" جایگاه ، باید ها ونباید های انتخابات(ریاست جمهوری وپارلمانی) درافغانستان " 

(قسمت دوم )

گفتار اول : کلیات 
1 – 1 ) چیستی انتخابات 
انتخابات برگرفته از واژه ی «انتخاب» به معنای گزینش ، برگزیدن و ترجیح دادن فرد یا افرادی از بین یک مجموعه ، یاچیزی را از بین اشیاء ، می باشد. 
معادل « انتخاب» ، در زبان عربی کلمه ی « اصطفاء  » و « اجتباء  »است که در قرآن کریم در موارد متعدد و مختلف به آن اشاره شده است. 
انتخابات در اصطلاح حقوقی ، به فرایند اطلاق می شود که در آن ، افراد جامعه به طور رسمی ، شخص یا اشخاصی را برای اداره ی امور عمومی خود در سطح ملی یا ساحوی ، از طریق آرای عمومی ، برای مدت معین انتخاب می کنند و اختیار تعیین سرنوشت سیاسی کشور ویا یک منطقه و ساحه را ، به دست افراد منتخب ، می سپارند. 
1 – 2 ) فلسفه ی انتخابات  
مهم ترین فلسفه انتخابات :« حاکمیت مردم برسرنوشت سیاسی واجتماعی خود از طریق گزینش فرد یا افرادی متعهد ، متخصص ، توانمند وامانتدار برای انجام کارهای عمومی خود » می باشد.  تا از این طریق ، شخص یا اشخاص منتخب را موظف نمایند که در راستای منافع ملی و کسب اقتدار همه جانبه ، تمام سعی و تلاش خویش را به کار بگیرند و ضمن تأمین امنیت سرتاسری ، زمینه ی رشد وشکوفایی جامعه در عرصه های مختلف را ، فراهم ساخته و پاسخگوی نیازمندی های معیشتی ، علمی ، فرهنگی ، معنوی ، بهداشت ودرمانی ، آموزشی ، تفریحی ... مردم باشند. و برای ساخت وساز های زیربنایی و انکشاف متوازن و خدمات رسانی عادلانه ، تلاش شبانه روزی نمایند. 
1 – 3  ) اهمیت و جایگاه  انتخابات 
اهمیت فوق العاده ی انتخابات به طور کلی (اعم از ریاست جمهوری یاپارلمانی) از آنجا روشن می شود که امروزه ، تعیین سرنوشت سیاسی ومدیریت اجتماعی مردم ، با انتخابات صورت می گیرد و از این طریق ، رتق و فتق امورات سیاسی و مدیریتی ، به مدت چندسال  به شخص یا اشخاصی واگذار می گردد . همچنین  انتخابات در کشور های مدعی دموکراسی و متمدن ، یگانه وسیله ی انتقال قدرت و جابجایی مسئولین بلند رتبه ی کشوری است ، که به تبع آن جابجایی مدیران کلان لشکری ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، امنیتی ... نیز، صورت می گیرد .
 در اهمیت انتخابات همین بس که آن وسیله ای است ، برای اظهار نظر و شرکت محرومان جامعه در تعیین سرنوشت سیاسی واجتماعی خویش و ازاین طریق ، به مبارزه برخواستن با سیاست های غلط و ظالمانه و استبداد حاکمان و مدیران فاشیستیی که همه چیز را ، برای خود واطرافیان و همفکران خود ، می خواهند.
 بنا براین ، کوتاهی در امر انتخابات به هردلیلی ، علاوه براین که یک نوع وظیفه نشناسی و بی تفاوتی در قبال سرنوشت خود وجامعه به شمار می رود ، یک نوع بی غیرتی و کم همتی در قبال مسایل دینی ومذهبی نیز ، محسوب می شود ؛ زیرا حاشیه نشینی و حضور فعال و نقش آفرین نداشتن در انتخابات ، ممکن است باعث روی کار آمدن افراد ناشایست ، سکولار و دین ستیز شده و افزون بر بی کفایتی آنها در مسایل سیاسی ، تأثیر منفی بر انجام مسایل دینی ومذهبی و امورات معنوی ، بگذارد و متدیّنینی که ورود به مسایل سیاسی را ، در تضاد با مسایل دینی ومعنوی می دانند نیز ،  نمی توانند آن طوری که باید،  به امور معنوی و مسایل دینی و مذهبی خود ، بپردازند. 
خلاصه این که اگر بگوییم انسان در گرو انتخاب هایی است که در زندگی(فردی واجتماعی- سیاسی) خود انجام می دهد ، سخن گزافی نیست ، یعنی سعادت و خوشبختی و پیشرفت انسان در عرصه های مختلف مرهون انتخاب درست و عاقلانه اوست ، چنانکه بدبختی و عقب ماندگی او در زمینه های مختلف ، معلول  انتخاب های نادرست او بوده وخواهد بود .   
بنابر این ، لازم است که انتخابات را ، به مثابه ی یک تکلیف مهم ملی وسیاسی تلقی نموده و حضور حداکثری و پرشور در پای صندوق های رأی ، داشته باشیم. 

ادامه دارد