رموز و عوامل موفقیت
--------------------------
 ( برگرفته از کتاب : " رمز پیروزی مردان بزرگ "  اثر : آیت الله جعفر سبحانی )
( قسمت ششم)  
 
۶ - ششمین عامل و رمز موفقیت؛ نظم و انضباط در زندگی 

نظم و انضباط نه تنها از رازهاي پيروزي مردان بزرگ مي باشد ، بلكه كاخ بلند آفرينش روي آن استوار شده است . اگر منظومه شمسي برقرار است و سيارات دور آن مي گردند و كوچكترين خللي در طي قرون در آن رخ نداده است ؛ از اين نظر است كه بنياد آفرينش آن را ، نظم و محاسبه تشكيل داده است . 
در تمام مظاهر هستي ، از بزرگترين موجودات تا كوچكترين آنها يعني اتم ، نظم و دقت به كار رفته است . نظمي كه بر بزرگترين منظومه هاي جهان حكومت مي كند ، بر اتم نيز حكم فرماست . 
هر اتم داراي هسته مركزي به نام پروتون است و الكترونها مانند اقمار و سيارات با ترتيب دور هسته مركزي خود مي گردند . 
دل هر ذره را كه بشكافي
آفتابيش در ميان بيني
جهان آفرينش براي ما بهترين راهنماست . نقشه زندگي ، دوام ، ثبات حيات و رمز پيروزي را بايد از آن آموخت . آن به ما مي گويد : رمز بقاء و استواري من نظمي است كه آفريدگارم در من نهاده است . 
اگر در مراكز علمي هرج و مرج حكمفرما گرديد ، اگر از دستگاه بازرگاني كشور نظم و حساب رخت بربست و توازن عرضه و تقاضا از بين رفت و اگر در دستگاه انتظامي مملكت انضباط سربازي جاي خود را به خود سري داد ، بايد فاتحه زندگي را در آن كشور خواند . 
اميرمؤ منان علی علیه السلام وقتي در بستر شهادت افتاد ، نخستين توصيه و سفارش وي به فرزندان ، خویشاوندان و بستگان ، و همه ای کسانی که این نامه آن حضرت به او می رسد اين بود : (( اوصيكما و جمیع ولدی و اهلی  من بلغه کتابی بتقوي اللّه و نظم امركم )) يعني : شما دوتا ( امام حسن و امام حسین علیهمالسلام ) و همه فرزندان و بستگانم و کسانی که نامه ام به او می رسد را ، به پرهيز از نافرماني خدا و نظم و انضباط در زندگي توصيه مي نمايم . نامه ۴۷ نهج البلاغه . 
يكي از نشانه هاي نظم اين است كه اوقات شبانه روزي را بر نيازمنديهاي خود تقسيم كنيم و زير بناي زندگي را كه نظم است ، محكم تر سازيم و از بي نظمي كه كشنده شايستگي و برباد دهنده هرگونه استعداد است ، بپرهيزيم . 
پيشواي پرهيزگاران مي فرمايد : ((يك فرد مسلمان بايد اوقات شبانه روزي خود را سه بخش كند : قسمتي براي پرستش خدا ، مقداري براي به دست آوردن معاش و پاره اي براي نيازهاي نفساني كه در زندگي مادي از آن چاره اي نيست . ))
اگر در بخشي از عمر نظم و انضباط حكم فرما نگرديد آيا مي توان در باقيمانده عمر از آن استفاده كرد ؟ 
به طور مسلم بلي ! زيرا دورانهاي سه گانه زندگي (كودكي ، جواني ، پيري ) مانند طبقات مختلف كشتي است كه با فشار دادن دگمه اي يك قسمت ديگر جدا مي شود ، و اگر بر يكي از طبقات آن لطمه اي وارد شد ، مي توان آن قسمت را از كشتي جدا ساخت ، مرد موفق كسي است كه با نيروي انديشه و خرد قطعات مختلف زندگي را از هم جدا سازد و براي هر كدام حساب جداگانه باز كند . بسيار مايه بدبختي است كه بجاي استفاده از امكانات موجود ، وقت خود را در تاءسف بر گذشته تلف كند و از به كار بردن نظم در قسمت ديگر زندگي غفلت ورزد . 
از وزير لايق و شايسته اي كه به همكارهاي خود به طور دقيق رسيدگي مي كرد پرسيدند : ((چطور به اين همه كار مي رسي ؟ )) 
گفت : ((آنچه را امروز مي توانم بكنم به فردا نمي اندازم و هيچ وقت تاءخير در كاري را روا نمي دانم . ))
من از تابلوهائي كه در آژانسها و كارگاه ها نصب مي كنند و در آن چنين مي نويسند :
 ((وقت طلاست )) بسيار در شگفت هستم ، زيرا ارزش وقت بمراتب بالاتر از طلاست ، ولي اين موجود گرانبها در صورتي از طلا بالاتر مي گردد كه نظم و انضباط در اوقات انسان برقرار باشد و هر كاري در موقع خود انجام گيرد .