رموز و عوامل موفقیت
--------------------------
 ( برگرفته از کتاب : " رمز پیروزی مردان بزرگ "  اثر : آیت الله جعفر سبحانی )

( قسمت سوم)  
 
۳ -  سومین عامل و رمز موفقیت؛  ايمان به هدف است 

ايمان به هدف محرك باطني و دروني است كه خواه ناخواه انسان را به سوي هدف مي كشاند . از آنجا كه حب ذات در انسان ريشه عميقي دارد و ريشه آن هرگز گسستني نيست ، هر گاه انسان مطمئن باشد كه سعادت و كاميابي او در گرو فلان كار است ، خواه ناخواه به سوي آن مي رود . 
فردي كه به صحت و تندرستي خود علاقه دارد ، روزي كه بيمار مي وشد داروي تلخ را به آساني مي خورد و خود را زير چاقوي جراحان قرار مي دهد . چرا ؟ زيرا مي داند بهداشت و عافيت او در گرو دارو خوردن ، جراحي و بريده شدن عضوهاي فاسد است . 
غواصي كه يقين دارد در دريا جواهرات گرانبهائي وجود دارد با عشق خاصي خود را در كام امواج آن قرار مي دهد ، ولي اگر اعتقاد و ايمان از بيمار و غواص سلب شود ، دست روي دست گذارده ، نه دارو مي خورد ، و نه در امواج دريا فرو مي رود . 
در پرتو اين ايمان ، انسان كه كاميابي و نيل به هدف را در سر مي پروراند سختيها و مرارتها را آسان مي شمارد و با خار و تير همبستر مي گردد و نمي نالد و با چهره باز به استقبال مرگ مي رود و با نشاط فراوان در راه هدف جان مي سپارد . 
نشان مرد مومن با تو گويم
اگر مرگش رسد خندان بميرد
اين همان عشق و علاقه و اعتقاد و ايمان به هدف است كه فضانوردان را تا آستانه مرگ مي كشاند و براي گشودن طلسم آسمانها و تسخير كرات سماوي آنان را به تلاش همه جانبه ، وادار مي كند . 
چهارده قرن پيش در بيابان بدر ، مسلمانان كه شماره آنها از 313 نفر تجاوز نمي كرد ، و از نظر ابزار جنگي و دفاعي تجهيز كافي نداشتند ، با ارتش مجهز و نيرومند قريش روبرو شدند . 
احتمال پيروزي مسلمانان از نظر محاسبه يك كارشناس نظامي بسيار ناچيز بود و هرگز تصور نمي شد كه اين گروه ناچيز ، سازمان يك ارتش نيرومند را درهم كوبند ، ولي برخلاف پندارهاي مردم مادي و كارشناسان ماده پرست ، يك اقليت دارای نيروي ايمان به هدف ، در ظرف چند ساعت بر يك ارتش مجهز ، پيروز گرديد . 
علت كاميابي و پيروزي اين اقليت همان ايمان به هدف بود كه مرگ و شهادت را براي آنها آسان كرد . 
اين حقيقتي است كه خود دشمن به آن اعتراف كرد ؛ زيرا پيش از نبرد قهرماني از سپاه دشمن مامور شد كه قدرت مادي و روحي سپاه مسلمانان را ارزيابي كند و گزارش صحيحي در اين باره به فرماندهي كل قوا تسليم نمايد . او پس از يك بررسي صحيح چنين گزارش داد : 
مسلمانان اگر چه از نظر شماره در اقليت هستند ولي از نظر توانائي روحي و استقامت در راه عقيده خود بسيار ممتازند . آنان جمعيتي هستند كه جز شمشيرهاي خود پناهگاهي ندارند ، تا هر نفر از آنها يك نفر از شما را نكشد كشته نخواهد شد ، هر گاه به تعداد خودشان از شما كشتند ديگر زندگي چه سودي خواهد داشت . 
سرباز مومن به هدف از هيچگونه جانبازي و فداكاري مضايقه نمي كند و ميدان نبرد با حجله عروسي براي او فرق ندارد . چنين نمونه هاي بارزي در تاريخ اسلام و ساير اديان وجود دارد . 
گرداني از ارتش اسلام اسير روم مسيحي گرديد و در دادگاه نظامي دشمن همه به اعدام محكوم شدند . به فرمانده گردان پيشنهاد شد كه اگر به آئين مسيح بگرود ، دادگاه راي خود را پس خواهد گرفت . فرمانده مسلمان كه هدف را بالاتر از جان خويش مي پنداشت و مي دانست كه اگر حتي به ظاهر دست از اسلام بردارد ، و به آئين مسيح بگرود ، علاوه بر اينكه به آئين خود كه آن را بالاتر از جان خويش مي داند اهانت كرده ، سبب خواهد شد كه سائر سربازان اسلام كه در همان زمان در جبهه هاي جنگ با كمال مردانگي مي جنگيدند ، شهامت خود را از دست بدهند و روح تسليم بر آنها حكومت نمايد . 
لذا با صراحت پيشنهاد دادگاه را رد كرد . دادگاه به فرمانده كه نامش حذافه بود وعده داد كه اگر آئين مسيح را انتخاب كند ، با دختر قيصر ازدواج خواهد كرد و به پست هاي عالي گمارده خواهد شد . وي بازپيشنهاد دادگاه را رد كرد ، قيصر كه خود در دادگاه حاضر بود دستور داد يكي از سربازان اسلام را در ديك داغ پر از روغن زيتون بيندازند تا حذافه ببيند كه حكم دادگاه قطعي است و شوخي بردار نيست . 
او با ديدگان خود ديد كه گوشتهاي سرباز از استخوانهايش جدا شده و جسدش در ميان ديگ روغن بالا و پائين مي رود . در اين لحظه حذافه سخت گريست و آنان تصور كردند كه وي از ترس به گريه افتاده است ، وي فورا رو به آنها كرد و چنين گفت : 
من هرگز از اين سرنوشتي كه در انتظارم است گريان نيستم ، من از اين جهت گريه مي كنم كه يك جان بيش در اختيار ندارم تا آنرا فداي اسلام سازم . ايكاش به شماره موهايم جان داشتم و آن را فداي عقيده خود مي ساختم . 
حضار از اين ايمان راسخ انگشت تعجب به دندان گرفتند و به بهانه خاصي او را با هشتاد سرباز ازاد ساختند . 
تا چندی پيش در جهان سياست، مساله اي به نام ويتنام وجود داشت  يك ملت پابرهنه و مسلح به نيروي تير و كمان ، در پرتو ايمان و اعتقاد به هدف ، اقتصاد و ارتش امريكا را به زانو در آورد و در حقيقت يك ويت كنگ براي آمريكا يك ميليون دلار خرج تراشيد . 
در سال 1965 ، امريكا 80000 تن بمب برفراز ويتنام جنوبي (مناطق تحت اختيار ويت كنگها) و ويتنام شمالي ريخته است ، و بيش از 15 ميليارد و 800 مليون دلار در سال 1966 خرج كرده است .
سربازان ويتنامي براي هدف مشخص مي جنگیدند و هدف آنها خاتمه دادن به دوران استعمار و آزاد زيستن بود . ولي سرباز امريكائي نمي دانست براي چه مي جنگد . زيرا سرزمين وي با سرزمين ويتنام هزاران فرسنگ فاصله دارد . 
ايمان به هدف آثار فراواني دارد . بزرگترين آثار ايمان همان جانبازي و فداكاري است و در كتاب آسماني مسلمانان تصريحات زيادي نسبت به اين موضوع شده است .

انسانی که به خدا و وعده های تخلف ناپذیر او و معاد ایمان دارد ، هم در انجام واجبات مقید است و هم از محرمات پرهیز و دوری می کند و انجام عبادات مانند نماز و روزه برایش نه تنها سخت نیست بلکه برای شان لذت بخش هم می شود 
همین طور در پرداخت حقوق واجبه مالی مانند خمس وزکات و... کوتاهی نمی کند زیرا ایمان واعتقاد دارد که دستور خدای حکیم بدون  حکمت نیست .