بسم الله الرحمن الرحیم

با ثابت شدن خاتميت رسول خدا(صلی الله علیه و آله ) ، جاودانگي وجهاني بودن رسالت او ودين وآئيني كه آورده است نيز ، ثابت مي شود ؛ زيرا يكي از مهم ترين لوازم خاتميت دين ، جاوداني وجهاني بودن آن است.

جهاني بودن اسلام و رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله ) به اين معنا است ، كه اسلام اختصاص به هيچ قوم ،‌ مليت ،‌ نژاد و اقليم خاصي ندارد ،‌ بلكه همة انسانها را ازهر ملت ونژادي وبا هرزبان و رنگي باشند ،‌ در بر مي گيرد.

مقصود از جاودانگي اسلام ، آن است كه قوانين وآموزه هاي اسلامي به عصرو زمان خاصي محدود نمي گردد ، بلكه تا قيامت و انتهاي تاريخ بشر ادامه دارد ، چنانکه امام صادق علیه السلام فرمود :« حَلَالُ‏ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ‏ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ... ، حلال محمد(صلی الله علیه و آله ) براي هميشه تاروزقيامت حلال است و حرامش براي هميشه تاروزقيامت حرام است » (، الكافي ؛ ج‏1 ؛ ص58 . بصائرالدرجات ، ج 1 ، ص 148 ). و هيچگاه دين ديگري ، آن را نسخ نمي كند.( آموزش كلام اسلامي ، ج2 ، ص 121 ).

آيات متعدد قرآن برجاودانگي وجهاني بودن رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله ) ودين اسلام دلالت دارند ، كه مي توان آنهارا درچند گروه طبقه بندي كرد:

الف ) آياتي كه قرآن کریم (معجزة جاويد رسول خاتم)را ، كتاب هدايت براي همة مردم بيان مي كند، مانند:« شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي أُنْزِلَ فيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاس... ، قرآن كه هدايت براي مردم است درماه رمضان نازل شده است »(بقره/ 185 ). و« إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمينَ ، (آن (قرآن) نيست جزيادي براي جهانيان »( یوسف/ 104 ، ص/ 87 ، تکویر/ 27 ، و... ).

بدون ترديد ، تعبير«الناس» و «العالمين» به روشني برعموميت وجهاني بودن قرآن ، دلالت دارد .

ب) آياتي كه مخاطب خود را همة انسانها قرار داده است و تعابير نظير:« ياايها الناس» اي مردم! ، «يابني آدم» اي فرزندان آدم! ، «يا ايهاالّذين آمنوا» اي مؤمنان! و... ؛ درآنها به كار رفته است . همة اين تعبيرات باجهاني بودن رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله ) و اسلام ، سازگار است و مردم عرب و غير عرب ، مردم زمان پيامبر وزمانهاي بعد را ، شامل مي شود .

ج) آياتي كه گوياي عموميت رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله ) هستند مانند:« وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ... ، ما تورا جز براي همة مردم نفرستاديم »(سبا/ 28 ). « وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ ، (اي پيامبر) تورا نفرستاديم مگرآنكه براي جهانيان مايه رحمت باشي »(انبیاء/ 107 ). و روشن تر از همه در دلالت براين مسأله ، اين آيه است:« وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ... ، به من اين قرآن وحي شده است تا به وسيلة آن شما وهركه را (قرآن) به او مي رسد، انذاركنم »(انعام/ 19 ).

عبارت«من بلغ» درآية فوق به روشني بر جهاني وجاودانگي رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه وآله ) ودين اسلام دلالت دارد ؛ زيرا به اين معناست كه هركس ،‌ درهرزمان ومكان ، با هرمليت و نژاد و با هر رنگ و زباني ، پيام قرآن را دريافت كند ، مأمور به پيروي ازآن است .

حاصل آنكه آيات فراواني ديگر نيز ، براين مسأله دلالت دارد ازجمله : آياتي كه ازپيروزي اسلام برهمة اديان سخن مي گويند (توبه/ 33 . فتح/ 28 . صف/ 9 ) ، آياتي كه همةمردم را مكلف به انجام احكام عملي وقوانين دين اسلام مي دانند (آل عمران/ 97 ، و... . ) ،‌ آياتي كه اهل كتاب را مخاطب قرارداده اند (مايده/ 15 و 19 . آل عمران/ 70 و 98 . و... ).

از سخنان امام علي(علیه السلام ) نيز جهاني وجاودانگي رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه وآله) واسلام ، به خوبي استفاده مي شود ؛ زيرا بعد از توصيف اسلام به اينكه: دينی است که از جانب خداوند آمده و بهترين آفريدگان خود را مخصوص ابلاغ آن قرار داد ‌و... ، مي فرمايد أَذَلَّ الْأَدْيَانَ‏ بِعِزَّتِهِ... ، با عزت آن ، اديان ديگر را خوار ساخت »( نهج البلاغه ، خطبه 198 ).

معلوم است كه إذلال وخوارساختن اديان ديگر يعني جهاني وجاوداني بودن اسلام .

هرچند حضرت امير(علیه السلام ) آن چنان اسلام را جامع وكامل معرفي مي كند ، كه‌ شكي درجهاني وجاوداني بودن آن ، باقي نمي ماند ، اما بعضي از تعبيرات آن حضرت ، با صراحت بيشتر براين مسأله دلالت دارد مانند:« وَ لَا زَوَالَ لِدَعَائِمِهِ ، درپايه هاي اسلام زوال راه نمی یابد »( همان ، خطبه 198 ). چنانكه مشاهده مي شود ، به طور مطلق راه يابي هرگونه زوال وشكست درپايه هاي اسلام ، نفي شده است واين نيست جز جهاني وجاوداني بودن آن.

روشن ترازآن ،‌ اين تعبير حضرت است كه مي فرمايد:« وَ لَا انْقِطَاعَ لِمُدَّتِهِ وَ لَا عَفَاءَ لِشَرَائِعِهِ ، يعني انقطاع وپاياني براي زمان اسلام و كهنگي براي دستورات وقوانين آن ، نيست »( همان ). بركسي مخفي نيست كه پايان ناپذير بودن اسلام ، معناي جز جهاني وجاوداني بودن آن ندارد. همين طور عدم كهنگي قوانين اسلام ؛ يعني بقاء اسلام الي الابد.