بسم الله الرحمن الرحیم
ضرورت نيابت و نقش علما درعصر غيبت
چكيده
نيابت فقهاي جامع الشرائط از امام عصر(عج) در زمان غيبت ونقش آنها دراين زمان ، يكي ازگفتمان هاي مهم در عصر غيبت به شمار مي رود. ضرورت مطرح كردن بحث نيابت در زمان غيبت از آنجا به دست مي آيد كه بايستي روشن شود كه به چه دليل تقليد از فقيه جامع الشرائط لازم است و هرمكلفي بايد اعمال عبادي او طبق فتواي فقيه جامع الشرائط باشد. مقالة حاضر با استفاده از تحقيق كتابخانة به اين نتيجه رسيده است كه فقهاي جامع الشرائط درزمان غيبت به عنوان نايبان عام آن حضرت مطرح اند ، بنا براين همان طوري كه مراجعه به امام معصوم جهت فراگيري احكام و مسايل ديني واجب است همچنين در زمان غيبت واجب است كه هرمكلفي با مراجعه به فقيه جامع الشرائط احكام عملي و مسايل ديني خودرا فرابگيرد وبراساس آن عمل نمايد واگرنه عملش باطل خواهد بود. اصل ضرورت نيابت و اين كه فقهاي جامع الشرائط نايبان عام امام عصر(عج) به شمار مي روند از براهين اقامه شده براي لزوم بعثت و ضرورت وجود امام معصوم در جامعه و از روايات متعدد ، به خوبي قابل استفاده است. البته وصد البته كه منظور از نيابت فقها ازامام عصر(عج) اين نيست كه هرعالم ديني و فقيهي كه با علم فقه واصول آشناي دارد اين منصب مهم را عهده دارمي شود بلكه آن عده از فقها مي توانند به عنوان نايب عام آن حضرت مطرح باشند كه واجد شرايط تعيين شده از سوي معصومين باشند.
واژگان كليدي : نيابت ، امام زمان(عج) ، علما ، غيبت ، امامت .
مقدمه
پيامبراكرم(ص) كه به نص قرآن كريم و روايات متعدد آخرين پيامبراست، ديني را كه آورده نيز آخرين وكامل ترين اديان آسماني و تاروز قيامت پاسخ گوي بشر است. تفسير و تبيين آموزه هاي اين دين براي مردم وهدايت و راهنمايي آنها ، درمرحلة اول به عهدة رسول خدا(ص) بود ، پس از رحلت آن حضرت ، امامان معصوم كه جانشينان آن حضرت بودند مأموريت يافتند كه از آخرين وكامل ترين اديان توحيدي حفاظت وآن را براي آيندگان تفسير وتبيين نمايند.
ازآنجا كه تعداد اين حجج الهي وجانشينان برحق پيامبرخاتم(ص)دوازده نفرند ودوازدهمين آنها به ارادة الهي داراي غيبت طولاني است؛ لذا به دستور وتأييد امام عصر(عج)، درزمان غيبت، فقهاي جامع الشرائط، از آن حضرت نيابت مي كنند و برخي از و ظايف ايشان را انجام مي دهند.
بنابراين ، در مرتبة بعد ازپيامبر(ص) ، امام علي(ع) و ديگر امامان جاي دارند و در مرتبة بعد از آن بزرگواران ، عالمان جامع الشرائط قرار دارند. البته ناگفته نماند اين كه علما در مرتبة بعد از امامان گفته مي شود ، در مقامات باطني و مراتب ولايت الهيّه منظور نيست ، بلكه اين بعديت ونيابت ، درحفظ و تبيين دين و آموزه هاي وحياني و هدايت و مديريت ديني وسياسي مردم است.
باتوجه به اين كه امام معصوم داراي ولايت تكويني وتشريعي است ، امام عصر(عج) كه غايب است در اعمال ولايت تكويني ، غيبت وحضور جسماني آن حضرت هيچ تأثيري ندارد ، اما ولايت تشريعي آن حضرت بيشتر به وسيلة نايبان عام آن بزرگوار كه علماي رباني باشند ، انجام مي گيرد.
مباني ضرورت نيابت در عصرغيبت
براهين عقلي كه براي ضرورت بعثت انبياء و وجود امام معصوم درجامعه اقامه مي شوند در زمان غيبت امام عصر(عج) مي توانند در اثبات ضرورت نايب و نمايندة آن حضرت به كار آيند ؛ زيرا « هرگز نميتوان دوران غيبت را كه شايد معاذ الله هزاران سال بينجامد، روزگار هرج و مرج دانست؛ يا از بخش مهم احكام اسلامي چشم پوشيد[1]». بنابراين بايستي در زمان غيبت كسي يا كساني باشند كه به عنوان نايبان عام آن حضرت هم در صورت فراهم بودن شرايط ، باتشكيل نظام اسلامي جلو هرج ومرج وناامني و ضايع شدن حقوق مردم عادي را بگيرند و هم احكام و حدود اسلامي را در جامعه ترويج و جاري نمايند. برخي از دلايلي كه ضرورت نيابت در عصر غيبت را مي توان از آنها نتيجه گرفت قرار ذيل اند:
1 - لزوم اتمام حجت
بركسي پوشيده نيست كه « يكى از اهداف بعثت پيامبران، اتمام حجت است؛ يعنى انسان به دليل قدرت اختيار و انتخابى كه دارد، در برابر اعمال خويش، مسئول است و در آخرت، به همه كارهاى او رسيدگى مىشود و پاداش و كيفر مىبيند. از اين رو، خداوند با فرستادن پيامبران و كتب آسمانى، اتمام حجت مىكند، تا مبادا در قيامت و هنگام حسابرسى بگويند: ما نمىدانستيم؛ اگر كسى را مىفرستادى و راه هدايت را به ما نشان مىداد، به راه هدايت مىرفتيم[2]».
چنانكه قرآن كريم اين حقيقت را كه خداي سبحان با فرستادن پيامبران ، اتمام حجت مي كند چنين بيان مي نمايد:« رُسُلاً مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزيزاً حَكيماً ، پيغمبران را فرستاديم كه «نيكان را» مژده دهند و «بدكاران را» بترسانند تا پس از فرستادن پيغمبران مردم را بر خدا حجّت و برهانى نباشد( به اينكه كسى ما را براه حقّ دعوت نكرد و ما هم نميدانستيم) و خدا تواناى درستكار است[3]». به تعبير ديگر رشد وتكامل و رسيدن انسان به قلة قرب الي الله و حيات معنوي از روي حجت و دليل باشد و سقوط و انحطاط او نيز اگر صورت گرفت ، پس از اتمام حجت باشد:« لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ ؛ تا هر كه هلاكشدنى است پس از اتمام حجّت هلاك شود و هر كس لايق حيات و بقا است از روى دليل و از سر حجّت زنده ماند[4]». (يعنى آنان كه بحيات أبدى رسند از روى حجّت باشد، و بر آنها كه بهلاكت ابدى گرفتار شوند حجّت تمام باشد).
معلوم است كه بعد از رسول خاتم(ص) كه سلسلة نبوت به وسيلة آن حضرت ختم شد امامان معصوم كه آنهانيز برگزيدگان خداي سبحان(«الْمُصْطَفَوْنَ الْمُطِيعُونَ لِلَّهِ[5]») و حجت هاي حضرت حق جل وعلا هستند(«حجج الله علي اهل الدنيا والآخره[6]») و خداوند توسط آنها حجت خويش را بربندگانش تمام مي كند. اما در زمان غيبت كه آخرين حجت خدا غايب است و مردم به ايشان دست رسي ندارند ، هرچند در حقيقت حجت مغمور وپنهان خداي سبحان و واسطة فيض الهي است؛ ولي در عين حال ، لازم است كه كسي يا كساني به عنوان حجت ظاهري كه مردم به او دست رسي داشته باشند ، وجود داشته باشند، تاهم مرجع و پاسخگوي مردم در زمينه هاي مختلف ديني باشند وهم اتمام حجتي كه خداي سبحان از آن خبر داده است ، صورت بگيرد.
1 – 1 ) نقش علماي رباني در اتمام حجت
باتوجه به بيان فوق ، ضرورت نيابت ثابت مي شود. اما پاسخ اين پرسش كه چه كسي وكساني اين نيابت را بايستي عهده دار شوند و به عنوان حجت مطرح باشند تا بوسيلة آنها اتمام حجت صورت بگيرد؟ بايد روشن گردد. در جواب پرسش فوق بايد گفت: مقصود از نيابت از امام عصر(عج) بيشتر در مسايل ديني و تبيين و تفسير آموزه هاي اعتقادي ، احكامي و اخلاقي است[7]. بنابراين ، براساس حكم عقل و نقل كساني مي توانند اين وظيفة خطير را عهده دار شوند كه تخصص و آشناي بيشتر با منابع ديني و آموزه هاي وحياني داشته باشند وآنها راويان حديث معصومين يعني فقهاي جامع الشرائطند كه به عنوان حجت هاي امام عصر(عج) نيز معرفي شده اند.
به عبارت ديگر مسألة اتمام حجت يكي از مسايل مهم است و براساس روايات فراوان ، زمين هيچگاه از حجت خالي نيست ، اما آن حجت يا ظاهرو مشهور ويا خائف وپنهان است درزمان غيبت ؛ حجت معصوم خدا امام زمان(عج) پنهان است ؛ ولي حجت هاي كه آن حضرت براي مردم تعيين نموده است ، ظاهرو آشكار اند و آنها راويان احاديث اهل بيت يعني همان فقهاي جامع الشرائطند. براساس توقيعي كه از ناحية امام زمان(عج) صادر شده است آن حضرت صريحا حجيت آنها را بيان مي كند چنانكه فرمود:« أََمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِيهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِيثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِي عَلَيْكُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْهِم ؛ حوادثى كه براى شما پيش مىآيد، (براى دانستن حكم آنها) رجوع كنيد به راويان حديث ما ؛ زيرا آنها حجّت من بر شما هستند ، و من حجّت خدا بر آنها ميباشم[8]».
2 - نياز جامعه به هادي الي الله
يكى از ادله لزوم بعثت و ضرورت وجود وحضور امام در جامعه ، برهان هدايت عمومى است. « بر اساس هدايت عمومى الهى، خداى متعال، همه آفريدگان خويش را به سوى رشد و كمال نهايى آنان هدايت مىكند(:« قالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَ هَدى[9]») و اين هدايت، در دو بعد تكوينى و تشريعى صورت مىگيرد. در هدايت تكوينى، جايى براى اختيار و انتخاب وجود ندارد؛ يعنى خداى متعال در آفرينش موجودات، موجبات آن را به گونهاى كه عدول از آن ممكن نيست، قرار داده است. براى مثال، درخت، به نمو، شكوفه كردن و ميوه دادن كه غايت وجودى و كمال نهايى آن است، هدايت مىشود و اين هدايت، جبرى است. يك پرنده نيز هدف وجودى خود را دنبال مىكند و مسير ويژه زندگى خود را به طور جبرى مىپيمايد[10]».
اما در بهره مند شدن انسان از هدايت تشريعي و پيمودن مسيررشد وتكامل قضيه فرق مي كند ، يعني هدايت تشريعي به صورت جبري و طبيعي نيست ؛ زيرا خداي سبحان طبق حكمت بالغة خويش نوع انسان را برساير موجودات برتري داده و با اعطاي آزادي و اختيار و استعداد شگرف براي انسان او را موجود مختار و داراي قدرت انتخاب قرار داده است ، از اين رو براي هدايت و راهنماي او ، صدو بيست وچهار هزار پيامبر و كتاب هاي آسماني متعدد فرستاده ، تا انسان با خواست وارادة خودش راه سعادت و شقاوت را انتخاب نمايد و با انتخاب راه سعادت و رستگاري خودرا به قله اي تكامل وقرب الي الله برساند. و درصورتي كه به مخالفت با انبياي الهي و مناديان توحيد و عدالت برخيزد با اختيار خود مسير گمراهي را در پيش گرفته و سرانجام به عذاب الهي گرفتار خواهدشد.
2 – 1 ) امامان معصوم هاديان الي الله
براساس قرآن كريم كه مي فرمايد:« إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد[11]» براي هرقوم و گروه ، هدايت گري بايستي باشد ، بعد از رسول اكرم(ص) كه خاتم پيامبران است هاديان الي الله و راهنمايان بشر امامان معصوم اند. چنانكه در روايات زيادي كه در تفسير اين آيه مباركه نقل شده است مراد از «هاد» اميرمؤمنان علي (ع) وامامان معصوم بعد از او بيان شده است[12].
به عنوان نمونه چند تا از آن روايات را ذكر مي كنيم:
الف ) از امام باقر(ع) نقل شده است كه در بارة اين آيه شريفه:«إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ» فرمود :«رسول خدا(ص) بيم دهنده است و درهرزماني هدايتگري از ما(اهل بيت) هست كه مردم را به آنچه پيامبرخدا(ص) آورده است هدايت مي كند ، هدايتگرپس از رسول خدا(ص)، علي(ع) است، سپس هريك از اوصياي آن حضرت يكي پس از ديگري هدايتگران مردم اند[13]».
ب ) ابو بصير نقل مي گويد:« به امام صادق (عليه السّلام) عرض كردم معناى آيه « إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هاد » چيست ؟ فرمود: رسول خدا (ص) در تفسير آن فرموده : من منذرم ، و على(ع) هادى است ، حال به نظر تو اى ابا محمد!(ابامحمد كنيه ابابصير است) آيا در امروز هادى و هدايت گرى وجود دارد؟ عرض كردم : فدايت شوم ، همواره از شما هاديانى يكى پس از ديگرى وجود داشته تا نوبت به شخص شما رسيده. فرمود خدا رحمت كند اى ابا محمد، اگر اينچنين بود كه وقتى آيه اى كه در حق مردى (امامى ) نازل شده با مردن آن مرد مى مرد، قرآن مى مرد ولى قرآن كريم در بازماندگان جارى است چنانچه در گذشتگان جارى بود[14]».
ج ) در برخي روايات ديگر، هادي در هردوره و زمان ، امامي كه در آن عصرو زمان زندگي مي كند معرفي شده است، چنانكه فضيل مي گويد:«از امام صادق(ع)پرسيدم معناى جمله«ولكل قوم هاد»چيست؟ فرمود: هر امامى هادى مردمان قرنى است كه وى در ميان آنان زندگى مى كند[15]».
براساس اين روايات درهرزماني بايستي هدايتگر الي الله باشد و آن ، امام هرزمان است كه در آن زمان زندگي مي كند پس هادي در عصر غيبت ؛ امام زمان(عج) است. اما از آنجا كه آن حضرت در غيبت به سرمي برد و مستقيما هدايتگري ورهبري ديني و دنيوي جامعه را انجام نمي دهد ، بايستي كساني باشند كه به نيابت آن حضرت اين امرخطير ومهم را انجام دهند.
2 – 2 ) علماي رباني هدايتگران جامعه و حافظان دين
باتوجه به مطالب فوق ، مي توان گفت در زمان غيبت كه حجت خدا غايب است با اذن و عنايات وي ، فقهاي جامع الشرائط هدايت گران جامعه هستند. البته با الهام گيري از رهنمودها و آموزه هاي قرآن و سنت. چنانكه علامه طباطبايي صاحب تفسير گرانسنگ الميزان در تفسير آية 7 سوره رعد مي نويسد:« از اين آيه شريفه برمى آيد كه زمين هيچ وقت از هدايت گرى كه مردم را بسوى حق هدايت كند خالى نمى شود، يا بايد پيغمبرى باشد و يا هادى ديگرى كه به امر خدا هدايت كند[16]».
بي شك پيغمبري بعد از رسول خاتم(ص) نمي آيد كه هدايتگري جامعة بشري را به عهده بگيرد پس بايد هادي ديگري باشد كه به امر خدا هدايت نمايد ، براساس قرآن كريم هدايتگران به امر خدا امامان معصوم اند« يهدون بامرنا». در زمان غيبت آن هدايت گران كه بايستي برمبناي كتاب وسنت و عقل سليم هدايت مردم را عهده دارشوند علماي رباني و فقهاي جامع الشرائط اند كه با تلاش وكوشش و اجتهاد و استنباط احكام موضوعات مستحدثه وتبيين آن براي مردم ، آنهارا هدايت وراهنمايي نموده و از عقايد توحيدي آنها كه زيربناي مسايل اخلاقي و احكامي به شمار مي رود ، پاسداري مي كنند.
چنانكه درطول تاريخ شيعه ، عالمان متعهد وفداكار ، علاوه بر تبيين احكام ومعارف اسلامي براي مردم ، درحفظ دين وآموزه هاي حيات بخش آن و همچنين در پاسداري از عقايد مردم ، نقش كليدي داشته اند و دارند ، ودراين راه از هيچ تلاشي فروگذار نكرده اند. حتي در زمان حضور امامان معصوم(ع) نقش شاگردان دانشمند ومتعهد ائمه(ع) به عنوان عالمان و فقيهان وارسته ، درحفظ دين برجسته وقابل تقدير بيان شده است ، به عنوان نمونه ، امام صادق(ع)بعد ازآن كه زراره ، ابوبصيرمرادي ، محمدبن مسلم و بريدبن معاويه را احياگران امر اهل بيت و احاديث پدربزرگوارش امام باقر(ع) معرفي مي كند ، مي فرمايد:« هَؤُلَاءِ حُفَّاظُ الدِّينِ وَ أُمَنَاءُ أَبِي عَلَى حَلَالِ اللَّهِ وَ حَرَامِهِ... ، اينها حافظان دين و امانت داران پدرم برحلال وحرام خدا هستند[17]». در سخن ديگر از آن حضرت نقل شده است كه در بارة اين چهار نفر فرمود:« لَوْ لَا هَؤُلَاءِ انْقَطَعَتْ آثَارُ النُّبُوَّةِ وَ انْدَرَسَتْ ، اگر اينان نبودند آثار نبوت منقطع مي شد(به آيندگان نمي رسيد) و از بين مي رفت[18]».
درزمان غيبت نيز نقش برجستة علما در حفظ دين و آموزه هاي آن و همچنين در مبارزه با شبهات كه ازسوي مخالفين ايراد مي شود ، محسوس بوده و هست. در هرزماني كه دشمنان دين و اعتقادات مردم و همچنين شياطين انسي وجني ، در صدد ضربه زدن به دين و متزلزل ساختن بنياد هاي اعتقادي و فكري مؤمنين و شيعيان بر مي آمدند ؛ علماي رباني وآگاه به زمان بودند وهستند كه به مقابله باتهديدات دشمنان برمي خيزند وبا تمام توان از دين و اعتقادات مردم دفاع و پاسداري نموده و مي كنند. اگر تلاش ومجاهدة عالمان ديني ، در راستاي حفاظت دين و هدايت وراهنمايي مردم و مبارزه با شبهات مخالفين نبود ، عقايد ديني ومذهبي بسياري ازمردم دچار تزلزل مي شد. چنانكه امام هادي(ع) فرمود :
« اگر بعد از غيبت قائم ما نبودند علمايي كه مردم را به سوي او مي خوانند، و به سوي او راهنمايي مي كنند، و با برهانهاي الهي از دين او پاسداري مي كنند، و بندگان بيچاره خدا را از دامهاي ابليس و پيروان او و همچنين از دامهاي دشمنان اهل بيت رهايي مي بخشند، هيچ كس بر دين خدا باقي نمي ماند. اما علماي دين دلهاي متزلزل شيعيان ناتوان را حفظ مي كنند، هم چنان كه كشتيبان سكان كشتي را حفظ مي كند. اين دسته از علما در نزد خداوند داراي مقام و فضيلت بسياري هستند[19]».
2 – 3 ) نقش علما در پاسداري از عقايد مردم
نقش برجستة علماي رباني علاوه برحفظ دين وآموزه هاي آن، در پاسداري از عقايد مردم و مبارزه با شبهات دشمن بركسي پوشيده نيست. همچنين نقش علما در مبارزه با طاغوتيان زمان و حكام فاسد نيز، غير قابل انكار است و تاريخ مبارزات علماي شيعه در اين زمينه بهترين گواه اين مدعا است.
در روايات نيز ، علماي متعهد شيعه در زمان غيبت ، به عنوان مرزداران اعتقادي و فكري شيعيان و جهاد گران با دشمنان و شياطين انسي و جني ، معرفي شده اند واين گونه مرزداري از نظر اجرو پاداش ، هزار هزار برابر مرزداري جغرافياي و سياسي ، بيان شده است. چنانكه حضرت امام صادق(ع) فرمود :« علماي شيعه در مرزهايي كه شيطان و ايادي او در پشت آنها كمين كرده اند ، پاسداري داده و آنها را از اينكه بر شيعيان ناتوان هجوم برند ، باز مي دارند و اجازه نمي دهند كه شيطان و پيروان او و دشمنان اهل بيت ، بر ضعفاي شيعه تسلط يابند ، پس هر كس از شيعيان ما كه براي اين موضوع نصب شود، از كساني كه با روم و ترك و خزر در جهادند هزار هزار مرتبه برتر است ؛ زيرا او از اديان شيعيان و دوستداران ما دفاع مي كند و آنان از بدنهاي آنها[20]».
معلوم است كه مغلوبيت اعتقادي وفكري به مراتب بدتر و خطرسازتر از مغلوبيت نظامي و سياسي است ؛ لذا پاسداري از مرزهاي اعتقادي نيز ، به مراتب مهم تر از مرزداري نظامي و جغرافياي است.
3 - لزوم مفسّر و مبيّن براي شريعت
ضرورت نيابت در زمان غيبت را مي توان از برهان لزوم مفسر و مبين براي احكام و معارف اسلامي به دست آورد. روشن شدن اين بحث و به نتيجة مطلوب دست يافتن ، مبتني بر تبيين چهار مقدمه است كه به طور اختصار به آنها پرداخته مي شود:
الف) نبى اكرم(ص)، خاتم پيامبران است:« ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ... [21]»، محمد(ص) پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولكن فرستادة خدا وخاتم انبياء است. امام علي(ع) نيز، درنهج البلاغه درموارد متعدد از خاتميت رسول خدا(ص)سخن گفته است، گاهي با تعبير:«...وَ خَتَمَ بِهِ الْوَحْي..[22]»،وگاهي با عبارتي:«...أَمِينُ وَحْيِهِ وَ خَاتَمُ رُسُلِهِ...[23]»و... .
پس شريعتي را كه از سوي خداوند آورده است ، آخرين وكامل ترين دين آسماني و الهي است و براى هميشه باقى خواهد ماند ؛ زيرا به فرمايش امام صادق(ع) كه فرمود :« حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ...[24]». آموزه هاي دين كه رسول خاتم(ص) آورده است تا روزقيامت روشني بخش راه بشريت و دستور العمل زندگي انسانهاست.
ب) قرآن كريم، معجزة جاويدان رسول خاتم(ص) است و براى هميشه وهمگان ، پرتو افشان طريق سعادت و كمال خواهد بود. چنانكه امام صادق(ع) درپاسخ شخصي كه پرسيد: چرا قرآن هر چه بيشتر پخش شود و بيشتر مورد بحث قرار گيرد، تازهتر و شادابتر مىشود؟ فرمود :« خداى متعال آن را مخصوص زمانى خاص غير از زمانهاى ديگر، و براي مردمي جز مردمان ديگر، قرار نداده است ، به همين جهت است كه در هر زمان ، نو و جديد و در نزد هر قومي تازه است، تا روز قيامت[25]».
ج) آيات قرآن كريم، نيازمند تبيين و توضيح است و يكى از وظايف رسول اكرم (ص) نيز همين بود. چنانكه قرآن مي فرمايد:« وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ، وبه سوي توذكر(قرآن)را فرستاديم تا اينكه براي مردم تبيين كني ، آنچه را كه به سوي آنها فرستاده شده است[26]». قرآن كريم با اينكه از هرگونه تحريفي محفوظ باقي مانده و مي ماند؛(چون خداي سبحان بقا وحفظ آن را ضمانت نموده است[27])و تمام حقايق لازم براي هدايت بشر درآن هست، اما اين حقايق را قرآن به طور اجمال وكلي درخود دارد.
مثلا درقرآن كريم تأكيد فراواني براقامة نماز شده و بيش ازهفتاد مورد ازنماز با واژة «صلوه» ياد شده است ، ولي هيچ جاي قرآن كيفيت نماز خواندن ، تعداد ركعات ، شرايط نماز وديگر تفاصيل مربوط به نماز، بيان نشده است.
درمورد ساير احكام فقهي وغيرفقهي نيز چنين است كه تنها به ذكركليات اكتفا شده است ، اگر درموارد كمي هم تفاصيل بيان شده است ، آن نيز براساس حكمت هاي بوده است . حال جاي اين سؤال هست كه براي اينكه مردم بتوانند از حقايق ومعارف قرآن استفاده كنند ، چه كسي بايد ابهام واجمال قرآن را برطرف كند؟[28] وآموزه هاي آن را براي مردم ، تفسير وتبيين نمايد؟
د ) بدون ترديد در طول حدود 273 سال حضور مستقيم معصوم درجامعه چه در مدت 23 سال حضور رسول اكرم(ص) درجامعه و چه در زمان 250 سال حضور مستقيم امامان معصوم بعد از رحلت آن حضرت ، تمام آنچه در اين مدت نسبتاطولاني مردم و جامعة اسلامي مبتلابه بودند با جزئيات از سوي معصومين بيان شده اند و مورد عمل مسلمانان و شيعيان قرار گرفتند و آن مسايل و مطالبي كه در آن زمان مبتلابه مردم نبودند نيز ، كليات آنها از سوي معصومين بيان شده اند و به مسلمانان و شيعيان دستور داده اند كه در صورت رو برو شدن با مسايل جديد ومستحدثه احكام آن را از اين كليات ارائه شده استنباط واستخراج نمايند. چنانكه امام صادق(ع) فرمود:« إِنَّمَا عَلَيْنَا أَنْ نُلْقِيَ إِلَيْكُمُ الْأُصُولَ وَ عَلَيْكُمْ أَنْ تُفَرِّعُوا ، برما لازم است اصول احكام را براي شما بيان نماييم وبرشماست كه فروع را به اصول بازگردانيد[29]». درحديث ديگر ازامام رضا(ع) نيز فرمايشي به همين مضمون نقل شده است[30].
باتوجه به اين مقدما ت بايد گفت : در زمان غيبت نيز بايد كسي وكساني باشند كه آموزه هاي دين را با استفاده از آيات و روايات و راهنمايي هاي معصومين و سيرة آن بزرگواران ، براي مردم تفسير وتبيين نمايند و مرجع و پاسخگوي آنها درحوزة دين داري باشند. واين يعني نيابت از امام معصوم در انجام كارهاي كه بايستي در جامعه صورت بگيرند.
3 – 1 ) نقش علما در تبيين آموزه هاي ديني و صدور فتوا
در زمان غيبت مسئوليت استنباط احكام و تبيين آن براي مردم به عهدة علماي رباني و فقهاي جامع الشرائط است كه با تفريع فروع و استخراج احكام مسايل مستحدثه از كليات ارائه شده ازسوي معصومين(ع) مرجع ديني وپاسخگوي احكامي مردم باشند. و در اين راه مورد تأييد وعنايات حضرت بقية الله الاعظم(عج) نيز قرار مي گيرند. چنانكه در تاريخ نمونه هاي فراواني نقل شده است كه فقهاي بزرگ شيعه مسايل سخت و مشكل لاينحل خودشان را با توسل به آن حضرت حل مي كردند. و در تبيين مسايل فقهي اگر از سوي فقيهي اشتباهي رخ مي داد ، گاهي آن حضرت تصحيح مي كرد و به ياري او مي شتافت. به عنوان نمونه ، نقل شده است كه :« ازدهات كسي به خدمت شيخ[مفيد] رسيد وسؤال كرد كه زني حامله فوت كرده وحملش زنده است ، آيا بايد شكم ضعيفه را شكافت وطفل را بيرون يا اينكه با آن حمل اورا دفن كنيم ؟ شيخ فرمود: با همان حمل اورا دفن كنيد.
آن مردبرگشت در اثناء راه ديد سواري از پشت سرمي آيد ، چون نزديك رسيد گفت اي مرد شيخ مفيد گويد: شكم آن ضعيفه را شق كنيد وطفل را بيرون آورده وزن را دفن كنيد ، آن مرد چنين كرد. بعد از چندي ماجرا را براي شيخ نقل كردند ، شيخ فرمود كه من كسي را نفرستادم و معلوم است كه آن كس صاحب الزمان(عج) بوده ، الحال كه دراحكام شرعيه خطامي نماييم همان بهتر كه ديگر فتوا ندهيم ، پس درخانه بست وبيرون نيامد. ناگاه از حضرت صاحب الامر توقيعي بيرون آمد به سوي شيخ كه:« برشما است كه فتوا بگوييد وبرماست كه تسديد[31] كنيم شمارا ونگذاريم كه در خطا واقع شويد»، پس شيخ بار ديگر به مسند فتوا نشست[32]».
بنابراين درزمان غيبت ضرورت نيابت ايجاب مي كند كه كساني باشند كه پاسخگوي مسايل شرعي مردم و مبين احكام وآموزه هاي ديني درجامعه باشند و آنها فقهاي جامع الشراطند.
3 – 2 ) شرائط نيابت از امام عصر(عج)
در اينجا نكتة مهم كه بايد مطرح شود پاسخ اين سؤال است كه آيا هرعالمي كه در فهم متون ديني تخصص پيدا كرده وسرو كاري با كتاب وسنت دارد ، داراي منصب نيابت و مرجعيت است ومردم مي تواند به او مراجعه نمايند؟ و يا شرط وشروطي ازسوي معصومين(ع) براي مرجعيت بيان شده است؟
پاسخ اين است كه هرعالم ديني نمي تواند به عنوان مرجع ديني ونايب امام معصوم باشد؛ بلكه اين مقام را كسي مي تواند عهده دارشود كه شرايط تعيين شده ازسوي معصومين(ع)را دارا باشد.
از جمله فرمايش امام حسن عسكري(ع) است كه براي مرجع ديني ونايب عام امام معصوم ، چهار شرط مهم را بيان نموده است ، چنانكه فرمود:« فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لَا يَكُونُ إِلَّا بَعْضَ فُقَهَاءِ الشِّيعَةِ لَا جَمِيعَهُم ، هر كس از فقيهان كه نفس خود را(ازگناه) پاس دارد، و دين خود را حفظ كند ، و به مخالفت با هواهاى خويش برخيزد ، و فرمان خداى را اطاعت كند ، بر عوام است كه از او تقليد نمايند. و اين چنين كس نخواهد بود ، مگر بعضى از فقيهان شيعه نه همه آنان[33]».
بنابراين ، آن عالمان وفقهاي نيابت از امام زمان(عج) ومرجعيت ديني دارند و حجت آن حضرت برمردم اند كه علاوه برداشتن تخصص درمتون ديني وبرخوردار بودن از قوة استنباط احكام ، داراي تعهد اخلاقي و واجد شرايط فوق نيز باشند. عالمان كه از شرايط لازم و تعهد اخلاقي برخوردار نيستند و فريفتة دنيا و دنياطلبان هستند نه تنها صلاحيت نيابت ومرجعيت ندارند بلكه از آنها جهت حفظ دين برحذر داده شده است ، چنانكه امام صادق(ع) از جد بزگوارش پيامبراكرم(ص) نقل مي كند كه فرمود:«فقيهان امانتدار پيامبرانند، تا آن زمان كه در دنيا داخل نشده باشند. گفتند: اى پيامبر خدا! داخل شدن ايشان در دنيا به چيست؟ فرمود: پيروى سلطان، چون چنين شدند، از ايشان بردين خود بترسيد[34]».
درروايت ديگر از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود:«اگر عالمى را دوستدار دنيا يافتيد، او را دركار دين خود متهم سازيد، زيرا كه هر دوستدار دربند چيزى است كه آن را دوست مىدارد[35]».
بنابراين باتوجه به جايگاه بسيار رفيع مرجعيت و نيابت ، هرعالم و درس فقه و اصول خواندة نمي تواند عهدة دار اين منصب مهم گردد ، بلكه تنها كساني صلاحيت اين كار را دارند كه واجد شرايط مذكور بوده و بازهد در دنيا هميشه به ياد آخرت و پاي بند سنت و سيرة رسول اكرم(ص) باشند. چنانكه امام باقر(ع) فرمود:«... إِنَّ الْفَقِيهَ حَقَ الْفَقِيهِ الزَّاهِدُ فِي الدُّنْيَا الرَّاغِبُ فِي الْآخِرَةِ الْمُتَمَسِّكُ بِسُنَّةِ النَّبِيِّ (ص)، فقيه واقعي آن عالمي است كه ازدنيا(ومقامات وراحتيها وبهره وريهاي دنيا) پوشيده باشد ، ودل به خدا وآخرت( وتعهد وتكليف خدايي ) سپرده باشد و همواره پابند به سنت پيامبراكرم(ص) باشد[36]».
نتيجه گيري
ضرورت نيابت از امام عصر(عج) در زمان غيبت از دلايل اقامه شده بر لزوم بعثت و وجود امام معصوم در جامعه به خوبي قابل استفاده است. از جملة ضرورت وجود حجت در زمين ولزوم اتمام حجت به روشني ضرورت نيابت را به اثبات مي رساند ، زيرا اگر درزمان غيبت كساني نباشندكه به نيابت از امام عصر(عج) به عنوان حجت هاي آن حضرت براي مردم باشند لازمه اش عدم اتمام حجت است و اين برخداوند محال است.
همچنين لزوم هادي درجامعه ايجاب مي كند كه در زمان غيبت كساني باشندكه كه به عنوان نايبان عام حضرت مهدي(عج) مسئوليت هدايت وراهنماي مردم را به عهده بگيرند ، درغير اين صورت قبح بلا بيان پيش مي آيد كه آن نيز ، برخداوند حكيم محال است.
ضرورت تبيين و تفسير آموزه هاي ديني از ديگر دلايلي است كه نيابت درزمان غيبت را ضروري مي سازد ؛ زيرا تا قيامت مردم هرزمان مكلفند كه به دستورات دين اسلام عمل كنند ، بديهي است كه عمل به دستورات اسلام متفرع برآشناي وآگاهي از آن است و آگاهي بخشي ورساندن پيام دين را به مردم وظيفة پيامبر وامام است و درصورت عدم حضور آن بزرگواران بايستي كساني باشند كه به نيابت از امام پيام دين را به مردم برسانند. در زمان غيبت فقهاي جامع الشرائط اين مسئوليت را دارند.
نيابت از امام عصر(عج) براي آن عده از فقها قابل تصور است كه از شرايط تعيين شده در روايات برخوردار باشند درغير اين صورت نه تنها صلاحيت نيابت ندارند بلكه به دوري مردم از آنها سفارشده است.
[2] - جمعي از نويسندگان( 1387ش) ، امامت پژوهي ، ص 147.
[3] - نساء/ 167.
[4] - انفال/ 42 .
[5] - محمدبن علي بن بابويه ، (1372ش) ، عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج2 ؛ ص274 .
[6] - محمدبن علي بن بابويه ،(1413ق) ، من لايحضره الفقيه ، ج2 ، ص 610 و 611 .
[7] - هرچند از دلايل عقلي ونقلي زيادي درصورت فراهم بودن شرايط ، مسئوليت و نيابت علماي رباني وفقهاي جامع الشرائط در تشكيل حكومت اسلامي و به دست گرفتن ادارة سياسي ، اجتماعي و اقتصادي جامعه را نيز ، مي توان به دست آورد.
[8] - محمدبن حسن طوسي، (1411 ق) ، الغيبه(للطوسي )، ص 291.
[9] - طه/ 50 .
[10] - جمعي از نويسندگان(1387ش) ، امامت پژوهي، ص 146.
[11] - رعد/ 7 .
[12] - علي بن ابراهيم قمي ،(1404ق) ، تفسير قمي ، ج1 ، ص 359 . محمدبن يعقوب كليني ، (1407 ق) ، الكافي(ط -الاسلاميه)، ج 1 ، ص 191 – 192 . و... .
[13] - محمدبن يعقوب كليني ،(1407 ق) ،الكافي(ط- الاسلاميه) ، ج1 ، ص 191 – 192 .
[14] - همان ، ص 92 .
[15] - همان ، ص 191 .
[16] - ترجمه تفسير الميزان ، جلد 11 ، صفحه 416 .
[17] - حسين بن محمدتقي نوري ، ( 1408 ق) ، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج17، ص 314 .
[18] - محمدبن حسن حرعاملي ، (1409ق) ، وسايل الشيعه ، ج27 ، ص 142.
[19] - احمدبن علي طبرسي ، (1403ق) ، الإحتجاج على أهل اللجاج ، ج1، ص 18.
[20] - همان ، ص17.
[21] - احزاب / 33 .
[22] - نهج البلاغه ، خطبه 133.
[23] - همان ، خطبه 173.
[24] - محمدبن يعقوب كليني، (1407 ق) ، الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج1 ؛ ص58 .
[25] - محمدبن علي ابن بابويه، (1372ش) ، عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج2 ؛ ص87 .
[26] - نحل/ 44 .
[27] - «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ ». حجر/ 9 .
[28] - محمدتقي مصباح ، (1375ش) ، راهنماشناسي، ص 342 .
[29] - محمدبن حسن حرعاملي، (1409ق) ، وسائل الشيعة، ج27 ، ص 61 .
[30] - همان ، ص 62 .
[31] - تسديد(به فتح تا) يعني راست ودرست كردن ، راست گردانيدن.
[32] - محمدبن سليمان تنكابني (1383)، زندگي دانشمندان ، ص 384 – 385 .
[33] - احمدبن علي طبرسي، (1403ق) ، الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي) ؛ ج2 ؛ ص458 .
[34] - محمدبن يعقوب كليني ، (1407 ق)، الكافي(ط- الاسلاميه) ، ج1 ، ص 46 .
[35] - همان .
[36] - همان ؛ ص70 .
فهرست مطالب
- 1. قرآن كريم .
- 2. نهج البلاغه ترجمه محمد دشتي .
- ابن بابويه محمدبن علي ، عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ترجمه: حميد رضا مستفيد و على اكبر غفارى، تهران ، نشر صدوق ، 1372ش .
- _______كمال الدين و تمام النعمة، تحقيق وتصحيح: علي اكبرغفاري، تهران، اسلاميه، 1395ق.
- ________من لا يحضره الفقيه ، تحقيق وتصحيح: علي اكبرغفاري ، قم ، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، 1413ق ، چاپ دوم .
- تنكابني ، محمدبن سليمان ، زندگي دانشمندان ، تلخيص وتحقيق محمدرضا حاج شريفي خوانساري ، قم ، مؤسسه فرهنگي انتشاراتي حضور، 1383ش.
- جمعي از نويسندگان، امامت پژوهي(بررسي ديدگاه اماميه، معتزله واشاعره)،- زير نظر محمود يزدي مطلق(فاضل)- مشهد، دانشگاه علوم اسلامي رضوي، 1387ش، چاپ دوم.
- حر عاملى، محمد بن حسن ، وسائل الشيعة الي تحصيل مسايل الشريعه ، تحقيق وتصحيح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، قم ، مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، 1409ق.
- صفار، محمد بن حسن ، بصائر الدرجات في فضائل آل محمّد صلّى الله عليهم ، تحقيق وتصحيح: محسن بن عباسعلى كوچه باغى، قم ، مكتبة آية الله المرعشي النجفي ، 1404ق.
- طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج، تحقيق وتصحيح: محمدباقرخرسان ، مشهد ، نشر مرتضى ، 1403ق .
- 11. طوسي ، محمدبن حسن(شيخ طوسي) الغيبة( للطوسي)/ كتاب الغيبة للحجة، تحقيق وتصحيح: عبادالله تهراني، و علي احمد ناصح، قم، دار المعارف الإسلامية ،1411ق .
- قمى، على بن ابراهيم ، تفسير القمي ، تحقيق وتصحيح : طيب موسوي جزائري ، قم ، دار الكتاب ، 1404 ق ، چاپ سوم .
13. كلينى، محمدبن يعقوب ، الكافي( ط- الإسلامية)، تحقيق وتصحيح: علي اكبرغفاري و محمدآخوندي ، تهران ، دار الكتب الإسلامية ، 1407ق ، چاپ چهارم.
- مصباح ، محمدتقي ، راهنماشناسي ، تهران ، مؤسسة انتشارات اميركبير ، 1375ش.
15. نورى، حسين بن محمد تقى ، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ، تحقيق وتصحيح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام ، قم ، مؤسسة آل البيت عليهم السلام، 1408ق.
دراین صفحه از فضای گسترده ای مجازی مقالات پژوهشی این جانب که بعضی از آنها در مجلات ونشریه ها وکتابهای مجموعه مقالات برتر چاپ شده اند وهمچنین مطالب فرهنگی تحلیلی که درنشریه اجتماعی فرهنگی ادبی«قلم » درچندین شماره به نشر رسیده اند ، روی میز مطالعه بازدیدکنندگان عزیز قرار می گیرد امید است که برای شما دوستان گرامی قابل استفاده باشد.