عوامل عقب ماندگی دولت ها از منظرامام علی(ع) و راهکارهای مقابله با آن ( با محوریت افغانستان )
بسم الله الرحمن الرحیم
علی جمعه حیدری
پیش درآمد
برکسی پوشیده نیست که به طورطبیعی در جهان ، قانون علل ومعالیل و اسباب ومسببات حاکم است ، یعنی هیچ معلولی بدون علت موجود نمی شود وهیچ مسببی بدون سبب انجام نمی گیرد. (مگر بطور استثنا ونادر مانند معجزه که از بحث ما خارج است). چنانکه امام صادق(ع) فرمود:«خداوند هر چيز را جز از راه اسباب طبيعى آن عملى نمىسازد وبرای هرچیز ی سببی قرار داده است[1]». بنابراین هرچه در این عالم از پدیده های مثبت ومنفی و خوب و بد ، به وجود می آید ، یقینا دارای علت وسبب است . از جمله رشد و پیشرفت ، وامنیت وآسایشی که در برخی کشورهای جهان حاکم است دارای علت بوده و عقب ماندگی و ناامنی ، وجنگ وخون ریزی که در برخی از کشورهای دیگر جهان وجود دارد نیز، دارای علل و عوامل است. به عنوان نمونه پدیده های شومی مانند: عقب ماندگی ها ، نا امنی ها ، جنگ وخون ریزی ، و انفجار و انتحارهای که در کشورما افغانستان وجود دارند و هرروز وگاه وبیگاه ، از نیروهای امنیتی و مردم عادی اعم از زن ومرد ، و پیرو جوان حتی کودکان این کشور قربانی می گیرد وبرتعداد یتیمان وبی سرپرستان این کشور می افزاید ، همه اینها معلول های هستند که در پی تحقق یافتن علت شان به وجود می آیند.
پرواضح است که ریشه کن ساختن این پدیده های شوم از کشور و مبارزه باآنها ، امکان پذیر نیست مگر با نابود کردن علل و عوامل آنها ؛ زیرا تا علت از بین نرود هیچگاه معلول نابود نمی شود(مثلا تاآتش که علت است خاموش نشود ، هیچگاه حرارت ودود آن ، از بین نمی رود) ؛ ازاین رو، شناخت این علل وعوامل به منظور ریشه کن ساختن آنها ، بسیار حائز اهمیت است. بدین جهت ، مقالة که درپی می آید برآن است که با تکیه برفرمایشی نورانی از امیرمؤمنان علی(ع) برخی از علت های عقب ماندگی ونابسامانی های دولت ها وحکومت هارا با محوریت افغانستان مورد بررسی قراردهد و در پایان راهکارهای را نیز، برای مقابله با عقب ماندگی و فراهم ساختن زمینة رشد وشکوفایی جامعه ، ارائه نماید.
1 ) نقش انسان درتحولات مثبت و منفی جهان
قبل از پرداختن به تحلیل وتبیین عوامل عقب ماندگی دولت ها وراهکارهای آن ، شایسته است به نقش انسان در حوادث و پدیده های عالم هستی اشارة مختصر صورت بگیرد ، و آن این که : براساس آيات متعدد قرآن (که به برخی ازآنها اشاره خواهد شد)، انسان به عنوان موجود برتر[2]وجزئی ازنظام هستی، در این عالم دارای نقش برجسته است ورابطة في الجمله، بين اعمال انسان وحوادث نيک وبد جهان برقرار است؛ لذا خداوند بي جهت قومي را عزيز و مقتدر وقومي ديگررا ذليل وناتوان نمي سازد، بلکه انسان با رفتار و کردار، و مدیریت وانتخاب خود، دراين فرایند سهم به سزا دارد.
به عنوان نمونه، اگرمسلمانان درطول چند قرن داراي مجد وعظمت وپرچمداران علم ودانش بودند، اعمال شان نقش داشت واگرامروزبا مشکلات عديده دست به گريبان هستند نيز، بخش عمدة آن به اعمال و رفتار شان برمی گردد. همین طور است اوج و فرود دیگرملت ها.
قرآن کریم هم از اصل ارتباط اعمال انسان با حوادث جهان سخن می گوید مانند این آیة مبارکه :« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ...[3]»، خداوند سرنوشت هيچ قوم [و ملّتى] را تغيير نمىدهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند. مدلول مطابقی این آیه پیوند اعمال و روحيات انسان با حوادث جهان است ؛ زيرا سنّت خدا بر اين جريان يافته كه وضع هيچ قومى را دگرگون نسازد مگر آنكه خودشان حالات روحى خود را دگرگون سازند.
هم از رابطة اعمال نیک انسان با حوادث گوارا و مثبت خبرمی دهد مانند آیة مبارکة ذیل :« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ [4]، و اگر اهل شهرها و آباديها، ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند، بركات آسمان و زمين را بر آنها مىگشوديم. اين آيه نيز به وضوح از نقش انسان و اعمال نيك او دربهره مندی ازبرکات ونعمت های آسمانی وزمینی خبرمی دهد؛ زيرا نعمت و نيكبختى را در پرتو ايمان ورعایت تقوا بیان می کند.
و هم بسیاری از مصایب وگرفتاری ها را ، معلول اعمال و رفتار ناشایست انسان می داند ، مانند این آیة مبارکه :«ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ ...[5]، فساد، در خشكى و دريا بخاطر كارهاى كه مردم انجام دادهاند آشكار شده است».
روایاتی زیادی نیز، هم از تأثیر مستقیم اعمال خوب انسان بر سازندگی وآبادانی شهرها و جامعه سخن گفته اند . به عنوان نمونه ، امیرمؤمنان علی(ع) فرمود: « زندگى مردمان را، عدالت سامان مىدهد[6]». امام باقر(ع) فرمود:« صلة رحم ، موجب آبادی شهرها و زیادی عمرها می شود[7]». و هم از نقش تخریبی اعمال بد انسان برجامعه خبرمی دهند. مانند این فرمایش امام علی(ع):« ظلم وستم ، نعمت هارا سلب می کند و امتهارا هلاک می گرداند[8]». امام رضا(ع) می فرماید:« هرگاه بندگان ، گناهانی تازة را که سابقه نداشته است ایجاد کنند، خداوند برای آنها بلاهایی را که سابقه نداشته ایجاد می کند [9]». خلاصه این که مردم با اعمال ورفتار خود در پیشرفت وشکوفایی یا عقب ماندگی و فرو افتادگی جامعه وزندگی سیاسی ، اقتصادی ، علمی ، اجتماعی و... ، نقش اساسی دارند.
با روشن شدن نقش انسان در تحولات جهان و سرنوشت خود و جامعه ، اینک به تحلیل وتبیین مهم ترین عوامل عقب ماندگی وبد بختی دولت ها و به تبع آنها جوامع ، ازمنظر امام علی(ع) می پردازیم.
2 ) عوامل عقب ماندگی دولت ها از دیدگاه امام علی(ع)
امیر مؤمنان علی(ع) فرمود:« يُسْتَدَلُّ عَلَى إِدبَارِ الدُّوَلِ بِأَرْبَعٍ: تَضْيِيعِ الْأُصُولِ، وَ التَّمَسُّكِ بِالْفُرُوعِ، وَ تَقَدُّمِ(تَقدِیمِ) الْأَرَاذِلِ، وَ تَأْخِيرِ الْأَفَاضِلِ ، عامل عقب ماندگی و سقوط دولتها چهار چيز است: 1) ضايع گذاردن اصول (مسائل اساسى)؛ 2 ) چسبيدن به فروع (امور نامهم وتشریفاتی)؛ 3 ) پيش انداختن(و روی کارآوردن) اراذل (فرومايگان)؛ 4 ) كنار زدن افاضل (پرمايگان و آگاهان) [10].
2 - 1 ) اهمیت ندادن به کارهای اصولی
اولین عامل بدبختی وعقب ماندگی دولت ها ،« تَضْيِيعِ الْأُصُولِ » است یعنی کارهای مهم ، اساسی و زیربنایی را ضایع وتعطیل گذاشتن و به آنها اهمیت ندادن . برکسی مخفی نیست که یکی از اصول و مهم ترین چیزها درزندگی فردی واجتماعی ، امنیت همه جانبه است، از امنیت جانی و مالی گرفته تا امنیت سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و... زیرا امنیت از ضروریات قطعی بوده و در همة شئونات حيات انسانى، تأثيری کلیدی و اساسی دارد، از تربيتهاى اوليّه بگيريد تا آخرين مراحل تكامل فردى و اجتماعى انسان ، و رشد وپیشرفت در زمینه های مختلف که در سایة امنیت قابل تحقق یافتن است.
از ضروری واساسی ترین امور دیگر در زندگی ، عدالت و مساوات است که شاه کلید بقاء و پیشرفت حکومت و آبادانی جامعه وشهرها، به شمار می آید، این سخن منسوب به پیامبراکرم(ص) است که فرمود:« الملک یبقی مع الکفرولایبقی مع الظلم، حکومت وپادشاهی باکفر قابل دوام وبقاست ولی با ظلم وبی عدالتی قابل دوام نیست» و این فرمایش امام علی(ع) است که :« شهرها با هيچ چيزی بهتر از عدالت ، آباد نمىشود [11]» و« با عدالت زندگی مردم ، سامان و قوام پیدا می کند[12]».
برکسی مخفی نیست که در افغانستان به این دو امر اصولی و ضروری، آن طوری که باید ، اهمیت داده نمی شود و این کار های اصولی وزیر بنایی ، مورد تضییع وسهل انگاری قرار گرفته است ؛ یعنی نه موضوع امنیت ، به عنوان ضرورت قطعی زندگی ، آن طوری که بایسته وشایسته است مورد توجه و در اولویت قرار می گیرد ، و نه به موضوع عدالت به عنوان شاه کلید سامان بخشی به زندگی اجتماعی ، بهاء داده می شود. بدین جهت است که ضمن کمک کردن به عقب ماندگی و بد بختی جامعه ، از یک سو ، نا امنی بیداد می کند و ملت افغانستان و جهانیان شاهدند که تقریبا هرروز خبر جنگ وکشتار وانتحار وانفجار ، در این کشور ، از رسانه ها اعلام می شود، و امید زندگی در این کشور را از مردم سلب می کند و آنان را مجبور می سازد که راه کشور های دیگر را ، با تحمل هزاران زحمت وخطر درپیش بگیرند، و ازسوی دیگر بی عدالتی و فساد اداری دمار از روز گارمردم درآورده ، و پارتی بازی و رشوه خواری ، عدالت و انسانیت وقانون و مدنیت را ، زیرپا لِه ساخته است.
مهم ترین عامل این عقب ماندگی و بدبختی ها ، همان اهمیت ندادن به امور اساسی و اصولی ، مانند موضوع امنیت وعدالت است.
2 - 2 ) پرداختن به امور فرعی وکم اهمیت
دومین عامل بدبختی وعقب ماندگی دولت ها که از سخن امیرمؤمنان علی(ع) استفاده می شود، « التَّمَسُّكِ بِالْفُرُوعِ » است؛ یعنی به کار های فرعی وغیر ضروری پرداختن و از کار های اصلی وضروری غافل شدن. بدون شک ، اولویت بندی در اجرای کارها یکی از عوامل رشد و پیشرفت است ، اما تمسک به فروع وکارهای غیر ضروری ، نه تنها اولویت بندی نیست، بلکه دقیقا برعکس ، اولویت دادن موضوعات فرعی برموضوعات اصلی است ؛ لذا باعث عقب ماندگی حکومت وجامعه می شود.
رفتار این چنینی(پرداختن به کارهای غیر مهم) در افغانستان به وضوح قابل مشاهده است ، هم از مسئولین وبرنامه ریزان حکومتی و هم از مردم عادی وصاحبان رسانه های عمومی . مثلا مسئولین تأمین امنیت ومدیران وبرنامه ریزان کلان جامعه، به جای این که به موضوعات مهم وضروری مانند: تأمین امنیت وعدالت ، ایجاد کار و اشتغال ، تأمین امور رفاهی وبهداشتی ، تغذیة صحیح فکری و فرهنگی ، ارائة راهکاربرای ترویج وتقویت فرهنگ دیگر پذیری ، رواداری ، همگرایی و... بپردازند و باتمام توان در این زمینه ها تلاش کنند ، به موضوعات فرعی ، کم اهمیت و فردی می پردازند و به فکر درآمدهای شخصی وحفظ سمت ومقام خودشان هستند، مثلا ، چندسال پیش نمایندگان پارلمان، درصدد تصویب قانونی بودند که آن دسته از نمایندگانی که در دوره های بعد پارلمان ، نمی توانند راه پیدا کنند ، به اندازه آخرین حقوقی که درزمان نمایندگی خود گرفته اند ، حقوق دریافت کنند ومحافظ داشته باشند و... ، درحالی که مردم بخاطر نبود کار وامنیت ، به نان شب شان محتاجند و... ، ولی این ها به فکر تأمین مالی واقتصادی شخصی خودشان مادام العمر هستند.
سرمایه داران ما نیز ، درافغانستان به جای تلاش برای کارهای اصولی مانند: رشد علمی و فکری و بالابردن فرهنگ تعاملات اجتماعی ، به فکردرآمد بیشتر و ترویج تجمل گرایی است. ازاین رو ، درپایتخت کشورمان کابل ، درهرچند کیلومتری ، ساختمان های بسیارمجلل وتمام شیشه ای سالن های عروسی وآرایشگری خودنمایی می کنند ، ولی باکمال تاسف درکل کابل به عنوان پای تخت کشور(سایرشهرهابماند)، ساختمان کتابخانه و مراکز فرهنگی به ندرت وجود دارد.
درحالی که اگرعروسی ها، درسالنهای کذایی برگذار نشود، هیچ مشکلی پیش نمی آید ، ولی اگرکتابخانه و مراکزعلمی و فرهنگی نباشد ، نه تنها از رشد و شکوفایی فکری فرهنگی خبری نخواهد بود ، بلکه جهل ونادانی ، تحجر و کج فهمی ، تعصب و افراط گرایی رشد نموده و جامعه وکشور را به سراشیبی سقوط می رساند ، و از انسان های بی گناه وزن ومرد و کودک ، جوی خون جاری می سازد.
همین طور صاحبان رسانه ، کار های اصولی و مهم را کنار گذاشته و به کارهای فرعی وغیر ضروری می پردازند، مثلا ؛ تلویزیون های دولتی و خصوصی بخش عمدة آنهارا ، پخش موسیقی و فیلم های اکثرا مبتذل و بدآموز هندی ، ترکی و... به خود اختصاص می دهد. درحالی که رسانه اعم از رسانه های دیداری ، شنیداری ، نوشتاری و... ، یکی از مهم و پرقدرت ترین وسیلة فرهنگ سازی در جامعه به شمار می آیند ، ومی توانند برای ایجاد اتحاد وهمبستگی ، همدلی و دیگرپذیری ، مقابله با تحجرگرایی و افراطی گری ، کمرنگ ساختن تعصبات قومی ، مذهبی ، حزبی ، نژادی و... ، نقش اساسی ایفا نمایند، ولی چنانکه اشاره شد، به این کار های اساسی واصولی کمتر اهمیت داده می شود ؛ لذا آثارشوم خود را ، به صورت عقب ماندگی همه جانبه و ناامنی های شکننده در کشور، نشان می دهد و...
2 – 3 ) روی کار آمدن افراد نالایق و غیرمتخصص
سومین عامل بدبختی وعقب ماندگی یک حکومت وجامعه از منظر امام علی(ع) « تَقَدُّمِ(تَقدِیمِ) الْأَرَاذِلِ» است ، یعنی روی کار آمدن افراد پست ونالایق . به تعبیر دیگر سومین عامل عقب ماندگی یک حکومت و جامعه ، نبود شایسته سالاری وتخصص محوری است ، یعنی اگر درانتخاب افراد برای تصدی پست های مهم سیاسی ومدیریتی ، لیاقت و تخصص آنان لحاظ نشود ، بلکه براساس روابط عزل و نصب ها صورت بگیرد نه ضوابط ، اینجاست که فقر و ویرانی ، و انحطاط و بدبختی یک جامعه آغاز می شود ؛ زیرا مدیران و برنامه ریزان نالایق ، نمی توانند درست مدیریت نمایند، شکی نیست که بد مدیریتی، هم آفت وآسیب به زندگی است(آفة المعاش سوء التدبیر[13])، هم کلید فقر وبدبختی است(سوء التدبیر مفتاح الفقر[14]) و هم سبب ویرانی وهلاکت جامعه می باشد(سوء التدبیر سبب التدمیر[15]).
این عامل عقب ماندگی نیز، در افغانستان به وضوح قابل مشاهده است ، زیرا انتخاب وگماشتن افراد در پست های کلیدی وحساس امنیتی ، دفاعی ، سیاسی ، مدیریتی ، اقتصادی ، علمی وفرهنگی و... ، بیشتر براساس قومیت و روابط صورت می گیرد تا ضوابط وشایسته سالاری . نتیجه شوم این کار در سال های متمادی ، دامن گیر این کشور شده است ؛ لذا از یک سو مردمش مهاجرو آواره در سراسر جهان شده اند، از سوی دیگر مواد مخدرش به سراسر جهان می رسد و ازسوی سوم ، ناامنی و خون ریزی در این کشور عرصه را برمردمش تنگ کرده است. شکی نیست که یکی از عمده ترین عامل این همه نابسامانی ، روی کار آمدن افراد نالایق و فاسد است.
نبود شایسته سالاری و روی کارآمدن افراد پست ونالایق ، یعنی کج گذاشتن سنگ بنای حکومت و مدیریت کلان جامعه که ، در ادامه همه چیز درآن جامعه کج وناهمگون خواهد بود ؛ زیرا :
خشت اول گرنهد معمارکج تا ثریا می رود دیوار کج
حالا چرا دیوارامنیت و آرامش ، کارواشتغال، سیاست ومدیریت، اقتصاد وفرهنگ و... درافغانستان کج است و مجامع بین المللی می خواهند راست ودرست کنند هم نمی شود؟
جواب این است که سنگ بنای آن کج نهاده شده و می شود ، یعنی درانتخاب مدیران سیاسی ، اجتماعی ، امنیتی ، اقتصادی ، علمی فرهنگی و... ، شایستگی ولیاقت افراد لحاظ نشده و نمی شود ، بلکه افراد پست ونالایق روی کار آمده اند .
مثلا درعرصه ای تعلیم وتربیت (آموزش وپرورش) وامنیت ، مطلب را کمی بازمی کنیم ؛
برکسی پوشیده نیست که اززیربنای ترین مرکز ایجاد تحول و تغییر درعرصه های مختلف جامعه(اعم ازمثبت ومنفی)، آموزش وپرورش است، ولی متاسفانه مدیران نالایق دراین زمینه بیداد می کنند ، از مدرک سازی های جعلی گرفته تا آمار دادن شاگردان خیالی واز این طریق سوء استفاده کردن های اقتصادی. درحالی که پیامد های منفی مدرک سازی های بی علم وتجربه و تعیین شدن صاحبان چنین مدارک جعلی ، به مقام معلمی ، برباد دادن سرمایه های ملی و ازبین بردن آینده سازان کشور و نیروی انسانی یک جامعه است ؛ زیرا معلمان ومتخصصان که با مدرک جعلی برکرسی تدریس وتعلیم و مدیریت و تدبیر تکیه می زنند ، معلوم است که چه آیندة تاریک وخطرناک وضرر های غیر قابل جبرانی ، در پی خواهد داشت. البته ناگفته نماند که مدیران ومعلمان لایق و شایسته و دلسوز وفداکار هم ، کم نداریم .
همین طور در زمینه ای امنیتی که ، از مهم ترین موضوعات به حساب می آید ، یکی از عوامل مهمی نا امنی و جنگ و خون ریزی ، بعضی از فرماندهان وقومندان های فاسد ونالایق اند که یا با گروه های تروریستی ارتباط دارند ، و یا با مافیای مواد مخدر که ، حاضرند برای رسیدن به اهداف شوم شان ، دهها نفر سرباز و مردم عادی و زن وکودک قربانی شوند. و یا بخاطر تعصبات قومی ، مذهبی ، نژادی ، حزبی و... ، برای آسیب رساندن و ضربه زدن به جناح مقابل ، با گروه های تکفیری وتروریستی همکاری نمایند. اگر اوضاع امنیتی کشورما بهبود پیدا نمی کند و مخصوصا قوم ومذهب خاص ، بیشتر مورد ترور وانفجار وانتحار قرار می گیرد ، تنها به خاطر خباثت گروه های تروریستی نیست ، بلکه به خاطر خیانت بعضی از سران نیروی های امنیتی نیز، هست که در این قضایا نقش دارند.
در سقوط بعضی مناطق به دست طالبان ، برخی فرماندهان نالایق و فاسد نیروهای امنیتی نقش به سزا دارند ، زیرا براساس گفته های بعضی افراد آگاه به مسایل امنیتی ، فرماندهان وقوماندان های زیادی هستند که بامافیای موادمخدر وطالبان وگروه های تروریستی درارتباطند وگاهی سنگرها باتجهیزاتش باطالبان معامله می شود، و با عقب نشینی های صوری تجهیزات و ادوات نظامی دولتی را ، به دست طالبان می رسانند.
معامله گری و فساد بعضی از مسئولین امنیتی ، صدای برخی از مقامات بلند پایه حکومت را هم درآورده است ، مثلا داکتر عبدالله رییس اجرائیه حکومت وحدت ملی، در تابستان امسال (1396) در یکی از سخنرانی های خود درکابل به صراحت اعلام داشت که همزمان با درخواست کمک تسلیحاتی و تجهیزات نظامی از خط مقدم جبهه علیه گروه های تروریستی ، خبر معامله نیز ، از همانجا مخابره می شود.
خلاصه این که یکی از مهم ترین عوامل بدبختی و عقب ماندگی کشور ، قرارداشتن افراد نالایق و فاسد در مدیریت های کلان سیاسی، امنیتی ،اقتصادی، علمی وفرهنگی و... کشور است .
شاهد براین مدعا ، روایتی از فرمایشاتی گهربار رسول خدا( ص) می آوریم که فرمود:« قوم ( وجامعه ای) که افراد نالایق را به سرنوشت خود مسلط می سازند امور وکارهای آنها تا روزقیامت رو به انحطاط وعقب گردی می رود، مگر اینکه ازاین کارشان دست بردارند[16] ».
2 – 4 ) کنار زدن افراد لایق و شایسته
چهارمین عامل نابسامانی وعقب ماندگی یک حکومت و جامعه« تَأْخِيرِ الْأَفَاضِلِ » یعنی به حاشیه راندن وکنار زدن افراد فاضل ومتخصص است. براساس سخنان گهربار امیرمؤمنان علی(ع) در هرکشور ، جامعه و ملتی که شایستگان و متخصصین آن کنار زده شود و افراد ناشایست وفاسد روی کار بیایند ، نه تنها در آنجا رشد و شکوفایی و پیشرفت وبالندگی به وجود نمی آید ، بلکه برعکس ، مسیر انحطاط و عقب ماندگی را درپیش می گیرد.
نقش کلیدی رهبران ومدیران شایسته ، در ایجاد تحول مثبت در حوزة نفوذ و اختیارات خود، جای تردید نیست. تاریخ ، جوامع بسیاری را نشان می دهد که براثر مدیریت های صحیح مدیران باکفایت ، از هیچ به همه چیز رسیده اند وعکس آن را نیز ، تاریخ به نمایش می گذارد که با داشتن همه گونه ظرفیت و افتخارات گذشته ، دراثر روی کارآمدن رهبران و مدیران نالایق ، در گودال عقب ماندگی و نابسامانی سقوط کرده و عزت و استقلال خودرا از دست داده اند.
یکی از نمونه های جامعة که با داشتن هرگونه ظرفیت وفرصت های طبیعی ، جغرافیای ، ذخایر زیرزمینی ، افتخارات تاریخی و... ، ولی در اثر به حاشیه راندن بلکه از میان برداشتن افراد شایسته ، با عقب ماندگی همه جانبه ، فقراقتصادی ، چالش های سیاسی ، بحران امنیتی و... دست وپنجه نرم می کند ، کشورما افغانستان است که همیشه قوم خاص مدیریت و سیاست گذاری های آن را به دست گرفته بودند و افراد شایسته و کاردان از سایر اقوام را نه تنها به حاشیه می راندند بلکه اصلا حق حیات برای آنها قایل نبودند ، پیامد های شوم چنین رفتار های ظالمانه و به حاشیه راندن های افراد شایسته و کاردان ، امروزه دامن گیر ملت شریف و غیرتمند افغانستان شده است .
3 ) راهکارهای پیشرفت جامعه و مقابله با عقب ماندگی آن
3 – 1 ) ایجاد تغییر در تفکر و رفتار
باتوجه به این آیة مبارکه قرآن که می فرماید:« :« إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ...[17]»، اگر مردم وملت افغانستان بخواهند ازوضعیت شکنندة کنونی نجات پیدا نمایند و شاهد تغییر وتحول مثبت وسازنده در کشور و زندگی خود باشند ، اولین راهکار آن ایجاد تغییر وتحول مثبت در خود شان و در عملکرد و رفتارشان است . این قانون الهی است که هرنوع تغییر از خود انسان ها شروع می شود. بنابراین ، هرآنچه را که می دانند باعث به وجود آمدن وضعیت کنونی شده است ، از آن دوری نموده وضد آن را در نفس ها و عملکردهای خود به وجود بیاورند.
مخفی نیست که تعصبات کور قومی ، نژادی ، مذهبی ، روا نداری ، زیاده خواهی ، برتری طلبی ، نادیده گرفتن حقوق اقلیت های قومی ومذهبی ، تحجر وافراطی گری و... ، هم درتفکر واندیشه وهم در عملکرد ورفتار مردم ما ریشه داشته ودارند و بسیاری از عقب ماندگی و نابسامانی های کشور ، معلول این گونه تفکر وعملکرد بوده وهست ، بنابراین، با ایجاد تغییر در بینش وروش خود در این زمینه ها، و تعدیل وتصحیح اندیشه و عملکردها ، خود بخود تغییر وتحول مثبت و سازنده در جامعه وکشور ، به وجود می آید. این است معنای « إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ...».
اگر می بینیم که علی رغم این که افغانستان مورد توجه مجامع بین المللی قرار گرفته و صدها بلکه هزارها میلیارد دلار در این کشور سرازیر شده ، و ارتش چندین کشور پیشرفته ای جهان ، برای تأمین امنیت و مبارزه با تروریستان و کشت مواد مخدر در این کشور آمدند و... ، ولی همچنان این کشور ، در آتش ناامنی از سوی تروریستان می سوزد و هرروز زن و مرد ، و کودک و جوان ، قربانی می دهد ، همچنان بزرگ ترین تولید کنندة مواد مخدر جهان است و همچنان عقب ماندگی در عرصه های مختلف زندگی خود نمایی می کند و... ، مهم ترین عامل این همه نابسامانی ها، این است که خود مردم از درون و در نفس و اندیشه و رفتارخود ، تغییر ایجاد نکرده اند ؛ هرچند از بیرون تمام دنیا بسیج شده اند که در افغانستان تغییر وتحول سازنده به وجود بیاورند، نمی توانند ؛ چون این سنت الهی است که بدون تغییر در درون خود انسان ها، تغییری در زندگی و بیرون آنها، بوجود نیاید.
3 – 2 ) توسعه علمی وفرهنگی
یکی دیگر از راهکارهای پیشرفت وترقی و مبارزه با عقب ماندگی ها ، توسعة علمی ودانش افزایی است. توسعة علمی هم بایستی درشاخه ها ورشته های مختلف صورت بگیرد ؛ زیرا بدون شک ، جامعة می تواند پویا وخود کفا ، و مستقل ومتمدن باشد که در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی ، نظامی ، علمی وفرهنگی ، صنعتی و تکنولوژی و... کارشناس ودانشمند داشته باشد و نیازمندی های خود را به خوبی تأمین نماید. هرچند الحمدلله در سالهای اخیر جهش علمی و حرکت های دانش افزایی درکشورما افغانستان خوب بوده ، ولی بازهم با کاروان تمدن بشری و باپیشرفت های علمی جهانی ، فاصلة بسیار زیاد دارد.
بنابراین ضرورت ایجاب می کند که جهت رهایی ونجات افغانستان از وضعیت کنونی و رسیدن به کاروان رشد و تمدن بشری، در زمینة توسعة علمی (هم از نظر کمی وهم از نظرکیفی)، برنامه ریزی های دقیق تر وسعی و تلاش بیشتر و بیشتر، صورت بگیرد ؛ زیرا همان طور که اشاره شد یکی از پایه های مهم رشد وپیشرفت در عرصه های گوناگون ، توسعة علمی در زمینه های مختلف است. در این باره امیرمؤمنان علی(ع) سخن بسیار نغز و حکیمانه دارد که شایسته است با آب طلا نوشته شود و بردرو دیوار مراکز علمی وآموزشی به صورت تابلو نصب گردد و همیشه نصب العین استاد وشاگر ومعلم و دانشجو باشد ، وآن این که فرمود:« العِلمُ سُلطَانٌ مَن وَجَدَهُ صَالَ بِه وَمَن لَم یَجِدهُ صِیلَ عَلَیهِ ، علم ودانش قدرت است ، هرکس به آن دست یابد ، غلبه پیدا می کند(وسلطه می یابد) و هرکس به آن دست نیابد زیر سلطه قرار می گیرد [18]».
اگر امروز جهان غرب واروپا ؛ سلطه ای علمی وتکنولوژی ، وهمچنین سلطة سیاسی ونظامی واقتصادی بر بسیاری از کشورهای جهان پیداکرده اند ، به واسطه ای رشد و توسعة علمی آنان است ، هرچند از نظر اخلاق ورفتار انسانی عقب گرد کرده و به صورت یک بام و دو هوا عمل می کنند و با ایجاد اختلاف بین مسلمانان و تأسیس و تقویت گروه های تروریستی وتکفیری ، هرروز جنایت می آفرینند و جوی خون جاری می کنند و ...
3 – 3 ) دراولویت قرار دادن کارهای ضروری واصولی
همان طور که اهمیت ندادن به کارهای اصولی و مشغول شدن به کارهای فرعی ، از عوامل عقب ماندگی به شمار آمد ، عکس آن یعنی در اولویت قراردادن کارهای اصولی وزیر بنایی و مشغول نشدن به کارهای فرعی ، یکی از عوامل مهم پیشرفت و شکوفایی در عرصه های مختلف به شمار می آید؛ زیرا در اولویت قراردادن کارهای اصولی و سرو سامان یافتن آنها ، باعث می شود که بسیاری از کارهای فرعی خود به خود روی ریلی حرکت قرار گرفته و به حرکت وسرعت خود ادامه دهند. مثلا اگر امنیت به عنوان یکی از مهم ترین و اساسی ترین کارهای اصولی ، در افغانستان تأمین گردد و مردم این کشور به خاطر ناامنی مجبور به مهاجرت و بردن سرمایه ای شان به خارج ازکشور نشوند ، زمینه برای بسیاری از کارهای مهم دیگرفراهم می گردد، مانند : سرمایه گذاری های داخلی وخارجی ، راه افتادن و به وجود آمدن کارخانه های مختلف ، افزایش یافتن امید به زندگی و آینده ، رونق یافتن فعالیت های اقتصادی ، علمی و فرهنگی و... . بدون تردید ، هرکدام از این گزینه ها ، یکی از عوامل رشد وپیشرفت به حساب می آید.
همچنین اگر مبارزه با فساد اداری و امنیتی ، با جدیت صورت بگیرد و این بلای خانمان سوز ریشه کن شود یاحد اقل کاهش چشم گیر پیدا کند ، بسیاری از پرونده های قضایی ، حقوقی ، کیفری و... مختومه می شود ، جلوبسیاری از سوء استفاده ها گرفته می شود ، همدلی وهمبستگی بیشتر بین مردم ، و مردم وحکومت به وجود می آید و...
3 - 4 ) شایسته سالاری و تخصص محوری
یکی دیگر از راهکارهای مبارزه با عقب ماندگی وزمینه سازی برای رشد وپیشرفت در عرصه های مختلف ، سپردن پست ها ومسئولیت های کلیدی ، به افراد شایسته و کاردان است، به عبارت دیگر شایسته سالاری وتخصص محوری ، از عوامل مهم پیشرفت وشکوفایی در جامعه است. یعنی معیار در انتخاب افراد برای پست های مدیریتی وسیاست گذاری های کلان جامعه، بایستی تخصص وتعهد افراد باشد . عملی ساختن این راهکار در رشد وپیشرفت جامعه نقش به سزا دارد ؛ زیرا مدیریت و برنامه ریزی درست و کارشناسی شده ، باعث رشد وبالندگی جامعه در زمینه های مختلف می شود ، بلکه مهم تراز آن ، اساسا مدیریت وسیاست گذاری های صحیح (که معمولا توسط افراد شایسته، متخصص و باکفایت صورت می گیرد)، مایة قوام و برپایی رعیت است . چنانکه امیرمؤمنان علی(ع)می فرماید :« حُسْنُ السِّيَاسَةِ قِوَامُ الرَّعِيَّةِ [19] ». یعنی آن چه مایة قوام وسرپانگه داشتن مردم وجامعه می شود ، مدیریت و برنامه ریزی درست جامعه است. همچنین در بارة نقش کلیدی مدیریت صحیح ، در رشد و رونق اقتصادی و مدیریت بد درنابودی سرمایه ، می فرماید:« حُسنُ التَّدبِيرِ يُنميِ قَليِلَ المَالِ، وَ سُوءُ التَّدبِيرِ يُفنيِ كَثيِرَه ، مدیریت و برنامهريزى درست ، مال اندك را افزايش مىدهد، و برنامهريزى نادرست مال فراوان را نابود مىكند[20]».
خلاصه این که نقش شایسته سالاری و تخصص وتعهد محوری ، در پیشرفت وشکوفایی جامعه بسیار برجسته است ؛ زیرا چنان که اشاره شد ، حسن تدبیر که مایة قوام جامعه و باعث رشد اقتصادی می شود ، توسط افراد کاردان و بالیاقت صورت می گیرد.
3 - 5 ) تقویت روحیة خود باوری و خود کفایی
یکی دیگراز راهکارهای مقابله با عقب ماندگی و نابسامانی ها در افغانستان ، ایجاد وتقویت روحیة خود باوری وخود کفایی است. خود باوری یعنی اینکه مردم ما استعداد ، توانمندی وظرفیت های خود را باور کنند و بااعتماد به نفس بیشتر این روحیه را همیشه به خود تزریق نمایند که ماهم می توانیم در عرصه های مختلف بدرخشیم ، و درعرصه های مختلف بهترین ها را داشته باشیم ، مثلا ، اگر در نیروهای امنیتی کشور این باور تقویت ونهادینه شود که ما می توانیم امنیت کشورمان را تأمین کنیم ، مامی توانیم با دشمنان امنیت و انسانیت مقابله نماییم و... یقینا در تأمین امنیت و مبارزه با دهشت افگنان قوی تر عمل می کنند.
تقویت این باور، به انسان روح امید وتلاش را می دمد و انسان را وادار می کند که برای توانستن و رسیدن به قله های رفیعی از پیشرفت وشکوفایی ، برنامه ریزی های دقیق تر و سعی و تلاش بیشتر نمایند. منظوراز خود کفایی این است که مردم ما بایستی جهت نجات یافتن از وضعیت موجود و رشد وپیشرفت در عرصه های مختلف ، چشم به مؤسسات خیریه و انجوهای خارجی ندوزند و به این مطلب مهم بیندیشند که ماچرا نتوانیم که به دیگران کمک کنیم؟ ماچرا نتوانیم که ازنظر تولیدات داخلی به جاهای دیگر صادرات داشته باشیم ، به تعبیر دیگر، با همت بلند به این مطلب بیندیشند که ما چرا به عنوان یک کشور صادر کننده نباشیم که به عنوان وارد کننده ومصرف کنندة محض باشیم ؟!
بطور قطع ، تقویت این گونه روحیه ها در مردم ومسئولین ، نقش اساسی در رشد و پیشرفت افغانستان دارد. دلیل براین سخن ، رشد وشکوفایی نسبی هزاره ها وشیعیان در این سالهای اخیر در زمینه های مختلف است که، از نظر نگارنده ، یکی از مهم ترین عواملی این جهش علمی و رشد و پیشرفت های نسبی هزاره ها ، به وجود آمدن روحیه اعتماد به نفس ، خود باوری و خود کفایی در آنهاست. زیرا قبل از آن با توجه به شرایط حاکم در افغانستان، آن چنان این روحیه دروجود مردم هزاره ضعیف بلکه مرده بود که، دست به هیچ کاراساسی نمی زدند؛ چون به این باور رسیده بودند که « هزاره ها نمی توانند » ،« هزاره ها نمی شوند» ، « هزاره ها هیچ وقت در رأس کارهای مهم حکومتی وسیاسی نبوده اند » و... ، نگارنده بارها و بارها این سخنان را از بعضی موسفیدان وپیرمردان شنیدم و واکنش هم نشان دادم که این قدر آیة یأس وناامیدی نخوانید ! ما چرا نتوانیم ؟! و ما چرا نشویم ؟! و...
خلاصه این که ، تقویت ونهادینه ساختن روحیة اعتماد به نفس ، خودباوری و خود کفایی در بین مردم ومسئولین ، در پیشرفت جامعه در زمینه های مختلف و مقابله با عقب ماندگی ، نقش برجسته دارد.
نتیجه گیری
از آنچه گفته شد می توان به نتایج ذیل دست پیداکرد:
1 ) تمام پدیده های که در عالم که تحقق پیدامی کند اعم از خوب و بد ، ومثبت ومنفی ، دارای علل و عواملی هستند که در پی تحقق یافتن آن عوامل این پدیده ها نیز ، به وجود می آیند. مثلا رشد وپیشرفت در جامعه ای یا عقب ماندگی ونا امنی درجامعه ای دیگر هرکدام دارای عواملی مختص به خود هستند. ریشه کن ساختن یک پدیدة شوم از جامعه ، با نابود ساختن علت وسبب آن پدیده امکان پذیر است نه مبارزه با خود آن پدیده .
2 ) با استناد به سخنی گهربار از امام علی(ع) عوامل عقب ماندگی وسقوط دولت ها وجوامع ازجمله افغانستان ، چهار چیز است : ضایع گذاشتن کارهای اصولی واساسی ، چسپیدن و اهمیت دادن به کارهای فرعی و غیر ضروری ، روی کار آمدن افراد نالایق و پست و تصدی آنها پست های کلیدی ومدیریتی ر ا ، و کنار زدن افراد شایسته و لایق از پست های مدیریتی و تصمیم گیری .
3 ) برای مقابله با عقب ماندگی و نابسامانی های کشور و زمینه سازی برای رشد و پیشرفت ، می توان از راهکار های ذیل کمک گرفت : الف ) ایجاد تغییر وتحول مثب در اندیشه ورفتارهای اجتماعی تا زمینة تغییرسازنده در جامعه فراهم گردد؛ ب ) توسعة علمی و دانش افزایی در عرصه های گوناگون ، تا از این طریق نیازهای جامعه در زمینه های مختلف تأمین گردد و رشد وشکوفای در کشور پدیدار شود؛ ج ) اولویت بندی کارهای ضروری و اصولی و تلاش همه جانبه برای محقق ساختن آنها و مشغول نشدن به کارهای فرعی وغیراصولی و مصرف نکردن نیروی انسانی و مالی در این راستا ؛ د ) شایسته سالاری وتخصص محوری از دیگر راهکارهای است که برای مقابله با عقب ماندگی و ایجاد زمینة رشد وپیشرفت کمک شایان می کند وسرانجام تقویت روحیة خود باوری و استقلال خواهی درجامعه نیز در مقابله با عقب ماندگی کشور و تلاش برای رسیدن به قله های از رشد وشکوفایی نقش بسزا دارد .
فهرست منابع
- قرآن کریم .
- ابن أبى الحديد، عبد الحميد ، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد، قم ، مكتبة آية الله المرعشي النجفي ، 1404 ق .
- طوسى، محمد بن الحسن ، الأمالي( للطوسی) ، تحقیق وتصحیح: مؤسسه البعثه ، قم ، دار الثقافة ، 1414ق .
- تميمى آمدى ، عبد الواحد بن محمد ، غرر الحكم و درر الكلم ، تحقیق وتصحیح سیدمهدی رجایی، قم ، دارالکتاب الاسلامی، 1410ق .
- كليني ، محمدبن يعقوب(م 329 ق) ، الكافي ، تهران ، انتشارات اسلاميه، 1362ش .
- ليثى واسطى، على بن محمد، عيون الحكم و المواعظ ، تحقيق و تصحيح : حسين حسني بيرجندي ، قم ، دار الحديث ، 1376ش .
- مجلسي ، محمد باقر، بحارالانوار الجامعه لدررالاخبارالأئمه الاطهار(ع)، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1429ق- 2008 م .
علی جمعه حیدری
[1] - محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی(ط- الاسلامیه)، ج1 ، ص 183 .
[2] - إسراء/ 70 .
[3] - رعد / 11 .
[4] - اعراف / 96 .
[5] - روم / 41 .
[6] - همان ، ص 41 .
[7] - محمد باقر مجلسی ، بحارالانوار، ج 71 ، ص 94 .
[8] - عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی ، غررالحکم، ص 92 ، ح 1763 .
[9] - همان ، ص 275 .
[10] - همان ، ص 800 .
[11] - علی بن محمد لیثی واسطی ، عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ؛ ص481 .
[12] - همان ، ص 42 .
[13] - عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی ، غرر الحکم ، ص 280 .
[14] - همان ، ص 299.
[15] - همان .
[16] - محمدبن حسن طوسي، الأمالي (للطوسي) ؛ ص566 .
[17] - رعد / 11 .
[18] - عبدالحمید ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ، ج 20 ، ص 319 .
[19] - علی بن محمد لیثی واسطی ، عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ؛ ص227 .
[20] - عبدالواحدبن محمد تمیمی آمدی ، غرر الحکم ، ص 345 .
دراین صفحه از فضای گسترده ای مجازی مقالات پژوهشی این جانب که بعضی از آنها در مجلات ونشریه ها وکتابهای مجموعه مقالات برتر چاپ شده اند وهمچنین مطالب فرهنگی تحلیلی که درنشریه اجتماعی فرهنگی ادبی«قلم » درچندین شماره به نشر رسیده اند ، روی میز مطالعه بازدیدکنندگان عزیز قرار می گیرد امید است که برای شما دوستان گرامی قابل استفاده باشد.