بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از حقوق زن که ریشه ای طبیعی و آفرینشی دارد و اسلام ضمن سرو سامان دادن به آن ، آن را به حالت فطریش برگردانید ، مهر زن است که هرگاه مردی خواست همسری برای خود انتخاب نماید ، باید برای او مهری قراردهد. قرآن در آیات متعدد از آن سخن گفته و برآن تأکید می کند. از جمله می فرماید:« وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً ... ، بايد كابين و مهریه زنها به صورت عطيه و پيشكش تقديم شود »( نساء / 4 ).

شهید مطهری در توضیح این آیه مبارکه می فرماید :« قرآن کریم در این جمله کوتاه به سه نکته اساسی اشاره کرده است :

اولا [ از مهر ] با نام «صدُقه»(بضم دال) یاد کرده است نه با نام «مهر» صدُقه از ماده صدق است و بدان جهت به مهر صداق یا صدُقه گفته می شود که نشانه ای راستین بودن علاقه ای مرد است ... .

دیگر اینکه با ملحق کردن ضمیر (هُنَ ) به این کلمه می خواهد بفرماید که مهریه به خود زن تعلق دارد نه به پدر و مادر ، مهر مزد بزرگ کردن و شیردادن و نان دادن به او نیست.

سوم اینکه با کلمه « نحله » کاملا تصریح می کند که مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی ، عطیه و هدیه ندارد ».( مجموعه آثار شهید مطهری ، ج 19 ، ص 200 ) .

از منظر شهید مطهری فلسفه ای حقیقی وجوب مهر ، از ابداعات خلقت و مطابق با قانون آفرینش است و خلقت نامتشابه زن و مرد و دوگونگی احساسات و روحیاتی که دست توانای آفرینش در نهاد زن و مرد قرار داده است ، زمینه ساز پرداخت مهریه از سوی مرد به زن شده است. (همان ، ص 197 - 198 ).

قرآن و ملغاکردن رسوم محروم کننده زن از مهر

قرآن کریم که آموزه های انسان ساز آن براساس فطرت و منطق استوار است ، با هر رسمی که در زمان جاهلیت موجب محرومیت زن از مهر می شد ، مبارزه و آن را ملغا کرد . شهید مطهری برخی از این رسوم ظالمانه را ذکر می کند. یکی از آن رسوم ، ارث زوجیت بوده ، به این معنا که :« اگر کسی می مرد وارثان او از قبیل فرزندان و برادران همان طوری که ثروت اورا به ارث می بردند ، همسری زن او را نیز به ارث می بردند ... وخود شان را مختار می دانستند که زن او را به دیگری تزویج کنند و مهر را خودشان بگیرند و یا اورا بدون مهر جدید و به موجب همان مهری که میت قبلا پرداخته ، زن خود قرار دهند ».(همان ، ص 205 ).

قرآن کریم این رسم را ملغا کرد :« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً ... ، ای کسانی که ایمان آورده اید ! برای شما حلال نیست که از زنان ، از روی اکراه ( و ایجاد ناراحتی برای آنها ) ارث ببرید »(نساء / 19 ).

در تفسیر قمی ذیل این آیه از امام باقر علیه السلام نقل شده است که در جاهلیت رسم چنین بود که وقتی شخصی دوستش می مرد و زنی از او می ماند ، او جامه ای خودرا بر سر آن زن می انداخت و همین باعث می شد که از دواج با آن زن را به ارث ببرد و مهریه ای هم پرداخت نکند ، اگر این شخص پسر متوفی می بود هم نکاح زن پدر را ارث می برد و هم مال پدر را .( تفسیرالقمی ، ج1 ، ص 134 ).

قرآن علاوه بر ملغا کردن این رسم ظالمانه ، به طورکلی ازدواج با زن پدر را نیز ممنوع کرد :« وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ ... ، با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده اند ، هرگز ازدواج نکنید »( نساء / 22 ).

هرچند به صورت ارث نباشد و بخواهند آزادانه با هم ازدواج نمایند.

یکی دیگر از رسوم ظالمانه ای که موجب محرومیت زن از مهر می شد این بود که مردی با زنی ازدواج می کرد ، اما همین که نسبت به او دلسرد می شد و هوای ازدواج مجدد می کرد ، زنش را متهم به فحشا نموده و چنین وا نمود می کرد که این زن از اول شایستگی همسری مرا نداشت و ازدواج باید فسخ شود و من مهری را که داده ام پس بگیرم .(مجموعه آثار شهید مطهری ، ج 19 ، ص 206 ).

قرآن کریم با نزول آیات 20 و 21 سوره نساء ، این رسم جاهلیت را نیز منسوخ کرد .

یکی دیگر از این رسوم ظالمانه این بود که وقتی مردی نسبت به زنش بی میل می شد ، او را در مضیقه قرار می داد تا از این طریق زن را مجبور به گرفتن طلاق کند و آنچه را به عنوان مهر به او داده بود ، از او پس بگیرد. اسلام این رسم غیر انسانی را نیز ملغا نموده و فرمود :« وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ يَأْتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ، و آنان( زنان ) را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده اید( ازمهر ) تملک کنید ؛ مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند »( نساء/ 19).

خلاصه این که اسلام، از یکسو با هر رسمی که در زمان جاهلیت باعث تضییع حقوق زنان و محرومیت آنها از مهر می شد ، شدیدا مخالفت نموده و آن را منسوخ کرد ، از سوی دیگر بر ادا و پرداخت مهریه از ناحیه مرد تأکید نمود . از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است که فرمود : اگر کسی از روی ظلم و اجحاف به زن ، مهریه او را نپردازد ، در نزد خدای سبحان زنا کار محسوب شده و در قیامت مورد عقوبت و عذاب واقع می شود . (ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، ص 280 ).

شهید مطهری ضمن هماهنگ دانستن قانون مهر با طبیعت می گوید: « قانون مهر هماهنگی با طبیعت است از این رو که نشانه و زمینه ای آن است که عشق از ناحیه مرد آغاز شده و زن پاسخگوی عشق اوست و مرد به احترام او هدیه ای نثار او می کند». مجموعه آثار استاد شهید مطهری ، ج 19 ، ص 207 208 .

باتوجه به مطالب فوق به روشنی بی پایگی و غیر منطقی بودن برخی ایراد و اشکال های که از سوی برخی ناآگاهان از سیستم مهری اسلام، و یا مغرضان و غرب گرایان نسبت به حقوق زن ازجمله مهر مطرح می شود و آن را به عنوان بها و قیمت زن تلقی می کنند ، ثابت می شود زیرا :

اولا مهری که مرد برای زن پرداخت می کند یک امر کاملا مطابق با فطرت و یک ماده ازاساسنامه ای کلی قانون خلقت است.

ثانیا چنانکه اشاره شد ، قرآن کریم مهر را به عنوان نحله یعنی عطیه و پیشکش از سوی مرد بیان کرده و نشانه ای اعلام صداقت و راستی و ابراز عشق و علاقه به زن مورد نظرش می داند ، نه به عنوان قیمت و بهای زن .

ادامه دارد ...