چكيده
بدون ترديد توكل درفرهنگ معارف اسلامي ازجايگاه بسيار والا برخوردار وداراي اثرات بسيارمهم وراهكشا است.
آثارونتايجي كه اين صفت حسنه اخلاقي، درزندگي مادي ومعنوي انسان به ارمغان مي آورد فراوان است، ازكفايت امورزندگي انسان گرفته تاپيروزي بردشمن ، وازبرخورداري ازحمايت ، رضايت ونعمت خداوند گرفته، تامحفوظ ماندن ازسلطه وضررشيطان ، ومحبوب خداوند قرارگرفتن وتا...وتا...، لذا نگارنده درحدظرفيت اين مقاله، به نمونه هاي ازنتايج وفوايدتوكل ازمنظرقرآن كريم پرداخته وبه مناسبت به برخي ازروايات درهرزمينه نيزاشاره نموده است.
كليد واژه : خدا، توكل، انسان ، زمينة توكل، فوايدتوكل .
مقدمه
توكل كه يكي ازصفات ارزنده اخلاقي ومنزلي ازمنازل سالكان الي الله است ، درآينة آيات و روايات روي آن تأكيد فراوان صورت گرفته ، ونقش بسياراساسي ومحوري را درزندگي دنيوي واخروي ودرعرصه هاي فردي و اجتماعيي انسانهاي متوكل بازي مي كند.
نوشتاركه درپي مي آيد كوششي است درراستاي تبيين آثاربسيارمطلوب توكل ازمنظرقرآن وپاسخ گويي به پرسشهاي ذيل كه در رابطه باتوكل مطرح است:
– چه آثاروفوايدي برتوكل مترتب مي شود ؟.
- قرآن كريم توكل را داراي چه اثرات درزندگي مادي ومعنوي انسان بيان مي دارد؟
- آياتوكل در محفوظ ماندن انسان ازسلطة دشمن قسم خورده اش شيطان، نقشي دارد ياخير؟ نظرقرآن دراين زمينه چيست ؟
قرآن كريم آثاروفوايد ذيل را براي كساني كه داراي صفت حميده اي توكل هستند بيان مي كند:
1- جلب محبت خدادرسايه توكل براو[1]
ازمنظرقرآن كريم يكي ازآثاروفوايدكه درساية توكل برخدا نصيب شخص متوكل مي شود اينست كه، اومحبوب خدا قرارمي گيرد، وخدا اورادوست مي دارد، چنانكه درسورة آل عمران مي فرمايد:« ... إِنَّ اللَّهَ يحِب الْمُتَوَكلِينَ [2]»، وچون ذات اقدس باري تعالي محب ومحبوب خودرارهانمي كند، وآثارهرمحبوب به دست محب اوظهور مي كند، خداوند امورمتوكلان را كفايت كرده[3]، ودرشدايدوسختيها بفريادش مي رسد.
چه بزرگ است مقامي كه دارندة آن موردمحبت خداوند ومشمول كفايت اوباشد، كسي كه خداوند كفايت كننده ودوستدارش باشد، به پيروزي بزرگي دست يافته است.[4]
آري توكل مقامي است كه هركه به آن رسد محبوب خدا قرارگرفته ودرضمان كفايت اودرمي آيد وكسي كه محبوب خداوند قراربگيرد ديگردردورنج نخواهد ديد ، وعذاب داده نمي شود ودور،ومحجوب نمي گردد.[5] واگرگرفتاري ومشكلات پيش بيايد هم تحمل آن آسان مي شود.
البته اين نكته را بايد درنظرداشت، كه درميدان توكل برخدا چه بساانسان ، به آن چيزي كه مي خواهد نرسد ولي نبايد اين بينش برايش پيداشود ،كه توكل كارسازنبوده، يا كاري كه ازنظرخودش به نفع وصلاح اواست، ازخدا بخواهد وبراي به نتيجه رسيدن توكل كند، ولي درواقع به صلاحش نباشد، وخداوندي كه ازتمام نيازمندي ها وخيروصلاح بندگان خودآگاه است ، مي داند كه اين كاربه صلاح ونفع اين بنده اش نيست، دراينجا نيزنبايد اين اعتقاد برايش بوجود بيايد، كه خدااورادوست ندارد وبه خواسته اش نرسانيد؛ چون توكل كننده به شهادت قرآن كريم ، محبوب خداست خواه به نتيجه برسد يانرسد[6].
خداوند متعال كه مي فرمايد : متوكلين را دوست دارد بخاطرآن است كه آنها به خداوند واوصاف اومعرفت دارند وامرشان را به اوتفويض نموده اند ، خداوند هم آنها را به خيروصلاح هدايت كرده وخواسته هاي آنهارا برآورده خواهد كرد، تاازطرفين به لوازم محبت عمل شده باشد . هرچند ممكن است دربعضي موارد كارهابرخلاف ميل وخواستة انسان انجام بگيرد ، ولي انسان متوكل مي داند كه هرچه خدا برايش خواسته همان به خيروصلاح اوست ، چنانكه درتفسيرصافي درذيل همين آيه مي گويد:
«خداوند متوكلين را دوست دارد ، پس آنهارا ياري كرده ونصرت وپيروزي درزمينه هاي مختلف نصيب آنان مي گرداند ، وآنان را به راه صلاح ورستگاري هدايت شان مي كند»[7].
2 ) استقامت وپايداري
يكي ازفوايد وآثاري كه درپرتوصفت حميدة توكل، براي انسان هاي متوكل بوجودمي آيد استقامت وپايداري است[8]، كه حاكي ازقدرت روحي وپايبندي به اهداف و قاطعيت درتصميم گيري مي باشد ، بنابراين درپرتواين صفت عاليه مي تواند ازتوطئه هاي كه ازطرف دشمن چيده مي شود وسنگ اندازي هاي كه درمسيرترقي وتكامل او ، براي جلوگيري ازرشد وبالندگي صورت مي گيرد ، نجات پيدا كرده وازدامها ي كه بدين منظورگسترده شده است جان سالم بدربرد.
يكي ازخطرناكترين پرتگاههاي كه برسرراه رهبران بزرگ قراردارد ، مسأله پيشنهاد سازشكارانه اي است، كه ازناحيه اي مخالفان مطرح مي گردد ، ودراين جا است كه خطوط انحرافي برسرراه رهبران ايجاد مي شود، وسعي دارندكه آنهارا ازمسيراصلي بيرون برند، واين آزمون بزرگي است براي آ نها . درصورتي مي توان ازاين پرتگاه هاي خطرناك نجات پيدا كرد كه باقدرت روحي وقاطعيت اهدافش را دنبال كرده ، وبراي پيش برد آن باكمال استقامت وپايداري ، به مجا هده وتلاش بپردازد ، وآن هم درسايه توكل و اتكال به خدا ميسر است .
1- 2 ) استقامت رسول اكرم(ص)درسايه توكل
درآيات اول سوره احزاب خداوند متعال پيامبرش را به عدم اطاعت ازكافران ومنافقان دستورمي دهد، كه لازمه عدم اطاعت استقامت وپايداري دربرابرآنان خواهدبود . ويكي ازعوامل عمده دربدست آوري روحيه استقامت ، توكل برخدا است ؛ زيرا خداوند متعال بعد ازآنكه پيامبرش را ازاطاعت كفارومنافقين نهي مي كند ، درادامه دستوربه توكل مي دهد:« وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَ كَفى بِاللّهِ وَكيلاً [9]»، وبرخدا توكل كن وهمين بس كه خداوند ولي وحافظ ومدافع انسان باشد. يعني ايستادگي دربرابرتهديدات وتوطئه هاي كفارومشركين نيازبه استقامت دارد ، واين مهم درساية توكل برخدا امكان پذيراست .
درآيه 48 همين سوره نيز بعدازآنكه خداي سبحان رسولش را ازاطاعت كفارومنافقين نهي مي كند ، بلافاصله دستوربه توكل داده چنين مي فرمايد:«وَ لا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَ كَفى بِاللّهِ وَكيلاً».[10]و ازكافران ومنافقان اطاعت مكن، وبه آزارهاي آنها اعتنامنما، وبرخدا توكل كن ، وهمين بس كه خدا حامي ومدافع (تو)است.
چنانكه ذكرشد لازمه عدم اطاعت ازكفارومنافقين ودشمنان كه درصدد ازبين بردن انسان هستند، استقامت و فداكاري وجهاد درراه گسترش آرمان است ، همچنين تحمل اذيت وآزار نيازبه روحيه بسيارقوي وارادة آهنين دارد، باتوجه به اينكه خداوند متعال درآخرآيه شريفه پيامبرش را دستوربه توكل مي دهد، اين نكته به خوبي قابل استفاده است كه درسايه توكل برخدا، استقامت وپايداري نصيب انسان خواهدشدومورد حمايت او قرار خواهد گرفت ، چنانكه جملة « وَ كَفى بِاللّهِ وَكيلاً» به اين نكته اشاره دارد.
به شهادت تاريخ ، پيامبراكرم (ص) ومؤمنان نخستين همچون كوه درمقابل انواع آزارها ايستادگي به خرج دادند وهرگز ننگ تسليم وشكست را نپذيرفتند وسرانجام دراهداف خود پيروزشدند . دليل اين مقاومت وپايداري وپيروزي همان توكل برخدا واعتماد به ذات پاك اوبود كه به آنها نيرومي بخشيد وبه استقامت وپايداري شان مي افزود .[11]
آري توكل واعتماد ، برخداي كه همه مشكلات دربرابر اراده اش سهل وآسان وقدرتش فوق قدرت هااست ، به انسان نيرو وروحيه بخشيده واورا درپيش برد اهدافش مصمم ترمي كند. درپرتوتوكل به خداست كه انسان مي تواند دربرابرمخالفتها ودشمنيي دشمنا ن اسلام، باكمال استقامت وپايداري مقاومت كرده وبه اهدافش نايل آيد.
گرچه مخاطب دراين آيات شخص پيامبرگرامي اسلام(ص) مي باشد ولي پيداست كه دستوري است عمومي براي همة مؤمنان و مسلمانان جهان درتمام اعصار ؛ چون دربسياري ازآيات ديگر عموم مسلمانان ومؤمنان را امربه توكل مي كند.
2- 2 ) پايداري نوح درسايه توكل برخدا
ديگرازپيامبران كه بااستقامت تمام وشهامت اعجاب برانگيزدربرابرمشركان وكفاركه نداي توحيدي رامي خواستند درنطفه خفه كنند ، ايستادگي كردواستقامت بخرج داد حضرت نوح(ع) بود ، اوچنان درراه تبليغ رسالت وارشادمردم ، استقامت وپايداري به خرج داد كه استقامت نوح ضرب المثل شده است . اين اسقامت وپايداري وعدم خوف وهراس نوح ازتهديدات قومش ، درساية توكل واعتماد برخدا بود( چنانكه بيان خواهد شد انشاء الله) ، قرآن كريم دراين مورد چنين مي فرمايد :« وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامي وَ تَذْكيري بِآياتِ اللّهِ فَعَلَى اللّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُونِ »[12] معناي آيه اين است كه : اي محمد (ص) داستان وخبرعظيم نوح را براي مردم تلاوت كن كه چگونه تك و تنها ازطرف خويش بامردم دنيا – كه فرستادة مابسوي آنان بود – سخن گفت ودرسخنش عليه آنان تحدي كرد ؛ يعني يكتنه دربرابرهمة مردم دنيا ايستاد وبه آنان گفت هركاري كه مي توانند بااوبكنند ، ودرباب رسالت خود باآنان اتمام حجت نمود : « آن زمان كه بقوم خود گفت : اي مردم اگرمقام رسالت من ويااينكه من درامردعوت به سوي توحيد قيام نموده ام واينكه شمارا به آيات خداتذكرمي دهم برشما گران مي آيد » بااينكه مي دانم اين تذكر من باعث كشته شدنم خواهد شد ، وباالاخره شما درصدد برخواهيد آمد كه خودرا ازدست من راحت نموده ، به اين منظوربه من آسيب بزنيد ولي من ازاين بابت هيچ نگران نيستم زيرا «توكل من برخداي تعالي است ».
من درقبال آن كينه هاي دروني تان كه مرا تهديد مي كند ، امرخودرا به خداي تعالي واگذارنموده اوراوكيل خود گرفته ام ، تادرهمه شئون من تصرف كند ، بدون اينكه خودم درآن شئون تدبيري بكاربرم«حال هرفكري داريد بكارزنيد وهركيد ونقشه اي داريد بريزيد وشركاء وخدايان خودرا » كه مي پنداريد درشدايد شما راياري مي كند «به ياري بخوانيد » وهرنقشه اي كه بنظرتان رسيد دربارة من عملي كنيد . اين امر كه نوح (ع) به قوم خود كرده امرمعمولي نيست ، بلكه امري است تعجيزي كه منظورازآن عاجز كردن طرف مقابل است [13]».
نوح فرستاده بزرگ خداي سبحان باقاطعيتي كه ويژة پيامبران اولوالعزم است ، درپرتونيروي عظيم توكل برخدا واتكال به اوبود ،كه باكمال شجاعت وشهامت بانفرات كم ومحدودي كه داشت ، درمقابل دشمنان نيرو مندوسرسخت ايستادگي كرده ، وقدرت آنها را به باد مسخره گرفته ودرراه انجام رسالت خود لحظه اي ازپا ننشست .
اين عمل نوح (ع) يك درس است براي تمام رهبران اسلامي ومؤمنان واقعي ، كه دربرابرانبوه دشمنان هرگز نهراسند ، بلكه بااتكاء وتوكل برپروردگار ، وباقاطعيت هرچه بيشتر آنهارا به ميدان فراخوانند وقدرت شان را تحقيركنند ، كه اين عامل مهمي براي تقويت روحية پيروان وشكست روحية دشمنان خواهد بود .
3- 2 ) استقامت هود دربرابرنافرماني قومش
يكي ديگر ازپيامبران كه درسايه توكل برخدا ، با استقامت تمام دربرابرمخالفت هاي قومش ايستادگي ومقاومت نمود ، حضرت هود (ع) است ، اوازمردمش دوچيزخواسته بود : يكي اينكه خدايان دروغين راترك نموده ، ودست ازشرك وبت پرستي بردارد ، وبه عبادت خداي تعالي ، كه خالق زمين وآسمان ، وپروردگارعالميان است ، روآورده و موحد ويكتا پرست شوند ، ودوم اينكه به اوايمان بياورند وازاواطاعت و پيروي نمايند [14]
اما مردم لجوج ودور ازشرافت وانسانيت كه مخاطب حضرت هود (ع) بودند ، هردوپيش نهاد اورا رد كردند وگفتند: ما شركاء وخدايان خودرا به صرف دعوت تو رها نمي كنيم وبه توايمان نمي آوريم .
حضرت هود درمقابل اين پاسخ دورازمنطق قومش ، نه تنها دست ازارشاد وهدايت آنان برنداشت ، بلكه باكمال استقامت وپايداري درتبليغ ودعوت مردم ، به توحيد ويكتاپرستي ، به مبارزة باآنان پرداخته وبرپايداري خود درراه ابلاغ رسالت خويش تأكيد نمود ، قرآن كريم درحكايت ازهود چنين مي فرمايد :« ... فَكيدُوني جَميعًا ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ إِنّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبّي وَ رَبِّكُمْ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلاّ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ[15]» يعني: شما همه دست به دست هم داده ، بامن هرنيرنگي كه مي خواهيد بزنيد وبعدازاخذتصميم مرامهلتي ندهيد من، بر «الله» كه پروردگار من و شماست، توكل كردهام! هيچ جنبندهاى نيست مگر اينكه او بر آن تسلط دارد؛ (اما سلطهاى با عدالت! چرا كه) پروردگار من بر راه راست است .
آري توكل كردن به خداي كه فوق تمام قدرت هااست، به انسان نيروي مي بخشد كه مي تواند درمقابل مشكلات مقاومت كند ، چنانكه درپرتو نيروي عظيم توكل واعتماد به خدا بود ، كه هود(ع) با كمال استقامت و شجاعت ازاهداف خويش دفاع كرده ، ومخالفت صريح خودرا باشرك وبت پرستي اظهارداشت ، وهمچنين اين نكته را با قاطعيت بيان نمود ، كه من درتوكل كردنم برخداي كه مدبرامر من وشماست پيروزم ، چون خداي متعال محيط بركارمن وشماست ، واوشماراهلاك مي كند نه مرا ؛ زيرا اوبرصراط مستقيم است ، يعني دربرخوردحق وباطل همواره سنتش يك سنت بوده ، وآن عبارت است ازياري كردن حق وغلبه دادن آن برباطل[16] .