این داستان عجیب و عبرت آموز را بدانید:

ثروتمندترین مرد لبنانی
بنام (ایمیل البستانی) قبری را برای خودش تهیه دید که در بهترین جای لبنان و بسیار باصفا و مشرف بر شهر زیبای بیروت بود، تاپس ازمرگش درآنجا دفن شود.
این شخص صاحب هواپیمای شخصی بود و با همان هواپیما به دریا سقوط کرد.
اطرافیانش میلیونها هزینه کردند تا جسدش را از دریا بیرون کشیده و در اینجا دفن کنند.
هرچه گشتند لاشه هواپیما پیدا شد، اما جسد آقای ثروتمند لبنانی(البستانی)
هرگز پیدا نشد که نشد.

ثروتمندترین مردانگلیسی یک یهودی بود بنام (رودتشلد) بخاطر ثروت فراوانش به دولت انگلیس هم قرض میداد.
این آقای بسیار غنی، گاو صندوقی داشت بسیار بزرگ به اندازه یک اطاق
یک روز وارد این خزانه پولی خود شد و بصورت اتفاقی درب این گاوصندوق بسته شد و هرچه با صدای بلند داد و فریاد کرد ،بخاطر بزرگ بودن کاخش کسی صدایش رانشنید.
چون عادت داشت همیشه ازخانه وخانواده به مدت طولانی دور میشد .
این بار هم خانواده فکر کردند چون طولانی شده حتمابه مسافرت رفته.
این مردآنقدرفریاد زد که احساس کرد خیلی گرسنه و تشنه هست.
یکی از انگشتان خود را زخمی کرد و با خون آن روی دیوار نوشت: ثروتمندترین انسان درجهان از شدت گرسنگی و تشنگی مرد.

فکرنکنیم : ثروت تنها چیزیه که همه خواسته های ما را برآورده میکند.

درزندگی در جست و جوی آرامش باشید.

گلایه
راننده گفت:
اين چراغ لعنتي چقد دير سبز ميشه

در همین زمان...
دخترك گل فروش به دوستش گفت:
سارا بيا الان سبز ميشه؛

سارا نگاهي به چراغ انداخت و گفت:
آه اين چراغ چرا اينقدر زود سبز ميشه...

و این حکایت زندگی ماست که بخاطر سختی رانندگی از هوای بارانی شاکی هستیم و کشاورزی در دور دست بخاطر همین باران لبخند می زند

یادمان باشد
خداوند؛ فقط خدای ما نیست
بندگان دیگری هم دارد...

تسلیم فرمان و اراده خدای سبحان باشیم

او از ازل خدایی کرده و تا ابد خدایی می کند