بسم الله الرحمن الرحيم

مقدمه

بدون تردید اکثرقریب به اتفاق مشکلات وعقب ماندگی افغانستان معلول سیاست های تبعیض آمیزی است که ازسوی حاکمان متعصب وقوم گرای این کشور به اجرا درآمده است. اگرماامروزشاهد حضورده ها هزارنیروی خارجی، کشته ومجروح شدن صدها هزار افغانی اعم اززن ومرد وپیروجوان، معلولیت دهها هزار دیگر، آوارگی ومهاجرت میلیون ها شهروند این کشورهستيم، درصدي بسياربالاي اين گرفتاري ها پیامد مستقیم سیاست های فاشیستی وتبعیض گرایانه قومی ونژادی است .

باتأسف باید خاطرنشان کرد که پس از این همه فاجعه ودربدری که از این طریق دامن گیر مردم افغانستان  شده است، به گونه ای که فرسنگ ها راه و قرن ها زمان، ازکاروان تمدن بشری عقب مانده است ولی بازهم مديران، نقش آفرينان ومجريان عرصة سياست ومديريت، بامحوريت قومي ونژادي به سیاست گذاري مي پردازند وروند ملت شدن مردم اين كشوررا باچالش جدي روبرومي سازند، حتی مراکزعلمی وفرهنگی که وظیفه ای شان تنویرافکارجامعه وزمینه سازی وحدت ملی ودیگرپذیری است، دست به اقدامات تبعیض آمیزی مي زنند كه تأمل برانگيزاست .

 اين درحالي است كه مردم افغانستان بعدازدهها سال تحمل جنگ ،خونريزي ، ظلم و ويرانگري ، وقت باحضوردرپاي صندوق هاي رأي، دردودوره رئيس جمهورشان را انتخاب كردند وهمين طوردو دوره نمايندگان پارلمان را باآراءشان به خانه ملت درولسي جرگه فرستادند، اميدواربودندكه دولت به عنوان مجري وپاسدارقانون اساسي وپارلمان بعنوان يك نهاد ملي مي تواند تمامي طيف ها وگروه هاي سياسي متخاصم درگذشته را زيريك سقف جمع كند وبا ايجاد اتحادملي واحترام متقابل به همة اقوام ساكن دراين كشور، به منافع ملي مردم افغانستان فكركرده وبراي تحقق آرزوهاي شان تلاش نمايند وسياست گذاري ها براساس منافع ملي وفراقومي وجناحي كليد بخورد.

مقالة كه درپي مي آيد برآن است كه گوشه اي ازسياست گذاري هاي كه درافغانستان بامحوريت قومي ونژادي صورت مي گيرد وپيامد هاي منفي وغيرقابل جبران آن را به خوانندگان محترم تقديم نموده وبرخي ازراه حل هاي را كه ازنظرنگارنده مهم است ارائه نمايد.