نگاهی کوتاه به شرح حال بنیان گذاران فرقة ضالة وهابیت ( قسمت اول )
بسم الله الرحمن الرحیم
هشتم شوال سالروز تخریب قبور مطهر ائمه بقیع علیهم السلام و قبور برخی دیگر از بزرگان اسلامی مدفون در بقیع به دست فرقة منحرف وهابیت تسلیت باد
نگاهی کوتاه به شرح حال بنیان گذاران فرقة ضالة وهابیت ( قسمت اول )
برکسی مخفی نیست که فرقه ای ضاله وهابیت که منسوب به محمدبن عبدالوهاب است با طرز تفکر متحجرانه و انحرافی که دارند شباهت بسیار زیادی به خوارج صدر اسلام( که جنگ نهروان را علیه امیرالمؤمنین علی علیه السلام به راه انداختند ، آن حضرت و پیروان او را تکفیر می کردند و جنایات زیادی را مرتکب شدند )، دارند.
هرچند وهابیت منسوب به محمدبن عبد الوهاب است ؛ ولی پایه و اساس افکار و عقاید انحرافی وهابیت ریشه به افکار انحرافی شخصی به نام ابن تیمیه دارد ، لذا مناسب است در اینجا در باره شخصیت و طرز تفکر و عقاید ابن تیمیه و محمدبن عبد الوهاب نکاتی به اختصار بیان شود .
1 ) ابن تیمیه و عقاید انحرافی او
احمدبن عبد الحلیم بن عبد السلام بن عبد الله که معروف به ابن تیمیه است در سال 661 در شهر حران شام متولد شد ، او بدون این که ازدواج کند 67 سال زندگی کرد و به خاطر برخی عقاید نادرست و فتواهای انحرافی سه بار زندانی شد و سرانجام در سال 728 هجری در زندانی در دمشق از دنیا رفت .
ابن تیمیه از علمای حنبلی و پایه گذار اصلی عقاید وهابیت است. او به خاطر عقاید و فتواهایی که برخلاف عقاید عموم مسلمین اظهار می کرد ، همواره با مخالفت علما و اندیشمندان شیعه و سنی مواجه می شد و در رد کتابها و عقاید او کتابهای زیادی مانند : الدرر المصیّه فی الرد علی ابن تیمیه ، شفاء السقام فی زیارة قبرخیر الانام ، و... از طرف علمای اهل سنت نگارش یافت . و به خاطر ابراز عقاید و نظراتی انحرافی مورد توبیخ و سرزنش علمای اهل سنت قرار می گرفت و همچنین مفتیان و بزرگان از اهل سنت در عصر او ، وی را تفسیق و گاهی تکفیر و به عنوان بدعت گذار می نامیدند.
برخی از عقاید انحرافی ابن تیمیه
1 ) او احادیث مربوط به فضیلت زیارت قبرمطهر رسول خدا صلی الله علیه وآله را مجعول می دانسته است ؛
2 ) وی احادیثی را که بر فرود آمدن خداوند بر آسمان دنیا دلالت می نمود ، تصدیق می کرد وهمچنین معتقد بود که خداوند روزقیامت ( در صحرای محشر) می آید و ظاهر می شود ؛
3 ) او ظواهر آیاتی را که در بارة صفات خداوند است ، بر همان ظاهر الفاظ تفسیر می نمود و عباراتی مانند « وَ جاءَ رَبُّك » (فجر/ 22 ) را به معنای آمدن خداوند ، بدون هیچ نوع تفسیر و تأویلی حمل می نمود . همچنین معتقد بوده که خداوند بر عرش ( که بالای آسمان قرار دارد ) تکیه نموده و گاهی به آسمان دنیا نازل می شود و سپس به عرش باز می گردد. و عقاید او به اینکه خداوند دارای اعضا وجوارحی از قبیل چشم و دست و پا است و ... .
4 ) درباره ای جسم بودن خداوند ، کلماتی صریحی از او نقل شده است ، از جمله آنچه را ابن بطوطه (که همزمان با او می زیسته ) و ابن حجر عسقلانی نقل نموده اند که ابن تیمیه در حالی که بر منبر بود گفت :« خداوند از آسمان دنیا پایین می آید آن گونه که من از این منبر پایین می آیم ». رحله ابن بطوطه ، ص 95 . الدرر الکامنه ، ج1 ، ص 154 .
و همچنین گفته :« بالا بردن دستها در هنگام دعا دلیل برآن است که خداوند در جهت بالاست ». الحمویه الکبری ، ص 66 .
همچنین در تفسیر البحرالمحیط ابوحیان نقل نموده است که در کتاب العرش ( که تألیف ابن تیمیه است ) چنین قرائت نمودم که :« ان الله یجلس علی الکرسی ... ، خداوند برکرسی نشسته در حالی که مکانی را خالی نموده و رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز با او نشسته است ». کشف الظنون ، ج2 ، ص 1438 . آرشیف ملتقی اهل الحدیث ، ج 147 ، ص 44 .
و نظایر این سخنان نا درست و انحرافی از ابن تیمیه که بر جسمیت خدای سبحان دلالت دارد.
در حالی که این عقاید و سخنان برخلاف عقل و اعتقاد مسلمانان واقعی است و همچنین برخلاف صریح قرآن کریم است چراکه قرآن می فرماید :« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْء ، مانند خداوند چیزی نیست ». (شورا/ 11 ). همچنین می فرماید :« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ ، ديدهها او ( خدا ) را درك نمی کنند ». ( انعام/ 103 ).
به واسطه ای همین افکار و اندیشه های فاسد و گمراه کننده بود که علمای اسلام او را تکفیر و به ارتداد او حکم نمودند. به دنبال فتوای علما وی را دستگیر و روانه ی زندانی در مصر کردند ، چند بار او را از زندان آزاد کرده و پس از ارشاد و بحث و مباحثه ، به او پیشنهاد توبه و دست بر داشتن از این عقاید باطل و افکار فاسد دادند ؛ ولی او نپذیرفت و توبه نکرد و همچنان بر عقاید خویش اصرار ورزید تا اینکه مجددا در دمشق زندانی شد و سرانجام در زندان دمشق ، جان سپرد .
هرچند غائلة ابن تیمیه با مرگ او در سال 728 هجری پایان یافت و علی رغم ترویج افکار او توسط شاگردش ابن القیم طرفدار و پیروی پیدا نکرد ؛ ولی بعد ها که محمدبن عبد الوهاب تحت تأثیر افکار ابن تیمیه قرار گرفت افکار و عقاید فاسد او زنده و ترویج شد و نهایتا فرقه ای وهابیه شکل گرفت . وهابیت هرچند همان طور که از نامش پیداست پیرو محمدبن عبد الوهاب هستند ولی افکار و عقاید ابن عبدالوهاب نشأت گرفته از افکار و عقاید فاسد و انحرافی ابن تیمیه است .
در ادامه به تبیین شخصیت و افکار و عقاید ابن عبدالوهاب می پردازیم .
دراین صفحه از فضای گسترده ای مجازی مقالات پژوهشی این جانب که بعضی از آنها در مجلات ونشریه ها وکتابهای مجموعه مقالات برتر چاپ شده اند وهمچنین مطالب فرهنگی تحلیلی که درنشریه اجتماعی فرهنگی ادبی«قلم » درچندین شماره به نشر رسیده اند ، روی میز مطالعه بازدیدکنندگان عزیز قرار می گیرد امید است که برای شما دوستان گرامی قابل استفاده باشد.