رموز و عوامل موفقیت
--------------------------
 ( برگرفته از کتاب : " رمز پیروزی مردان بزرگ "  اثر : آیت الله جعفر سبحانی )

( قسمت دوم)  
 
۲ - دومین عامل و رمز موفقیت كار و كوشش و فعاليت است

قرآن کریم :" وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ ، ﻭ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺟﺰ ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻠﺎﺵ ﻛﺮﺩﻩ [ ﻫﻴﭻ ﻧﺼﻴﺐ ﻭ ﺑﻬﺮﻩ ﺍﻱ ]ﻧﻴﺴﺖ" ( النجم/ ۳۹) 
بی رنج گنج میسر نمی شود 
مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

صفحات گيتي و نظام جهان آفرينش گواه روشني است كه كاميابي هر موجودي وابسته به فعاليت و كوشش اوست . تا صدها فعل وانفعال شيميائي در يك نهال به وجود نيايد ، هرگز يك درخت برومند نخواهد شد . هر موجود ذيروحي از روي غريزه و يا فطرت به اين حقيقت رسيده كه بقاء ناموس حيات، در گرو كار و كوشش است . 
عدم پيروزي عده اي از جوانان ما عللي دارد . يكي از آن علل اين است كه روح كار كردن و فعاليت در بعضي از آنها كشته شده است . 
هجوم جوانان به سوي ادارات و اشغال كرسيها و ميزهاي مؤ سسات دولتي گواه روشني است كه عشق به كارهاي سنگين كمتر شده است . 
بجاي اينكه اين جوانان مولد ثروت باشند مصرف كننده ثروت هستند . 
زندگي مردان موفق شهادت مي دهد كه همگي مرد كار و زحمت بودند و به قول الكساندر هاميلتن، نابغه عصر خود : " مردم مي گويند تو نابغه هستي ، من از نبوغ خود خبر ندارم فقط مي دانم شخص زحمتكشي هستم " 
و به قول يكي ديگر از دانشمندان : " آنچه شده ام نتيجه كار است ، من در سراسر عمرم لقمه اي بدون كار و زحمت نخورده ام ". 
اين صنايع شگفت انگيز مولود كوششهاي خستگي ناپذير دانشمندان است . مخترع راديو گاهي تا سحر در حالي كه همه اهل خانه در خواب فرو رفته بودند ، كار مي كرد . 
اديسون براي تكميل پاره اي از اختراعات خود شبها و روزها در آزمايشگاه مي ماند و براي آن كه نيروي برق را طوري تسخير كند كه استفاده از آن ارزان و آسان باشد ، بارها اتفاق مي افتاد كه دو روز و يا سه روز از آزمايشگاه بيرون نمي آمد و چه بسا غذا خوردن را فراموش مي كرد و به چند پاره نان خشكيده اكتفا مي نمود . 
در زندگاني پاستور دانشمند بزرگ فرانسه مي خوانيم كه شعار او در طول زندگي ((كار)) بود . گاهي چنان سرگرم كار مي شد كه سروصدا و غوغاي بيرون آزمايشگاه را نمي شنيد . حتي هنگامي كه قواي مهاجم آلمان شهر پاريس را محاصره كردند و غريو توپهاي دشمن در آن شهر محشر بپا كرد ، او به هيچ وجه اين غوغا را كه بيرون آزمايشگاه بپاخاسته بود ، متوجه نشد . 
ناپلئون شبانه روز پنج ساعت مي خوابيد و بقيه ساعات را مشغول كار بود . 
نابغه شرق ، ابن سينا ، مردي پركار و پرمطالعه بود . كتابهاي متنوع او يادگار و نشانه فعاليتهاي خستگي ناپذير اوست . كتاب " شفا " در فلسفه و " قانون " در طب دو اثر بزرگ او شهرت جهاني دارد و كتاب اخير وي به زبانهاي زنده جهان ترجمه شده است . 
ابن رشد ، دانشمند اسلامي ، از موقعي كه با كتاب آشنا شده بود حتي يك روز از عمر خود را بدون مطالعه و تفكر نگذارنده بود . 
كتاب " جواهر الكلام " يكي از كتابهاي نفيس و از مدارك فقه اسلامي است و تاكنون كتابي به اين جامعي در فقه نوشته نشده است . چاپ اخير كتاب در حدود چهل جلد نسبتا قطور مي باشد . 
دانشمند گرامي آقاي محمدتقي قمي كه از شخصيتهاي ايراني ساكن مصر بود ، نقل مي كرد كه روزي تمام مجلدات اين كتاب را به نظر اساتيد دانشگاه مصر رسانيدم و گفتم همه اين مجلدات را با اين دقت ، يك نفر نوشته است . آنان از شنيدن اين سخن فوق العاده تعجب كردند . 
يكي از اساتيد بزرگ و عاليقدر ما از فقيد علم و فلسفه و عرفان آقاي شاه آبادي نقل مي كرد كه : 
پدرم يكي از شاگردان مرحوم محمدحسن نجفی نويسنده كتاب " جواهر الكلام "  بود . روزي كه آن دانشمند بزرگ با مرگ و فقدان فرزند ارشد و دانشمند خود روبرو گرديد ، موقعي مراسم غسل او به پايان رسيد كه هوا رو به تاريكي بود . لذا قرار شد بدن او را در يكي از بقعه هاي صحن مطهر اميرالمؤمنین علی علیه السلام  بگذارند و فرداي آن روز مراسم تشييع در ميان انبوه جمعيت به عمل آيد . 
با اينكه مرحوم صاحب " جواهر " داغدار بود مع الوصف همان شب برنامه مطالعه و نوشتن خود را تعطيل نكرد . با كمال صبر و استقامت ، پس از خواندن مقداري از كلام اللّه مجيد در كنار بدن فرزند عزيز خود به مطالعه و نوشتن صفحاتي از كتاب " جواهر " پرداخت . 
مرجع عاليقدر اسلام مرحوم آقاي بروجردي مي گفتند : " يك شب كه درباره يكي از مسائل علم اصول (ترتب ) فكر مي كردم و مي نوشتم چنان سرگرم مطالعه و فكر و نوشتن بودم كه رنج بي خوابي را ملتفت نبودم . يك مرتبه صداي مؤ ذن به گوشم رسيد ، متوجه شدم كه هوا دارد روشن مي شود و من از آغاز تا پايان شب سرگرم كار بوده ام ". 
در افسانه هاي پيشينيان آمده است كه در نقاط گوناگون زمين گنجهائي است و روي هر گنجي اژدهائي است و تا بر آن پيروز نشويم . گنج ميسر نخواهد شد . 
بسياري از مردم اين مطلب را افسانه پنداشته و گروهي نيز به ظاهر آن اكتفا كرده اند . يعني تصور نموده اند كه واقعا در زير زمين گنجها و دفينه هائي است و حقيقتا روي هر گنجي ماري خوابيده است 
در صورتي كه جمله فوق حقيقتي را در بر دارد و آن گنجها همان ذخائر فكري يا طبيعي است كه در اختيار بشر گذارده شده ، و موهبتهائي است كه خداوند بزرگ به ما داده است . آن مارها كنايه از مشكلات و مشقتهائي است كه بايد بشر در راه تحصيل آن متحمل گردد . 
اديسون مي گويد : " هيچ يك از اختراعات من معلول تصادف نيست ، وقتي كه معتقد شدم فلان كار نتيجه بخش است خودم را به آن كار مي بندم و تجربه روي تجربه مي كنم تا كامياب شوم ". 
نيوتن مي گويد : " اگر من به جائي رسيده ام براثر كار و كوشش است ". 
ميكلانژ مي گويد : " اگر مردم مي دانستند كه براي احراز مقام استادي چه رنجها برده ام از ديدن شگفتيهاي هنرم متعجب نمي شدند ". 
و به قول بزرگمهر بايد لب فروبست و بازو گشود و كار كرد و دم نزد و يقين نمود كه كليد طلائي كاميابي كار و كوشش است . 
براستي برخي از مردان روان عظيمي دارند و روح آنها بسان دريا بي قرار است . حرارت و عشق و علاقه آنها به كار و هدف ، آنها را به جنبش و حركت در مي آورد . حتي در لحظات سخت زندگي نيز دست از كار و كوشش بر نمي دارند . 
مورخ بزرگ اسلامي ، ابن خلدون ، شاهكار نفيس خود به نام " مقدمه بر تاريخ "  را در تبعيد گاه نوشته است . 
فيلسوف شرق ، خواجه نصير الدين طوسي ، كه مدتها در قلعه " الموت " از طرف فرقه اسماعيليه باز داشت بود كتاب بزرگ و ذيقيمت خود به نام " شرح اشارات " را در آن زندان نوشته است . 
دانشمند بزرگ ما ، مرحوم شهيد اول ، اثر ارجداري به نام " لمعه " را كه متن قوانين اسلامي است در زندان دمشق نوشته است . 
سروالترراله " تاريخ دنيا " را در زندان نوشته است . 
رابن كرمو شاهكار ادبيات انگلستان را در زندان به وجود آورده است . ما در اين قسمت به همين اندازه اكتفا كرده و سخناني از بزرگان دین  براي خوانندگان گرامي نقل مي نمائيم . 
رسول گرامي كارگري را ديد كه دستش آماس كرده بود . دست او را بلند كرد و فرمود : " آتش دوزخ هيچ گاه اين دست را نمي سوزاند ، اين دستي است كه خدا و پيامبر او آن را دوست مي دارند . هر كس از دسترنج خود زندگي كند خدا با نظر رحمت به او مي گردد " .
عابدي خدمت پيامبر رسيد . به عرض حضرتش رساندند كه او تمام سال را با عبادت مي گذراند و مخارج عائله او را برادرش مي دهد . پيامبر فرمود : " برادر او كه متكفل مخارج عائله اوست از وي در نزد خدا مقربتر و از او عابدتر است " .
اميرمؤ منان در مسجد كوفه به دسته ای برخورد كرد كه در گوشه اي نشسته بودند ، از خصوصيات آنها پرسيد ، عرض كردند : " رجال الحق " هستند و اگر كسي چيزي به آنها بدهد مي خورند والا صبر مي نمايند . فرمود : " سگان بازار كوفه نيز چنين هستند ، اگر استخواني برسد مي خورند و گرنه صبر مي كنند "  سپس دستور داد كه حلقه " رجال الحق " پراكنده شود و هر كدام دنبال كاري بروند . 
سعادت و خوشبختي درِ خانه كسي را مي زند كه ساعي و كوشا باشد . 
كساني كه جهان را تكان داده اند ، از نظر مواهب عقلي و فكري ، زياد فوق العاده نبوده اند ؛ بلكه شالوده موفقيت آن ها را كار و كوشش و بعدا ثبات و استقامت تشكيل مي داده است . 
بزرگان جهان براي تامين زندگي از تصدي كارهاي كوچك پروائي نداشتند . بسياري از شاگردان حضرت امام صادق عليه السلام روغن فروش ، كفش دوز ، شتردار ، و . . . بودند . 
افلاطون هنگام سياحت در مصر مخارج سفر خود را از روغن فروشي در مي آورد . 
لينه گياه شناس معروف كفش دوز بود . 
بدبختانه يكي از فحشهاي رجال ما اين است كه در مقام مذمت افراد مي گويند : حمال ! در صورتي كه باربري شغل شريفي است و اگر يكي روز باربران اسكله دست به اعتصاب بزنند ، يا باربران يك شهر دست از كار بكشند ، زندگي فلج مي شود . 
پيشواي بزرگ جهان انسانيت حضرت امير مومنان عليه السلام با دست خود باغهاي زيادي احداث مي كرد و بعدا به بينوايان واگذار مي نمود . با قدرت بازوان خود قناتهاي متعددي در گوشه و كنار مدينه بوجود آورد و از عرق ريزي در راه كار هرگز واهمه نداشت . 
پيامبر اسلام كسي را كه سرباز اجتماع باشد لعن نموده و او را از رحمت خدا دور دانسته است . 
پشواي پنجم ما حضرت امام باقر عليه السلام در هواي گرم به مزرعه و باغ خود مي رفت و در حالي كه عرق از پيشاني او مي ريخت ، دستورات لازم به متصديان كار مي داد و شخصا كارها را رو به راه مي ساخت . وقتي مورد اعتراض محمد منكدر قرار گرفت و او تصور كرد كه كار كردن براي شخصيتي مانند امام باقر علیه السلام شايسته نيست ، امام در پاسخ وي فرمود : " كار و كسب يك نوع عبادت است ، من بدين وسيله مي خواهم خود و خانواده ام را از تو و ديگران بي نياز سازم ".