحبل القرآن 
اللهم اجعلنا من العاملین باحکام القرآن 
اللهم اجعلنا من المشفَّعین بشفاعت القرآن
اللهم اجعلنا من المهتدین بهدایت القرآن 
آمین یا رب العالمین

ریشه ضرب المثل " جواب ابلهان خاموشی است "

داستان ضرب المثل:" جواب ابلهان خاموشی است" 

روزی شیخ الرئیس ابوعلی سینا وقتی از سفرش به جایی رسید اسب را بر درختی بست و برایش کاه ریخت و سفره پیش خود نهاد تا چیزی بخورد . 
شخصی سوار بر الاغ آنجا رسید .از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خود را به شیخ نهاد تا بر سفره نشیند.

شیخ گفت: خر را پهلوی اسب من مبند که همین دم لگد زند و پایش بشکند. 
شخصی از راه رسیده این سخن را نشنیده گرفت، با شیخ به نان خوردن مشغول گشت. ناگاه اسب لگدی زد. صاحب خر گفت: اسب تو خر مرا لنگ کرد.

شیخ ساکت شد و خود را لال ظاهر نمود. صاحب خر او را کشان کشان نزد قاضی برد. قاضی از ماجرا سوال کرد. شیخ هم چنان خاموش بود. قاضی به صاحب خر گفت: این مرد لال است؟
او گفت: این لال نیست بلکه خود را لال ظاهر ساخته تا اینکه تاوان خر مرا ندهد. پیش از این با من سخن گفته.
قاضی پرسید : با تو سخن گفت؟چه گفت؟

او جواب داد : گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد بزند و پایش بشکند. قاضی خندید و بر دانش شیخ آفرین گفت.

شیخ پاسخی گفت که زان پس درزبان پارسی مثل گشت:

 جواب ابلهان خاموشی است 

حقیقتا چنین است گاهی در مقابل بعضی آدما هیچ منطق و برهان و دلیل و سخنی جزخاموشی کاربرد ندارد 

درچنین موارد است که فرموده اند : اگر سخن نقره است سکوت طلا است

شهادت مظلومانه مولود کعبه شهید محراب امیر مومنان علی علیه السلام تسلیت باد

شهادت جانسوز مولود کعبه ، شهید محراب عبادت ، اسوه ی تقوا و عدالت ، مظهر فضایل و کمالات انسانی، آیینه ی تمام نمای صفات جمال و جلال الهی، مولای متقیان امیرمومنان علی (صلوات الله و سلامه علیه) را
 اولا به محضر فرزندش حجت بن الحسن( عج ) و ثانیا به محبان آن حضرت و عموم عدالت خواهان و آزادگان جهان تسلیت عرض می کنم .

چگونه زیستن با مردم از منظر امام علی علیه السلام

امام علی صلوات الله علیه :
 بامردم چنان معاشرت كنيد كه اگربميريدبر شما بگريند واگر زنده باشيد[غايب شويد]مشتاق ديدن شما باشند.نهج البلاغة،حكمت ۱۰

امام امیر المومنین علی علیه السلام از منظر دانشمندان و متفکران مسیحی :

خوشترآن باشد که سردلبران        گفته آید از زبان دیگران 

امیرالمومنین علی علیه السلام در نگاه اندیشمندان غیر مسلمان : 
شناخت و معرفت نسبت به مقام والای مولای متقیان امیر مومنان علي (ع) و شناساندن آن، يك فريضه مهم است. این آگاهي نسبت به شخصی است كه حتي بيگانگان در مقام والاي او به شگفتي افتاده‌اند و سر تعظیم فرود آورده‌اند؛‌ از این رو مناسب دیدیم به برخی از سخنان خود اين انديشمندان بپردازيم.

(قابل ذکر است که هرچند که این‌ها هرقدر هم که معترف به مقام والای حضرت باشند باز به معرفت کاملی که مکتب شیعه نسبت به امام علی (ع) دارد نائل نمی‌شوند.)

جورج جرداق مسيحي درباره اين بزرگ مرد، اميرالمؤمنين علي (ع) مي گويد:
در پيشگاه حقيقت و تاريخ برابر است چه اين بزرگ مرد را بشناسي و چه نشناسي زيرا حقيقت و تاريخ گواهي مي دهند که او عنصر بي پايان فضيلت، شهيد و سالار شهيدان نداي عدالت انساني و شخصيت جاودانه شرق است.
اي جهان چه مي شد اگر همه نيروهايت را درهم مي فشردي و در هر روزگاري شخصيتي مانند (آقا) علي (ع) با آن عقل و قلب و زبان و شمشير نمودار مي کردي؟ اسلام علي (ع) مانند اسلام ساير مسلمانان در شرايط خاصي نبود، اسلام او از نهاد قلبش مانند جريان آب از سرچشمه جوشش داشت.
نيايش هر يک از مسلمانان آن روز در آغاز براي بت هاي قريش بود، اما نخستين نيايش علي (ع) در برابر خداي محمد(ص) برگزار شد. آري اين است اسلام مردي که آنچنان خواسته شده تا در عشق به نيکي و ياري پيامبر رشد کند و رهبر عدالت خواهان و ناخداي کشتي در اعماق طوفانهاي سهمگين و امواج فتنه گردد.
در ميان فرزندان آدم و حوا در تاريخ بشريت هيچکس مانند علي (ع) و سقراط در راه حق گام برنداشته است؛ از يک اجتماع نوين و نيازمنديهاي تازه اي بودند که اصول فرسوده اي را در هم ريختند و بنيادي نو درانداختند ولي مردم به دشمني آنان برخاستند،‌ اما آنها هم مانند کوه در راه حق پاي استقامت به دامن کشيدند .
هر کدام از اين دو مرد با سرشت انساني پاک و نيروي خرد و دلگرمي روشني نهاد و ايماني که به خير و نيکي داشت، در برابر اشرافيت و سرمايه پرستي و ظلم و قدرتهاي حکومت فاسد مقاومت و مبارزه کرد. هر يک از اين دو مرد بزرگ بر انسانيت ميراثي گرانبها به شمار مي‌رود.
(فراموش نشود که جورج جرداق يک مسيحي است و اين مقايسه علي و سقراط از لحاظ يک مسيحي چندان قابل سرزنش نمي‌باشد ولي از لحاظ يک مسلمان اين مقايسه مع الفارق است)
چه بزرگ مردي که بشريت او را مقياس مردي و انسانيت مي‌بيند، آنچنان که اگر کسي به او عشق بورزد و پيرو او باشد، عاشق و جوياي نيکي و عدالت و حق و جوانمردي است، و اگر از محبت او برکنار باشد، از نيکي و فضائل بزرگي سر برتافته است. 
نام علي(ع) در تاريخ فريادي است كه از گلوي هر مظلومي بر مي خيزد
آري نام علي (ع) در تاريخ اسلام انگيزه آرزوهاي هر ستمديده اي است و فريادي است که از گلوي هر مظلومي برمي خيزد تا آنجا که نام علي (ع) مرادف با نهضت و اصلاحات شده است.
هيچ چيز را نمي‌توان يافت که در اعلاميه حقوق بشر که سازمان ملل متحد آن را انتشار داده وجود داشته و فرزند ابوطالب در قانونش آن را فرو گذار کرده باشد، بلکه در قانون او چيزهائي خواهيد يافت که به مراتب برتر و افزون تر است.
علي (ع) درياي مواجي است که سراسر هستي را فرا گرفته، اما از قطره اشک يتيمي طوفاني مي شود.
زاهدان گوشه انزوا را برگزیدند و علی (ع) با زهد جهاد را
اين علي (ع) است که برای جنگ معني ديگري مي دانست غير آنکه ديگران مي دانستند و به قصد ديگر جنگ مي کرد غير آنکه ديگران مي کردند.
زاهدان گوشه انزوا را برگزیدند و او با زهد جهاد را، مهرباني نسبت به بيچارگان او را به فتح قلعه ها واميداشت و در راه محبت به درماندگان کاخ ستمگران را با خاک يکسان کرد چون در مکارم اخلاق به حداعلي رسيده بود.
قرن بيستم مي آيد و ناگاه مي نگريم که معاني و ارزشهائي که از شخصيت فرزند ابوطالب نمودار مي‌شود همواره در نفوس بزرگ مي گردد و اوج مي گيرد، و ادب و اخلاق دامنه داري را نتيجه مي‌دهد که بدان وسيله وفاي انسان مجسم مي شود به ارجمندترين کيفيت تجسم وفا، و همينگونه زمانها به کمک هم برمي‌خيزند تا همه با هم در آستانه دوستي و بزرگداشت علي (ع) فرو آيند و همانا اين دوستي عظيم و اين تجليل و بزرگداشت عظيم است که در راه آن بيش از گذشتن هزار سال و با اختلاف زمين ها و شرايط جغرافيائي نابغه معرّه و هنرمندان لبنان به هم مي‌رسند.
آدمي در برابر نهج‌البلاغه  چيزي نيست مگر همانند مردي در برابر سيل خروشان.
نهج البلاغه علي (ع) از آياتي بدست مي دهد که تا انساني وجود دارد با ذوق بديع ادبي و هنري وي پيوند خواهد داشت. عبارات بهم پيوسته و متناسب جوشان از حسي عميق و ادراکي ژرف بيان شده با شور و شوق واقعيت زيبا
و نغز، که زيبائي موضوع و بيان در آن بهم آميخته تا آنجا که تعبير با مدلول و شکل با معني ، چنان يکي مي شود و متحد مي گردد که حرارت با آتش و نور خورشيد با هوا.
... 
تا آنجا که درباره آن گفته اند گفتار او پائين تر از کلام خداوند و بالاتر از سخن مخلوقات است.
انشاء علي (ع) پس از قرآن عالي ترين نمونه بلاغت است، و بلاغت ادبيات علي (ع) هميشه در خدمت تمدن و بشريت بوده و خواهد بود.
واقعا سزاوار است که در جهان امروز آتش افروزان جنگ و عوامل و مسببين بدبختي ملتها و افراد به سخنان و کلمات قهرمان انديشه عربي، بزرگمرد وجدان انساني علي بن ابيطالب (ع) گوش فرا دهند و آن را حفظ کنند و در مقابل گوينده بزرگ آن سخنان سر تعظيم فرو آورند....

۲ - بولس سلامه مسيحي مي‌گويد:

آري من يک مسيحي هستم ولي ديده باز دارم و تنگ بين نيستم؛ من يک مسيحي هستم که درباره شخصيت بزرگي صحبت مي کنم که مسلمانان درباره او مي گويند خدا از او راضي است، صفا با اوست و شايد هم خدا به او احترام مي گذارد و مسيحيان در اجتماعات خود از وي سخن گفته از تعليمات او سرمشق مي گيرند و دينداريش را پيروي مي نمايند، از آنجا که در آئينه تاريخ مردم پاک و نفس کش بخوبي نمايان هستند. مي توان علي (ع) را بزرگتر از همه آنها شناخت.
او بطوري از وضع رقت بار يتيمان و فقيران، متأثر و غمگين مي گشت که حالت وحشتناکي به خود مي‌گرفت.
اي علي! شخصيت تو مرتفع تر از مدار ستارگان است و اين خصائص نور است که پاک و منزه باقي مانده و گرد و غبار نمي تواند آن را لکه دار و کثيف نمايد.
آن کس که از حيث شخصيت ثروتمند و غني است هرگز نمي تواند فقير باشد، نجابت و شرافت او با غم ديگران عالي‌تر و بزرگ‌تر شده است، شهيد راه دينداري و ايمان با لبخند و رضايت درد و مشقت را مي‌پذيرد.
اي استاد ادب و سخن ! شيوه گفتار تو مانند اقيانوس است که در عرصه پهناور آن روح ها بهم مي رسند و به يکديگر مي پيوندند.

۳- ميخائيل نعيمه مسيحي مي گويد:

البته قهرمانيهاي علي (ع) فقط منحصر به ميدان کارزار نيست بلکه او در روشن انديشي، پاکي وجدان، شيوايي بيان، عمق و کمال انسانيت، شور و حرارت ايمان، بلندي همت و فکر، ياوري و هواداري از رنجديده‌ها و ستم کشيده ها در قبال جفاکاران و ستم پيشگان، فروتني در مقابل حق هر کجا که تجلي کند نيز قهرمان بوده و هر اندازه که از زمان آن بگذرد هميشه پناهگاه پرمايه اي است که امروز و هر روز ديگري که شوق ما براي پي ريزي اجتماع و زندگي سعادتمندانه، فاصله اي شديد مي‌گیرد بسوي آن رو مي‌کنيم.
در واقع هر مورخ و نويسنده اي، هر اندازه که با هوش و شخصيتی نکته سنج و نابغه هم باشد امکان ندارد که حتي در هزار صفحه بتواند تصوير کاملي از علي (ع) نشان دهد و براي شما مجسم سازد و بتواند رويدادهاي مهمي را که در دوران آن به وقوع پيوسته به نحو شايسته اي روشن سازد.
پس آنچه را که علي (ع) درباره آن فکر و دقت نموده و آنچه که اين شخصيت بزرگ عربي بين خود و خداي خود گفته و عمل کرده است از اموري است که هرگز هيچ گوشي آن را نشنيده و هيچ چشمي آن را نديده، البته خيلي بيشتر از آن بوده است که با دستش نمودار و يا با قلم و زبانش آشکار کرده است.

۴ - گابريل دانگيري  مي گويد:

شخصيت علي (ع) داراي دو خاصيت برجسته و ممتاز است که در هيچ يک از قهرمانان بزرگ نمي توان يافت؛ نخست آنکه علي (ع) در عين حال که عنوان قهرماني و امام هر دو را دارا بود، سردار جنگي شکست ناپذير و عالم الهي و فصيح ترين خطباي صدر اسلام بشمار مي رفت.
آيا ممکن است (رولان) و (بايار) دو قهرمان مشهور تاريخ اروپا را تصور کرد که متون مقدس را استادانه تفسير نموده و نکات مهم تورات و انجيل را شرح داده و از بالاي منبر نطق نموده و بغرنج ترين معضلات قانون مدني و قانون جزا را حل نمايند؟
آيا مي توان (سن توماس داکن) و (سن ژان کريز وستوم) يا (سونه) روحاني بزرگ مذهب را در نظر مجسم کرد که شمشير بدست به خيل دشمنان هجوم کرده و ديوارهاي محکم ترين دژها را فرو ريزند؟
خاصيت دوم علي (ع) اين است که از نظر تمام مذاهب اسلام مورد ستايش و تکريم است و بي آنکه او خود خواسته باشد، تمام فرق و مذاهب اسلامي او را پيشواي خود مي شناسند، در صورتي که پيشواياني از قبيل (نسطوريوس ) و (فوسيوس) و (لوتر) فقط مورد احترام کليساهاي خود هستند و از نظر کليساهاي ديگر طرد شده اند.
علي (ع)؛ خطيبي زبردست و نويسنده اي توانا و قاضي عاليقدري مي باشد و در صف مؤسسين و واضعين مکتب ها مقام اول را دارد، و مکاتبي که او تاسيس نموده از لحاظ صراحت و روشني و استحکام منطق و همچنين از لحاظ تمايل بارز آنها به ترقي و تجدد امتياز دارد.
علي (ع) بلند همتي و نجابت را براستي از حد گذرانده بود، بلاغت علي (ع) به گونه‌اي است که گوئي سخن را مانند جواهر تراشي مي دهد.

۵ - توماس کارلايل مي گويد:

نمي توانيم از ستايش و مدح علي خودداري کنيم؛ زيرا جواني بود شريف القدر و بزرگ منش، سرچشمه رحمت و لطف و رأفت آميخته بود و عدل و داد تنها شعار اخلاقي اين قهرمان مذهبي بشمار مي‌رفت؛بهترين شاهد اين مدعا عبارتي است که پيش از رحلت خود با فرزندان خود در باب قصاص قاتل گفت و فرمود: اگر من زنده ماندم عفو يا قصاص ضارب با خود من و اگر در گذشتم اين فسخ عزيمت کرد، کار با شماست.
ولي اگر خواستيد او را قصاص کنيد در برابر ضربتي که به من وارد آورده است فقط يک ضربت به او بزنيد و اگر از او درگذريد و خطاي او را ببخشيد به پرهيزگاري و جوانمردي نزديکتر خواهد بود.

۶ - استاد فؤاد افرام بستاني مسيحي، استاد ادبيات عربي در بيروت در کتاب علي بن ابيطالب مي نويسد:

علي بن ابيطالب (ع) داراي شخصيت جذابي است که مورخان و دانشمندان در پيرامون آن قلم‌فرسائي نموده اند و عقول نقادان و اشخاص فکور در فهم اين شخصيت کوشش کرده اند و سالکان و زاهدان به هدايت او راه پيموده اند و بسياري از ادباء در زير پرچم آن حضرت قد افراشته اند و اختلاف آراء و نظريات متباين در صدها سال براي افزوني ظهور مقام بلند و عقل نيرومند او بوجود آمده است
شگفتا عظمت اين مرد بزرگ تا چه حد است و علو مقام اين مجسمه ادب تا چه پايه است؟!
علي (ع) داراي روح بزرگ و اخلاص شديد و ايمان قوي بود.
علي (ع) در هموار ساختن راه اسلام که دين جديدي بود و خوشنود کردن پيغمبر(ص) پسر عمويش، خود را مي گداخت. در آن موقع که پيغمبر(ص) ناچار شد به مدينه فرار کند، علي (ع) به جاي آن حضرت قرار گرفت و به خود کوچکترين هراسي راه نداد.
علي (ع) نيمي از عمر خود را در مبارزه با بت پرستان و مشرکان به سر برد و بقيه را در احتياجات و اعتراضات صرف کرد و با مردان و ياراني انيس و جليس شد که اغلب آنها معني اخلاص را نمي فهميدند.
حکمت نزد پسر ابوطالب پرمعني و زيبا است، عقل بي درنگ و خالص و بي نشان. او حکمت را گرفته و در بوته انديشه خود فرو گداخت؛ سپس چنان زيبا نشان داد که هستي را به اهتزاز در آورد، پس علي (ع) بيش از هر کس حکيم است، او در تمام مواعظ و خطبه هاي خود فيلسوفي بي مانند است.
 
ادامه دارد ...

هفدهم ماه مبارک رمضان سالروز جنگ بدر و تبلور شجاعت و فضیلت امام علی علیه السلام و یاری خداوند

روز هفدهم ماه مبارک رمضان سالروز جنگ بدر و تبلور رشادت ، شجاعت و فداکاری های حیدر کرّار ، اسدالله الغالب علی بن ابی طالب صلوات الله وسلامه علیهما است
جنگ بدر نمونه ای از نصرت الهی رسولش و مسلمانان را بود که حضرت با ۳۱۳ نفر اصحابش بر حدود هزار نفر کفار قریش پیروز شد و سران و شرک و کفر مانند ابو جهل و عتبه و شیبه و... در این جنگ به قتل رسید و پیروزی بزرگ نصیب مسلمانان گردید که چندین آیه ی قرآن این قضیه را بیان میکند .
در شب هفدهم بر رسول خدا صلی الله علیه وآله و لشکریان آن حضرت تشنگی غلبه کرد ، حضرت فرمود: چه کسی حاضر  است از چاه بدر آب بیاورد ؟ 
هیچ کس حاضر نشد در آن شب سرد و ظلمانی دنبال آب برود بجز امیرمومنان علی علیه السلام که روانه چاه بدر شده مشک را پرآب نموده برگشت  
در مسیر برگشت ناگهان باد سخت و شدیدی وزیدن گرفت به گونه ای که امام علی علیه السلام مجبور به توقف شد بعد از لحظه ای که از شدت باد کاسته شد، حضرت به حرکتش ادامه داد، دوباره باد شدیدی وزید به گونه ای که مجبور به توقف شد
وقتی شدت وزیدن باد کم شد دوباره حضرت به راهش ادامه داد که برای بار سوم با باد سخت و شدیدی رو برو شد به حدی که باز هم مجبور به توقف شد 
بعد از کم شدن وزش باد ، خودش را به رسول خدا صلی الله علیه وآله و اصحاب رساند 
حضرت رسول علت دیر آمدنش را پرسید 
امیر مومنان علی علیه السلام پاسخ داد: 
یا رسول الله ! در مسیر برگشت سه بار با باد شدیدی رو برو شدم به گونه ای که مجبور به توقف گردیدم 
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود : یاعلی ! آیا دانستی آن بادها چه بود ؟ 
پاسخ داد: خیر نمی دانم 
حضرت فرمود : باد اول جبریل با هزار ملک بود و برتوسلام کردند ، باد دوم میکایل با هزار ملک بر تو سلام کردند و باد سوم اسرافیل بود که با هزار ملک بر تو سلام کردند ، واینها جهت یاری و مدد ما فرود آمده اند.
سید اسماعیل حمیری در ضمن اشعارش این منقبت امیر مومنان علی علیه السلام را نیز به نظم در آورده است.

دعا و استغفار از مهم ترین اعمال در ماه مبارک رمضان از منظر امام علی علیه السلام

امام علی علیه السلام:
" در ماه رمضان زیاد استغفار و دعا نمایید؛ زیرا دعا بلا را از شمادفع میکند و استغفار گناهان تان را محو می سازد ". الکافی ، ج۴ ، ص ۸۸ ، امالی صدوق ،ص ۶۱ ، من لایحضره الفقیه ، ج ۲؛ ص ۶۱ و ...

در آستانه هزارو چهارصدمین سال شهادت مولود کعبه شهید محراب امام علی علیه السلام

کم کم به شب قدر و سالروز هزار و چهار صدمین سال شهادت ابر مرد تاریخ بشریت ، اسوه ای تقوا و عدالت ، مجسمه ای عبادت و انسانیت ، و مظهر ارزشهای انسانی و اسلامی مولی الموحدین امیرالمومنین علی(صلوات الله  و سلامه علیه) نزدیک می شویم 
امسال که برابر است با چهاردهمین قرن شهادت مولود کعبه و شهید محراب عبادت ، زمینه ای بسیار خوبیست برای بازشناسی هرچه بهتر و بیشتر این شخصیت بی نظیر جهان خلقت بعد از رسول خدا( صلی الله علیه وآله )

همو که فریاد نفی تبعیض و آپارتاید و برتری نژادی، قومی ... او در سراسر عالم طنین است که : " با همه ای انسانها محبت و مهرورزی داشته باش زیرا آنها از دوحال خارج نیستند : یا برادر دینی تو و مسلمانند یا شبیه تو در خلقت وانسانند" (اما اخ لک فی الدین و اما شبیه لک فی الخلق) 

همو که از بستر شهادت به زمین و زمان الی الابد منشور رفتار انسانی و عدالت محوری صادر نموده فریاد می زند : 
" دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید (کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا ) 

همو که حتی نسبت به قاتلش سفارش می کرد که مبادا از نظر نان وآب در مضیقه قرار بگیرد و می فرمود اگر خواستید قصاصش نمایید بیش از یک ضربت به او نزنید ؛ چون او یک ضربت به من زده است 
همو که ...

بررسی راهکار ایجاد اتحاد بین احزاب سیاسی شیعی و چگونگی حضور هزاره ها در بدنه دولت در گفتگو با استاد

بررسی راهکار برای اتحاد و انسجام احزاب و جامعه شیعی و کیفیت و کمیت حضور هزاره ها در بدنه ای دولت در گفتگو با استاد اکبری(رهبری حزب حراست اسلامی و عضو مجلس سنا ):  
قسمت آخر : 
ع . ح : 
بدون شک به جای احزاب متعدد شیعی اگر یک حزب مقتدر ومنسجم داشته باشیم قطعا به نفع جامعه شیعه است ، به نظر حضرت عالی راهکارهای اتحاد بین احزاب شیعی چیست؟ 
استاد اکبری : 
هرچند اصل اتحاد ویکپارچگی یک ضرورت است ، زیرا ما یک اقلیت هستیم ، باید منسجم شویم یک اقلیت درسراسر دنیا که هست منسجم است ولی ما منسجم نیستیم ، درحالی که ضرورت این امر احساس می شود که مردم ما جمع شوند واتحاد وانسجامی داشته باشند ، حتی 30 درصد مردم درپیرامون هیچ حزب وشخصی هم نیستند. 
اما اینکه مردم ما یعنی جامعه تشیع ، دراطراف یک نفرجمع شود ، مافعلا چنین فردی را نداریم ، اصلا امکان این که تمام مردم ما دراطراف یک شخص چه رجال سیاسی وچه رجال علمی ودینی جمع شود ، نیست ، ولی جمع شدن همین مردم دراطراف یک شورا را ، من ممکن می دانم . 
من طرح شخصی ام این است (البته روی این طرح تاآخرفکرنکرده ام که یک پلان منظم روی آن تهیه کرده باشم ولی اجمالا براین نظرم) که اگر شورایی تشکیل شود که سه ضلع داشته باشد وسه پایه یک پایه آن را همین رهبران سنتی تشکیل دهند، پایة دیگر آن را کسانی که تحصیلات خود را در دانشگاه ها در حد دکترا پیش برده اند یا ذی جنبتین هستند و ضلع سوم را روحانیون فاضلی که معلومات خوب در علوم اسلامی پیداکرده وتوانایی تحلیل مسایل سیاسی واجتماعی را داشته باشند ، تشکیل دهند. شرط دیگرش این که درمنازعات ومسایل گذشته ، هیچ کس براینها ادعای نداشته باشد. 
خلاصه اینکه یک شورای سه ضلعی ، هرچند مشکلاتی خودرا دارد ، ولی به نظرمن اگر همچون شورای تشکیل شود اگر صددرصد نشد ، شاید 90 درصد یا 85 درصد مردم اطراف آن جمع شوند. 
ع . ح  :
 به نظر حضرت عالی حضور اقوام وملیت های مختلف در بدنه ای دولت فعلی چگونه است ؛ آیا حضور شان به تناسب جمعیت شان هست یاخیر؟ 
استاد اکبری :
 متأسفانه اگر دنیارا درنظر بگیریم اگر منطقه و افغانستان را درنظر بگیریم ، عدالت اجتماعی درهیچ جایی به صورت مطلوب وقابل قبول ، پیاده وتأمین نشده است ، درکشورما ، هم در گذشته های تاریخ وهم درزمان فعلی بی عدالتی های را داشتیم وداریم .
 درگذشته مشکل اساسی ، مشکل اقوام بوده  بعضی اقوام بیشتر از حق خود بهره گرفته بعضی اقوام دیگر بیشتر درمحرومیت وفشار به سربرده اند، ولی در این دوره یعنی همین مدت 15 سال [بعداز سقوط حکومت طالبان] اقوام درحکومت شریک شده ، ولی درعین حال حضورشان متناسب ومتوازن و عادلانه نیست. 
مشخصا ماهزاره ها وشیعیان ، حضورما در حکومت دراین مدت بهترازگذشته بوده ، تعامل مردم شیعه باحکومت بهتر ازگذشته ها بوده ، یا به تعبیردیگر تعامل حکومت با جامعة تشیع ، بهتر و بیشتر از گذشته ها بوده، چه حکومتی که دررأس آن آقای کرزی بود وچه حکومتی که آقای غنی دررأس آن قرار دارد. 
اما با توجه به همه ی اینها و این که ما معاون رییس جمهور داریم ، معاون رییس اجرائیه داریم ، چهار پنج وزیر داریم و سه تا والی داریم ، ولی درعین حال  جامعه تشیع به تناسب نفوس وجمعیت خود ، به حق قانونی خود نرسیده است. با این که نسبت ما[حد اقل] 20 در صد است  ، یعنی شیعیان درافغانستان نسبت شان 20 درصد است ، ولی ما درهیچ ارگانی اجرایی ، 10 درصد هم حضور نداریم[چه رسد به 20 درصد] ، خلاصه این که حضورما کمتر از 10 درصد است ، شاید از 2 درصد تا 10 درصد برسد ، یعنی دربعضی ارگان های دولتی 2 درصد ودربعضی ارگانها کمی بیشتر باشیم ، من گمان می کنم که ما در هیچ ارگان اجرایی‌، 10 درصد حضور نداریم ، بنابراین از عدالت خیلی دوریم و با رسیدن به حقوق قانونی وملی خود ، بسیار فاصله داریم. 
در زمینة انکشاف هم با اینکه تنها آمریکا (آن طوری که اعلام کرد) ، 117 میلیارد دلار دربازسازی افغانستان هزینه کرده ، نه درامور نظامی، آن جداست. شاید 23 میلیارد دلار دیگر را کشورهای دیگر خرج کرده باشند که مجموع پول های که در بازسازی افغانستان کمک شده ، به 140 میلیارد دلار می رسد ، از این مبلغ سهم بازسازی مناطق مرکزی که هزاره ها وشیعیان عمدتاً در همانجاها سکونت دارند، بسیار اندک وناچیز بوده است. 
خلاصه اینکه ، هرچند جامعه ی تشیع دراین 15 سال گذشته ، وضعیت بهتر از گذشته داشته است وتعامل حکومت با جامعه ی تشیع بهتر از گذشته بوده وحضور ما دربدنة دولت بهتراز گذشته است ،‌ اما در عین حال ماهنوز به حق خود نرسیده ایم وبسیار فاصله داریم . 
ع . ح :  تشکر وسپاس گزاری می کنم از اینکه وقت تان را در اختیار ما قراردید و زمینة این گفتگوی صمیمانه را فراهم ساختید. 

تاریخ مصاحبه :     تابستان ۹۶

بررسی دو دیدگاه در حزب وحدت و انشعاب آن در گفتگو با استاد اکبری

بررسی دو دیدگاهی که در حزب وحدت وجود داشت و نهایتا منجر به انشعاب آن شد و کارکرد حزب وحدت در گفتگو با استاد اکبری ( رهبر حزب حراست اسلامی و عضو مجلس سنا)
قسمت سوم : 

استاد اکبری : 
بعد از یک مرحله دبیر کل بودن آقای مزاری درکابل، درحزب وحدت دو دیدگاه شکل گرفت: 
یک دیدگاه این بود که با دولت مجاهدین (که طبق فیصله ی پیشاور دو ماه دررأس آن آقای مجددی بود و بعداز آن چهارماه آقای ربانی ریاست آن را به عهده داشت وبعد از چهارماه بازهم شورای حل وعقد، آقای ربانی را به عنوان رییس دولت تعیین کرد)؛ همکاری وتفاهم داشته باشیم. بخشی زیادی از مسئولین حزب وحدت ، چه درشورای مرکزی وچه درشورای نظارت همین نظر را داشتند ومی گفتند با حکومت مجاهدین تقابل نکنیم ، بلکه با تعامل وتفاهم خواسته های مان را مطالبه کنیم ، قدم به قدم جلو برویم ، یک قدم همکاری کنیم ویک قدم هم خواسته های مان را مطرح ومطالبه نماییم ، ما می توانیم خواستار تعدیل واحد های اداری شویم ، تقاضای تأسیس دو ولایت جدید را داشته باشیم وهمچنین تأسیس 20 ولسوالی جدید را بخواهیم . 
خلاصه این که اکثریت مسئولین حزب وحدت ، براین نظربودندکه با حکومت مجاهدین کناربیاییم و با تعامل رفتار نماییم ، بنده و امثال سید رحمت الله مرتضوی ، آقای استاد امینی اشترلی و... طرفدار این دیدگاه بودیم ومی گفتیم با دولت مجاهدین با همه ضعف های که دارد ، همکاری و تفاهم داشته باشیم یا لااقل از تقابل پرهیز نماییم ، نه با جمعیت وارد جنگ شویم که آن زمان زعامت را می خواست و درصدد حفظ قدرت بود ونه با حزب اسلامی به مقابله برخیزیم که می خواست قدرت را بگیرد، یعنی لا اقل بی طرف باشیم . 
دیدگاه دیگر این بود که با این دولت باید مبارزه کرد ، این دیدگاه را آقایان مزاری وخلیلی داشتند ، طبعا همان حزب سابق شان که سازمان نصر باشد که بعد از تشکیل حزب وحدت ، سازمان نصر منحله گفته می شد، اینها نیز اکثریت شان، از دیدگاه این دونفرپیروی می کردند. این دیدگاه بیشتر طرفدار تقابل با دولت وتوسل به زوربود ومی گفتند ما باید حق خود را با زور بگیریم و بادولت وارد جنگ شویم، وهمچنین خواهان هم پیمانی وتفاهم با حزب اسلامی بودند ؛ لذا آقایان خلیلی ومزاری در آخربرج ثور(اردیبهشت) 1371 با حکمتیار وارد گفتگوشدند. 
حکمتیار تاتوانست باحکومت آقای ربانی جنگید، سیاست حزب وحدت هم از طریق آقای مزاری وخلیلی دنباله رو سیاست حکمتیارشد. جنگهای صورت گرفت واختلافات عمیق تر شد . 
تا این که یک کودتا توسط عبدالرشیددوستم، حکمتیار و مزاری ، در تاریخ 11 جدی 1372 علیه دولت ربانی برنامه ریزی واجرا شد ، درحالی که شورای مرکزی حزب وحدت در جریان نبود ، غیر از آقایان خلیلی ومزاری کسی دیگر ازاین کودتا اطلاع نداشت. 
ما با این کودتا مخالف بودیم ومخالفت هم زیاد تر شد ، یعنی ما جنگ علیه دولت ربانی را سبب بدنامی مجاهدین می دانستیم ومی گفتیم جنگ روا نیست که بیاییم بامجاهدین بجنگیم . خلاصه اینکه در 11 جدی(دی) 72 کودتایی از طرف این سه نفر صورت گرفت هرچند دولت سقوط نکرد ، ولی ضعیف شد. مخالفت در داخل حزب وحدت برسرهمین قضیه بیشترشد، ولی درعین حال باهم کارمی کردیم و همه در تحت عنوان حزب وحدت اسلامی افغانستان بودیم ، تا این که در تاریخ 23 سنبلة (شهریور) 1373 بازهم همین سه نفر که شورایی تشکیل داده بودند به نام شورای هماهنگی ، علیه حرکت اسلامی وعلیه جمع ما که درداخل حزب وحدت منتقد سیاست های آقای مزاری بودیم ، کودتا کردند وتعدادی از مردم در این کودتا تلف شدند ، لذا حزب وحدت هم دچار انشعاب شد ، یک جناح بنام جناح اکبری معروف شد ، جناح دیگربه نام جناح مزاری ، وقتی مزاری شهید شد بنام جناح خلیلی معروف گردید.  
منظور این که ما یک بار درسال 1358 جمع شدیم در زیرپوشش شورای اتفاق ، متأسفانه آن را نتوانستیم نگه داریم وما یک نفر را هم نمی توانیم ملامت ومحکوم کنیم ، بلکه همه ی ما خام وبی تجربه بودیم ونتوانستیم این اتحاد واتفاق را نگه داریم ، بعد از ده سال که حزب وحدت شکل گرفت ، مبانی آن محکم تربود ، یک تعداد افراد درطول مبارزه ی 10 ساله کمی پخته ترشده بودند وتجربیاتی کسب کرده بودند، این چیزها موجب امید واری بود وحزب وحدت هم از آغاز تشکیل تا مدت پنج سال ، کارنامه وکارکرد خوبی داشت. 
اما بعد از پنج سال وبعد ازپیروزی مجاهدین ، چنان که اشاره شد دودیدگاه مطرح شد ودرنتیجه زمینه ی انشعاب وازهم پاشیدگی حزب وحدت فراهم گردید.  

ادامه دارد ....

تاریخ مصاحبه :     تابستان ۹۶