برگی از تاریخ اسلام (قسمت دوم: قدرت نمایی خداوند در حفظ جان بزرگترین پیامبرش با ضعیف ترین وسیله یعنی
بسم الله الرحمن الرحیم
رسول خدا صلی الله علیه وآله ، در نخستین شب ربیع الاول رهسپار غارثور شد ، در مسیر راه به ابوبکر برخورد ، او را نیز همراه خود برده و داخل غار شدند ، مشرکین قریش با استخدام شخصی بنام کُرز بن علقمه ، که از رد یابان مجرب عرب بود ، به تعقیب آن حضرت پرداختند و تا در غار ثور ، رد پای آن حضرت را پیدا کردند. وقتی جلو در غار رفتند دیدند ، که در غار با تار عنکبوت تنیده شده و کبوتری نیز در آنجا آشیانه کرده است . کُرز با دیدن این منظره گفت : محمد ( صلی الله علیه وآله ) تا اینجا آمده ؛ اما از اینجا یا به آسمان پرواز کرده و یا به زمین فرو رفته است ؛ زیرا اگر به غار می رفت ، تار های عنکبوت پاره و لانه کبوتر خراب می شد.
در اینجا نیز نمونه ای از قدرت نمایی خداوند قادر متعال ، به وضوح مشاهده می شود ، که با تار عنکبوتی که قرآن در توصیف آن در آیه 41 سوره عنکبوت می فرماید:« سست ترین خانه خانه عنکبوت است » بد ترین نقشه ای دشمن رسولش را ، نقش برآب و جان پیامبرش را حفظ نمود .
آری اراده وقدرت خدای سبحان فوق همه اراده ها و قدرت هاست ، اگر خدا بخواهد کسی یا چیزی را حفظ نماید ، عالم و آدم بسیج شوند ، که به او گزندی برسانند ؛ نمی توانند ؛ اما اگر خدا بخواهد کسی یا چیزی نابود شود ؛ هیچ کسی دیگرتوان حفظ و نگهداری آن را ، ندارد.
رسول خدا صلی الله علیه وآله ، سه شبانه روز در غار ثور بود و امیرالمؤمنین علی علیه السلام برای او نان و آب می برد و همچنین زاد و راحله برای هجرت به مدینه را ، برای آن حضرت آماده کرد و پیامبراکرم صلی الله علیه و آله ، در شب چهارم ربیع الاول ، همراه ابوبکر و دو نفر دیگر به سوی مدینه حرکت کردند.
وقتی مشرکین قریش از دست یافتن به رسول خدا صلی الله علیه وآله ، شخصا نا امید شدند ، اعلام کردند ، هر کس محمد (صلی الله علیه وآله) را بیابد ، صد شتر سرخ مو برای او جایزه داده می شود. شخصی بنام سراقه بن مالک برای بدست آوردن جایزه ، سوار براسب شده وآن حضرت را تعقیب کرد ، هنگامی که به ایشان نزدیک شد ، حضرت فرمود :« اللَّهُمَ اكْفِنِي شَرَّ سُرَاقَةَ بِمَا شِئْت ، خدایا شر سراقه را هرطور می خواهی از ما دفع کن »(الکافی ، ج8 ، ص263 ) در این هنگام بود که دست وپای اسب سراقه به زمین فرو رفت و ایستاد ، او صدا زد ای پسر ابو قحافه( ابوبکر) به همفسرت بگو تا از خدا بخواهد اسبم رها شود ، پیامبراکرم صلی الله علیه وآله دعا کرد و دست و پای اسبش رها شد ، وقتی به مکه بازگشت و داستان خودرا برای مشرکین قریش گفت ، آنان گفتند دروغ می گویی و ابوجهل بیشتر ازهمه اورا تکذیب کرد.
سراقه به ابوجهل گفت : به خدا سوگند اگر هنگامی که دست و پای اسب من فرو رفت تو هم تماشا می کردی ، دانسته بودی که و شک نداشتی که محمد(صلی الله علیه وآله ) فرستاده خداست و معجزه اورا نمی توان پوشیده داشت. ربیع الابرار ، ج2 ، ص91 .
آری ، وقتی جهل و تعصب چشم وگوشی کسی را کور وکر نماید ، نه تنها حقایق و معجزات بندگان محبوب خدای سبحان را ، نمی بیند و سخن حق را نمی شنود ؛ بلکه با جهل و تعصب واتهامات نا جوانمردانه ، به تهمت زنی و تکذیب می پردازد.
دراین صفحه از فضای گسترده ای مجازی مقالات پژوهشی این جانب که بعضی از آنها در مجلات ونشریه ها وکتابهای مجموعه مقالات برتر چاپ شده اند وهمچنین مطالب فرهنگی تحلیلی که درنشریه اجتماعی فرهنگی ادبی«قلم » درچندین شماره به نشر رسیده اند ، روی میز مطالعه بازدیدکنندگان عزیز قرار می گیرد امید است که برای شما دوستان گرامی قابل استفاده باشد.